۱۴۰۴-۱۲-۰۸
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست

بیانیه شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست به مناسبت ۸ مارس روز جهانی زن

بیانیه شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست

به مناسبت ۸ مارس روز جهانی زنFebruary 27, 2026

 

 

۸ مارس، روز جهانی زن، یادآور بیش از یک قرن مبارزه پیگیر و سازمان‌یافته زنان کارگر و زحمتکش علیه ستم، تبعیض و نظم نابرابر سرمایه‌داری است. این روز،  تاریخی زنده و سیاسی است که ریشه در اعتصاب‌ها و اعتراض‌های زنان کارگر در آغاز قرن بیستم دارد. اعتصاب‌های کارگران نساجی در نیویورک و طرح برگزاری روز جهانی زن در بستر جنبش سوسیالیستی اروپا، تا گسترش آن در سراسر جهان همواره با مطالباتی چون حق رأی، حق طلاق، حق کار برابر، دستمزد عادلانه، حق تشکل‌یابی و لغو تبعیض‌های قانونی و اجتماعی گره خورده است. این روز، روز بازخوانی تاریخ مقاومت و تجدید عهد با آرمان رهایی زنان است.

این جنبش در سطح جهانی مسیری پر فراز و نشیب پیموده است. از مبارزه برای حقوق زنان در اروپا و آمریکا در اوایل قرن بیستم، تا مبارزه در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ میلادی که به نقد ساختارهای فرهنگی، حقوقی و خانواده مردسالار پرداخت و تا موج‌های نوین مبارزه علیه خشونت جنسیتی، تبعیض ساختاری و نابرابری اقتصادی در دهه‌های اخیر که زنان همواره در خط مقدم تحولات اجتماعی بوده‌اند. در آمریکای لاتین، کارزارهای گسترده علیه زن‌کشی و خشونت سازمان‌یافته علیه زنان شکل گرفته است؛ در جنوب آسیا، مبارزات علیه تبعیض‌های مذهبی و قومی و خشونت‌های جنسیتی تداوم دارد و در خاورمیانه و شمال آفریقا، زنان نقشی تعیین‌کننده در خیزش‌های مردمی ایفا کرده‌اند. از ایران تا لبنان، از افغانستان تا ترکیه، زنان در برابر بنیادگرایی مذهبی، اقتدارگرایی سیاسی و سیاست‌های اقتصادی نابرابر ایستاده‌اند و صدای برابری‌خواهی را به نیرویی اجتماعی بدل کرده‌اند.

در عین حال، سال‌های اخیر شاهد قدرت‌گیری جریان‌های راست افراطی و گرایش‌های اقتدارگرا در اروپا و آمریکا بوده است؛ جریان‌هایی که دستاوردهای تاریخی جنبش زنان را هدف گرفته‌اند. محدودسازی حق سقط جنین در برخی ایالت‌های آمریکا، رشد احزاب راست افراطی با گفتمان‌های راسیستی، ضد مهاجر و ضد برابری جنسیتی در اروپا، و بازگشت به قرائت‌های ارتجاعی از «خانواده سنتی» که در عمل به معنای کنترل تمام شئونات زندگی زنان است، نشانه‌هایی از این روند نگران‌کننده‌ هستند. این نیروها با پیوند دادن ملی‌گرایی افراطی، نژادپرستی و مردسالاری می‌کوشند بحران‌های اقتصادی و اجتماعی را با محدودسازی حقوق زنان و اقلیت‌ها پاسخ دهند. در چنین شرایطی، ۸ مارس بیش از هر زمان دیگری یادآور ضرورت همبستگی بین‌المللی زنان و تمامی نیروهای آزادی‌خواه و برابری‌طلب است.

در ایران، جنبش رهایی زن تاریخی پیچیده و پرفراز و نشیب دارد. از تلاش‌های زنان پیشرو در دوران مشروطه برای گسترش آموزش دختران و حضور در عرصه عمومی، تا نقش‌آفرینی آنان در دهه‌های بعد در حوزه‌های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی،زنان همواره بخشی جدایی‌ناپذیر از تحولات جامعه بوده‌اند. پس از استقرار جمهوری اسلامی و تحمیل حجاب اجباری و سایر محدودیت‌های قانونی، موجی از مقاومت شکل گرفت که در دهه‌های بعد به اشکال گوناگون تداوم یافت. 

اعتراض به حجاب اجباری از نخستین روزهای پس از انقلاب آغاز شد و به‌رغم سرکوب‌ها هرگز خاموش نشد. در دهه‌های اخیر، جنبش زنان در ایران از دل خیزش‌ها و مبارزات روزمره در محیط کار، دانشگاه و فضای عمومی نیرو گرفته است. از اعتراض‌های دی‌ماه ۱۳۹۶ و آبان ۱۳۹۸ تا خیزش‌ "زن، زندگی، آزادی" با محوریت رهایی زن در سال ۱۴۰۱ و خیزش دی ۱۴۰۴ ، زنان نه در حاشیه، بلکه در صف مقدم مبارزه علیه فقر، استبداد و تبعیض ایستاده‌اند. زنان بویژه در خیزش 1401 جمهوری اسلامی را درست در جایی به چالش کشیدند که هویت ایدئولوژیک و سیاسی و قانونی رژیم محسوب میشد. حجاب سوزان زنان جوان در خیابانها چنان آتش برمشروعیت قوانین ضد زن رژیم زد که آوای آن مرزها را در نوردید و به اقصای نقاط جهان رسید. این جنبش هرچند از خیابان‌ها عقب نشست، ولی توانست بطور ضمنی حق آزادی پوشش را دوباره به مسئله روز جامعه تبدیل و به رژیم تحمیل کند. تا انجایی که قوانین به روز شده مصوبات مجلس هم جرات رونمایی پیدا نکردند.

با این حال، رهایی زن تنها با حذف برخی مظاهر آشکار تبعیض تحقق نمی‌یابد. تجربه تاریخی نشان می‌دهد که ستم جنسیتی در خلأ شکل نمی‌گیرد، بلکه در پیوندی تنگاتنگ با ساختارهای طبقاتی، اقتصادی و فرهنگی بازتولید می‌شود. در ایران امروز، حجاب اجباری، ابزاری سیاسی برای محدود کردن حقوق زنان و تثبیت نظم ایدئولوژیک حاکم است. خشونت خانگی، قتل‌های ناموسی، تبعیض در بازار کار، دستمزدهای نابرابر و محرومیت از فرصت‌های برابر آموزشی و مدیریتی، جلوه‌های گوناگون نظمی هستند که بر بهره‌کشی و نابرابری استوار است. در چنین نظمی، مشارکت اجتماعی آنان با موانع ساختاری روبه‌روست.

زنان زحمتکش، کارگران، معلمان، پرستاران، دانشجویان و مادران جان‌باختگان در جایگاه پیشرو این نبرد اجتماعی قرار دارند. آنان نه‌تنها برای حقوق جنسیتی، بلکه برای برابری اقتصادی و اجتماعی، امنیت شغلی، دستمزد عادلانه، آموزش و بهداشت همگانی مبارزه می‌کنند. پیوند میان جنبش زنان و جنبش کارگری، جنبش دانشجویی و سایر جنبش‌ های اجتماعی یک ضرورت تاریخی است. بدون این همبستگی آگاهانه و سازمان‌یافته، مبارزه پراکنده می‌ماند و توان مقابله با ساختارهای سرکوبگر و نابرابر را از دست می‌دهد. تجربه نشان داده است که هرگاه مطالبات جنسیتی با مطالبات طبقاتی و اجتماعی گره خورده، دامنه و عمق تأثیرگذاری آن نیز افزایش یافته است.

نقد ستم جنسیتی باید هم‌زمان به نقد مردسالاری و نقد مناسبات اقتصادی نابرابر بپردازد. نظامی که نیروی کار زنان را با دستمزدی کمتر به کار می‌گیرد، ثمره کار آنان را بی‌ارزش می‌شمارد و آنان را تحت کنترل سیاسی و فرهنگی قرار می‌دهد، از دو منبع بهره‌کشی سود می‌برد: استثمار طبقاتی و سلطه جنسیتی. از این‌رو، مبارزه برای برابری حقوقی ـ هرچند گامی اساسی و ضروری ـ اما کافی نیست. تحقق رهایی واقعی مستلزم دگرگونی عمیق‌تر در ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است؛ دگرگونی‌ای که کرامت انسانی، آزادی انتخاب و برابری را در مرکز فعالیت خود قرار دهد.

۸ مارس در شرایطی فرا می‌رسد که جهان با بحران‌های چندلایه‌ای چون جنگ، نابرابری فزاینده، بحران زیست ‌محیطی و گسترش نئوفاشیسم روبه‌روست. زنان بیش از همه از پیامدهای این بحران‌ها آسیب می‌بینند، اما هم‌زمان از قدرتمندترین نیروهای تغییر نیز هستند. حضور گسترده و سازمان‌یافته زنان در عرصه های مبارزاتی، بارها توازن قوا را دگرگون کرده و مسیر تحولات اجتماعی را تغییر داده است.

در ایران نیز چشم‌انداز رهایی در گرو تداوم، تعمیق و سازمان‌یافتگی این مبارزه است. آزادی زن شرط آزادی جامعه است. هیچ جامعه‌ای نمی‌تواند آزاد، برابر و انسانی باشد در حالی که نیمی از جمعیت آن زیر بار تبعیض و سرکوب مضاعفزندگی می‌کنند. ۸ مارس یادآور این حقیقت بنیادین است که مبارزه زنان نه امری حاشیه‌ای، بلکه قلب تپنده مبارزه برای آزادی، برابری و کرامت انسانی است. رهایی زنان، رهایی انسان است و این مسیر با آگاهی، همبستگی و سازمان‌یابی جمعی هموار خواهد شد. از این رو جنبش رهایی زن پیشروی خود را در گرو استراتژی پیوند و همراهی با دیگر جنبش‌های پیشرو اجتماعی مانند جنبش کارگری، معلمان، دانشجویان، پرستاران و جنبش انقلابی کردستان می بیند. بنابراین ۸ مارس باید نه تنها روزی برای تجلیل از دستاوردهای تاکنونی، بلکه روزی برای همبستگی انترناسیونالیستی باشد. این امر یادآور آن است تا زمانی که زنان در سراسر جهان از کلیه ستم ها و قید و بندهای نظام سرمایه داری و نظام مردسالار رها نشده باشند، مبارزه ادامه خواهد داشت.

شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست ایران ضمن تقدیر از تلاش‌هایی که برای برگزاری هر چه با شکوه تر ۸ مارس روز جهانی زن، روز همبستگی بین المللی جنبش زنان در مبارزه علیه ظلم و ستم و تبعیض جنسی / جنسیتی در جریان است، این روز را به همه زنان و مردان آزادیخواه و برابری طلب تبریک می‌گوید و همه انسان‌های آزاده را فرا می‌خواند که هشت مارس امسال را با حضور فعال در مارش، آکسیون‌ و برنامه های گرامیداشت این روز, به سنگری بر علیه سلطه ستم و استبداد سرمایه و فاشیسم و آپارتاید جنسیتی در ایران تبدیل کنیم.

 

گرامی باد ۸ مارس روز جهانی زن

نه به آپارتاید جنسی/ جنسیتی در ایران

سرنگون باد رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی

زنده باد آزادی، زنده باد سوسیالیسم

 

شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست

بهمن ۱۴۰۴- فوریه ۲۰۲۶

امضاها:

اتحاد سوسیالیستی کارگری، حزب کمونیست ایران، حزب کمونیست کارگری ایران – حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان (اقلیت) و هسته اقلیت

 

یک نظر بنویسید

 

نظرات شما

بدون نظر