۱۴۰۴-۱۲-۲۶

. نمای کلی رویدادها در ۲٤ ساعت گذشته

 

گزارشگر ویژه سازمان ملل  تایید کرد : « جمهوری اسلامی در دی‌ماه با گلوله، قطع اینترنت و تهدید به اعدام به اعتراضات پاسخ داد»

 

مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران، در تازه‌ترین گزارش خود به شورای حقوق بشر، از سرکوب خونین اعتراضات سراسری دی ماه، قطع گسترده اینترنت و ارتباطات، و تشدید بحران حقوق بشر در ایران پس از حملات نظامی اسرائیل و آمریکا خبر داده و تأکید کرده است که استفاده از نیروی مرگبار علیه معترضان، پنهان‌سازی ابعاد سرکوب از طریق خاموشی ارتباطات، و به‌کارگیری اتهامات منجر به صدور حکم اعدام برای خاموش‌کردن مخالفان، از محورهای اصلی این بحران بوده است.

براساس گزارش تازهٔ مای ساتو که روز دوشنبه ۲۵ اسفندماه، به شصت‌ویکمین نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل ارائه شد، وضعیت حقوق بشر در ایران را در فاصلهٔ ژانویهٔ ۲۰۲۵ تا فوریهٔ ۲۰۲٦ بررسی می‌کند، اما محور اصلی آن اعتراضات سراسری‌ است که از ۲۸ دسامبر ۲۰۲۵ آغاز شد.

ساتو می‌گوید این اعتراضات در ابتدا با فشار شدید اقتصادی جرقه خورد، اما خیلی زود به جنبشی فراگیر با مطالباتی فراتر از مسائل اقتصادی تبدیل شد؛ جنبشی که مردم با زمینه‌های قومی، مذهبی و اجتماعی مختلف، از جمله کودکان، در آن حضور داشتند و خواهان تغییرات بنیادین در شیوهٔ حکمرانی بودند. این اعتراضات به سرعت در ۳۱ استان گسترش یافت.

در این گزارش، واکنش حکومت به این اعتراضات «از شدیدترین اشکال خشونت علیه معترضان در تاریخ معاصر» توصیف شده است. ساتو می‌نویسد شواهد متعددی از استفادهٔ بیش از حد و مرگبار از زور علیه معترضان دریافت کرده؛ از جمله تیراندازی با سلاح‌های جنگی و شات‌گان، شلیک از مواضع مرتفع، و هدف‌گیری نواحی حیاتی بدن مانند سر و سینه. او تصریح می‌کند که شلیک به جمعیت‌های غیرمسلح و استفاده از نیروی کشنده، با استانداردهای بین‌المللی سازگار نیست و روایت رسمی حکومت دربارهٔ «تروریستی» بودن اعتراضات را با شواهد موجود قابل جمع نمی‌داند.

یکی از مهم‌ترین بخش‌های گزارش به آمار کشته‌شدگان مربوط است. بر اساس بیانیهٔ شورای عالی امنیت ملی در ۲۲ ژانویه، مقام‌های جمهوری اسلامی شمار کشته‌شدگان را ۳,۱۱۷ نفر اعلام کرده‌اند. اما گزارش مای ساتو با ارجاع به هرانا، می‌گوید تا ۱۵ فوریه دست‌کم ۷,۰۱۵ کشته تأیید شده ثبت شده است؛ رقمی که شامل حداقل ۶,۵۰۸ معترض، از جمله ۲۲٦ کودک، و ۲۱٤ عضو نیروهای امنیتی می‌شود. افزون بر این، گزارش از ۱۱,۷٤٤ مرگ دیگر در حال بررسی خبر می‌دهد. ساتو تأکید می‌کند که همین برآورد محافظه‌کارانه نیز بیش از دو برابر رقم رسمی منتشرشده از سوی دولت است و شکاف میان آمار رسمی و داده‌های میدانی، بر رنج خانواده‌هایی می‌افزاید که هنوز در جست‌وجوی عزیزان خود هستند.

در نمونه‌ای که گزارش به‌طور مشخص به آن اشاره می‌کند، سهند ناصری، نوجوان ۱۵ ساله‌ای که در اعتراضات کرج با گلوله به سینه کشته شد، به‌عنوان نمادی از نسل جوانی معرفی شده که با امید به آینده به خیابان آمد اما با خشونت مرگبار روبه‌رو شد. ساتو از این پرونده برای نشان‌دادن فاصلهٔ عمیق میان روایت رسمی حکومت و واقعیت انسانی اعتراضات استفاده می‌کند.

گزارش همچنین تصویر نگران‌کننده‌ای از وضعیت بازداشت‌ها ارائه می‌دهد. ساتو می‌نویسد شمار دقیق بازداشت‌شدگان همچنان نامشخص است و بسیاری از خانواده‌ها هنوز نمی‌دانند عزیزانشان زنده‌اند یا کجا نگهداری می‌شوند. در گزارش آمده که رسانه‌های داخلی ایران در ۱٦ ژانویه از حدود ۳,۰۰۰ بازداشت خبر داده بودند، اما داده‌های گردآوری‌شده توسط سازمان‌های مدنی نشان می‌دهد شمار بازداشت‌ها ممکن است به ده‌ها هزار نفر برسد. همچنین به نقل از سخنگوی قوهٔ قضاییه آمده که تا میانهٔ فوریه بیش از ۱۰,۵۰۰ نفر برای تعقیب قضایی معرفی شده و نزدیک به ۹,۰۰۰ نفر کیفرخواست گرفته‌اند. به گفتهٔ گزارش، دست‌کم ۳۰ نفر، از جمله دو کودک ۱۷ ساله، در پی دادرسی‌های شتاب‌زده با خطر مجازات اعدام روبه‌رو شده‌اند.

یکی دیگر از محورهای اصلی گزارش، خاموشی ارتباطات و قطع اینترنت است. ساتو می‌گوید حکومت ایران در ۸ ژانویه ۲۰۲٦ تقریباً به‌طور کامل ارتباطات مخابراتی و اینترنتی را در سراسر کشور قطع کرد؛ اقدامی که نه‌تنها هماهنگی معترضان را مختل کرد، بلکه دسترسی مردم به خدمات اضطراری، تراکنش‌های مالی و ارتباط با بستگان بازداشت‌شده یا زخمی را نیز از بین برد. به نوشتهٔ او، این خاموشی سراسری حدود سه هفته ادامه داشت و حتی پس از بازگشت تدریجی اتصال، سطح دسترسی بسیار پایین‌تر از پیش باقی ماند. گزارش تأکید می‌کند که قطع ارتباطات هم‌زمان با تشدید خشونت، عملاً شرایطی ایجاد کرد که در آن نقض‌های حقوق بشری از نظارت عمومی و مستندسازی مستقل پنهان بماند.

ساتو در توصیف این وضعیت می‌نویسد الگوی موجود نشان‌دهندهٔ «به‌کارگیری زیرساخت‌های ارتباطی به‌عنوان ابزار سرکوب» است. او شبکهٔ ملی اطلاعات، کنترل دسترسی به اینترنت جهانی، گردآوری داده‌های کاربران و طرح‌های محدودکنندهٔ تازه را بخشی از سیاستی می‌داند که در آن دسترسی به اطلاعات نه یک حق، بلکه امتیازی قابل سلب تلقی می‌شود. گزارش اضافه می‌کند که این خاموشی پیامدهای اقتصادی سنگینی نیز داشته و برخی کسب‌وکارهای کوچک و متوسط تا ۸۰ یا ۹۰ درصد درآمد خود را از دست داده‌اند.

از دیگر بخش‌های برجستهٔ گزارش، موضوع نقض بی‌طرفی پزشکی است. ساتو می‌گوید بیمارستان‌ها و مراکز درمانی در جریان اعتراضات، به‌جای آن‌که پناهگاه امن مجروحان باشند، به محل سرکوب، شناسایی و بازداشت تبدیل شدند. در گزارش آمده نیروهای امنیتی وارد بخش‌های بیمارستانی شده‌اند، پزشکان و پرستاران را کتک زده یا بازداشت کرده‌اند، فهرست بیماران را ضبط کرده‌اند و حتی مانع درمان مجروحان شده‌اند. در یک جمع‌بندی تند، ساتو می‌نویسد نتیجهٔ این وضعیت، ایجاد نظامی درمانی بوده که در آن «مجروحان بیش از خود زخم، از مراجعه برای درمان می‌ترسند» و «نجات جان انسان‌ها عملاً جرم‌انگاری شده است.»

گزارش در عین حال به وضعیت کلی حقوق بشر در ایران نیز پرداخته و از افزایش کم‌سابقهٔ اعدام‌ها سخن گفته است. بر اساس این متن، دست‌کم ۱,٦۳۹ نفر در سال ۲۰۲۵ در ایران اعدام شده‌اند؛ آماری که نسبت به سال قبل جهش چشمگیری نشان می‌دهد. ساتو هشدار می‌دهد که اتهام‌های امنیتی و مستوجب اعدام، از جمله محاربه، افساد فی‌الارض و جاسوسی، بیش از پیش به ابزاری برای سرکوب مخالفت سیاسی تبدیل شده‌اند و همین الگو اکنون در پرونده‌های مربوط به اعتراضات سراسری نیز دیده می‌شود.

در بخش پایانی گزارش، ساتو به تحولات پس از نهایی‌شدن متن نیز اشاره می‌کند و می‌نویسد وضعیت حقوق بشر در ایران پس از حملات نظامی اسرائیل و ایالات متحده وخیم‌تر شده است. او این حملات را مغایر با منشور سازمان ملل و ناقض اصل منع توسل به زور دانسته و در عین حال نسبت به حملات تلافی‌جویانهٔ ایران در منطقه نیز ابراز نگرانی کرده است. به نوشتهٔ او، حمله به غیرنظامیان، مدارس و مراکز درمانی از جمله موارد گزارش‌شده پس از این حملات بوده و هم‌زمان شرایط در زندان‌ها نیز بحرانی‌تر شده است؛ از جمله کمبود شدید غذا و خدمات درمانی برای زندانیان. ساتو تصریح می‌کند که «مداخلهٔ نظامی غیرقانونی نباید با راه‌حلی برای وضعیت حقوق بشر در ایران اشتباه گرفته شود» و هر راه‌حلی باید بر پایهٔ حاکمیت قانون، ارادهٔ مردم ایران و پاسخگویی کامل در قبال نقض‌های مستندشده استوار باشد.

در جمع‌بندی، گزارشگر ویژه سازمان ملل، اعتراضات سراسری زمستان ۲۰۲۵ را نقطه‌ای تعیین‌کننده در بحران حقوق بشر ایران توصیف می‌کند؛ نقطه‌ای که به گفتهٔ او ماهیت ساختاری سرکوب در جمهوری اسلامی را آشکار کرده است: از استفاده از نیروی مرگبار علیه معترضان و خاموشی اینترنت گرفته تا حمله به بیمارستان‌ها، اعتراف‌گیری اجباری، بازداشت‌های گسترده، و استفاده از مجازات اعدام برای ارعاب جامعه. او از مقام‌های ایران خواسته است همهٔ بازداشت‌شدگان مرتبط با اعمال مسالمت‌آمیز حقوق بنیادین را آزاد کنند، سرنوشت مفقودشدگان را روشن کنند، به قطع اینترنت و سرکوب دیجیتال پایان دهند و دربارهٔ کشتار و نقض‌های رخ‌داده تحقیقاتی مستقل و بی‌طرفانه انجام دهند.

..............................

در پی تیراندازی مأموران سپاه بە یک خودرو درشهر بانە یک نفر کشته  و سە نفر شد بازداشت شدند

 

روز چهارشنبه ۲۰ اسفندماه، در جریان تیراندازی نیروهای سپاه پاسداران به سمت یک خودرو در شهر بانه، آرمان خالق‌پناه، راننده این وسیله نقلیه جان خود را از دست داد. همزمان سه سرنشین دیگر این خودرو به نام‌های عبدالله مهجور، سالار آذر و شیخ زاهد شهابی توسط مأموران بازداشت شدند.

براساس این گزارش، روز چهارشنبه ۲۰ اسفندماه ۱٤٠٤، نیروهای سپاه پاسداران در حوالی شهرستان بانه یک خودروی شخصی را محاصره کردند و بلافاصله آن را هدف شلیک مستقیم قرار دادند. در نتیجه این تیراندازی، آرمان خالق‌پناه که راننده خودرو بود، جان خود را از دست داد.

در ادامه این رویداد، سه سرنشین دیگر خودرو که همگی اهل سقز هستند با خشونت توسط نیروهای سپاه پاسداران بازداشت شدند. هویت این افراد عبدالله مهجور، سالار آذر و شیخ زاهد شهابی اعلام شده است.

در این گزارش آمده است که با گذشت چند روز از این واقعه، پیکر آرمان خالق‌پناه هنوز به خانواده او تحویل داده نشده است. پیگیری‌های خانواده‌های سه شهروند بازداشت‌شده برای اطلاع از اتهامات مطروحه و محل نگهداری آنان نیز تاکنون بی‌نتیجه مانده است.همچنین نیروهای اطلاعات سپاه منازل خانوادگی سه شهروند بازداشتی را مورد تفتیش قرار دادند.

عبدالله مهجور، شهروند اهل شهرستان سقز، پیشتر نیز به‌واسطه فعالیت‌های خود سابقه بازداشت و برخورد قضایی داشته است.

.............................

گزارش جامع هرانا از شانزدهمین روز حمله آمریکا و اسرائیل به ایران، ثبت بیش از ٤۵۰ حمله

 

در ۲٤ ساعت گذشته، خبرگزاری هرانا دست‌کم ٤۵٤ حمله در قالب ۱٦۵ رویداد در ۱٦ استان کشور را ثبت کرده است. این رویدادها در ۲٤ ساعت اخیر در مجموع منجر به ٤۹ تلفات انسانی (شامل کشته و زخمی نظامی و غیرنظامی) شده‌اند. گزارشات امروز نشان می دهد پس از یک وقفه یک روزه استان تهران مجددا با سهم ٤۸ درصدی به صدر لیست استانهایی که در معرض حملات قرار دارند بازگشته است.

بر اساس اطلاعات ثبت و راستی‌آزمایی‌شده توسط خبرگزاری هرانا، از نخستین دقایق تا پایان روز ۲٤ اسفندماه ۱٤۰٤، دست‌کم ۱۱ غیرنظامی کشته و ۲۲ غیرنظامی زخمی شده‌اند.

داده‌های تجمیعی از آغاز درگیری ۹ اسفندماه تا زمان انتشار این گزارش – بر اساس رویدادهای ثبت‌شده و با در نظر گرفتن مقادیر حداقلی برای ارقامی که با «بیش از» مشخص شده‌اند:

• کشته‌شدگان غیرنظامی: ۱۳۳۰ نفر (از جمله دست‌کم ۲۰٦ کودک)
• کشته‌شدگان نظامی: ۱۱۲۲ نفر
• کشته‌شدگان نامشخص (غیرنظامی/نظامی): ٦۱۳ نفر

۱. نمای کلی رویدادها در ۲٤ ساعت گذشته
رویدادهای ثبت‌شده امروز پراکندگی جغرافیایی قابل توجهی را نشان می‌دهند. در بخش قابل توجهی از رویدادها، روش یا نوع حمله هنوز تأیید نشده و با عنوان «نامشخص» ثبت شده است. در مواردی که نوع حمله قابل شناسایی بوده، حملات هوایی و حملات پهپادی در عمده موارد گزارش شده‌اند.

تحلیل اولیه نشان می‌دهد که استان تهران پس از یک وقفه یک روزه مجددا و با سهم ۴۸ درصدی به صدر لیست استانهایی که مورد حملات قرار گرفته اند بازگشته است. استان همدان برای نخستین بار و با سهم ۱۲ درصدی بعنوان دومین استان و استان آذربایجان شرقی با ۷ درصد سهم در رده های بعدی قرار گرفته اند. اصفهان، فارس و هرمزگان در رده های بعدی قرار می گیرند.

۲. فهرست اهداف گزارش‌شده مورد اصابت / آسیب‌دیده
در ۲٤ ساعت گذشته، حملات ثبت شده منجر به آسیب به ۲۸ شیء یا تأسیسات منحصربه‌فرد شده است. این موارد طیفی از اهداف را شامل می‌شوند. در برخی موارد نیز خسارات ناشی از حملات مجاور یا پیامدهای ثانویه گزارش شده است.

نمونه‌هایی از اهداف ثبت‌شده در ۲٤ ساعت گذشته:

۱- پایگاه هوانیروز (اصفهان)
٢- پایگاه چهارم شکاری (دزفول)
٣- پایگاه موشکی کبریایی (آران و بیدگل)
٤- پایگاه هوایی (بندرعباس)
٥- پادگان الحدید (اهواز)

برای تعدادی از اهداف فهرست‌شده، ماهیت دقیق هدف (غیرنظامی/نظامی/دوگانه) همچنان در حال بررسی است و ممکن است با در دسترس قرار گرفتن اطلاعات بیشتر، طبقه‌بندی‌ها بازبینی شوند.

۲.۱ تأسیسات تحت حفاظت حقوق بین‌الملل بشردوستانه
بر اساس حقوق بین‌الملل بشردوستانه، مراکز درمانی و خدمات اورژانس، مراکز بشردوستانه و مکان‌های مسکونی از وضعیت حفاظت ویژه برخوردار هستند. در ۲٤ ساعت گذشته، خبرگزاری هرانا به طور مقدماتی موارد زیر را ثبت کرده است:

۱- دادگستری (همدان)
٢- دو مدرسه (جولان)
٣- سالن ورزشی (اراک)
٤- انبار شهرداری منطقه ٦ (نبریز)
٥- مرکز پزشکی حومه سیدخندان (تهزان)

۳. تلفات غیرنظامیان
در ۲٤ ساعت گذشته، دست‌کم ۱۱ غیرنظامی از جمله ۱ زن کشته و ۲۲ غیرنظامی زخمی شده‌اند. تمامی طبقه‌بندی‌ها مقدماتی هستند و در صورت در دسترس قرار گرفتن اطلاعات جدید ممکن است به‌روزرسانی شوند.

٤. تلفات نظامی

در بازه این گزارش، هیچ گزارشی از تلفات نظامی به دست نیامده است. تلفات نظامی عمدتاً در چارچوب حمله به پایگاههای ارتش و سپاه پاسداران گزارش می شوند. در صورت امکان، وابستگی سازمانی و زمینه عملیاتی در حال ارزیابی است؛ با این حال، تمامی جزئیات به‌طور مستقل راستی‌آزمایی نشده‌اند. در برخی رویدادها، افرادی در نزدیکی اهداف نظامی کشته شده‌اند، اما وضعیت رسمی آنان هنوز به‌طور قطعی مشخص نشده است. این موارد همچنان در دست بررسی هستند و در صورت دستیابی به اطلاعات معتبر دال بر وضعیت متفاوت، طبقه‌بندی ممکن است اصلاح شود.
تصور می شود تلفات نیروهای نظامی بسیار بالاتر از ارقام ذکر شده در این گزارشات باشد اما به دلیل ماهیت امنیتی اطلاعات نظامی و عدم دسترسی گروههای حقوق بشری و رسانه ها به محل حضور آنان این بخش عمدتا گزارشات تلفات افسران ارشد یا نیروهای نظامی که در مناطق شهری حضور داشته اند را در برمیگیرد.

۵. تلفات نامشخص اما تایید شده
در زمان انتشار، ۱٤ مورد کشته و ۲ مورد مجروحیت گزارش شده در ۲٤ ساعت گذشته، همچنان در دسته نامشخص طبقه‌بندی شده‌اند؛ به این معنا که خبرگزاری هرانا هنوز نتوانسته با قطعیت کافی مشخص کند که این افراد غیرنظامی بوده‌اند یا نیروهای نظامی.

یادداشت درباره روش‌شناسی خبرگزاری هرانا
اطلاعات این گزارش از طریق شبکه مستندسازی خبرگزاری هرانا جمع‌آوری شده است. داده‌ها از ترکیبی از گزارش‌های میدانی، منابع محلی، منابع پزشکی و اورژانس، شبکه‌های جامعه مدنی و منابع عمومی شامل تصاویر، ویدئوها و بیانیه‌های رسمی مرتبط گردآوری می‌شوند. هر رویداد گزارش‌شده پیش از انتشار تحت یک فرایند بازبینی داخلی قرار می‌گیرد.

با توجه به ماهیت در حال تحول درگیری، اطلاعات به طور مستمر جمع‌آوری می‌شوند و وضعیت مستندسازی در زمان انتشار را منعکس می‌کنند.

ارقام ارائه‌شده در این گزارش ممکن است بازتاب‌دهنده دامنه کامل خسارات نباشند. ادامه درگیری، آسیب به زیرساخت‌ها، اختلال در ارتباطات، دسترسی محدود به مناطق آسیب‌دیده و خطرات امنیتی برای منابع می‌تواند توانایی مستندسازی جامع رویدادها را محدود کند.

تأخیر در گزارش‌های پزشکی، دشواری در تأیید هویت‌ها و دسترسی محدود به برخی استان‌ها ممکن است به برآورد کم موقت آمار منجر شود. با بهبود دسترسی یا ظهور شواهد بیشتر، آمار تلفات و طبقه‌بندی رویدادها ممکن است بر همین اساس بازنگری شوند.

خبرگزاری هرانا همچنان متعهد به شفافیت، دقت روش‌شناختی و به‌روزرسانی مستمر یافته‌های خود با در دسترس قرار گرفتن اطلاعات تأییدشده جدید است.

لازم به ذکر است که خبرگزاری هرانا، بر اساس روش کاری خود، صرفاً بر گزارش رویدادها در داخل مرزهای کشور تمرکز دارد و گزارش‌های آن شامل اطلاعاتی درباره تلفات یا رویدادهای خارج از مرزهای ایران نمی‌شود.

............................

انتقاد کارشناسان حقوق بشر سازمان ملل از رویکرد اسرائیل و ایران در جنگ جاری

در گرماگرم بحث‌های داغ درباره تنگه هرمز و تأثیرات آن بر اقتصاد جهانی، روز دوشنبه، ۱٦ مارس (۲۵ اسفند)  کارشناسان حقوق بشر سازمان ملل متحد نیز گزارش تازه‌ای از نقض حقوق بشر در این جنگ منتشر کردند. در میان موارد مطرح شده، موضوع حمله خردادماه اسرائیل به زندان اوین در تهران مورد توجه قرار گرفته است. طبق اعلام این نهاد، این اقدام یک "جنایت جنگی" محسوب می‌شود.

در گزارش سه حقوقدان مستقل که وضعیت ایران را برای شورای حقوق بشر سازمان ملل در ژنو رصد می‌کنند، آمده است که حملات هوایی خرداد گذشته با حدود ۸۰ کشته، یک مرکز غیرنظامی ایرانی را هدف قرار داده و نه یک هدف نظامی.

نمایندگی اسرائیل در سازمان ملل اعلام کرد که واکنش به این اتهام احتمالاً روز سه‌شنبه ارائه خواهد شد. بر اساس این گزارش، اسرائیل پیش از این استدلال کرده بود که این حمله ضربه‌ای علیه سرکوب در ایران و علیه فعالیت‌های جاسوسی ضداسرائیلی در این زندان بوده است.

سارا حسین، رئیس این هیئت کارشناسی، درباره حملات فعلی ایالات متحده و اسرائیل به ایران گفت: «مداخلات نظامی باعث ایجاد تغییر پایدار در ایران نمی‌شوند.» او هشدار داد که در عوض، اکنون خطر سرکوب‌های حتی شدیدتر علیه منتقدان رژیم وجود دارد.

کارشناسان حقوق بشر سازمان ملل البته در گزارش خود حاکمان ایران را نیز محکوم کرده‌اند. آن‌ها تأکید کرده‌اند که نقض شدید حقوق بشر از جمله قتل، بازداشت و شکنجه، خشونت‌های جنسی و تعقیب و آزار زنان همگی مصداق "جنایت علیه بشریت" هستند.

..............................

ترامپ،  اقدام احتمالی ایران به مین‌گذاری تنگه هرمز را خودکشی میداند

دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، بعدازظهر دوشنبه ۱٦ مارس (به وقت محلی) در گفتگو با خبرنگاران در کاخ سفید، به سوال‌های متفاوتی در باره جنگ جاری با ایران پاسخ داد.

او در باره احتمال استفاده اسرائیل از سلاح هسته‌ای علیه ایران در این جنگ را، امری بعید دانست و گفت: «اسرائیل این کار را نخواهد کرد. اسرائیل هرگز چنین کاری نمی‌کند.»

 ترامپ مدعی شد که ایالات متحده در جزیره خارک "به‌معنای واقعی کلمه" همه‌چیز را،  به‌جز تأسیسات نفتی آن نابود کرده است، اما راه را برای هدف قرار دادن این تأسیسات در آینده باز گذاشت. لازم به ذکر است که حدود ۹۰ درصد صادرات نفت خام ایران از این جزیره انجام می‌شود.

رئیس جمهور آمریکا در باره وضعیت رهبر جدید جمهوری اسلامی گفت که مشخص نیست آیا مجتبی خامنه‌ای، رهبر مذهبی ایران، همچنان  زنده است یا خیر. او اشاره کرد که گزارش‌های متناقضی در این باره وجود دارد؛ "برخی می‌گویند او کشته شده و برخی دیگر از جراحات شدید او و قطع شدن پایش خبر می‌دهند".

ترامپ اظهار داشت که در حال حاضر مشخص نیست چه کسی به نمایندگی از ایران سخن می‌گوید. او گفت: «ما رهبران آن‌ها را نمی‌شناسیم.» علی‌رغم ابهامات، وی ابراز عقیده کرد که تهران به دنبال دستیابی به توافقی برای پایان دادن به جنگ است.

رهبران جمهوری اسلامی مدعی‌اند که آن‌ها تاکنون به دنبال آتش‌بس نبوده‌اند و جنگ باید با شروط مد نظر تهران به پایان برسد.  آنها می‌گویند که  پیش از ورود به هرگونه راهکار دیپلماتیک، خواستار تضمینی هستند که حملات به ایران و رهبری آن تکرار نخواهد شد.

ترامپ تأکید کرد که ایالات متحده و اسرائیل به تمام اهداف استراتژیک از پیش تعیین شده دست یافته‌اند. او گفت: «ما هر آنچه را که باید می‌زدیم، زدیم. آن‌ها دیگر نیروی هوایی ندارند، پدافند هوایی ندارند و توان موشکی‌شان به پایان رسیده است.»

ترامپ در ادامه ایران را به  فریبکاری رسانه‌ای متهم کرد و گفت: «ویدیوهایی که از شلیک موشک‌ها یا اصابت به اهداف ما منتشر می‌کنند، جعلی است. آن‌ها از هوش مصنوعی استفاده می‌کنند تا نشان دهند هنوز قدرتمند هستند، اما در واقعیت چیزی برایشان باقی نمانده است.»

ترامپ در مورد وضعیت تنگۀ هرمز با بیان این که نوار ساحلی ایران به شدت زیر آتش است، گفت که حتی احتمال وجود مین هم باعث می‌شود که کشتی‌ها به طرف منطقه نروند، چراکه صاحبان کشتی علاقه‌ای به ریسک ‌کردن ندارند. او اقدام احتمالی ایران به مین‌گذاری تنگه هرمز را برای جمهوری اسلامی خودکشی دانست.

رئیس جمهور آمریکا در بیان ارزیابی‌اش از وضعیت مخالفان جمهوری  اسلامی، وضعیت آنها را به دلیل نداشتن سلاح دشوار توصیف کرد و گفت که "مخالفان شاید شجاع باشند، اما احمق نیستند".

 ترامپ بار دیگر بر تعهد مطلق خود به امنیت اسرائیل تأکید کرد و گفت هماهنگی بین پنتاگون و ارتش اسرائیل (IDF) در بالاترین سطح تاریخ قرار دارد. او اطمینان داد که تهدید مستقیمی از سوی ایران دیگر وجود ندارد.

رئیس جمهور آمریکا در ادامه رهبران فرانسه، آلمان وبریتانیا را "فرصت‌طلب"  خواند و گفت که آن‌ها می‌خواهند از امنیت تنگه هرمز بهره‌مند شوند اما هزینه‌ای برای آن نپردازند.

 ترامپ ارزیابی سرد و ناخشنودانه‌ای  نسبت به عدم تمایل امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، برای پیوستن به تلاش‌ها جهت تضمین عبور امن از تنگه هرمز نشان داد و دوباره گلایه خود از بریتانیا را تکرار کرد. او گفت که از کی‌یر استارمر، نخست‌وزیر بریتانیا  به دلیل مخالفت اولیه‌اش با اعزام تجهیزات نظامی به خاورمیانه در زمان آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، "راضی نیست".

 ترامپ در اظهارات  امروز خود همچنین مدعی شد که یکی از رؤسای جمهور سابق آمریکا اخیراً به او گفته است که ای‌کاش در زمان حضورش در کاخ سفید علیه ایران اقدام می‌کرد؛ اما ترامپ از فاش کردن نام این شخص خودداری کرد.

.............................

فشار ترامپ برای ائتلاف دریایی در تنگە هرمز شکست خورد. ژاپن، استرالیا و بریتانیا از اعزام کشتی جنگی خودداری کردند

 

در حالی که دونالد ترامپ تلاش می‌کند متحدان آمریکا را به مشارکت مستقیم در تأمین امنیت تنگه هرمز وادارد، ژاپن، استرالیا و بریتانیا اعلام کرده‌اند فعلاً برنامه‌ای برای اعزام ناو جنگی به این آبراه راهبردی ندارند. این موضع‌گیری‌ها نشان می‌دهد که با وجود فشار فزاینده واشنگتن، متحدان اصلی آمریکا هنوز تمایلی به ورود مستقیم نظامی به بحرانی ندارند که با ادامه جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، هر روز ابعاد خطرناک‌تری پیدا می‌کند.

تنگه هرمز که حدود ۲۰ درصد نفت جهان از آن عبور می‌کند، در پی حملات متقابل و اقدام ایران در محدود کردن شدید عبور نفتکش‌ها، به یکی از کانون‌های اصلی بحران جهانی انرژی تبدیل شده است. پیامد این وضعیت، جهش قیمت نفت و ایجاد آن چیزی بوده که در گزارش‌ها از آن به عنوان بزرگ‌ترین اختلال عرضه نفت در تاریخ یاد شده است. در چنین شرایطی ترامپ روز یکشنبه گفت دولت او با هفت کشور تماس گرفته و از آن‌ها خواسته است برای باز نگه داشتن این مسیر دریایی وارد عمل شوند، هرچند نام این کشورها را اعلام نکرد.

او پیش‌تر در شبکه‌های اجتماعی ابراز امیدواری کرده بود که چین، فرانسه، ژاپن، کره جنوبی، بریتانیا و دیگر کشورها در این مأموریت مشارکت کنند. ترامپ حتی پا را فراتر گذاشت و گفت این کشورها باید برای حفاظت از این مسیر وارد عمل شوند، زیرا این گذرگاه عملاً «قلمرو انرژی» آن‌هاست؛ جایی که نفت و انرژی مورد نیازشان از آن عبور می‌کند.با این حال، پاسخ‌های اولیه به این فشارها منفی یا محتاطانه بوده است. 

................................

دیوید ساکس مشاور ارشد ترامپ خواستار " راه خروج "  از جنگ ایران شد

 

در شکافی کم‌سابقه در درون حلقه نزدیک به دونالد ترامپ، دیوید ساکس، مشاور ارشد رئیس‌جمهور آمریکا، به نخستین مقام دولت تبدیل شده که به‌طور علنی نسبت به مسیر جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران ابراز نگرانی کرده و خواستار یافتن «راه خروج» از این درگیری شده است. ساکس که از چهره‌های بانفوذ راست آمریکا و مسئول پرونده هوش مصنوعی در دولت ترامپ به شمار می‌رود، در پادکست پرشنونده خود، «آل-این»، از جریان‌های جنگ‌طلب در حزب جمهوری‌خواه انتقاد کرد و گفت اکنون زمان آن رسیده که واشنگتن اعلام پیروزی کند و از جنگ بیرون بیاید.

او در این گفت‌وگو تأکید کرد که ادامه جنگ می‌تواند منطقه را به نقطه‌ای برساند که خلیج فارس عملاً غیرقابل سکونت شود. به گفته ساکس، در داخل حزب جمهوری‌خواه جریانی وجود دارد که خواهان گسترش اهداف جنگ و تشدید حملات، از جمله علیه منافع انرژی ایران، است. او با اشاره به چهره‌هایی مانند لیندزی گراهام هشدار داد که منطق «اقدام در برابر اقدام» می‌تواند در نهایت کل منطقه را وارد چرخه‌ای مهارنشدنی از ویرانی کند.

به گزارش روزنامه اسرائیلی هاآرتص، ساکس همچنین با لحنی هشدارآمیز از پیامدهای ادامه جنگ برای اسرائیل سخن گفت و مدعی شد اگر این درگیری هفته‌ها یا ماه‌ها ادامه یابد، اسرائیل ممکن است با سطحی از ضربه روبه‌رو شود که موجودیت آن را به خطر اندازد. او در همین چارچوب از نگرانی خود نسبت به احتمال رفتن جنگ به سوی مرحله‌ای بسیار خطرناک‌تر سخن گفت و هشدار داد که هرگونه تشدید کنترل‌نشده می‌تواند پیامدهایی «کاملاً فاجعه‌بار» داشته باشد.

مهم‌ترین بخش سخنان ساکس، تأکید او بر ضرورت کاهش تنش و حرکت به سمت آتش‌بس یا نوعی توافق سیاسی با ایران بود. او گفت بهترین گزینه، «تنش‌زدایی» و رسیدن به نوعی آتش‌بس یا راه‌حل مذاکره‌شده است. از نگاه او، اکنون زمان آن است که دولت ترامپ دستاوردهای اعلامی خود را کافی بداند و به جای کشیده شدن به جنگی فرسایشی، مسیر خروج را در پیش بگیرد.

اهمیت این موضع‌گیری در آن است که ساکس، هرچند عضو هسته اصلی تصمیم‌گیری امنیت ملی آمریکا نیست، اما چهره‌ای بانفوذ در اردوگاه ترامپ و در میان محافل مالی، فناوری و رسانه‌ای نزدیک به راست آمریکا محسوب می‌شود. او از حامیان مهم کارزار انتخاباتی ترامپ در سال ۲۰۲۴ بوده و مواضعش بازتابی از تردیدهای فزاینده در بخشی از اردوگاه «اول آمریکا» نسبت به ادامه جنگ در خاورمیانه است.

اظهارات او هم‌زمان با افزایش گمانه‌زنی‌ها درباره اختلاف نظر در درون دولت ترامپ مطرح شده است. گزارش‌هایی نیز منتشر شده که نشان می‌دهد جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور، نسبت به تصمیم ترامپ برای آغاز جنگ با ایران بدبین بوده است، هرچند او از تأیید صریح این گزارش‌ها خودداری کرده است. این نشانه‌ها حاکی از آن است که با طولانی‌تر شدن جنگ، افزایش قیمت سوخت و بالا رفتن تلفات آمریکا، فشارها در داخل دولت و اردوگاه جمهوری‌خواهان بر سر چگونگی ادامه مسیر در حال افزایش است.

با این حال، بر اساس ارزیابی‌های موجود، بخش بزرگی از پایگاه سیاسی ترامپ همچنان از او حمایت می‌کند، حتی با وجود بالا رفتن بهای بنزین و افزایش تلفات نیروهای آمریکایی. اما موضع‌گیری علنی ساکس نشان می‌دهد که در درون جریان حامی ترامپ، دست‌کم بخشی از نخبگان سیاسی و فکری راست آمریکا، جنگ با ایران را دیگر نه یک نمایش قدرت کوتاه‌مدت، بلکه خطری برای گرفتار شدن در یک بحران طولانی، پرهزینه و غیرقابل پیش‌بینی می‌بینند.

............................

روایت یک زندانی سیاسی از شرایط بحرانی در زندان تهران بزرگ

 

یک زندانی سیاسی در زندان تهران بزرگ با ارسال پیامی از شرایط بسیار دشوار و بحرانی در این زندان خبر داده است. او در این پیام می‌گوید: «آمریکا بعید می‌دانم ما را بکشد، اما جمهوری اسلامی حتما این کار را می‌کند.»

به گفته این زندانی، پس از حمله‌ای که به اطراف زندان صورت گرفته، برخی از زندانیان تلاش کرده‌اند از زندان خارج شوند، اما نیروهای نوپو با استفاده از سلاح ساچمه‌ای، سلاح جنگی و گاز اشک‌آور مانع خروج آن‌ها شده و زندانیان را متفرق کرده‌اند.

این زندانی در ادامه توضیح می‌دهد که از آن زمان شرایط زندگی در زندان به‌شدت دشوارتر شده است. به گفته او، زندانیان با کمبود جدی غذا و آب مواجه هستند و حتی برای استحمام یا نوشیدن آب نیز با مشکلات جدی روبه‌رو شده‌اند. او همچنین می‌گوید گاز زندان قطع شده و دسترسی به امکانات اولیه زندگی به‌شدت محدود شده است.

بر اساس این روایت، شرایط فعلی حتی از زمانی که برخی زندانیان از زندان اوین به زندان تهران بزرگ منتقل شده بودند نیز بدتر توصیف شده است. به گفته این زندانی، بسیاری از زندانیان نسبت به وضعیت موجود نگران هستند و خواستار توجه افکار عمومی به شرایط داخل زندان شده‌اند.

در این پیام همچنین آمده است که اعتبار تلفن‌های زندان رو به پایان است و برخی دستگاه‌ها نیز قطع شده‌اند؛ موضوعی که به گفته او ارتباط زندانیان با بیرون از زندان را در آستانه قطع کامل قرار داده است.

او همچنین می‌گوید فروشگاه زندان فعال نیست و بسیاری از اقلام ضروری در دسترس زندانیان قرار ندارد و شرایط کلی زندان «بسیار دشوار» توصیف شده است.

این زندانی در پایان پیام خود با اشاره به اینکه درهای زندان در حال جوش داده شدن است، هشدار می‌دهد که در صورت اصابت موشک به زندان، زندانیان امکان نجات جان خود را نخواهند داشت. به گفته او، در حالی که مسئولان باید برای حفظ جان زندانیان چاره‌ای بیندیشند، شرایط برای آن‌ها هر روز سخت‌تر می‌شود.

..............................

نیروهایی که سال‌ها به عنوان ابزار اصلی حفظ اقتدار عمل می‌کردند، حالا نگران خشم فروخورده مردم و انتقام آنها هستند

 

در هفته‌ها و روزهای اخیر، ساختار امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی با چالشی بی‌سابقه روبه‌رو شده‌ است. نیروهایی که سال‌ها به عنوان ابزار اصلی حفظ اقتدار عمل می‌کردند، اکنون درگیر ترکیبی از ترس مداوم، فرسودگی روانی، بی‌اعتمادی داخلی و فشارهای اجتماعی هستند. این وضعیت نه تنها کارایی عملیاتی را کاهش داده، بلکه نشانه‌هایی از شکاف عمیق در بدنه رژیم را نمایان کرده است.

یکی از بارزترین نشانه‌ها، احساس ناامنی فراگیر در میان اعضای بسیج و یگان‌های امنیت داخلی است. بسیاری از نیروها خود را در معرض تهدیدهای چندجانبه می‌بینند؛ از حملات مستقیم خارجی گرفته تا لو رفتن اطلاعات شخصی و موقعیت‌هایشان در فضای مجازی. همچنین نگرانی از امنیت خانواده‌ها به عاملی تعیین‌کننده تبدیل شده؛ نیروها می‌دانند که حتی کوچک‌ترین اطلاعات می‌تواند به سرعت منتشر شود و در شرایطی که مردم خونخواه عزیزان کشته شده خود در اعتراضات خونین دی ماه هستند، این امر می‌توان جان اعضای خانواده نیروهای امنیتی و اطلاعاتی را در معرض خطر قرار دهد. 

این فضا، که پس از اعتراضات خونین دی ماه تشدید گردیده، باعث شده بسیاری از افراد شب‌ها را با اضطراب سپری کنند و تمرکز لازم برای مأموریت‌های میدانی را از دست بدهند.

در کنار این ترس، نارضایتی عمیق از سطوح فرماندهی نیز گسترش یافته است. گزارش‌های متعدد از پادگان‌ها و پایگاه‌ها نشان می‌دهد که اعتماد به فرماندهان ارشد به شدت آسیب دیده است. بسیاری از نیروها از نحوه مدیریت بحران، کمبود امکانات، تأخیر در پرداخت حقوق و پاداش‌ها، و مهم‌تر از همه، ترک پست توسط برخی فرماندهان در لحظات حساس گلایه دارند. 

این بی‌اعتمادی، انگیزه حضور در میدان را کاهش داده و در مواردی به تردید در اجرای دستورات منجر شده است. شرایط سخت استقرار طولانی‌مدت در نقاط حساس شهری، بدون حمایت کافی لجستیکی، این نارضایتی را دوچندان کرده و روحیه کلی را فرسوده است.

فشار اجتماعی نیز به عاملی تعیین‌کننده تبدیل شده است. با گسترش دسترسی شهروندان به ابزارهای اطلاع‌رسانی، موقعیت ایستگاه‌ها، ایست‌های بازرسی و حتی حضور نیروها در خیابان‌ها به سرعت در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌شود. این روند، عملیات را پیچیده‌تر کرده و حس تحت تعقیب بودن را در میان نیروها تقویت می‌کند. 

بسیاری از یگان‌ها اکنون از پذیرش مأموریت‌های پرخطر شهری خودداری کرده یا با احتیاط بیش از حد عمل می‌کنند، زیرا می‌دانند هر لحظه ممکن است هدف انتقام یا افشاگری و از آن مهم‌تر، حملات پهپادی قرار گیرند. این فشار روانی که از جامعه به درون ساختار امنیتی نفوذ کرده، مرز میان میدان و زندگی شخصی را محو کرده است.

درون خود نیروها نیز فضای بی‌اعتمادی حاکم شده است. نگرانی از نفوذ عوامل خارجی یا مخالفان داخلی، سوءظن را میان اعضا افزایش داده است. روابط همکارانه که زمانی بر پایه اعتماد متقابل بود، اکنون با تردید و احتیاط همراه است. این وضعیت، هماهنگی درون‌گروهی را مختل کرده و احتمال اشتباهات عملیاتی یا حتی درگیری‌های داخلی را بالا برده است.

یکی از جدی‌ترین نشانه‌های بحران، افزایش موارد ترک خدمت و غیبت از مأموریت‌هاست. در روزهای اخیر، گزارش‌هایی از رها کردن پادگان‌ها توسط سربازان وظیفه، عدم حضور در عملیات، و حتی فرار گروهی در برخی یگان‌ها منتشر شده است. بسیاری از افراد، به ویژه در رده‌های پایین‌تر، پس از حوادث سنگین و عملیات‌های هدفمند پهپادهای اسرائیلی و آمریکایی، تصمیم گرفته‌اند به خانه بازگردند و از خانواده‌های خود محافظت کنند. اگرچه آمار رسمی وجود ندارد، اما گستردگی این پدیده به حدی است که فرماندهان محلی در مواردی مجبور به چشم‌پوشی شده‌اند تا از فروپاشی کامل یگان جلوگیری کنند.

در واکنش به این وضعیت، سطوح بالای فرماندهی تلاش گسترده‌ای برای کنترل جریان اطلاعات به کار گرفته‌اند. دستورات صریحی برای جلوگیری از انتشار اخبار واقعی میدان صادر شده و تأکید شده که هرگونه افشاگری می‌تواند به فشار بیشتر خانواده‌ها بر نیروها برای ترک خدمت منجر شود. این رویکرد، هرچند در کوتاه‌مدت برخی نشت‌های اطلاعاتی را کاهش داده، اما نمی‌تواند ریشه‌های بحران را بپوشاند و حتی در مواردی به افزایش نارضایتی دامن زده است.

این مجموعه چالش‌ها – از ناامنی روانی و فرسایش روحیه گرفته تا فشار اجتماعی، بی‌اعتمادی داخلی و ترک خدمت – نشان‌دهنده نقطه عطفی در ساختار امنیتی جمهوری اسلامی است. نیرویی که زمانی یکپارچه و ترسناک به نظر می‌رسید، اکنون با نشانه‌های آشکار تضعیف روبه‌رو است. اگر این روند ادامه یابد، توانایی رژیم برای مدیریت بحران‌های داخلی و خارجی به شدت کاهش خواهد یافت و فضا برای تحولات بزرگ‌تر فراهم می‌شود.

به طور کلی، نیروهایی که تنها در دو ماه قبل، بدون هیچ ترسی از پاسخگویی، به مردم شلیک کرده و چندین هزار نفر را قتل‌عام کردند، حالا نگران خشم فروخورده مردم و انتقام آنها هستند. این وضعیت موجب شده تا نظام، یکی از مهمترین پایگاه‌های خود را از دست بدهد و همین امر می‌تواند زمینه‌ساز تغییرات بزرگ شود.

..............................

سپاه پاسداران می‌گوید در ساعات آینده به «صنایع آمریکایی منطقه» حمله می‌کند

 

 

سپاه پاسداران با صدور بیانیه‌ای، از کارگران (صنایع وابسته به آمریکا در منطقه) خواست، پیش از حملۀ جمهوری اسلامی، این اماکن را ترک کنند.

روابط عمومی سپاه پاسداران با طرح این ادعا که صنایع آمریکایی و یا کارخانه‌هایی که آمریکایی‌ها سهام‌دار آنها هستند، در ساعات آینده، هدف حمله قرار خواهند گرفت، از کارگران و مردم محلی خواست، برای در امان ماندن، این مناطق را تخلیه کنند.

در این بیانیه اما، نه به نام کشورها و نه صنایع و کارخانه‌های مورد نظر سپاه اشاره نشده و مشخص نیست که مردم محلی چطور باید بدانند که کدام شرکت‌ها، سهامدار آمریکایی دارند.

 

.................................

 

 

 

 

 

 

 

 

یک نظر بنویسید

 

نظرات شما

بدون نظر