۱۴۰۴-۱۲-۰۳

تجمع اعتراضی و تحصن دانشجویان در دانشگاه‌های صنعتی شریف، تهران، امیرکبیر، بهشتی و دانشگاه علوم پزشکی مشهد

 

 

تجمع اعتراضی کارگران کارخانه تولی پرس واقع در شهرک صنعتی البرز

 

روز شنبه ۲ اسفندماه، جمعی از کارگران کارخانه تولی پرس، واقع در شهرک صنعتی البرز در استان قزوین، در مقابل ساختمان این کارخانه دست به تجمع زدند.

تجمع این کارگران در اعتراض به تعطیلی موقت این کارخانه و بیکار شدن ۱۰۸ کارگر شاغل در این واحد تولیدی صورت گرفته است.

کارگران معترض اعلام کردند: «۱۰ کارگر شرکت بسته‌بندی پارس نیز که از واحدهای زیر مجموعه تولی پرس است با شرایط ایجاد شده برای تولی پرس کاری برای انجام دادن ندارند. تعدادی از آنها به‌ صورت میانگین بین ۱۸ تا ۲۵ سال سابقه کار دارند حدود ٦٦ نفر شرایط بازنشستگی دارند و مابقی نیز تا یک الی دو سال آینده امکان بازنشستگی پیدا می‌کنند. با این حال حدود ٤ ماه حقوق و بیمه آنها پرداخت نشده و از کار بیکار شدند. همچنین از سال ۱۳۹۰ سنوات این کارگران علیرغم پیگیری از نهادهای دولتی مستقر در استان واریز نشده است.

...................

برگزاری دو (٢) تجمع اعتراضی شهروندان آبدانان  به بازداشت یک معلم و متقاضیان خودروهای وارداتی در تهران

 

 

تجمع اعتراضی شهروندان آبدانان  به بازداشت یک معلم

به گزارش کردپا، روز شنبه ۲ اسفندماه، جمعی از شهروندان ساکن آبدانان در اعتراض به بازداشت یک معلم، در مقابل کلانتری این شهر تجمع اعتراضی برگزار کردند. بر اساس این گزارش، روز جاری، یعقوب محمدی، معلم بازنشسته ساکن آبدانان، با اعمال خشونت توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.

 این اعتراض با مشارکت گسترده شهروندان شکل گرفت و با دخالت نیروهای امنیتی به خشونت کشیده شد. در این گزارش، بدون اشاره به هویت و جزئیات بیشتر، به زخمی شدن یکی از حاضران اشاره شده است.

تجمع اعتراضی متقاضیان خودروهای وارداتی در تهران

به گزارش عصر ایران، شماری از افراد ثبت‌نام‌کننده خودروهای وارداتی شرکت «نگین تندیس الماس» با تجمع در مقابل دفتر این شرکت در تهران، خواستار رسیدگی به تأخیر در تحویل خودروهای ثبت‌نامی در اسفند سال گذشته شدند.

بر اساس این گزارش، افراد معترض اعلام کرده‌اند که با وجود واریز کامل مبلغ، شرکت از تحویل خودروها خودداری کرده و به تاریخ‌های اعلامی خود نیز پایبند نبوده است. این مشتریان از تأخیرهای پیاپی در تحویل خودرو ناراضی هستند و خواستار رسیدگی نهادهای مسئول در وزارت صمت و سازمان بازرسی کل کشور شده‌اند.

مشتریان تجمع‌کننده همچنین عنوان کردند که با برخورد فیزیکی، استفاده از شوکر و کتک‌کاری روبه‌رو شده‌اند.

..........................

تجمع اعتراضی و تحصن دانشجویان در دانشگاه‌های صنعتی شریف، تهران، امیرکبیر، بهشتی و دانشگاه علوم پزشکی مشهد

 

روز شنبه ۲ اسفند،   شماری از دانشجویان در دانشگاه‌های صنعتی شریف، تهران، امیرکبیر، بهشتی و دانشگاه علوم پزشکی مشهد دست به تجمع و تحصن زدند.

دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف با سردادن شعارهایی از جمله (آزادی آزادی آزادی)، (تا آخوند کفن نشود، این وطن وطن نشود) و (می‌جنگیم می‌میریم، ایرانو پس می‌گیریم) در محوطه این دانشگاه تجمع اعتراضی برگزار کردند. این تجمع با مداخله نیروهای نزدیک به حکومت به تشنج کشیده شد.

خبرگزاری فارس نیز با انتشار ویدیویی از حضور برخی دانشجویان و نیروهای طرفدار حکومت در تجمع اعتراضی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف، از تجمعی دیگر که توسط دانشجویان در دانشگاه تهران برگزار شده، خبر داده است.

در ادامه تجمعات امروز، جمعی از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر نیز دست به تجمع زدند.

روز جاری همچنین، تعدادی از دانشجویان دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه بهشتی در محوطه این دانشگاه دست به تحصن زدند. دانشجویان معترض با در دست داشتن پلاکاردهایی، خواهان آزادی دانشجویان زندانی شدند.

دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی مشهد نیز با سر دادن شعارهایی همچون «دانشجو داد بزن، حقتو فریاد بزن» و «آزادی، آزادی، آزادی» در محوطه این دانشگاه تجمع اعتراضی برگزار کردند.

......................

در سایه فقدان ایمنی محیط و شرایط نامناسب کار، چهار کارگر حین انجام کار دچار حادثه شدند و جان خود را از دست دادند.

در سایه فقدان ایمنی محیط و شرایط نامناسب کار، چهار کارگر در شهرهای فریمان، مشهد، بویین زهرا و کرمان حین انجام کار دچار حادثه شدند و جان خود را از دست دادند.

مرگ یک کارگردر روستای سفید‌سنگ از توابع شهرستان فریمان

براساس این گزارش، یک کشاورز بعد از حفر چاه آب توسط کارگران در روستای سفید‌سنگ از توابع شهرستان فریمان استان خراسان رضوی، برای بررسی نشتی یک لوله وارد چاهی حدودا چهار متری با دیواره‌های سست می‌شود. بعد از ورود این کشاورز، بلافاصله خاک دیواره چاه بر روی سرش فرو می‌ریزد.

امدادگران در یک عملیات سه‌ساعته با استفاده از یک دستگاه لودر و تجهیزات حفاری توانستند پیکر بی‌جان این کارگر را از عمق زمین خارج کنند.

مرگ یک کارگر در مشهد 

روابط عمومی سازمان آتش نشانی و خدمات ایمنی شهرداری مشهد در تشریح جزییات این حادثه گفت: « چندین کارگر در عمق شش متری پروژه کانال فاضلاب در بلوار رسالت (خیابان کشمیری) مشغول کار بودند که ناگهان بخشی از دیواره خاکی این کانال جدا شد و بر روی یکی از کارگران فرو ریخت.همکاران ما با وجود خطرات جدی ناشی از ریزش‌های متوالی و شرایط ناپایدار دیواره‌ها، تلاش بی‌وقفه‌ای برای نجات این کارگر انجام دادند، اما متأسفانه پس از پایان آواربرداری، جسد بی‌جان وی کشف شد.

مرگ یک کارگر جوشکار در بویین زهرا

همچنین در گزارشی دیگر از این خبرگزاری، یک کارگر جوشکار در بویین زهرا با سقوط از ارتفاع چهار متری در یک کارخانه جان خود را از دست داد.

بنا بر اعلام علی زرینی،‌ فرمانده انتظامی شهرستان بویین زهرا، کارگر ۴۶ ساله یک شرکت، هنگام جوشکاری در ارتفاع چهار متری دچار سانحه شده بود که متاسفانه پس از سقوط جان خود را از دست داد.

مرگ یک کارکر در کرمان

به گزارش مهر، مدیر عامل سازمان آتش‌نشانی و خدمات ایمنی شهرداری کرمان از فوت یک کارگر بر اثر ریزش کانال فاضلاب در بلوار کشاورز این شهر خبر داد.

روح‌الله مطهری در این رابطه افزود: شامگاه جمعه ۱ اسفندماه در پی اعلام گزارش وقوع حادثه در محل مذکور به مرکز فوریت آتش‌نشانی، سه تیم تخصصی از ایستگا‌ه‌های آتش نشانی همزمان به محل حادثه اعزام شدند؛ اما پس از انجام اقدامات امدادی در این حادثه، مشخص شد یک کارگر بر اثر ریزش کانال فاضلاب جنب منهول، زیر آوار مدفون شده و فوت کرده بود.

.....................

یک کولبر در پی تیراندازی نیروهای نظامی در سردشت زخمی شد

 

شامگاه روزجمعە اول اسفندماه،  ، تیراندازی نیروهای نظامی در مناطق مرزی دشت وزینه شهرستان سردشت، به زخمی شدن یک کولبر انجامید. هویت وی، محمد مطلبی، ۳۳ ساله و اهل روستای آلواتان از توابع میرآباد سردشت، گزارش شده است.

بر اساس این گزارش، در پی تیراندازی نیروهای هنگ‌ مرزی در دشت وزینه سردشت به سوی گروهی از کولبران، آقای مطلبی زخمی شده است. این کولبر از ناحیه پا مورد اصابت گلوله قرار گرفته و جهت مدوام به یک مرکز درمانی منتقل شده است‌.

..........................

خامنەای و ترامپ، ایران و  آمریکا را به سوی جنگ خطرناکی سوق می‌دهند

 

بر اساس گزارش رویترز در روز جمعه ۲۰ فوریه (یکم اسفندماه)، وزیر خارجه ایران گفته است پس از مذاکرات این هفته در ژنو، انتظار دارد ظرف «دو تا سه روز» پیش‌نویس یک «پیشنهاد متقابل» آماده شود تا مقام‌های عالی ایران آن را بررسی کنند؛ پیشنهادی که می‌تواند مبنای ادامه گفت‌وگوها در «حدود یک هفته» آینده باشد. او در عین حال تاکید کرده هر اقدام نظامی، تلاش برای رسیدن به توافق را پیچیده‌تر می‌کند.

اما هم‌زمان، دونالد ترامپ آشکارا از بررسی «حملات محدود» سخن گفته و یک ضرب‌الاجل ۱۰ تا ۱۵ روزه برای رسیدن به توافق مطرح کرده است؛ تهدیدی که بر بستر افزایش حضور نظامی آمریکا در منطقه، نگرانی‌ها از گسترش بحران را تشدید کرده است. مقام‌های آمریکایی به رویترز گفته‌اند برنامه‌ریزی نظامی آمریکا درباره ایران به مرحله پیشرفته‌ای رسیده و گزینه‌هایی از جمله هدف قرار دادن افراد و حتی سناریوهای تغییر رهبری در تهران ـ در صورت صدور دستور رئیس‌جمهور ـ روی میز قرار دارد.

رویترز در گزارشی در روز شنبه می‌نویسد: ترامپ آمریکا را «به لبه جنگ» رانده، در حالی که بخشی از مشاوران و مدیران انتخاباتی جمهوری‌خواهان از او می‌خواهند تمرکز را روی اقتصاد و دغدغه‌های معیشتی رأی‌دهندگان نگه دارد. به نوشته رویترز، ترامپ دستور یک آرایش گسترده نیروها در خاورمیانه و تدارک برای حمله هوایی چند هفته‌ای را داده، اما هنوز برای افکار عمومی آمریکا «چرایی» روشن و مفصلِ ورود به چنین رویارویی‌ای را توضیح نداده است؛ مسئله‌ای که می‌تواند در فضای انتخابات میان‌دوره‌ای به یک ریسک سیاسی جدی تبدیل شود، به‌ویژه اگر درگیری طولانی شود یا هزینه‌ها بالا برود.

رویترز می‌نویسد تهران می‌کوشد با ارائه پیشنهاد متقابل، پنجره دیپلماسی را باز نگه دارد، اما واشینگتن با ضرب‌الاجل کوتاه و نمایش آمادگی نظامی، می‌خواهد امتیازگیری را سرعت بدهد؛ سیاستی که می‌تواند شعله‌های جنگ در منطقه را بار دیگر شعله‌ور سازد.

............................

بیانیه‌ی کانون نویسندگان ایران در گرامی‌داشت روز جهانی زبان مادری

 

سال‌هاست سرکوب مضاعف بخشی از واقعیت زندگی بسیاری از مردم این کشور است: سرکوب حقوق مدنی و سرکوب زبانی و فرهنگی. مردمی که با محدودیت در حقوق و آزادی‌های مدنی خود مواجه‌اند، به‌سبب زبان و هویت فرهنگی‌شان نیز با حذف و تبعیض روبه‌رو می‌شوند. در چنین وضعیتی، سرکوب نه یک رخداد مقطعی، بلکه سازوکاری مستمر برای به حاشیه راندن بخش‌هایی از جامعه است.

این سرکوب مضاعف حاصل سیاست‌هایی است که سال‌ها بر تمرکز، یکسان‌سازی و انکار تنوع زبانی استوار بوده‌اند.

حذف زبان‌های مادری از عرصه‌ی رسمی و آموزشی صرفاً یک تصمیم اداری نیست، بلکه بخشی از روندی ساختاری است که در آن گروهی از مردم نه به‌عنوان انسان‌هایی برابر، بلکه به‌عنوان «دیگری» تعریف می‌شوند: حاشیه‌ای، کم‌سهم و محروم از حضور کامل در حیات فرهنگی و آموزشی.

در چنین شرایطی، دفاع از زبان مادری، فعالیت فرهنگی یا تلاش برای آموزش و تولید فرهنگی به این زبان‌ها، به‌جای آن‌که حق تلقی شود، اغلب با محدودیت و اتهام همراه است. فعالان این زمینه بارها با اتهام‌هایی چون «تجزیه‌طلبی» یا «اقدام علیه امنیت ملی» مواجه شده‌اند؛ اتهام‌هایی که نشان‌دهنده‌ی جرم‌انگاری و امنیتی‌سازی یک حق فرهنگی و انسانی است.

سیاست‌هایی که به بهانه‌ی تقویت زبان رسمی، دیگر زبان‌های این سرزمین را نادیده گرفته‌اند، نه‌تنها به تضعیف تنوع فرهنگی انجامیده‌اند، بلکه کنشگران این زمینه را نیز با محدودیت، فشار و گاه تعقیب مواجه کرده‌اند.

با این همه، زبان در زندگی روزمره، فرهنگ، روایت‌ها و حافظه‌ی تاریخی مردم زنده می‌ماند، حتی اگر از عرصه‌های رسمی کنار گذاشته شود.

کانون نویسندگان ایران با گرامی‌داشت روز جهانی زبان مادری و بر اساس بند سوم منشور خود تأکید می‌کند: «رشد و شکوفایی زبان‌های متنوع کشور از ارکان اعتلای فرهنگی و پیوند مردم ایران است و با هرگونه تبعیض و حذف در عرصه‌ی چاپ، نشر و پخش آثار به همه‌ی زبان‌های موجود مخالف است.»

روز جهانی زبان مادری یادآور آن است که به رسمیت شناختن تنوع زبانی نه امتیاز، بلکه شرط تحقق عدالت آموزشی و برابری است؛ حقی که با انکار، امنیتی‌سازی و حذف از میان نخواهد رفت.

..............................

بیانیه دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب کردستان

 

آن‌چه امروز به‌نام آلترناتیو به جامعه تحمیل می‌شود، انتخاب میان دو قدرت نیست؛ بازتولید یک منطق واحد در سطح حذف عاملیت مستقل اجتماعی و تمرکز قدرت است.

در یک‌سو، حاکمیتی قرار دارد که با سرکوب سازمان‌یافته، انسداد سیاسی و امحای ساختارهای مستقل، جامعه را در وضعیت انقیاد نگه داشته است. این ساختار بر پیوند سرکوب سیاسی و نظم طبقاتی بنا شده و هم‌زمان با واگذاری ثروت اجتماعی به وادیان سرمایه، زیست اکثریت را به مرز فرسایش کشانده است. بدون شکستن این پیوند سرکوب و مناسبات طبقاتی، هیچ گشایشی رخ نخواهد داد.

در سوی دیگر، جریانی قرار دارد که با اتکا به رسانه، سرمایه و بلوک‌های قدرت جهانی می‌کوشد همان تمرکز قدرت را در قالبی موروثی و وابسته بازسازی کند. در افق این پروژه، کارگر، معلم، زن و دانشجو به نیروی سازمان‌یافته‌ی تصمیم‌گیر بدل نمی‌شوند، بلکه به توده‌ی هوادار تقلیل می‌یابند. هیچ طرحی برای دگرگونی مناسبات تولید، مهار سرمایه، تضمین حق تشکل و اعتصاب یا آزادی زن به‌مثابه مسئله‌ای ریشه‌دار در آن دیده نمی‌شود؛ چنان‌که حتی در اعتراضات دی‌ماه نیز چشم‌اندازی برای درهم‌شکستن مالکیت مردسالار و کالایی‌سازی زنان از این اردوگاه شنیده نشد. این خلأ البته منحصر به این پروژه نیست؛ حاکمیت مستقر نیز همان منطق را در سوی دیگر بازتولید کرده است.

دانشگاه در این میان یکی از میدان‌های اصلی این منازعه است که حاکمیت آن را با امنیتی‌سازی، تعلیق، پرونده‌سازی و سرکوب از نفس انداخته است؛ و اکنون تلاش برای اعلام «حمایت دانشگاه» از پروژه‌ی پادشاهی‌خواه، تحریف آگاهانه‌ی واقعیت است. دانشگاه نه ملک حاکمیت است و نه سکوی تبلیغ یک خاندان. همان‌گونه که در برابر سرکوب ایستاده‌ایم، در برابر مصادره نیز می‌ایستیم. در همین چارچوب باید به نیروهایی نیز پرداخت که درون دانشگاه، زیر پرچم «محور مقاومت» پناه گرفته‌اند و در بزنگاه سرکوب زبان به سکوت سپرده‌اند. بزک ایدئولوژیک خشونت حاکم و ترجمه‌کردن مطالبات به پیوست منازعات ژئوپولیتیک، چیزی جز خلع‌سلاح سیاسی دانشگاه نیست. این موضع استقلال دانشگاه را قربانی وفاداری به دستگاه قدرت می‌کند و با واژگان رادیکال، ادغام در سازوکار سرکوب را می‌پوشاند.

افق رهایی اما در دل جامعه شکل می‌گیرد؛ در پیوند زنده‌ی دانشجویان با طبقه‌ی کارگر، با زنان، معلمان و دیگر اقشار تحت ستم. تغییر از دل سازمان‌یابی مستقل، از شوراها و شبکه‌های همبستگی بیرون می‌آید، نه از بازتولید فردمحوری در سیاست و نه از مجاهد فرقه‌سالار. ما با وجود تشخیص تفاوت‌های تاریخی و سیاسی این دو پروژه، دوگانه‌ی تحمیلی قدرت را نمی‌پذیریم و دانشگاه را به میدان سازمان‌یابی آگاهانه و جمعی بازمی‌گردانیم.

دانشجویان آزادی‌خواه و برابری طلب کردستان

............................

دبیرکل خانه پرستار: خواستار اعلام،   اسامی پرستاران جان‌باخته اعتراضات دیماه شد

 

دبیرکل خانه پرستار، با انتقاد از سکوت نهادهای پرستاری و وزارت بهداشت در اعلام اسامی پرستاران کشته‌شده در اعتراضات دی‌ماه، از نهادهای مسئول خواست دست‌کم اسامی این پرستاران را منتشر کنند.

محمد شریفی‌ مقدم، روز شنبه دوم اسفند، در شبکه ایکس نوشت: «بیش از چهل روز از جان‌باختن تعدادی از همکاران مظلوم پرستاری گذشته و سکوت نهادهای پرستاری و وزارت بهداشت، در اعلام اسامی جای سؤال دارد؟»

این فعال صنفی همچنین با اشاره به این‌که اعلام نام کشته‌شدگان «حداقل تکلیف قانونی، اداری و اخلاقی متولیان پرستاری است» افزود: «لااقل اسامی را منتشر کنید تا جامعهٔ پرستاری یادشان را گرامی بدارند».

آقای شریفی مقدم پیش‌تر، ۱۹ بهمن، نیز از بازداشت شماری از پرستاران در جریان سرکوب اعتراضات دی‌ماه در شهرهای مختلف خبر داده بود.

او ضمن اعلام این خبر گفته بود آمار دقیقی در این زمینه در دست نیست و داده‌ها از طریق تماس برخی همکاران پرستاری و خانواده‌های بازداشت‌شدگان به دست آمده است.

سازمان نظام پرستاری در واکنش به خبرهای مربوط به بازداشت پرستاران ادعا کرده بود تاکنون هیچ گزارش تأییدشده‌ای دربارهٔ بازداشت کادر پرستاری به دلیل انجام فعالیت‌های حرفه‌ای در داخل یا خارج از بیمارستان به این سازمان نرسیده است.

...........................

در سرکوب اعتراضات شهرستان نجف‌آباد، «دست‌کم ۱۸۰ معترض» کشته شدند

 

حدود ۱۸۰ نفر در جریان سرکوب اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه در شهرستان نجف‌آباد توسط مأموران حکومتی کشته شدند.

به‌گفتهٔ این منابع، از مجموع کشته‌شدگان این شهر و شهرک‌ها و روستاهای حومهٔ آن، «حدود ۱۱۰ نفر» در مزار بزرگ شهر نجف‌آباد به خاک سپرده شده‌اند.

پیشتر تصاویری از مراسم چهلم کشته‌شدگان شهر نجف‌آباد منتشر شده بود که تصاویر ٦۳ نفر از کشته‌شدگان خود این شهر را نشان می‌داد. با این حال، براساس اطلاعاتی که به رادیو فردا رسیده، هویت و تصاویر برخی دیگر از کشته‌شدگان این شهر به دلایل مختلف هنوز منتشر نشده است.

اطلاعات دریافتی همچنین نشان می‌دهد که تنها در شامگاه ۱۸ دی دست‌کم ١٤ نفر در یزدان‌شهر کشته شدند و به‌گفتهٔ منابع محلی، شمار کشتگان یزدان‌شهر در هر دو شب ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه جمعاً و دست‌کم به ۲۲ تن رسید.

حومهٔ نجف‌آباد شامل شهرها و شهرک‌هایی مانند یزدان‌شهر، امیرآباد، فیروزآباد، ویلاشهر، گلدشت و کهریزسنگ و نیز روستاهای بزرگی مانند حاجی‌آباد و نهضت‌آباد است. مناطقی مانند یزدان‌شهر، امیرآباد، فیروزآباد و گلدشت عمدتاً محل سکونت خانواده‌های کارگری هستند که در دهه‌های گذشته از روستاهای دور به حومهٔ نجف‌آباد مهاجرت کرده‌اند.

شاهدان محلی گفته‌اند که برخی خانواده‌ها پیکر کشته‌شدگان خود را برای دفن به زادگاه‌های خانوادگی‌شان منتقل کرده‌اند.

...........................

 

 

 

 

 

یک نظر بنویسید

 

نظرات شما

بدون نظر