۱۴۰۴-۱۱-۲۸

فراخوان شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران

اخباروگزارش های کارگری 27 بهمن ماه 1404

 

Posteingang

 

akhbar kargari <akhbarkargari2468@gmail.com>

 

04:12 (vor 10 Stunden)

 

 

 

 

an akhbar, Bcc: naserpishro

 

 

اخباروگزارش های کارگری 27 بهمن ماه 1404

- اغتشاش گراسم رمزجدید کارفرمایان بری سرکوی کارگران حق طلب

یک هفته اعتصاب و تجمعات کارگران معدن ذغال‌سنگ هشونی دراعتراض به عدم پرداخت بموقع حقوق

ادعای خسارت 30تا35 میلیارد تومانی واحضارو تفهیم اتهام دستکم 5 کارگر حق طلب

- گرامیداشت یاد جان باختگان اعتراضات سراسری دی ماه 1404 با تجمع تعدادی از جوانان آبدانان وسردادن شعار مرگ برخامنه ای

- فراخوان شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران

«برای نیمکت‌های خالی، برای رویاهای ناتمام»

موضوع: اعلام عزای عمومی و تعطیلی مدارس ( اعتصاب ) در روز چهارشنبه ۲۹ بهمن

- بیانیه مشترک فعالین دانشجویی مستقل در محکومیت کشتار دی‌ماه و سرکوب انباشته حکومت در دانشگاه‌ها، ضرورت سازماندهی و دعوت به تجمع و اعتصاب همزمان با بازگشایی دانشگاه‌ها

- مراسم یادبود آیدا حیدری

- قسم به خون یاران، ایستاده‌ایم تا پایان!

مراسم یادبود چهلمین روز درگذشت عزیز وطن #رها_بهلولی‌پور، دانشجوی #دانشگاه_تهران در روز پنج‌شنبه سی‌ام بهمن‌ماه، از ساعت ۱۵ الی ۱۶:۳۰ در بهشت زهرای فیروز‌آباد برگزار خواهد شد.

- مراسم چهلم جاویدنام نگین قدیمی، دانشجوی بیوتکنولوژی، ۳۰ بهمن در بهشت زهرا

- یورش نظامی به روستای معترض چنار شیخ در همدان؛ بازداشت بیش از ۴۰۰ نفر

- گزارش خسارات کادر درمان

- #نیمکت‌های_خالی

کودکان از دست رفته؛ خاطره‌ای که خاموش نمی‌شود

تانیا عباسی؛ نامی که بر سنگ نمی‌ماند، در حافظه‌ی جمعی ما جاری می‌شود

- دانشجویان متحد:

1- عباس دلجوئی ۱۲ روز بعد از آزادی درگذشت!

2- سرکوب گسترده در دانشگاه علوم‌پزشکی تبریز؛ محمد اسدی بازداشت شد

3- سرکوب گسترده در دانشگاه علوم‌پزشکی تبریز؛ رضا محمدی بازداشت شد.

4- سرکوب گسترده در دانشگاه علوم‌پزشکی تبریز؛ دانیال ارشادمنش بازداشت شد

5- محمدامین سلطان‌زاده بازداشت شد

6- علی پروین بازداشت شد

7- امیدرضا حیدری بازداشت شد

- محمد حبیبی:معلمان زندانی را آزاد کنید

- اعلام همبستگی اتحادیه آموزش ملی بریتانیا با معلمان ایران

- اعلام همبستگی فدراسیون آموزش کارگران اسپانیا با معلمان ایران

*******

*اغتشاش گراسم رمزجدید کارفرمایان بری سرکوی کارگران حق طلب

یک هفته اعتصاب و تجمعات کارگران معدن ذغال‌سنگ هشونی دراعتراض به عدم پرداخت بموقع حقوق

ادعای خسارت 30تا35 میلیارد تومانی واحضارو تفهیم اتهام دستکم 5 کارگر حق طلب

بنابه گزارش رسانه ای شده بتاریخ 27 بهمن،داستان معادن کرمان، داستانِ همیشگی «سنگ و سینه» است؛ سنگ‌هایی که باید از دل تاریک زمین بیرون کشیده شوند و سینه‌هایی که زیر بار فشارِ استخراج و غبارِ زغال، به خس‌خس می‌افتند. اما این بار ماجرا فراتر از سختیِ کار در اعماق چند صد متری زمین است. کارگران معدن ذغال‌سنگ هشونی وقتی دست‌های سیاه و پینه‌بسته خود را برای دریافت معوقاتِ مهر و آبان دراز کردند، پاسخی که دریافت کردند نه حق و حقوق قانونی، که احضاریه دادگاه بود.

در آذرماه امسال، وقتی کارد به استخوان رسید، کارگران معدن «هشونی» تجمع کردند. آن‌ها فقط مزد عرق ریختن‌شان را می‌خواستند، اما حالا با پرونده‌های قضایی و ادعای خسارت‌های میلیاردی روبرو شده‌اند. این گزارش، روایتِ بی‌پرده‌ی این کارگران از روزهای سردِ بی‌پولی و پاسخِ رسمی شرکت به این بحران است.

روایت اول: بغض قانون کار

یک منبع آگاه کارگری که از نزدیک در جریان جزئیات پرونده و اعتراضات اخیر بوده است، پرده از ماجرای عجیب «طلبکار شدنِ بدهکار» برمی‌دارد. او می‌گوید به جای اینکه کارفرما بابت تأخیر جریمه شود، کارگران را بدهکار کرده‌اند.

او صحبت‌هایش را این‌طور شروع می‌کند: «ببینید برادر من، حقیقت ماجرا این است که اینجا همه‌چیز برعکس شده! طبق قانون کار، وقتی واحدی پرداخت حقوق را به تعویق می‌اندازد، این کارفرماست که باید جریمه شود و خسارت بدهد؛ اما اینجا یقه کارگر را گرفته‌اند.»

این فعال کارگری در ادامه می‌گوید: «قصه از آنجایی شروع شد که حقوق برج هفت و هشت ما را ندادند. اواخر آبان بود که بچه‌ها دیدند دیگر کارد به استخوان رسیده. ما معمولاً اعتراضمان را از داخل خودِ معادن شروع می‌کنیم تا شاید شنیده شود، اما وقتی دیدیم مدیریت و حراست اصلاً جوابگو نیستند، بچه‌ها راه افتادند به سمت کرمان و ستاد مرکزی.»

او می‌افزاید: «در این دورِ آخر، بچه‌ها که سه چهار روز رفتند جلوی مجموعه مدیریت شرکت، باز هم کسی جوابشان را نداد. باور می‌کنید مدیرعامل حتی حاضر نشد در جمع کارگری بیاید؟ بهانه آوردند که  گفته‌اند مدیرعامل نباید در جمع کارگران حضور پیدا کند! اعتراضات به پنجشنبه و جمعه کشید و قرار بود شنبه همه با زن و بچه راهی کرمان شوند که بالاخره از فرمانداری آمدند، قول پرداخت دادند و بچه‌ها هم به احترام قول مسئولین دیگر نرفتند..»

این منبع آگاه با گلایه از شکایتِ شرکت ادامه می‌دهد: «اما بعدش چه شد؟ شرکت رفت شکایت کرد! گفتند به ما خسارت وارد شده؛ در صورتی که ما کارگرها باید مدعی خسارت می‌شدیم که چرا حقوقمان را دیر دادید. پرونده را بردند دادگاه و ۲۴ دی‌ماه ابلاغیه فرستادند. الان مدعی شده‌اند ۳۵ میلیارد تومان بابت هزینه تولید، پول برق و حتی سرویس ایاب و ذهاب خسارت دیده‌اند! کارشناس آورده‌اند و برای هر کدام از این ۵-۶ نفری که دادگاهی شده‌اند، فعلاً قاضی گفته فیش حقوقی بگذارید تا ببینیم چه می‌شود ولی ظاهراً می‌خواهند این ۳۵ میلیارد را از این ۵ نفر بگیرند.»

او در ادامه می‌گوید: «درد ما این است که الان حتی نهادهای کارگری هم انگار طرف کارفرما هستند. کارفرما دارد به ناحق جلوی حق ما را می‌گیرد. وکیل به ما می‌گوید شرکت باید به شما خسارت بدهد، اما محیط را طوری کرده‌اند که تا حرف می‌زنی، پای احضار و بازداشت و شورای تأمین به میان می‌آید. نمی‌گذارند صدایمان به جایی برسد؛ اگر هم حرفی بزنیم، با اتهاماتی مثل «اغوا و تحریک و برهم زدن نظم عمومی» دادگاهی‌مان می‌کنند. پیامبر اسلام گفته تا عرق کارگر خشک نشده مزدش را بدهید، این‌ها بعد از دو سه ماه، آن هم با منت و اعتراض حقوق می‌دهند.»

این فعال کارگری در پایان صحبت‌هایش تأکید می‌کند: «ما همیشه صبوری کردیم، ولی این‌ها راه نفس را بسته‌اند. اگر کسی دفاع کند، محکومش می‌کنند به اغتشاش و سلب آسایش. یک پاپوش‌هایی درست می‌کنند که دیگر کسی جرئت نکند حرف بزند. خودِ من چندین بار دادگاه رفتم؛ ما کارگرانی هستیم که توی این وضعیت گیر افتادیم. تازه ما که دولتی هستیم وضعیت‌مان این است، وای به حال کارگرهای معادن خصوصی. امروز ۲۵ بهمن است، ولی هنوز حقوق برج قبل را هم نداده‌اند..... »

روایت دوم: تونل‌های تاریک و اتهام اغتشاش

اعتراضات در معدن «هشونی» رنگ و بوی دیگری داشت. کارگرانی که دو ماه دست خالی به خانه رفته بودند، حالا با برچسب‌های امنیتی روبرو هستند.

یکی از کارگران این معدن در روایتِ شرایطی که بر همکارانش گذشته، می‌گوید: «بچه‌ها فقط برای حقشان رفتند و پای حرفشان هم ایستاده‌اند. ماجرا ساده بود: دو ماه تمام حقوق همه عقب افتاد. هرچه صبر کردیم که جواب درستی بدهند، خبری نشد. کارگر مجبور شد صدایش را ببرد بالا. اما یک هفته بعد از اینکه اعتراض تمام شد و همه برگشتیم سر کار، دیدیم پای نهادهای دیگر وسط آمد و برای تعدادی از بچه‌ها احضاریه فرستادند. آن‌ها را ترساندند، برچسب «اغتشاش‌گر» زدند؛ آخه برادر من، کارگری که در این وضعیت اقتصادی دو ماه حقوق نگرفته و برای نانِ شبش معطل مانده، اغتشاش‌گر است؟ این‌ها فقط حق‌شان را می‌خواستند.»

وی افزود: «حراست معدن می‌گوید شما شلوغ‌کاری کردید، ولی به خدا قسم این‌طور نبود. نه توهینی در کار بود و نه کسی جایی را خراب کرد. گفتیم مدیرعامل بیاید جواب بدهد، اما این آدم اصلاً نیامد؛ حتی وقتی از فرمانداری برای میانجی‌گری آمدند، باز هم مدیرعامل خودش را نشان نداد. الان وضعیت همکاران ما این‌طور است که تا حالا دو جلسه دادگاه رفته‌اند. قاضی گفته باید فیش حقوق بگذارید. هنوز حکمی ندادند و پرونده باز است، ولی شنیدیم که انگار می‌خواهند بچه‌ها را جریمه کنند.»

این کارگر در ادامه گفت: «بچه‌های ما سال‌هاست در بدترین جای ممکن، صدها متر زیرِ زمین جان می‌کنند. اما می‌بینیم همه‌چیز دارد پایمال می‌شود. یک بحثی داشتیم سر «تفاوت دستمزد محصولات»؛ قرار بود مبلغی حدود ۸۰۰ هزار تومان را بابت ۱۰ ماه به کارگرها بدهند. بعداً فهمیدیم این پول هر سال به جای اینکه به کارگر برسد، به جیب مسئولان و مهندس‌ها می‌رود! وقتی بچه‌ها اعتراض کردند، خیلی راحت توی چشم کارگر نگاه کردند و گفتند «حق شما نیست.»

او در پایان خاطرنشان کرد: «حتی بین این بچه‌ها کسانی هستند که مدرک تحصیلی دارند، اما یک ریال بابت مدرک‌شان به آن‌ها نمی‌دهند، در حالی که تمام ارگان‌ها این حق را می‌دهند. الان هم که با شما حرف می‌زنم، باز حقوقمان عقب افتاده؛ حقوق دی را هنوز نگرفته‌ایم. کارگرها هر روز به این امید می‌روند داخل تونل که فرجی بشود، ولی می‌بینیم هرچه اعتراض می‌کنیم، به جای مزد، باید دنبال وثیقه دادگاه برای همکارانمان باشیم. این رسمش نیست.»

*گرامیداشت یاد جان باختگان اعتراضات سراسری دی ماه 1404 با تجمع تعدادی از جوانان آبدانان وسردادن شعار مرگ برخامنه ای

فیلم های منتشره درشبکه های اجتماعی بتاریخ 27 بهمن،از گرامیداشت یاد جان باختگان اعتراضات سراسری دی ماه 1404 با تجمع تعدادی از جوانان آبدانان وسردادن شعار مرگ برخامنه ای،خبرمی دهند.

*فراخوان شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران

«برای نیمکت‌های خالی، برای رویاهای ناتمام»

موضوع: اعلام عزای عمومی و تعطیلی مدارس ( اعتصاب ) در روز چهارشنبه ۲۹ بهمن

بیش از دویست و سی کودک و نوجوان؛

بیش از دویست و سی رویای ناتمام؛

بیش از دویست و سی نیمکت خالی.

هر نیمکت خالی، زخمی عمیق است بر وجدان جامعه.

جای دستی که باید بالا می‌رفت برای پاسخ دادن،

جای خنده‌ای که باید زنگ تفریح را پر می‌کرد،

و جای دفتری که باید پر از تمرین و آرزو می‌شد، اکنون سرد و خالی است.

در کنار این نیمکت‌ها، جای خالی معلمانی است که تنها جرمشان «فریاد زدنِ دردِ دانش‌آموز» بود.

کلاس‌هایی که اکنون نه دانش‌آموز دارد و نه معلم؛ تنها سکوتی مرگبار که فریاد می‌زند: «عدالت کجاست؟»

این‌ها عدد نبودند.

نام داشتند، خانواده داشتند، آینده داشتند…

وقتی کودکی کشته می‌شود، جامعه فقط سوگوار نمی‌شود؛ آینده‌اش تیرباران می‌شود.

ما سال‌هاست شاهد تعطیلی مدارس به بهانه‌های گوناگون هستیم:

برای آلودگی هوا، برای کمبود گاز، برای بحران‌های مختلف.

اما سوال ما از وجدان‌های بیدار این است:

آیا «جانِ کودکان»، کم‌اهمیت‌تر از آلودگی هواست؟

آیا دفاع از امنیت و کرامت دانش‌آموزان، فوری‌ترین ضرورتِ امروز ما نیست؟

مدرسه باید امن‌ترین پناهگاه این سرزمین باشد.

اگر دانش‌آموز در خیابان امنیت ندارد و اگر مدرسه به جای محلِ درس، به محلِ بازداشت تبدیل شده است، سکوت ما تنها بر عمق این فاجعه می‌افزاید.

ما، معلمان ایران، نمی‌توانیم عادی‌سازی کنیم.

نباید اجازه دهیم نام‌ها به عدد تبدیل شوند و عددها به فراموشی سپرده شوند.

دفاع از مدرسه، دفاع از آینده است.

حق زندگی، مقدم بر هر مصلحتی است.

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران، ضمن پاسداشت یاد جان‌باختگان اعتراضات دی‌ماه، ازجمله  صدها دانش‌آموز و معلمی که خون‌شان مظلومانه بر زمین ریخت، اعلام می‌دارد:

۱. از تمامی همکاران فرهنگی دعوت می‌شود روز چهارشنبه ۲۹ بهمن‌ماه، به نشانه سوگ و اعتراض، با اعتصاب، از حضور در کلاس‌های درس (مدرسه و اداره) خودداری کنند.

۲. از والدین محترم و آگاه دانش‌آموزان درخواست داریم تا برای حفظ امنیت فرزندان‌شان و به نشانه همبستگی با خانواده‌های داغدار، در این روز از فرستادن فرزندان خود به مدرسه خودداری نمایند.

۳. همچنین از عموم فرهنگیان و مردم شریف دعوت می‌شود تا در صورت امکان، در مراسم چهلم این عزیزان و کودکان جان‌باخته شرکت کرده و مرهمی بر داغ خانواده‌ها باشند.

نیمکت‌های خالی را عادی نمی‌کنیم.

فراموشی را نمی‌پذیریم.

مدرسه را به میدان مطالبه‌گری برای حق زندگی تبدیل می‌کنیم.

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران

۲۷بهمن ماه ۱۴۰۴

*بیانیه مشترک فعالین دانشجویی مستقل در محکومیت کشتار دی‌ماه و سرکوب انباشته حکومت در دانشگاه‌ها، ضرورت سازماندهی و دعوت به تجمع و اعتصاب همزمان با بازگشایی دانشگاه‌ها

در این زمانه‌ی تاریک، فقط مرگ است که خیابان‌ها را می‌پیماید. پشت هیچ مانعی نمی‌ماند و در بی‌حرمتی تن‌های آدم‌ها تردید نمی‌کند.

زمانه‌ی ادبار است. بی‌ثباتی اقتصادی و تمامیت‌خواهی جمهوری اسلامی سبب شده تا زندگی در ایران ناممکن شود. گرانی افسار‌ گسیخته است و کالاهای اساسی زندگی کم‌یاب شده. هر اعتراضی نیز با سخت‌ترین پاسخ‌ها سرکوب می‌شود. آمار‌ها‌ی همین اعترضات ۱۴۰۴ حکایت از ده‌هاهزار کشته می‌کند. این حجم از کشته در طی دو روز در تمام تاریخ ایران بی‌سابقه بوده است. در این خیل عظیم کشته‌شدگان تعداد بسیار زیادی نیز دانشجو بودند.

در همین دو روز و نیز پس‌از آن موج گسترده‌ای از بازداشت‌ها آغاز شد که در طی آن تعداد بسیاری دانشجو نیز دستگیر شدند و احکام سنگینی از جمله اعدام علیه آن‌ها صادر شده‌ است‌. صدور این احکام در این مدت کم نشانه‌ی عدم رعایت بدیهی‌ترین حقوق یک متهم در هر سیستم قضایی است. به‌سبب گستردگی اعتراضات و قطعی اینترنت و فشار‌های حاکمیت به خانواده‌های بازداشتی‌ها و کشته‌ها در جهت خبری نکردن مرگ‌ها وبازداشت‌ها و البته مصادره‌ی مرگ‌ها، آمار دقیقی از تعداد کشته‌شدگان و دستگیرشدگان در دست نیست. اما همه‌ی اینها نشانه‌ا‌ی است دال بر حجم سرکوب و به تبع آن میزان کشته‌ها و بازداشت‌ها در دانشگاه.

 جمهوری اسلامی از ترس شروع مجدد اعتراضات درب‌های دانشگاه‌ها را بر روی دانشجویان بسته است و بدون زیرساخت مناسب به مجازی‌‌کردن آموزش در بازه‌ای طولانی دست زده است. پر واضح است که سرکوب دانشگاه در همینجا متوقف نمی‌شود. با فرض بازگشایی دانشگاه‌ها، کمیته‌های انضباطی آغاز به کار می‌کنند. کمیته‌های انضباطی پل پیوند همه‌ی سرکوب‌گرهای داخل و خارج دانشگاه است. سیال‌بودن شیوه‌‌نامه‌ی انضباطی مصوب وزارتین علوم و بهداشت نیز به آن‌ها این امکان را داده تا به نقض گزاره‌ی ممنوعیت حضور نیروهای نظامی در دانشگاه بپردازند. در کنار آن شاهد ادامه‌ی روند خالص‌سازی دانشگاه با حذف اساتیدی که کوچک‌ترین همراهی‌ای با اعتراضات کرده‌اند خواهیم بود.

با همه‌ی این احوالات و تمام تلاش آن‌ها در جهت سرکوب و ارعاب دانشگاه که سیاستی ریشه‌دار در جمهوری اسلامی است، دانشگاه از پا نخواهد نشست. دانشگاه و دانشجو بر آرمان‌های آزادی‌خواهانه‌ی خود می‌ایستند و از تمام ظرفیت خویش در جهت تحقق آن استفاده می‌کنند. جریانات دانشجویی به‌طور جدی فعال‌اند و در پی سازماندهی در جهت بالفعل‌کردن ظرفیت‌های انقلابی خویش هستند. امروز دیگر فعالیت دانشجویی برای تمرین مقاومت، آزادگی و دموکراسی نیست، امروز فعالیت دانشجویی به دنبال تحقق این اصول است و همگان بدانند که دانشجویان همچنان بیدارند و در خط مقدم مبارزه با تمامی اشکال استبداد در کنار مردم خیابان ایستاده‌اند.

همچنان که چنین متنی از دل سازماندهی‌ها برآمده است، بر همه‌ی شما دانشجویان است که با تمام قوه‌ای که در تن دارید به این مسئله بپردازید و به هر طریق ممکن در پی سازماندهی برآیید‌. این‌گونه است که می‌توان سخن از دنبال‌کردن راه دانشجویان و دیگر آزادگانی گفت که جان خویش را در راه آزادی ایران فدا کردند.

بر شماست که از همه‌ی امکان‌های موجود در جهت سازماندهی استفاده کنید و در خلاء ظرفیت، آن را به وجود بیاورید. جمع‌های دوستانه و کوچک خود را که با اهداف مختلف شکل گرفته منسجم‌تر کنید و اهداف جدید انقلابی به آن اضافه کنید و با دیگر جمع ها ارتباط بگیرید. تیم‌های ورزشی، کانون‌های فرهنگی، نشست‌های علمی و هر کجایی و هر چیزی که افراد در حول آن جمع خواهند شد از جمله‌ی این امکان‌هاست. غایت خواست دانشگاه ایجاد یک فضای دموکراتیک و شامل است که در آن گروه‌های مختلف امکان اعمال اراده‌ی خویش را داشته باشند و همگان در اداره‌ی وضعیت سهیم باشند‌. ما موجودیت سیاسی خود را در مقابل هرگونه تک‌صدایی و تفویض قدرت بر اشخاص می‌دانیم، پایبند به «زن زندگی آزادی» قدرت را برای مردم می‌خواهیم. این خواسته‌ای است هم برای دانشگاه و هم برای کل کشور.

ما دانشجویان دانشگاه‌های سراسر کشور همچنان که پیشتر و به دفعات نشان داده‌ایم، در مقابل این ظلم و ستم از حد گذشته سکوت نخواهیم کرد. اگر تاکنون دست سرکوب‌گر شما بر دهان ما زده شده، حال نشان داده‌ایم که از جان خود می‌گذریم اما از آرمان‌های خویش نخواهیم گذشت. شما متولیان کنونی دانشگاه نیز بدانید که با به تعطیلی کشاندن دانشگاه‌ها و تصاحب فضاهای دانشگاهی در ریختن خون دانشجویان آزادی‌خواه شریک بوده‌اید. دفاع مشروع در برابر سرکوب حق ماست؛ هشدار می‌دهیم که مدیریت متزلزل شما را بر محیط‌های دانشگاهی با تصرف فضاها پایان می‌دهیم. در همین راستاست که هم‌صدا با سایر اصناف و گروه‌های معترض در روزی‌های ۲۸ و ۲۹ بهمن‌ماه دست به اعتصاب خواهیم زد. هیبت و هیمنه‌ی ما را ببینید و ترسنده‌ی آن روزی باشید که ما را در برابر خود می‌بینید.

فعالین دانشجویی مستقل از دانشگاه‌های زیر این بیانیه را امضا کرده‌اند:

#دانشگاه_تهران

#دانشگاه_بهشتی

#دانشگاه_علامه

#دانشگاه_تربیت‌مدرس

#دانشگاه_شریف

#دانشگاه_امیرکبیر

#دانشگاه_خوارزمی

#دانشگاه_تبریز

#دانشگاه_هنر

#دانشگاه_صنعتی_اصفهان

#دانشگاه_شیراز

#دانشگاه_بین‌المللی_قزوین

#دانشگاه_علوم‌پزشکی_تهران

#دانشگاه_علوم‌پزشکی_بهشتی

#دانشگاه_کاشان

#دانشگاه_علم‌و‌صنعت

#دانشگاه_خواجه‌نصیر

#دانشگاه_بوعلی_همدان

#دانشگاه_علوم‌پزشکی_مشهد

#دانشگاه_الزهرا

#دانشگاه_محقق_اردبیلی

#دانشگاه_علوم‌پزشکی_نیشابور

#دانشگاه_رازی_کرمانشاه

#دانشگاه_گیلان

#دانشگاه_کردستان

#دانشگاه_زاهدان

ائتلاف رسانه‌ای فعالان دانشجویی مستقل و منتشرکننده بیانیه:

دانشگاه تهران-دانشجو:

@daneshjo_ut

صنف مستقل بهشتی:

@motalebe_shorayesenfi

خبر مستقل شیراز:

@ShirazUni_ind

ائتلاف‌ دانشجویان تبریز:

@tab_uni_etelaf1

دانشجویان دانشگاه هنر:

@TUAstudents

توییتر الزهرا:

@twitter_alzahra

صدای دانشجویان گیلان:

@sedaye_daneshjo_guilan

*مراسم یادبود آیدا حیدری

 

ما جمعی از اعضای هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران در چهلمین روز کشته شدن یکی از دانشجویانمان گرد هم جمع می آییم تا یاد و خاطره این عزیز را زنده بداریم و با خانواده، دوستان و همکلاسیان آیدا و همه دانشجویان دانشگاه اعلام همدردی و همبستگی کنیم.

از همه همکاران محترم دعوت میشود در مراسمی که به همت دانشجویان دانشگاه برای بزرگداشت یاد آیدا حیدری روز چهارشنبه 29 بهمن ساعت 15 الی 17 در تالار ابن سینا دانشکده پزشکی برگزار میشود شرکت فرمایید.

یادش گرامی 

*قسم به خون یاران، ایستاده‌ایم تا پایان!

مراسم یادبود چهلمین روز درگذشت عزیز وطن #رها_بهلولی‌پور، دانشجوی #دانشگاه_تهران در روز پنج‌شنبه سی‌ام بهمن‌ماه، از ساعت ۱۵ الی ۱۶:۳۰ در بهشت زهرای فیروز‌آباد برگزار خواهد شد.

 

 تعداد زیادی از دانشجویان از ما خواستند تا این اعلامیه را به اشتراک بگذاریم و از همه همرهان بخواهیم تا در یادبود رها شرکت کنند و صدای او باشند؛ اویی که چون نامش آزاده بود و شور چشمانش، قلب هر انسان آزادی‌خواهی را به لرزه درمی‌آورد.

«بهتر است نگوییم ختم! این پایان کسی نیست. آنها به شکل خاطره و تاثیراتشان در ما ادامه دارند. پس این یادبودی است برای بخشی از خود ما، که تا دیروز کالبدی جدا از ما داشت؛ ما جمع می‌شویم و یاد آنها را اگر نه در واقع، در ذهن زنده می‌کنیم.»

برگرفته از کانال دانشگاه تهران – دانشجو

*مراسم چهلم جاویدنام نگین قدیمی، دانشجوی بیوتکنولوژی، ۳۰ بهمن در بهشت زهرا

 

مراسم چهلم جاویدنام نگین قدیمی، ۲۸ ساله، دانشجوی رشته بیوتکنولوژی و اهل شهسوار، روز پنجشنبه ۳۰ بهمن‌ماه در بهشت زهرا، قطعه ۳۰۱، ردیف ۷۴ برگزار می‌شود.

وی در روز ۱۹ دی‌ماه در جریان اعتراضات مردمی با شلیک گلوله جنگی جان خود را از دست داد.

به گفته نزدیکانش، گلوله به پهلوی نگین اصابت کرد و او در آغوش پدرش جان سپرد. نگین به هنر و شنا علاقه‌مند بود.

صنف مستقل دانشجویان بهشتی

*یورش نظامی به روستای معترض چنار شیخ در همدان؛ بازداشت بیش از ۴۰۰ نفر

بنابه گزارشهای منتشره؛ ساعت ۴ بامداد امروز دوشنبه ۲۷ بهمن، نیروهای امنیتی با بیش از ۷۰ خودروی زرهی، ون و مینی‌بوس و با چندین قبضه دوشکا، به روستای چنار شیخ اسدآباد یورش بردند و حدود ۴۰۰ نفر از اهالی آن را؛ از دختر بچه تا پیرزن و پیرمرد، با خشونت شدید بازداشت کردند.

بنا به این گزارشها؛ مأموران؛ بسیاری از بازداشت‌شدگان را پس از ضرب‌وشتم، در خودروهای قفسی محبوس و پس از گرداندن در سطح روستا به کلانتری منتقل کردند.

این روستا از نخستین کانون‌های اعتراضات دی‌ماه در استان همدان بود.

بنابر آخرین گزارشها؛ در حال حاضر، اینترنت این روستا به‌طور کامل قطع شده، مسیرهای ورودی و خروجی تحت کنترل امنیتی است و جان ساکنان این منطقه در خطر جدی قرار دارد.

فعالان محلی از مردم و رسانه‌ها خواسته اند صدای اهالی چنار شیخ اسدآباد باشند.

منبع:کانال اتحادیه آزاد کارگران ایران

*گزارش خسارات کادر درمان

(به روز رسانی ۲۷ بهمن ۱۴۰)

بعضی نام‌ها برای محافظت فرد یا خانواده آورده نشده، ولی موجود و محفوظ است

جان‌باختگان

1- دکتر مریم زردشت ، مرودشت ، شیراز ، در دست بررسی

2- آیدا حیدری ، دانشجوی پزشکی

3- فائزه حسین نژاد ، دانشجوی مامایی

4- آریا حیدری ، دانشجوی پزشکی

5- پارسا صفار ، دانشجوی پزشکی

6- بهاران طاهرخانی ، دانشجوی پزشکی

7- امیرعلی باستانی ، در دست بررسی

8- دکتر مهسا دزفولیان ، دندانپزشک

9- دندانپزشک ، خانم ، تبریز ، در دست بررسی

10- مسعود بلورچی ، فیزیوتراپیست

11- داروساز ، مرد

 

...

یک نظر بنویسید

 

نظرات شما

بدون نظر