۱۴۰۴-۱۲-۱۱

گزارش جامع هرانا از روز نخست جنگ آمریکا-اسرائیل و ایران؛ (دامنه حملات و پیامدهای انسانی آن)

 

گزارش جامع هرانا از روز نخست جنگ آمریکا-اسرائیل و ایران؛ (دامنه حملات و پیامدهای انسانی  آن)

 

در پی حملات نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران در ۹ اسفند ١٤٠٤، داده‌های اولیه گردآوری‌شده از منابع میدانی و گزارش‌های منتشرشده، تصویری از یک عملیات چندموجی و گسترده ارائه می‌دهد: ثبت دست‌کم ۵۹ رخداد در ۱۸ استان، برآورد حداقلیِ ۳۳۳ آسیب‌دیده غیرنظامی، ثبت تلفات نظامی، آسیب به زیرساخت‌ها و مراکز آموزشی، اختلال شدید و چندمرحله‌ای اینترنت، و موجی از واکنش‌های حقوقی، سیاسی و بشردوستانه در داخل و خارج از ایران قسمتی از این تحولات است.

این گزارش، تصویری اولیه و داده‌محور از ابعاد حملات ۹ اسفند  به ایران ارائه می‌کند؛ تصویری که همزمان چند لایه بحران را در کنار هم نشان می‌دهد: الگوی عملیاتی حملات، هزینه انسانی، آسیب به زیرساخت‌ها، اختلال در ارتباطات، و واکنش‌های بین‌المللی و داخلی.
در این مرحله، ارقام و برآوردها با رویکردی محافظه‌کارانه و با هدف نزدیک شدن به واقعیت تنظیم شده‌اند؛ به این معنا که در موارد دارای احتمال هم‌پوشانی یا دوباره‌شماری، از جمع‌بندی شتاب‌زده پرهیز شده و داده‌ها بر پایه موارد قابل تفکیک و قابل اتکاتر خوانده شده‌اند. از همین رو، این متن را باید نخستین تصویر منسجم از یک وضعیت در حال تحول دانست؛ تصویری که با تکمیل راستی‌آزمایی‌ها و روشن‌تر شدن جزئیات میدانی، در بخش‌های بعدی گزارش دقیق‌تر خواهد شد.

بخش اول: نمای کلی حملات و الگوی اولیه رخدادها

بر پایه داده‌های اولیه گردآوری‌شده از حملات امروز، دست‌کم ۵۹ رخداد در ۱۸ استان ایران ثبت شده است؛ رخدادهایی که از نظر نوع حمله، پراکندگی جغرافیایی و زمان وقوع، تصویری از یک عملیات چندموجی و گسترده ارائه می‌دهند.

در این میان، حملات موشکی با اختلاف، الگوی غالب ثبت‌شده بوده‌اند و حدود ۷۳ درصد از رخدادها را تشکیل می‌دهند. پس از آن، مواردی با روش نامشخص حمله (حدود ۱۷ درصد) و حملات پهپادی (بیش از ۱۰ درصد) قرار دارند. در سطح ابزار مورد استفاده نیز، داده‌های اولیه نشان می‌دهند که بخش عمده حملات ثبت‌شده با موشک‌های کروز انجام شده‌اند.

از نظر جغرافیایی، تهران بیشترین تعداد رخداد ثبت‌شده را داشته و پس از آن آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی در رتبه‌های بعدی قرار می‌گیرند. همچنین در استان‌های بوشهر، فارس، هرمزگان، سیستان‌و‌بلوچستان، خوزستان و البرز نیز چندین رخداد ثبت شده که نشان‌دهنده دامنه پراکندگی حملات در مناطق مختلف کشور است.

تحلیل زمان‌های ثبت‌شده نشان می‌دهد که بیش از نیمی از رخدادها در یک بازه زمانی فشرده در ساعات صبح ثبت شده‌اند؛ به‌گونه‌ای که حدود ۵۶ درصد موارد در فاصله ۹ تا ۹:۳۰ صبح قرار می‌گیرند. یک موج دوم نیز در حوالی ساعت ۱۹ دیده می‌شود. این تمرکز زمانی می‌تواند نشان‌دهنده اجرای حملات در چند مرحله باشد، هرچند در برخی موارد ممکن است زمان ثبت رخداد با زمان دقیق وقوع یکسان نباشد.

در مرحله فعلی، بخش بزرگی از اهداف هنوز از نظر ماهیت نهایی در حال تعیین هستند. در داده‌های اولیه، نزدیک به ۷۰ درصد اهداف در دسته «نامشخص» قرار گرفته‌اند، در حالی که حدود ۱۹ درصد به‌عنوان اهداف نظامی و نزدیک به ۱۲ درصد به‌عنوان اهداف غیرنظامی ثبت شده‌اند. این الگو نشان می‌دهد که فرآیند راستی‌آزمایی و طبقه‌بندی حقوقی اهداف همچنان ادامه دارد و با تکمیل اطلاعات می‌تواند تغییر کند.

همچنین در رخدادهای ثبت‌شده، هیچ موردی از هشدار قبلی پیش از حمله ثبت نشده است.

بخش قابل توجهی از رخدادها در وضعیت راستی‌آزمایی «تأییدشده» قرار دارند، اما در بسیاری از موارد هنوز ارزیابی نهایی از شدت خسارت تکمیل نشده و بخشی از خسارت‌ها همچنان «نامشخص» باقی مانده‌اند.

این تصویر اولیه نشان می‌دهد که حملات امروز، هم از نظر دامنه جغرافیایی و هم از نظر حجم رخدادهای ثبت‌شده، در سطحی گسترده انجام شده‌اند؛ با این حال، جزئیات مربوط به نوع اهداف، میزان خسارت، و تلفات انسانی در گزارشات بعدی و با تکمیل روند راستی‌آزمایی با دقت بیشتری روشن خواهد شد.

 

بخش دوم: تلفات غیرنظامی و برآورد اولیهِ نزدیک‌تر به واقعیت

با بازخوانی و پالایش داده‌های اولیه تلفات غیرنظامی، و با حذف آمارهای تجمیعیِ هم‌پوشان و نیز کنار گذاشتن موارد مبهم، برآورد حداقلیِ قابل اتکای این بخش نشان می‌دهد که تاکنون دست‌کم ۱۳۳ غیرنظامی کشته و ۲۰۰ غیرنظامی مجروح شده‌اند؛ یعنی در مجموع حداقل ۳۳۳ آسیب‌دیده غیرنظامی در مواردی که به‌صورت موردی و با عدد مشخص ثبت شده‌اند.

این برآورد، یک عدد حداقلی است؛ زیرا در چند مورد، اصل وقوع آسیب ثبت شده اما تعداد دقیق مجروحان اعلام نشده و بنابراین در جمع نهایی منظور نشده است. به‌عبارت دیگر، شمار واقعی تلفات غیرنظامی به احتمال زیاد بیش از این رقم خواهد بود.

در کنار این برآورد موردی، یک آمار تجمیعی کشوری نیز تا ساعت ۲۰:۴۵ منتشر شده که از ۲۰۱ کشته و ۷۴۷ مصدوم خبر می‌دهد. با این حال، این آمار به‌دلیل احتمال هم‌پوشانی با گزارش‌های استانی و شهری و نیز تفاوت در دامنه پوشش، در جمع‌بندی موردی این بخش ادغام نشده است تا از دوباره‌شماری جلوگیری شود.

از نظر پراکندگی جغرافیایی، بیشترین ارقام صریح ثبت‌شده در این بخش مربوط به هرمزگان و فارس است. در هرمزگان، گزارش‌های ثبت‌شده از یک رخداد در میناب و یک رخداد در بندر جاسک، در مجموع از تلفات قابل توجهی حکایت دارند. در لامرد (استان فارس) نیز آمارهای ثبت‌شده از کشته و مجروح شدن غیرنظامیان در یک سالن ورزشی و منطقه مسکونی خبر می‌دهد. افزون بر این، مواردی از آسیب‌دیدگی غیرنظامیان در تهران، قزوین و خوزستان نیز ثبت شده است.

از منظر نوع محل‌های آسیب‌دیده، داده‌های اولیه نشان می‌دهد که مدارس و فضاهای مرتبط با کودکان و دانش‌آموزان در میان محل‌های آسیب‌دیدگی دیده می‌شوند؛ موضوعی که از نظر انسانی و حقوقی اهمیت ویژه‌ای دارد. همچنین در برخی موارد، آسیب‌دیدگی در مناطق شهری و نقاط غیرنظامی دیگر، از جمله مناطق مسکونی و محدوده‌های کاری، گزارش شده است.

در عین حال، بخشی از داده‌ها همچنان نیازمند تکمیل و راستی‌آزمایی بیشتر است. در یک گزارش استانی، آمار کشته و مجروح دریافت شده اما در همان گزارش تصریح شده که غیرنظامی یا نظامی بودن افراد مشخص نیست؛ به همین دلیل این موارد در برآورد نهایی این بخش لحاظ نشده‌اند. همچنین در چند ثبت دیگر، از عباراتی مانند «تعدادی مجروح» یا «تعداد نامشخص» استفاده شده که امکان تبدیل آنها به عدد دقیق را در این مرحله سلب می‌کند.

اطلاعات جمعیتی قربانیان نیز هنوز کامل نیست. اگرچه در برخی موارد به کودک بودن قربانیان یا دانش‌آموز بودن آسیب‌دیدگان اشاره شده، اما در بسیاری از ثبت‌ها هنوز تفکیک دقیق سن، جنسیت، و نسبت کودکان و بزرگسالان انجام نشده است. بنابراین انتظار می‌رود با ادامه روند راستی‌آزمایی و تکمیل جزئیات، هم شمار نهایی و هم تصویر دقیق‌تری از ترکیب جمعیتی قربانیان روشن‌تر شود.

در مجموع، آنچه تاکنون از این بخش برمی‌آید، نشان‌دهنده تلفات قابل توجه غیرنظامیان در چندین استان و وجود خلأهای اطلاعاتی طبیعی در مرحله اولیه ثبت است؛ خلأهایی که با تکمیل گزارش‌های میدانی و تفکیک بهتر داده‌ها می‌تواند به برآورد دقیق‌تری از ابعاد انسانی حملات منجر شود.

بخش سوم: تلفات نظامی و برآورد اولیهِ محافظه‌کارانه

بر پایه داده‌های اولیه گردآوری‌شده از تلفات نظامی، و با حذف موارد تجمیعیِ هم‌پوشان و نیز کنار گذاشتن مواردی که هنوز در مرحله بررسی مستقل قرار دارند، برآورد حداقلیِ قابل اتکای این بخش نشان می‌دهد که تاکنون دست‌کم ۸ نیروی نظامی کشته و ۲ نفر مجروح شده‌اند؛ یعنی در مجموع حداقل ۱۰ مورد تلفات و جراحت نظامی در مواردی که به‌صورت مجزا و قابل تفکیک ثبت شده‌اند.

این برآورد، یک عدد حداقلی و محافظه‌کارانه است. دلیل آن این است که بخشی از گزارش‌های اولیه به‌صورت کلی و بدون عدد دقیق منتشر شده‌اند (برای مثال با عباراتی مانند «تعدادی کشته و مجروح») و بخشی دیگر نیز هنوز در مرحله بررسی و تأیید مستقل قرار دارند. این موارد برای جلوگیری از دوباره‌شماری یا بزرگ‌نمایی ناخواسته، در جمع‌بندی اصلی این بخش لحاظ نشده‌اند.

در عین حال، گزارش‌های جداگانه‌ای نیز از کشته شدن برخی چهره‌های ارشد نظامی-دفاعی منتشر شده که در داده‌های موجود همچنان در وضعیت «در دست بررسی» قرار دارند. در صورت تأیید نهایی این موارد، شمار کشته‌های نظامی ثبت‌شده می‌تواند بیش از برآورد حداقلی فعلی باشد.

از نظر پراکندگی جغرافیایی، موارد ثبت‌شده در این بخش عمدتاً در تهران، سیستان‌و‌بلوچستان (از جمله کنارک و چابهار) و آذربایجان غربی (از جمله شاهین‌دژ) متمرکز هستند. این الگو نشان می‌دهد که تلفات نظامی ثبت‌شده، صرفاً محدود به یک منطقه نبوده و در چند نقطه با اهمیت عملیاتی در کشور گزارش شده است.

در میان موارد ثبت‌شده، هم افراد نام‌دار و هم موارد بدون هویت اعلام‌شده دیده می‌شود. بخشی از ثبت‌ها به‌صورت موردی و با نام کامل انجام شده و بخشی دیگر بدون ذکر هویت فردی اما با اشاره به یک رخداد مشخص ثبت شده‌اند. با توجه به اینکه این مواردِ بدون نام به رخدادهای جداگانه و وضعیت‌های متفاوت (کشته/مجروح) متصل هستند، در برآورد حداقلی به‌عنوان موارد مستقل حفظ شده‌اند.

از نظر وضعیت راستی‌آزمایی نیز، تصویر این بخش ترکیبی است: بخشی از موارد در سطح تأییدشده ثبت شده‌اند و بخشی دیگر در سطح تأیید اولیه قرار دارند. این موضوع نشان می‌دهد که اگرچه اصل وقوع تلفات نظامی در چند نقطه قابل اتکاست، اما جزئیات نهایی درباره شمار دقیق، هویت کامل قربانیان، و نسبت نیروهای وابسته به شاخه‌های مختلف نظامی هنوز در حال تکمیل است.

در مجموع، داده‌های اولیه این بخش نشان می‌دهد که حملات امروز علاوه بر تلفات غیرنظامی، به تلفات نظامی قابل توجهی نیز منجر شده‌اند؛ با این تفاوت که در این حوزه، به‌دلیل ملاحظات امنیتی، محدودیت انتشار اطلاعات، و انتشار گزارش‌های کلی و غیرعددی، روند تثبیت آمار نهایی ممکن است با تأخیر بیشتری همراه باشد.

بخش چهارم: آسیب به زیرساخت‌ها و تأسیسات و تصویر اولیه از نوع اهداف

با بازخوانی و پالایش داده‌های اولیه، در این مرحله دست‌کم ۱٤ هدف متمایز در ۷ استان ثبت شده است. این برآورد، بر مبنای مواردی است که به‌صورت جداگانه قابل تفکیک بوده‌اند و از دوباره‌شماریِ یک هدف در یک رخداد جلوگیری می‌کند.

بر پایه این داده‌ها، بخش عمده اهداف ثبت‌شده را پایگاه‌ها و تأسیسات نظامی تشکیل می‌دهند. از مجموع اهداف ثبت‌شده، ۹ مورد (حدود ٦٤ درصد) در دسته اهداف نظامی قرار می‌گیرند. در کنار آن، ۳ مورد زیرساخت غیرنظامی یا دارای کاربری دوگانه (حدود ۲۱ درصد) و ۲ مورد مرکز آموزشی-مدرسه (حدود ۱٤ درصد) ثبت شده است. این الگو نشان می‌دهد که اگرچه تمرکز اصلی حملات ثبت‌شده بر اهداف نظامی بوده، اما آسیب به زیرساخت‌ها و مراکز غیرنظامی نیز در داده‌های اولیه به‌طور مشخص دیده می‌شود.

از نظر پراکندگی جغرافیایی، بیشترین تعداد اهداف ثبت‌شده در هرمزگان و سیستان‌و‌بلوچستان (هر کدام ۳ مورد) دیده می‌شود. پس از آن، تهران، کردستان و فارس (هر کدام ۲ مورد) و سپس مرکزی و یزد (هر کدام ۱ مورد) قرار می‌گیرند. این پراکندگی نشان می‌دهد که آسیب به تأسیسات، صرفاً محدود به یک محور جغرافیایی نبوده و در جنوب، جنوب‌شرق، غرب و مرکز کشور نیز گزارش شده است.

در میان اهداف غیرنظامی یا دوکاربرده ثبت‌شده، مواردی مانند فرودگاه مهرآباد، یک شهرک صنعتی، و نیز مدارس و یک سالن ورزشی کودکان دیده می‌شود. از منظر انسانی و حقوقی، ثبت آسیب به مراکز آموزشی و فضاهای مرتبط با کودکان اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا این دسته از اهداف در ارزیابی‌های بعدی می‌تواند در تعیین ابعاد اثرگذاری حملات بر جمعیت غیرنظامی نقش مهمی داشته باشد.

در بخش محدودی از داده‌ها که وضعیت فعالیت پس از حمله ثبت شده، تصویر اولیه نشان می‌دهد که در ٤ مورد اطلاعات کافی برای ارزیابی وضعیت پس از حمله وجود داشته است. در این میان، ۳ مورد پس از حمله از چرخه فعالیت خارج شده‌اند (غیرعملیاتی شده‌اند) و ۱ مورد همچنان عملیاتی گزارش شده است. نکته قابل توجه این است که موارد غیرعملیاتی ثبت‌شده در این مرحله، عمدتاً به مراکز آموزشی کودکان مربوط می‌شوند.

از نظر راستی‌آزمایی، بخش عمده این موارد در مرحله‌ای قرار دارند که می‌توان آنها را نسبتاً پایدارتر از سایر بخش‌های داده دانست: ۱۲ هدف در وضعیت تأییدشده و ۲ مورد در وضعیت تأیید اولیه ثبت شده‌اند. همچنین در بخشی از موارد، شواهد تصویری (ویدئو) نیز در کنار گزارش‌های خبری وجود دارد که می‌تواند برای بررسی‌های تکمیلی و تطبیق میدانی اهمیت داشته باشد.

با این حال، داده‌های این بخش نیز هنوز کامل نیست. در اغلب موارد، برآوردی از تعداد افراد متاثر از آسیب به زیرساخت ثبت نشده و به همین دلیل در این مرحله نمی‌توان یک جمع‌بندی عددی قابل اتکا درباره دامنه اثرات انسانی غیرمستقیم (مانند اختلال در حمل‌ونقل، آموزش یا خدمات عمومی) ارائه کرد. همچنین ارزیابی اثرات محیط‌زیستی در بیشتر ثبت‌ها یا «بدون اثر» گزارش شده یا هنوز نیازمند تکمیل است.

در مجموع، تصویر اولیه این بخش نشان می‌دهد که حملات امروز علاوه بر اهداف نظامی، به زیرساخت‌ها و برخی مراکز غیرنظامی و آموزشی نیز آسیب رسانده‌اند. با تکمیل داده‌ها و روشن‌تر شدن وضعیت عملیاتی اهداف، انتظار می‌رود ارزیابی دقیق‌تری از شدت خسارت، پیامدهای خدماتی، و دامنه اثر بر جمعیت غیرنظامی در دسترس قرار گیرد.

بخش پنجم: اختلالات اینترنت و ارتباطات و اثر آن بر جریان اطلاعات

بر پایه داده‌های اولیه گردآوری‌شده از وضعیت ارتباطات، در روز حملات دست‌کم سه ثبتِ متمایز از اختلال اینترنت در سطح سراسری ثبت شده است؛ ثبت‌هایی که نه به‌عنوان سه رویداد جداگانه، بلکه به‌عنوان مراحل پی‌درپی یک اختلال ملی قابل خواندن‌اند. به همین دلیل، در این بخش از جمع‌زدن ساده این موارد به‌عنوان «سه قطعی مستقل» پرهیز شده تا تصویر نهایی به واقعیت نزدیک‌تر بماند.

این داده‌ها نشان می‌دهد که اختلال اینترنت در یک بازه زمانی کوتاه، از مرحله کاهش محسوس دسترسی به مرحله افت شدید اتصال ملی رسیده است. در نخستین ثبت، سطح اتصال اینترنت در ایران به حدود ۵۴ درصد وضعیت عادی کاهش یافته بود؛ رقمی که نشان‌دهنده اختلال گسترده، اما نه قطع کامل، در بخش‌هایی از کشور است.

تنها حدود ۲۳ دقیقه بعد، در ثبت بعدی، سطح اتصال ملی به حدود ٤ درصد وضعیت عادی سقوط کرده است؛ افتی بسیار شدید که عملاً نشان‌دهنده از کار افتادن بخش بزرگی از دسترسی عمومی به اینترنت در مقیاس کشور است. این فاصله زمانی کوتاه میان دو ثبت، نشان‌دهنده تشدید سریع اختلال در خلال ساعات اولیه بحران است.

در ثبت بعدی که در ساعات پایانی روز گزارش شده، از آفلاین بودن ۱۲ ساعته کشور پس از اعمال قطع سراسری اینترنت خبر داده شده است. این ثبت، در کنار دو داده قبلی، تصویری از یک الگوی چندمرحله‌ای ارائه می‌دهد: کاهش دسترسی، سقوط شدید اتصال، تداوم خاموشی/آفلاین‌بودن در مقیاس ملی.

از نظر دامنه جغرافیایی، هر سه ثبت موجود ماهیت ملی-سراسری دارند و محدود به یک استان یا شهر مشخص نیستند. همین ویژگی، اهمیت این بخش را دوچندان می‌کند؛ زیرا در شرایط حملات نظامی، اختلال سراسری اینترنت صرفاً یک مسئله فنی نیست، بلکه مستقیماً بر جریان اطلاع‌رسانی، امکان راستی‌آزمایی میدانی، دسترسی شهروندان به اطلاعات ایمنی، و ارتباط خانواده‌ها با یکدیگر اثر می‌گذارد.

از منظر مستندسازی نیز، این وضعیت پیامد مهمی دارد: هرچه سطح اتصال پایین‌تر می‌آید، ثبت و ارسال شواهد میدانی (از جمله تصویر، ویدئو، و گزارش محلی) دشوارتر می‌شود و فاصله زمانی میان وقوع رخداد و ثبت-انتشار آن افزایش می‌یابد. به همین دلیل، انتظار می‌رود بخشی از داده‌های مربوط به تلفات و خسارات در ساعات و روزهای بعد، با رفع نسبی اختلالات، تازه وارد چرخه ثبت و راستی‌آزمایی شود.

در مجموع، تصویر اولیه این بخش نشان می‌دهد که همزمان با حملات، ایران با اختلال شدید و چندمرحله‌ای در اینترنت مواجه بوده؛ اختلالی که به‌احتمال زیاد بر کیفیت دسترسی به اطلاعات، سرعت امدادرسانی غیررسمی، و روند ثبت مستقل رخدادها اثر گذاشته است. با تکمیل داده‌ها و تطبیق زمان‌بندی اختلالات با سایر رخدادهای ثبت‌شده، می‌توان ارزیابی دقیق‌تری از رابطه میان زمان حملات و الگوی قطع ارتباطات ارائه کرد.

بخش ششم: واکنش‌ها و اظهارنظرها؛ غلبه نگرانی‌های حقوقی و انسانی در کنار هشدار امنیتی داخلی

بر پایه اظهارنظرهای ثبت‌شده در روز ۹ اسفند ۱٤٠٤، دست‌کم ۸ موضع‌گیری از سوی نهادهای بین‌المللی، مقام‌های دولتی، احزاب سیاسی و یک چهره فرهنگی درباره حملات نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران منتشر شده است. مرور این مواضع نشان می‌دهد که بخش عمده واکنش‌ها بر سه محور اصلی متمرکز بوده‌اند: نگرانی درباره جان غیرنظامیان، تاکید بر موازین حقوق بین‌الملل و ضرورت کاهش تنش.

در میان این موضع‌گیری‌ها، سهم قابل توجهی به نهادهای بین‌المللی و بازیگران مرتبط با حقوق بشر و حقوق بشردوستانه اختصاص دارد. گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران این حملات را نقض منشور ملل متحد و فاقد مجوز شورای امنیت توصیف کرده است. همچنین ولکر تورک، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد، ضمن محکوم کردن حملات نظامی و حملات تلافی‌جویانه بعدی، نسبت به جان غیرنظامیان ابراز نگرانی کرده است. همزمان، رئیس کمیته بین‌المللی صلیب سرخ نیز در واکنشی همسو با نگرانی‌های بشردوستانه، خواستار احترام فوری به قوانین جنگ شده است.

در سطح دولت‌ها نیز، واکنش‌ها عمدتاً بر نگرانی انسانی و ضرورت کاهش تنش متمرکز بوده است. وزارت امور خارجه ترکیه با انتشار بیانیه‌ای، نگرانی عمیق خود را درباره جان غیرنظامیان اعلام کرد. نخست‌وزیر اسپانیا نیز حمله نظامی آمریکا و اسرائیل را محکوم و بر کاهش فوری تنش‌ها در منطقه تاکید کرد. این الگو نشان می‌دهد که حتی در مواضعی که وارد بحث حقوقی تفصیلی نشده‌اند، نگرانی از گسترش بحران و تبعات انسانی آن محور اصلی واکنش‌ها بوده است.

در داخل ایران نیز یک واکنش رسمی با رویکردی متفاوت ثبت شده است. دادستانی با صدور هشدار، افرادی را که به گفته این نهاد در فضای مجازی و دیگر عرصه‌ها به «القای ترس، شایعه‌سازی یا تهدید امنیت شهروندان» اقدام کنند، مورد خطاب قرار داده است. این موضع‌گیری نشان می‌دهد که در کنار ابعاد نظامی و انسانی بحران، نهادهای داخلی بر کنترل روایت، مدیریت فضای عمومی و مقابله با شایعات نیز تمرکز کرده‌اند.

رسانه های خبری نزدیک به نهادهای امنیتی نیز با هشدار به منتقدان احتمالی داخلی، تهدید کردند که “یگان های ایست و بازرسی در سراسر کشور، مسلح شدند و مجوز قانونی برای شلیک گرفته اند.”

در مجموع، تصویر اولیه واکنش‌ها نشان می‌دهد که مواضع منتشرشده در این مرحله عمدتاً حول نگرانی از پیامدهای انسانی و حقوقی حملات شکل گرفته‌اند، در حالی که در داخل ایران، همزمان با این تحولات، رویکرد امنیتی نسبت به فضای اطلاع‌رسانی و روایت‌سازی نیز برجسته شده است. با ادامه تحولات و انتشار مواضع بیشتر از سوی دولت‌ها و نهادهای بین‌المللی، احتمالاً خطوط اصلی شکاف‌ها و همسویی‌های سیاسی در قبال این حملات روشن‌تر خواهد شد.

................................

پاکستان از کشته شدن صدها جنگجوی طالبان افغانستان خبر داد

 

پاکستان و افغانستان روز شنبه ۲۸ فوریه (۹ اسفند) به تبادل حملات علیه هم ادامه دادند و با ارائه گزارش‌هایی متناقض درباره روند درگیری‌ها، روایت‌های یکدیگر را زیر سؤال بردند.

عطاالله تارر، وزیر اطلاع‌رسانی پاکستان، روز شنبه گفت که در جریان حملات هوایی و درگیری‌های جاری با افغانستان، بیش از ۳۳۱ نیروی طالبان افغانستان کشته و بیش از ۵۰۰ نفر زخمی شده‌اند.

او افزود که حملات هوایی پاکستان زیرساخت‌ها و انبارهای تسلیحاتی در ۳۷ نقطه در سراسر افغانستان را هدف قرار داده است. به گفته این وزیر، نیروهای پاکستانی بیش از صد موضع افغانستانی‌ها را منهدم کرده‌اند، ۲۲ موضع دیگر را به تصرف درآورده‌اند و ۱٦۳ تانک و خودروی زرهی را نابود کرده‌اند.

در همین حال، رسانه‌های دولتی پاکستان گزارش داده‌اند که نیروی هوایی این کشور حملاتی را علیه تأسیسات کلیدی نظامی در چندین منطقه شرق افغانستان انجام داده است.

مقام‌های پاکستانی گفته‌اند که صدها تن از ساکنانی که در نزدیکی گذرگاه مرزی تورخم، واقع در شمال غربی این کشور، زندگی می‌کنند، به مناطق امن‌تر پناه برده‌اند. طبق همین گزارش، پاکستان همچنین به‌تازگی ده‌ها پناهجوی افغانستانی را که در گذرگاه تورخم در انتظار بازگشت به زادگاه خود بودند، به مکان‌های امن‌تر منتقل کرده است.

وزارت دفاع افغانستان روز شنبه اعلام کرد که نیروهای افغان شبانه به پایگاه‌های نظامی پاکستان در "میران‌شاه" و "سپین‌وام"، واقع در وزیرستان شمالی، حمله کرده‌اند. این وزارتخانه افزود که این حملات در واکنش به حملات هوایی مداوم پاکستان انجام شده و باعث انهدام تأسیسات نظامی و وارد آمدن تلفات سنگین شده است.

ملا تاج‌محمد نقشبندی، کمیسر بخش افغانستان گذرگاه تورخم، در بیانیه‌ای گفت: «نیروهای شجاع امارت اسلامی، تدارکات، واحدهای نظامی و سه برج مهم امنیتی رژیم نظامی پاکستان را نابود کردند.»

مقام‌های افغانستان همچنین مدعی شده‌اند که نیروهایشان یک جت پاکستانی را بر فراز جلال‌آباد سرنگون کرده و خلبان آن را به اسارت گرفته‌اند. با این حال، وزارت خارجه پاکستان این ادعاها را "کاملاً نادرست" خوانده است.

اداره اطلاعات و فرهنگ در شرق افغانستان، پاکستان را متهم کرده که مناطق غیرنظامی را هدف قرار داده، خانه‌ها را ویران کرده و دست‌کم ۱۱ نفر را کشته است. پاکستان می‌گوید، برای جلوگیری از تلفات غیرنظامیان، تنها تأسیسات نظامی را هدف قرار می‌دهد.

شامگاه پنجشنبه گذشته در چندین نقطه در امتداد مرز نفوذپذیر ۲۵۰۰ کیلومتری میان افغانستان و پاکستان درگیری‌هایی رخ داد. افغانستان اعلام کرد که این درگیری‌ها در پاسخ به هدف قرار دادن شبه‌نظامیان اسلام‌گرا توسط پاکستان در روزهای قبل به وقوع پیوسته است.

اسلام‌آباد این شبه‌نظامیان را مسئول حملات مرگبار فرامرزی‌ای می‌داند که از مخفیگاه‌هایشان در افغانستان انجام می‌شود. پاکستان در واکنش، حملاتی هوایی را در عمق خاک افغانستان آغاز کرد. این حملات هوایی تأسیسات نظامی، از جمله اهدافی در کابل، را نشانه گرفت. 

.............................

گزارش جمع‌بندی سنتکام از ۲۴ ساعت اول جنگ با جمهوری اسلامی

 

فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) در گزارشی از ۲٤ ساعت نخست جنگ با ایران که عملیات "خشم حماسی" (Epic Fury:) نام گرفته است، با انتشار پستی در ایکس نوشت: «نیروهای سنتکام، با اولویت دادن به مکان‌هایی که تهدیدی قریب‌الوقوع ایجاد می‌کنند، در حال حمله به اهدافی هستند تا دستگاه امنیتی رژیم ایران را برچینند.»

این گزارش با اشاره به این که این عملیات، ساعت ۱:۱۵ بامداد، ۲۸ فوریه ۲۰۲٦ آغاز شده، به تجهیزات ایالات متحده که در این عملیات به‌کارگرفته‌شده اشاره کرد که از آن میان می‌توان به بمب‌افکن‌های پنهانکار بی۲، پهپادهای لوکاس، سامانه‌های موشکی رهگیر پاتریوت، سامانه‌های ضد موشک بالستیک تاد، جنگنده‌های اف۱۸، اف۱۶ و اف۲۲ و اف۳۵، هواپیمای هشدار زودهنگام و کنترل هوابُرد و رله ارتباطی هوابُرد اشاره کرد.

سنتکام در گزارش خود همچنین اشاره کرده که در این عملیات، از هواپیمای گشت دریایی پی۸، هواپیمای شناسایی آرسی۱۳۵،
ریپرهای ام‌کیو۹، سامانه‌های موشک توپخانه‌ای با تحرک بالا ام۱٤۲ و ناوهای هواپیمابر با نیروی هسته‌ای و ناوشکن‌های موشک هدایت‌شونده استفاده شده است.

در این گزارش همچنین با اشاره به مشارکت سامانه‌های مقابله با پهپاد، هواپیماهای سوخت‌رسان، و هواپیمای باری سی۱۳۰، به "توانایی‌های ویژه‌ای" اشاره شده که سنتکام، به گفته خود امکان فهرست کردن و معرفی آن‌ها را ندارد.

طبق گزارش سنتکام در ٢٤ ساعت نخست عملیات "خشم حماسی"، مراکز فرماندهی و کنترل، ستاد مشترک، ستاد نیروهای هوافضای سپاه، سامانه‌های یکپارچه پدافند هوایی، مراکز موشک‌های بالستیک، کشتی‌های نیروی دریای جمهوری اسلامی، زیردریایی‌های نیروی دریایی جمهوری اسلامی، مراکز موشک ضدکشتی و توانایی‌های ارتباطات نظامی جمهوری اسلامی هدف حمله قرار گرفته‌اند.

..............................

ترامپ مدعی شد : « تهران پس از ضربه به رأس حکومت خواهان ازسرگیری گفت‌وگوهاست»

 

دونالد ترامپ در گفت‌وگویی تلفنی با نشریه آتلانتیک اعلام کرد «رهبران جدید ایران» خواهان ازسرگیری مذاکرات هستند و او نیز با گفت‌وگو موافقت کرده است. ترامپ که از اقامتگاه خود در مارالاگو صحبت می‌کرد، گفت: «آن‌ها می‌خواهند حرف بزنند و من موافقت کرده‌ام حرف بزنم، پس با آن‌ها صحبت خواهم کرد.» او در عین حال تأکید کرد که ایران «باید زودتر» به توافق می‌رسید و مدعی شد طرف ایرانی «دیر اقدام کرده» و در هفته‌های گذشته «بیش از حد حسابگرانه» رفتار کرده است.

ترامپ در همین گفت‌وگو اشاره کرد که ترکیب طرف ایرانیِ مذاکرات اخیر تغییر کرده و برخی از افراد دخیل در گفت‌وگوها «دیگر زنده نیستند». او این موضوع را به «ضربه بزرگ» حملات نسبت داد و آن را نشانه‌ای از شدت عملیات دانست. با این حال، رئیس‌جمهور آمریکا درباره زمان دقیق گفت‌وگو با طرف ایرانی ــ اینکه «امروز یا فردا» خواهد بود ــ از ارائه پاسخ روشن خودداری کرد و گفت نمی‌تواند زمان را اعلام کند.

این موضع‌گیری تازه در حالی مطرح می‌شود که ترامپ صبح روز قبل، در پیام ویدئویی عمومی، ایرانیان را به قیام علیه حکومت فراخوانده و گفته بود پس از پایان بمباران‌ها فرصت «به دست گرفتن سرنوشت» فرا رسیده است. آتلانتیک می‌نویسد که در گفت‌وگوی تازه، از ترامپ پرسیده شده آیا حاضر است برای حمایت از یک قیام احتمالی، کارزار بمباران را طولانی کند یا نه. ترامپ در پاسخ، موضعی دوپهلو گرفته و گفته است تصمیم او «وابسته به شرایط همان زمان» خواهد بود و «نمی‌شود از حالا پاسخ قطعی داد».

با وجود این احتیاط لفظی، ترامپ هم‌زمان از «اطمینان» خود نسبت به وقوع یک خیزش موفق سخن گفته و به نشانه‌هایی از شادی در خیابان‌های ایران و نیز تجمعات حمایتیِ ایرانیان مهاجر در شهرهایی مانند نیویورک و لس‌آنجلس استناد کرده است. آتلانتیک در همان بخش یادآوری می‌کند که در کنار برخی جشن‌های طرفدار تغییر حکومت، اعتراضات ضد جنگ نیز برگزار شده و در بعضی نقاط در فاصله‌ای نزدیک از همان تجمعات جریان داشته است؛ نکته‌ای که تصویر یکدست از واکنش‌ها را زیر سؤال می‌برد.

ترامپ در توصیف وضعیت داخل ایران، از یک سو گفت «محیط بسیار خطرناک است» و او به همه توصیه کرده «در جای خود بمانند»، اما از سوی دیگر مدعی شد مردم «با خوشحالی در خیابان‌ها فریاد می‌زنند» در حالی که «بمب‌های زیادی در حال فرود آمدن است». این دوگانه‌گویی، هم‌زمان تلاش برای برجسته‌کردن اثر روانی عملیات و نیز پذیرش ضمنی خطرات میدانی برای غیرنظامیان را نشان می‌دهد.

در بخش دیگری از گفت‌وگو، آتلانتیک به پرونده تهدیدهای امنیتی علیه مقام‌های آمریکایی اشاره می‌کند و یادآور می‌شود دستگاه اطلاعاتی آمریکا سال‌هاست طرح‌های ادعاییِ ترور علیه مقام‌ها از سوی ایران را رصد و مختل کرده است. وقتی از ترامپ پرسیده شد آیا نشانه‌ای از تهدیدهای تازه علیه خاک آمریکا پس از شروع حمله وجود دارد، او از پاسخ مستقیم امتناع کرد و گفت نمی‌خواهد درباره آن صحبت کند.

اندکی پس از این مکالمه، به نوشته آتلانتیک، مقام‌های نظامی آمریکا اعلام کردند سه نظامی آمریکایی در جریان عملیات کشته و پنج نفر دیگر به‌شدت زخمی شده‌اند؛ نخستین تلفات اعلام‌شده آمریکا در این کارزار. ترامپ در ادامه گفت‌وگو کوشید پیامدهای داخلی جنگ را کنترل کند و مدعی شد این عملیات به تلاش جمهوری‌خواهان برای پیشبرد دستور کار اقتصادی پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای پاییز لطمه نمی‌زند. او بار دیگر بر تصویر «اقتصاد بسیار قوی» تأکید کرد و رسانه‌ها را متهم کرد که این موضوع را «درست منعکس نمی‌کنند».

ترامپ همچنین درباره بازار نفت ــ که به گفته او «از امشب باز می‌شود» ــ ادعا کرد اثر جنگ بر قیمت‌ها احتمالاً کمتر از برآورد برخی تحلیلگران خواهد بود، زیرا عملیات در مراحل اولیه «موفق» بوده است. او گفت اگر «اوضاع بد پیش می‌رفت» افزایش شدید قیمت نفت محتمل بود، اما اکنون باید دید چه می‌شود.

جمع‌بندی گزارش آتلانتیک این است که ترامپ در همان زمانی که از آغاز جنگ دفاع می‌کند و آن را پاسخی به «۴۷ سال» خصومت و کشتار نسبت می‌دهد، هم‌زمان از «مذاکره» با «رهبری جدید ایران» سخن می‌گوید؛ ترکیبی که نشان می‌دهد کاخ سفید می‌کوشد از یک سو فشار نظامی و روایت «ضربه تعیین‌کننده» را برجسته کند و از سوی دیگر دریچه‌ای برای معامله سیاسی پس از تغییر موازنه قدرت در تهران باز نگه دارد.

.................................

سرمقاله هاآرتص : « اسرائیل توان جنگی طولانی با ایران را ندارد»

 

سرمقاله هاآرتص با اشاره به آغاز دور تازه درگیری با ایران، می‌نویسد صبح شنبه وزیر دفاع اسرائیل، اسرائیل کاتس، اعلام کرد اسرائیل در هماهنگی با ایالات متحده حمله‌ای را علیه ایران آغاز کرده است؛ هم‌زمان فرماندهی جبهه داخلی وضعیت فوق‌العاده سراسری اعلام کرد و حریم هوایی کشور بسته شد. نویسندگان سرمقاله در همان آغاز تأکید می‌کنند که «از میان بردن تهدید ایران» هدفی موجه است: حکومتی که یک کشور دیگر را به نابودی تهدید می‌کند، زیرساخت‌های هسته‌ای و موشک‌های بالستیک را پیش می‌برد و هزاران نفر از مردم خود را به خاطر اعتراض به سرکوب، قتل‌عام می‌کند، طرف «بی‌گناهی» برای مذاکره نیست. از نگاه هاآرتص، این‌که آمریکا شریک کامل این عملیات است، قدرت اسرائیل را افزایش می‌دهد و یک برتری راهبردی مهم در اختیارش می‌گذارد.

اما سرمقاله می‌گوید پذیرفتن خطر ایران، پرسش‌های اصلی را بی‌اهمیت نمی‌کند: آیا اسرائیل برای جنگی طولانی آماده است؟ و آیا جامعه‌ای که هنوز از دور قبلی درگیری با ایران در ماه ژوئن «کاملاً بهبود نیافته»، یک‌بار دیگر به جبهه فرستاده می‌شود در حالی که «جبهه داخلی» در معرض ضربه و بی‌پناهی قرار دارد؟ هاآرتص یادآوری می‌کند که عملیات تازه («غرش شیر») جنگی «انتخابی» است؛ جنگی که تنها هشت ماه پس از آن آغاز شده که بنیامین نتانیاهو با افتخار از «پیروزی» در عملیات قبلی («شیرِ خیزان») سخن گفته بود.

محور اصلی سرمقاله، نقد شکاف میان اهداف پرطمطراق و واقعیت آسیب‌پذیری داخل اسرائیل است. به نوشته هاآرتص، خسارت‌های جنگ قبلی هنوز ترمیم نشده است: این روزنامه به گزارشی استناد می‌کند که نشان می‌دهد صدها نفر از ساکنان شهرهایی که در دور قبل جنگ آسیب دیدند، هنوز به خانه‌هایشان برنگشته‌اند و ده‌ها ساختمانِ ویران یا به‌شدت آسیب‌دیده، یا بازسازی نشده یا هنوز قابل سکونت نشده است. هاآرتص اضافه می‌کند حتی «ماتانیاهو انگلمان» بازرس کل کشور ــ که به تعبیر سرمقاله کسی او را به تندروی در انتقاد از دولت متهم نمی‌کند ــ درباره ناکامی‌ها در جبهه داخلی هشدار داده است.

در ادامه، روزنامه نتیجه می‌گیرد که با وجود این وضعیت، دولت نه «طرح منظم بازسازی» ارائه کرده و نه «طرح کلی تخلیه» برای یک کارزار طولانی؛ و در عمل، اسرائیل در حال رفتن به جنگ است در حالی که صدها هزار غیرنظامی هنوز حفاظت کافی ندارند. سرمقاله این را قلب مسئله می‌داند: تصمیم برای ورود به جنگ، اگر با آمادگی واقعیِ جبهه داخلی همراه نباشد، به معنی انتقال هزینه‌ها و خطرها به مردم است؛ مردمی که باید در پناهگاه‌ها و خانه‌ها ضربه را تحمل کنند، در حالی که سیاست‌گذاران از «پیروزی کامل» حرف می‌زنند.

هاآرتص سپس به فضای عمومی می‌پردازد: به گفته سرمقاله، حال‌وهوای جامعه پر است از شعارهای «پیروزی کامل»، «سرنگونی حکومت ایران» و «برچیدن برنامه‌های هسته‌ای و موشکی»؛ اما هیچ‌کس نمی‌تواند بهای انسانی این عملیات را پیش‌بینی کند. روزنامه پرسش‌هایی را طرح می‌کند که از نظرش دولت باید پیشاپیش پاسخ روشن به آنها بدهد: آیا جبهه شمالی دوباره شعله‌ور می‌شود؟ چند موشک از سد سامانه‌های دفاعی عبور خواهد کرد؟ چند غیرنظامی زخمی می‌شوند؟ چند ساختمان ویران می‌شود؟ و چند خانواده بار دیگر بی‌خانمان خواهند شد؟

سرمقاله یک لایه دیگر از انتقاد را هم برجسته می‌کند: فراخوان گسترده نیروهای ذخیره، به نوشته هاآرتص، بار دیگر «نابرابری در تقسیم بار» را عیان کرده و نشان می‌دهد که خدمت سربازی هنوز بر همه اقشار به‌طور یکسان اعمال نمی‌شود. روزنامه این وضعیت را «رسوایی اخلاقی» می‌خواند و می‌نویسد دولتی که احزاب مذهبی افراطی در آن حضور دارند و «تلاش گسترده» می‌کنند تا رأی‌دهندگانشان از خدمت نظامی معاف بمانند، و نخست‌وزیری که این وضعیت را پیش می‌برد و تقویت می‌کند، اکنون از جامعه می‌خواهد به تصمیم‌ها و داوری‌اش اعتماد کند؛ در حالی که همان دولت، بار اصلی جنگ را بر دوش بخش‌هایی از مردم گذاشته است.

در جمع‌بندی، هاآرتص می‌گوید اگر هدف جنگ با ایران «رفع تهدید» و «افزایش امنیت» است، حمله باید با سیاستی مسئولانه همراه باشد که هم «از نظر زمانی» و هم «از نظر اهداف» محدود و تعریف‌شده باشد. روزنامه هشدار می‌دهد اسرائیل باید مراقب باشد به جنگی فرسایشی و طولانی کشیده نشود؛ و نیز باید مراقب باشد تا حد امکان از آسیب غیرضروری به غیرنظامیان پرهیز کند ــ از جمله در خود ایران که «میلیون‌ها انسان بی‌گناه» زندگی می‌کنند. و مهم‌تر از همه، سرمقاله با تأکید دوباره بر جبهه داخلی پایان می‌گیرد: اسرائیل نباید بار دیگر مردم خود را در برابر پیامدهای جنگ «رها کند».

.................................

بیانیه سازمان جهانی آموزش در محکومیت حمله به مدارس در ایران و دفاع از امنیت آموزش و حقوق کودکان

 

سازمان جهانی آموزش حملات نظامی اخیر ایالات متحده و اسرائیل به ایران، از جمله بمباران‌هایی که دو مدرسه دبستان «شجره طیبه» و مدرسه‌ای دیگر در تهران را هدف قرار داده‌اند، به‌طور قاطع محکوم می‌کند.

کودکان، معلمان و مدارس هرگز نباید هدف نظامی قرار گیرند. کشتن و مجروح کردن دانش‌آموزان و آموزگاران نقضی غیرقابل تحمل از حقوق بشر و تخطی‌ای جدی از حقوق بین‌الملل بشردوستانه است.

فدراسیون جهانی آموزش همچنین پیام فوری سازمان عضو خود، شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران را بازتاب می‌دهد؛ نهادی که این حملات را به‌شدت محکوم کرده است. ما نیز به این فراخوان می‌پیوندیم که تمامی اقداماتی که جان غیرنظامیان را به خطر می‌اندازد فوراً متوقف شود و حفاظت از مدارس به‌عنوان فضاهای امن برای آموزش بدون هیچ قید و شرطی تضمین گردد.

ما به‌عنوان آموزگاران و فعالان صنفی، از جامعهٔ بین‌المللی می‌خواهیم فوراً اقدام کند تا استفاده از نیروی نظامی و هدف قرار دادن زیرساخت‌های غیرنظامی، از جمله مدارس، متوقف و به‌صراحت محکوم شود.

فدراسیون جهانی آموزش همچنین به تلاش‌های خود ادامه خواهد داد تا بر ضرورت احترام به حق مردم ایران برای پیگیری راه‌حل‌های صلح‌آمیز و دموکراتیک برای آیندهٔ کشورشان تأکید کند و خواستار رعایت حقوق انسانی و حقوق کار آنان در همهٔ شرایط باشد.

ما بار دیگر حمایت قاطع و تزلزل‌ناپذیر خود را از مبارزهٔ مردم ایران برای آزادی، کرامت و حقوق بشر اعلام می‌کنیم. آینده‌ی ایران باید به دست خودشان تعیین شود و نه توسط هیچ نیروی دیگری.

فدراسیون جهانی آموزش همچنین به تلاش‌های خود ادامه خواهد داد تا برای جهانی صلح‌آمیز و عادلانه دفاع کند؛ جهانی که در آن مدارس مکان‌هایی برای شادی، یادگیری و رشد باشند نه میدان‌های جنگ.

..............................

یونیسف حمله به مدارس را نقض حقوق بین‌المللی خواند

 

یونیسف، صندوق کودکان سازمان ملل متحد، روز یک‌شنبه یادآوری کرد که حمله به مدارس در قوانین بین‌المللی منع شده است.

یونیسف در ادامه از حملات به ایران ابراز «نگرانی عمیق» کرده و خواستار توقف فوری خصومت‌ها شده است.

این سازمان با اشاره به گزارش‌ها از حمله به مدارس، از جمله مدرسه دخترانه در شهر میناب، در ادامه می‌گوید: «حمله به غیرنظامیان و اماکن غیرنظامی از جمله مدارس نقض حقوق بین‌المللی است.»

در نخستین روز از حملات اسرائیل و آمریکا به ایران، مقام‌های محلی استان هرمزگان از هدف قرار گرفتن یک مدرسه دخترانه در شهر میناب خبر دادند.

سخنگوی وزارت آموزش و پرورش ابتدا تعداد افراد کشته‌شده در این مدرسه را ۵۳ نفر اعلام کرد، اما در ساعات بعد مقامات استانی به‌طور پی در پی از افزایش آمار کشته‌شدگان خبر دادند تا شامگاه ۹ اسفند که دادستان میناب گفت «۱۰۸ نفر بر اثر حمله به مدرسه شجره طیبه میناب» کشته شدند.

..............................

سه‌ قدرت اروپایی: در صورت لزوم، آمادۀ اقدام دفاعی علیه ایران هستیم

 

سه قدرت اروپایی موسوم به E3 با صدور بیانیه‌ای مشترک، از آمادگی خود برای اقدام علیه ایران، در راستای دفاع از منافع خود و متحدانشان در خلیج فارس خبر دادند.

فرانسه، آلمان و بریتانیا با ابراز «تأثر، خشم و بهت» از حملات موشکی «بی‌هدف و نامتناسب» ایران علیه کشورهای منطقه، «به‌خصوص کشورهایی که هیچ دخالتی در حملۀ آمریکا و اسرائیل به ایران نداشته‌اند»، تصریح کردند که «در صورت لزوم»، برای از کار انداختن توان ایران در زمینه شلیک موشک‌ و پهپاد، همۀ امکانات دفاعی خود را به‌کار خواهند گرفت.

این سه‌قدرت اروپایی در عین حال، ضمن ترغیب رهبری ایران به بازگشت به مذاکرات و دنبال‌کردن راه حلی از مسیر گفت‌وگو، تصریح کرده‌اند که مردم ایران باید بتوانند دربارۀ آیندۀ خود، تصمیم بگیرند.

 

لازم به ذکر است که قبلاً نخست‌وزیر بریتانیا گفتە: « آمریکا می‌تواند برای مقابلۀ دفاعی با موشک‌های ایران، از پایگاه‌های بریتانیا استفاده کند.»

کی‌یر استارمر روز یکشنبه دهم اسفند،  تأیید کرد که کشورش درخواست ایالات متحده در این زمینه را پذیرفته است.

نخست‌وزیر بریتانیا در پیامی تصویری که در شبکۀ اجتماعی ایکس منتشر کرده، می‌گوید: «ایالات متحده، خواستار مجوز استفاده از پایگاه‌های بریتانیا، صرفاً برای مقاصد محدود دفاعی شده است. ما برای ممانعت از ادامۀ شلیک موشک‌های ایران به سمت کشورهای منطقه، تصمیم گرفتیم با این درخواست موافقت کنیم.»

کی‌یر استارمر تأکید کرده که موشک‌های ایران منافع بریتانیا و شهروندانش را به خطر انداخته اند و تنها راه مقابله با آنها، از بین بردنشان در مبداء، یعنی انبارها و سکوهای پرتاب است.

نخست‌وزیر بریتانیا با تأکید بر مطابقت این تصمیم با قوانین بین‌الملل، خاطرنشان کرده که کشورش در حمله به زاغه‌ها و لانچرهای موشکی ایران مشارکت نخواهد داشت و صرفاً مجوز استفادۀ محدود از پایگاه‌هایش را به ایالات متحده داده است».

............................

دور دیگری از حملات موشکی ایران به اسرائیل هفت زخمی به‌جا گذاشت

 

در تازه‌ترین حملۀ موشکی جمهوری اسلامی به اسرائیل، هفت تن در منطقه اورشلیم زخمی شدند.

بر اساس بیانیۀ سرویس آتش‌نشانی ملی اسرائیل، حادثه در بزرگراهی در اطراف اورشلیم رخ داده و هفت زخمی با سطوح مختلف جراحت، برای دریافت خدمات درمانی از محل، منتقل شده‌اند.

پیشتر ارتش اسرائیل از شناسایی و رهگیری موشک‌های شلیک‌شده از ایران خبر داده بود. هنوز مشخص نیست که حادثۀ این بزرگراه، ناشی از برخورد موشک‌ بوده یا سقوط بقای موشک‌های رهگیری‌شده.

کانال‌های ۱۱ و ۱۲ تلویزیون اسرائیل تصاویری از نیروهای امدادی در مرکز این کشور و همینطور نزدیکی اورشلیم پخش کردند که در آنها، تصاویری از بقایای پرتابه‌ها، سنگ و کلوخ ناشی از برخورد اشیاء سنگین با زمین، و همینطور خودروهای آسیب‌دیده به‌چشم می‌خورند.

مقررات ارتش اسرائیل در زمینۀ سانسور، رسانه‌ها را از انتشار محل دقیق حوادث و جزئیات تلفات احتمالی آنها منع می‌کند.

.............................

تشکیل شورای موقت رهبری در ایران و گسترش موج ناامنی در خلیج فارس

 

جنگی که از شنبه با حملات آمریکا و اسرائیل به ایران آغاز شد، روز یکشنبه ۱۰ اسفند (۱ مارس ۲۰۲٦)، وارد مرحله‌ای تازه و به‌مراتب پیچیده‌تر شد. اسرائیل اعلام کرد موج جدیدی از حملات هوایی را علیه تهران آغاز کرده و هدفش «سلطه بر آسمان» و باز کردن مسیر عملیاتی تا پایتخت ایران است؛ حملاتی که به گفته مقام‌های اسرائیلی پس از کشته‌شدن آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، در عملیات مشترک آمریکا و اسرائیل ادامه پیدا کرده است. هم‌زمان در تهران، حاکمیت ایران در واکنش به خلأ ناشی از مرگ رهبر، از تشکیل سازوکاری موقت برای اداره امور رهبری خبر داد؛ در حالی که تبادل آتش میان ایران و اسرائیل ادامه داشت و دامنه پیامدها به خلیج فارس، حمل‌ونقل انرژی، پروازهای بین‌المللی و حتی خیابان‌های پاکستان و عراق کشیده شد.

نیروی هوایی اسرائیل در ۲٤ ساعت گذشته مجموعه‌ای از حملات را برای «گشودن راه به سوی تهران» انجام داده و بخش عمده سامانه‌های پدافند هوایی در غرب و مرکز ایران را از کار انداخته است. سخنگوی ارتش اسرائیل تأکید کرد اهداف بیشتری باقی مانده، از جمله تأسیسات مرتبط با تولیدات «نظامی-صنعتی»، و تل‌آویو توان ادامه عملیات «برای هر مدت لازم» را دارد. در همین چارچوب، اسرائیل جزئیاتی از عملیات هدف‌گیری خامنه‌ای ارائه داده و مدعی شد او در «مجتمع مرکزی رهبری» در قلب تهران، همراه با مقام‌های ارشد دیگر، در یک عملیات «دقیق و گسترده» هدف قرار گرفت.

در طرف ایران، رسانه‌های رسمی مرگ خامنه‌ای ۸٦ ساله را تأیید کردند و رئیس‌جمهور مسعود پزشکیان گفت شورایی متشکل از او، رئیس قوه قضاییه و یکی از اعضای شورای نگهبان به‌طور موقت وظایف رهبری را بر عهده گرفته است. این انتقال اضطراری، در میانه عملیات نظامیِ ادامه‌دار و ضربه به رأس هرم فرماندهی صورت می‌گیرد؛ زیرا بنا بر گزارش‌های منتشرشده، هم‌زمان خبرهایی از کشته‌شدن مقام‌های ارشد نظامی نیز مخابره شده است.

اما روز دوم فقط «جبهه تهران» نبود؛ صحنه جنگ به‌سرعت منطقه‌ای شد. در اسرائیل، آژانس امدادی این کشور از کشته‌شدن چندین نفر در پی اصابت موشک به شهر بیت‌شمش خبر داد. هم‌زمان در خلیج فارس، امارات متحده عربی اعلام کرد حملات ایران سه کشته برجا گذاشته و کویت نیز از یک کشته خبر داد. شاهدان از شنیده‌شدن انفجارهای تازه برای دومین روز پیاپی در دبی و دوحه گفتند و گزارش‌ها از برخاستن دود تیره بر فراز بندر جبل‌علی دبی ــ یکی از پرترددترین بنادر منطقه ــ حکایت داشت؛ نشانه‌ای از آنکه پاسخ ایران، نقاط حساس اقتصادی و لجستیکی را هم درگیر کرده است.

درگیری‌های مستقیمی بین جمهوری اسلامی و آمریکا در دریا گزارش شده است. ارتش آمریکا اعلام کرد یک کشتی ایرانی را غرق کرده و در مقابل، رسانه‌های دولتی ایران به نقل از سپاه پاسداران گزارش دادند که چهار موشک بالستیک به ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» شلیک شده است. در همین حال، دونالد ترامپ هشدار داد اگر ایران دست به اقدامی تلافی‌جویانه بزند، آمریکا با «نیرویی بی‌سابقه» پاسخ خواهد داد؛ پیامی که در عمل، سقف تهدیدها را بالاتر می‌برد و امکان عقب‌نشینی سریع را دشوارتر می‌کند.

در داخل ایران، روز دوم جنگ تصویری دوپاره از جامعه را برجسته کرد: از یک سو تصاویری از عزاداران در تهران که با لباس سیاه در میادین تجمع کرده‌اند و گریه می‌کنند، و از سوی دیگر ویدئوهایی که شادی و ابراز خوشحالی در نقاطی دیگر را نشان می‌دهد؛ از رقص خیابانی تا پایین کشیده‌شدن نمادها. خامنه‌ای در دی ماه مجوز سرکوب خونین اعتراضات ضدحکومتی را داده بود؛ زمینه‌ای که شکاف‌های اجتماعی در ایران را باز هم عمیق‌تر کرده و اکنون در لحظه مرگ وی، خود را به شکل واکنش‌های متضاد نشان می‌دهد.

بازتاب‌های روز دوم جنگ، به کشورهای همسایه هم سرایت کرد. در پاکستان، پلیس با معترضان در کراچی درگیر شد؛ معترضانی که پس از انتشار خبر مرگ خامنه‌ای، به سوی کنسولگری آمریکا رفتند و طبق گزارش‌ها با شکستن دیوار بیرونی، وارد محوطه پیرامونی شدند. در این درگیری‌ها دست‌کم ۹ نفر کشته و ده‌ها نفر زخمی شدند. در عراق نیز نیروهای امنیتی با گاز اشک‌آور و نارنجک صوتی تجمع صدها نفر از معترضان نزدیک «منطقه سبز» بغداد و سفارت آمریکا را متفرق کردند. این رخدادها نشان می‌دهد مرگ خامنه‌ای، علاوه بر پیامدهای امنیتی، یک بارِ عاطفی-سیاسی در میان بخشی از شیعیان منطقه نیز ایجاد کرده و می‌تواند به بی‌ثباتی داخلی در کشورهای دیگر دامن بزند.

از منظر اقتصادی و لجستیکی، روز دوم با نشانه‌های آشکار اختلال در یکی از حساس‌ترین گلوگاه‌های جهان همراه بود. داده‌های رهگیری کشتی‌ها نشان داد دست‌کم ۱۵۰ نفتکش و کشتی حامل گاز طبیعی مایع در آب‌های خلیج فارس و بیرون از تنگه هرمز لنگر انداخته‌اند و ده‌ها کشتی دیگر نیز در سوی دیگر این گلوگاه متوقف مانده‌اند؛ وضعیتی که شرکت‌های کشتیرانی، مالکان نفتکش‌ها و بازیگران بزرگ انرژی را به تعلیق یا احتیاط شدید در عبور از مسیرهای حیاتی سوق داده و می‌تواند به افزایش هزینه بیمه و جهش قیمت انرژی منجر شود.

هم‌زمان، حمل‌ونقل هوایی نیز همچنان در وضعیت بحران باقی ماند. ادامه حملات و تبادل آتش باعث شد تعطیلی یا محدودیت در برخی فرودگاه‌های بزرگ منطقه ــ از جمله دبی که یکی از شلوغ‌ترین هاب‌های پروازی جهان است ــ تداوم یابد و به گفته گزارش‌ها، یکی از شدیدترین اختلال‌های هوانوردی در سال‌های اخیر رقم بخورد؛ اختلالی که فقط مسافران را درگیر نمی‌کند، بلکه زنجیره تجارت، لجستیک و کسب‌وکارهای منطقه‌ای را نیز تحت فشار می‌گذارد.

روز دوم جنگ با سه ویژگی همراه بود: تداوم و گسترش ضربات هوایی اسرائیل به تهران و ادعای از کار انداختن بخش مهمی از پدافند ایران؛ تلاش فوری تهران برای مهار خلأ قدرت از طریق شورای موقت رهبری؛ و منطقه‌ای شدن بحران از طریق حملات متقابل، تلفات غیرنظامی و اختلال در دو شریان حیاتی جهان یعنی انرژی و هوانوردی. در چنین صحنه‌ای، هر دو طرف بر ادامه عملیات تأکید می‌کنند و هم‌زمان تهدیدهای واشنگتن و وعده «ضربات هولناک» از سوی ایران، چشم‌انداز فروکش سریع بحران را تیره‌تر کرده است.

.................................

 

 

 

 

 

 

 

یک نظر بنویسید

 

نظرات شما

بدون نظر