۱۴۰۴-۱۱-۱۱

شورای صنفی فرهنگیان نام ۱۱۶ کودک جانباخته توسط رژیم کشتار را را منتشر کرده است ‎

نیمکت‌های_خالی

کودکان از دست رفته؛ خاطره‌ای که خاموش نمی‌شود

خون کودکان بی‌گناه، محصول مستقیم سرکوب بی‌رحمانه است. هر نیمکت خالی، فریاد خاموش نسلی است که با تیر و وحشت از حق زندگی، امنیت و آموزش محروم شده و یادآور نسلی است که با خشونت، آینده‌اش ربوده شد.

110- نام کودک: ابوالفضل موسوی

محل کشته شدن: فولادشهر

تاریخ: _ دی‌ماه ۱۴۰۴

111- نام کودک: رضا امیری

محل کشته شدن: شوشتر

 تاریخ: _ دی‌ماه ۱۴۰۴

112- نام کودک: امیر‌علی ذاکری

محل کشته شدن: قرچک

تاریخ: _ دی‌ماه ۱۴۰۴

113- نام کودک: یلدا محمدخانی

محل کشته شدن: کرج

تاریخ: ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴

114- نام کودک: ستایش صمدی

محل کشته شدن: مشهد

تاریخ: _ دی‌ماه ۱۴۰۴

115- نام کودک: عرفان حسن‌نژاد

 محل کشته شدن: مشهد

تاریخ: _ دی‌ماه ۱۴۰۴

116-  نام کودک: احمد رعنایی

محل کشته شدن: مشهد

تاریخ: _ دی‌ماه ۱۴۰۴

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران، ضمن ابراز تأسف عمیق و همدردی با خانواده‌های داغدار، خواستار پایان فوری خشونت، تضمین امنیت جانی کودکان و آزادی تمامی بازداشت‌شدگان است.

توجه: شورا اسامی این کودکان را بر اساس اخبار منتشرشده در شبکه‌های قابل اعتماد و منابع معتبر منتشر می‌کند. اگر اطلاعاتی موثقی دارید، لطفاً با ما به اشتراک بگذارید تا گزارش‌ها دقیق‌تر و مستندتر شوند.

(برای مشاهده تصاویربه کانال شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران مراجعه شود)

ندوهی عمیق، نقض فاحش و سیستماتیک حقوق بنیادین انسان‌ها را که در جریان وقایع اخیر منجر به جان‌باختن و مجروح‌شدن شهروندان بی‌گناه شده است، به‌صراحت محکوم می‌کنیم. ابعاد این فاجعه انسانی چنان گسترده و دردناک است که هیچ واژه‌ای قادر به توصیف رنج خانواده‌های داغدار و آسیب‌دیدگان آن نیست.

- چه سودی در علم است، وقتی انسان ارزش ندارد؟

- مقصر دانستن قربانی

- روایت یک شب؛ وقتی ترس عقب نشست

- ایلام ، خوزستان واصفهان در صدر شاخص فلاکت

ارتباط شاخص‌های اقتصادی با اعتراضات

- قتل حکومتی یلدا محمد خانی  دانش اموز هفده ساله در فردیس کرج

- #نیمکت‌های_خالی

کودکان از دست رفته؛ خاطره‌ای که خاموش نمی‌شود

- محسن خدایی معلم اراکی بازداشت شد

- دانشجویان متحد:

1- سحر فلاح به قتل رسید

2- امیرحسین گودرزی به قتل رسید

3- کامران علیزاده به قتل رسید

4- محمد امین عبدی به قتل رسید

5-  آرشان قاسمی به قتل رسید

6- یزدان تمنا به قتل رسید

7- حسین فرهی به قتل رسید

8- امیر فولادی به قتل رسید

 9- حمایت بیش از ۱۰۰۰ دانشجو از مهدی کوهساری

10- سکوت نکنید، نام‌ها سپر جان دانشجویانند!

11- تداوم بازداشت محمد مصلحی

12- تداوم بازداشت و پرونده‌سازی برای امیرحسین زیوداری

13- تداوم بازداشت علی طاهری کیا پس از ۲۸ روز

- دانشجویان دانشگاه بهشتی در بازداشت به سر می‌برند؛ صدای آن‌ها باشیم.

- بهزاد قوامی معلم اهل سنندج در بازداشت است

- لیست دانشگاه‌هایی که دانشجویانش  در اعتراض به سرکوب و کشتار مردم، #تحریم_امتحانات را اعلام نمودند

- بیانیه دانشجویان دانشکده‌های پرستاری و مامایی و پیراپزشکی دانشگاه بهشتی در همراهی با تحریم امتحانات

- بیانیه جمعی از دانشجویان دانشکده پزشکی دانشگاه علوم‌پزشکی مشهد

- بیانیه جمعی از دانشجویان دانشگاه علوم‌پزشکی نیشابور و همراهی با تحریم امتحانات‌

- بیانیهٔ اتحادیهٔ کارگران خدمات عمومی کانادا دربارهٔ وضعیت ایران

- اعتراض جمعی ازکارگران کارخانه واگن‌سازی زرند نسبت به سطح نازل حقوق

*******

*با اندوهی عمیق، نقض فاحش و سیستماتیک حقوق بنیادین انسان‌ها را که در جریان وقایع اخیر منجر به جان‌باختن و مجروح‌شدن شهروندان بی‌گناه شده است، به‌صراحت محکوم می‌کنیم. ابعاد این فاجعه انسانی چنان گسترده و دردناک است که هیچ واژه‌ای قادر به توصیف رنج خانواده‌های داغدار و آسیب‌دیدگان آن نیست.

بدین‌وسیله، مراتب تسلیت و همدردی عمیق خود را به خانواده‌های جان‌باختگان این وقایع تلخ ابراز داشته و برای مجروحان این حوادث، آرزوی سلامت، بهبودی پایدار و بازگشت به زندگی عادی را داریم.

تجربه‌های تلخ و تکرارشونده سال‌های اخیر نشان داده است که روایت‌سازی‌ها، انکارها و فریب‌کاری‌های رسمی دیگر برای اکثریت جامعه باورپذیر نیست و شکاف عمیقی میان واقعیت‌های میدانی و ادعاهای حاکمیتی شکل گرفته است. استمرار این رویکرد نه‌تنها به حقیقت کمکی نمی‌کند، بلکه بر بی‌اعتمادی عمومی و نقض مضاعف حقوق شهروندان می‌افزاید.

بی‌تردید خون‌های ناحق ریخته‌شده هرگز پایمال نخواهد شد و از حافظه تاریخی جامعه زدوده نمی‌شود. استمرار ظلم و جنایت، سرانجامی جز پاسخ‌گویی و مسئولیت‌پذیری آمران و عاملان آن نخواهد داشت و بی‌هیچ تردیدی، تحقق عدالتِ مبتنی بر حقیقت، در آینده‌ای بسیار نزدیک و به شکلی قاطع و گریزناپذیر، رقم خواهد خورد.

تاریخ، گواه روشن این حقیقت است که هیچ قدرتی با اتکا به سرکوب، خشونت و نقض حقوق بشر، پایدار نمانده است.

«ز بیداد، ویران شود شهریار

نمانَد بر او تخت و نه تاج و کار»

— فردوسی

اتحادیه راهبران مترو تهران و حومه

*چه سودی در علم است، وقتی انسان ارزش ندارد؟

وقتی خون در کوچه‌ها جاری‌ست دیگر سکوت را بر خود روا نمی‌دانیم. دی‌ماه امسال، روزهایی را پشت سر گذاشته‌ایم که شرح آن‌ها زبان را به عجز می‌کشاند. مردمی که به خیابان آمدند تا حقشان را مطالبه کنند، با شلیک مستقیم گلوله به زمین افتادند. نه در میدان جنگ، بلکه در کوچه و خیابان. چند روز بیشتر طول نکشید تا فهرست کشته‌شدگان به اندازه‌ای طولانی شود که تخمین تعدادشان نیز نشدنی تلقی گردد. این فهرست، صرفاً مجموعه‌ای از نام‌ها نیست. هر نام در آن، یک خانواده‌ی داغدار، یک مادر عزادار، یک آینده‌ی نابود‌شده است. این‌ها آدم‌هایی هستند که زنده بودند. زنانی که می‌خواستند زندگی کنند، مردانی که آرزوی آزادی داشتند، دانشجویانی که نمی‌خواستند تن به ذلت زیستن در چنین استبدادی بدهند. دانشجویانی که روزی در همین کلاس‌های درس نشستند، در همین دانشکده‌ها قدم زدند، در همین هوا نفس کشیدند و در میان همین دیوارها گفتند و خندیدند. دانشجویانی چون محمدرضا مرادعلی، ورودی ۹۵ دانشکده‌ی مهندسی کامپیوتر دانشگاه شریف، که در ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ کشته شد و از او، تنها یاد و خاطره‌اش به جا مانده‌است.

ما این‌ها را دیده‌ایم. خون روی زمین را، جنازه‌های ردیف‌شده در کهریزک را، دیده‌ایم. شهادت کسانی را شنیده‌ایم که با چشم خودشان مرگ را دیدند. مرگی که از لوله‌ی تفنگ نیروهایی بیرون می‌آمد که وظیفه‌شان حفظ مردم بود، نه قتلشان. و بالاتر از همه، شنیدیم دستور شما را. نه پروردگار، بلکه این اهریمن بود که بر شما نازل شد و از زبانتان سخن گفت که: «بکشید!» و کشتند. بدون تردید، بدون وجدان، بدون رحم.

همان مردمی که در روز‌های جنگ از آن‌ها به عنوان «ملت شریف و غیور» یاد می‌کردید، حالا به یک‌باره «اغتشاشگر» و «تروریست» نامیده شدند. همان مردمی که سال‌ها زیر بار سختی و فشار تحمیل‌شده از ستمتان زندگی کردند، حالا «اراذل و اوباش» خوانده شدند. انگار فراموش کرده‌اید که نمی‌توان یک ملت را یک روز به آسمان برد و روز بعد به زمین کوبید. فراموش کرده‌اید که واژه‌ها معنا دارند و حافظه‌ی مردم، کوتاه نیست.

کسانی که سال‌ها بر منبرها گفتند «خون بی‌گناه، بنیان حکومت‌ها را فرو می‌ریزد»، امروز یا سکوت کرده‌اند و یا با واژگان آراسته گلوله‌ها را تطهیر نموده‌اند. حق تیرهایی را از خانواده‌ی قربانیان گرفتند که مدعی بودند دشمن نثارشان کرده‌است. همان‌هایی که فریاد می‌زدند «هیهات منا الذله»، امروز ذلیلانه‌ترین سکوت را پیشه کرده‌اند و به تماشای گورستان‌ها نشسته‌اند؛ گورستان‌هایی که با فرمان کسی که خود را معصوم از خطا می‌داند، روزبه‌روز انسان‌های بی‌گناه بیشتری را در خود جای می‌دهند.

حالا دیگر وقت انذار و هشدار و سکوت نیست. وقت آن است که بگوییم ما شاهدیم. ما می‌بینیم چه اتفاقی افتاده و هرگز این جنایت را فراموش نخواهیم کرد.

جمعی از دانشجویان دانشکده مهندسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف، ۹ بهمن ۱۴۰۴

*مقصر دانستن قربانی

مسعود فرهیخته

روی باومایستر روانشناس شاخه اجتماعی در اواخر قرن بیستم نظریه افسانه شیطانی با عنوان ( مقصر دانستن قربانیان ) را مطرح کرده است.افسانه شیطانی از ویژگیهای بارز حکومتهای دیکتاتوری و استبدادی است.آنان با ترفند و تبحر ، گناهان و اعمال شرورانه و شیطانی خود را به گردن قربانیان خود می اندازند.

در نظریه افسانه شیطانی ،شیطان هرگز فکر نمی کند که کار اشتباهی انجام داده و همیشه قربانیان خود را مقصر می داند.

تفکر شیطانی در بین حاکمان بیدادگر جمهوری اسلامی و طرفداران خشک مغز و متعصب آنان موج می زند ، متاسفانه در دی ماه خونین امسال،حاکمان شیطان صفت جمهوری اسلامی برای حفظ بقا و غارت و چپاول بیشتر اموال عمومی، شهروندان مطالبه گر و آزادی خواهان این سرزمین را به رغم حضور اعتراضی و میلیونی مردم به جان آمده، به مثابه ی یک دشمن بیگانه معرفی نمود و با تبحر و ترفند،خود را در حال دفاع مشروع در بر ابر تروریست های مسلح و اشرار معرفی کرده است.اما صحنه های خیابان پر از جنازه های متبرک بهترین فرزندان ایران به ویژه جوانانی شد که با دست خالی و صرفا به خاطر اعتراض به نظام جبار و ستمگر حاضر، به میدان آمدند اما حاکمان ستمگر با سلاح گرم قلب معصوم آنها را هدف قرار دادند.حاکمان ستمکار قصد دارند با حیله و تبلیغ دروغین، اعمال شرورانه،سرکوبگرانه، خشونت ، بازداشت ، زندان و اعدام و کشتار مردم را وارونه جلوه داده و تمامی آزادی خواهان کشته شده راه آزادی را مقصر فاجعه نسل کشی ۱۸و۱۹دی پنجشنبه و جمعه سیاه دیماه جلوه دهند.

حاکمان اختلاس گر و رانت خوار که عامل ۴۷ سال فقر و فلاکت و تیره روزی مردم این مملکت بوده اند، تمام مشکلات ومصائبی را که خود مسبب آنند و از هر سو بر ملت تحمیل کرده اند، به گردن مردم انداخته اند.

امیدوارانه و با اطمینان و یقین کامل تاکید می کنم که ملت ایران به زودی معشوق آزادی را به آغوش خواهد کشید و آمران و عاملان این جنایت وحشتناک و فاجعه عظیم نسل کشی پنجشنبه و جمعه سیاه دیماه ۱۴۰۴ هم به زودی در دادگاه های صالحه به سزای اعمالشان خواهند رسید.

اما دردناک ترین و هولناک ترین بخش این کشتار عظیم نشانه گرفتن قلب بی شمار دانش آموزان آینده ساز این سرزمین بود که با هزاران آرزو و امید، با گلوله های جانیانی به قلبشان، برای همیشه خاموش شدند.از جامعه معلمان و کنشگران انتظار می رود در دادخواهی خون به ناحق ریخته ی این نوجوانان و جوانان پر پرشده، قصور و کوتاهی نکنند.تاریخ گریبان ما را خواهد گرفت که چگونه به خونخواهی فرزندان معصوم و بی گناه کشته شده خود مواجه شدیم. متاسفانه تعدادی از معلمان مبارز هم در این دی ماه خونین به دست شقی ترین ها کشته شدند و برخی دیگر نیز دستگیر و زندانی شدند.بر کنشگران صنفی و تشکل ها فرض است آنگونه که مسئولیت تاریخی و اخلاقی ایجاب می کند، در مسیر دادخواهی همه ی همت خود را به کار بندند.زمان چندانی برای انتخاب و حرکت در مسیر درست در اختیار ما نیست.دادخواهی و همراهی در لحظه بی پناهی و مظلومیت این همه جان از دست رفته، معنی کنشگری پویا و صادقانه است.آن هنگام که استبداد به کناری رود و زبان ها گشوده شود،حتما از ما خواهند پرسید در آن هنگامه ی خونین برای این همه جان بی پناه کشته شده چه کردید؟ آن روز،روزی است که باید سربلند و سرافراز در پیش وجدان و تاریخ باشیم.

به امید آزادی ایران و میهمانی جشن آفتاب

زندان مرکزی کرج سالن ۱۶

۹ بهمن ۱۴۰۴

*روایت یک شب؛ وقتی ترس عقب نشست

در یکی از شب‌ها، من و چند نفر از دوستانم تصمیم گرفتیم یاد جان‌باختگان مردم را زنده نگه داریم. ساعتی در شهر گشتیم تا نشانی از نمادهای رسمی پیدا کنیم؛ نه از سر هیجان، بلکه برای گفتنِ یک جمله ساده: خون فراموش نمی‌شود.

وقتی به محل رسیدیم، دیدیم گروهی دیگر زودتر از ما دست به کار شده‌اند. همان‌جا فهمیدم چیزی در حال تغییر است. ما تنها نبودیم.

شجاعت تکثیر شده بود.

آن شب برای من یک پیام روشن داشت:

وقتی مردم شروع می‌کنند، ترس عقب می‌نشیند.

وقتی یکی قدم برمی‌دارد، نفر بعدی جرأت پیدا می‌کند.

و وقتی روایت‌ها گفته می‌شود، دیگر نمی‌شود حقیقت را خاموش کرد.

این‌ها را می‌نویسم برای ثبت، گفتن و ایستادن؛

هرکس به اندازه توانش.

نگذاریم حقیقت فقط از زبان قدرت گفته شود.

ما دیده‌ایم. ما می‌نویسیم. ما فراموش نمی‌کنیم.

اگر ویدئو نداری، بنویس.

اگر عکس نداری، شهادت بده.

اگر فقط دیدی، همان دیدن مهم است.

برگرفته از کانال اتحادیه آزاد کارگران ایران

*ایلام ، خوزستان واصفهان در صدر شاخص فلاکت

ارتباط شاخص‌های اقتصادی با اعتراضات

طبق گزارش‌های رسمی، میانگین شاخص فلاکت در کشور به 44.9 درصد رسیده و استان‌های ایلام، خوزستان و اصفهان رکورددار این شاخص هستند.

حدود دو هفته است که برخی شهرها و استان‌هایی که نام آن‌ها کمتر در خبرها شنیده می‌شود، به صدر اخبار منتقل شده‌اند. اما آیا آمارهای اقتصادی می‌توانند توضیحی درباره علت ناآرامی در این شهرها بدهند؟

ارتباط شاخص‌های اقتصادی با اعتراضات

 یک شاخص ساده برای ارزیابی وضعیت اقتصادی و سطح زندگی مردم، شاخص فلاکت است که مجموع نرخ بیکاری و نرخ تورم را در یک بازه زمانی در نظر می‌گیرد؛ وضعیت اشتغال و سطح قیمت‌ها دو عاملی هستند که سطح رفاهی زندگی افراد را به طور مستقیم تحت تاثیر قرار می‌دهند. اگرچه این شاخص بسیار ساده تعریف شده و بسیاری از عوامل دیگر تعیین‌کننده‌ی رفاه اجتماعی مثل سطح درآمد، سطح دسترسی به خدمات و برخورداری از امکانات مختلف را در نظر نمی‌گیرد، با این حال می‌تواند تصویری کلی از آخرین وضعیت اقتصادی را در مناطق مختلف کشور نشان دهد.

شاخص فلاکت حاصل جمع نرخ بیکاری و نرخ تورم است. دو شاخصی که از یک سمت افزایش سطح قیمت‌ها و دشواری خانواده‌ها در تامین نان و آب زندگی را نشان می‌دهد و از سوی دیگر تعداد نان‌آوران خانه را برآورد می‌کند.

طبق گزارش‌های مرکز آمار ایران، در تابستان 1404، متوسط شاخص فلاکت در کل کشور برابر با 44.9 درصد بوده است. در این فصل نرخ تورم سالانه کشور به 37.5 درصد و نرخ بیکاری به 7.4 درصد رسید. اما فاصله نسبتا زیادی میان وضعیت بیکاری و تورم استان‌های مختلف وجود دارد. به طوری که بیشترین شاخص فلاکت استانی برابر با 51.1 درصد و کمترین آن برابر با 40.7 درصد بوده است.

 

نرخ فلاکت استان‌ها

ایلام و خوزستان در صدر شاخص فلاکت

 استان ایلام با 51.1 درصد بیشترین نرخ فلاکت را در کشور داشته است. تورم این استان در یک سال منتهی به تابستان امسال به 41.1 درصد و بیکاری آن به 10 درصد رسیده بود. این استان جزء اولین استان‌هایی بود که اخبار اعتراضات گسترده از آن مخابره شد. به طوری که حتی برخی شهرهای کمتر شناخته شده این استان مثل ملکشاهی به صدر اخبار منتقل شدند. 

پس از ایلام، استان خوزستان در رتبه دوم شاخص فلاکت کشور برابر با 51 درصد قرار گرفته است. این استان با بیکاری 10.6 درصدی رکورددار بیکاری در بین استان‌های کشور است. در طول دو هفته گذشته نیز نام شهرهای مختلفی از این استان از جمله اهواز، اندیمشک، شوشتر، گچساران، دزفول و ایذه در اخبار دیده شده است.

اصفهان، هرمزگان، سمنان، گلستان، سیستان و بلوچستان، کردستان و خراسان شمالی چند استان دیگری بوده‌اند که به ترتیب بیشترین شاخص فلاکت در آن‌ها ثبت شده است.

اگرچه به باور کارشناسان، عوامل اقتصادی را نمی‌توان تنها علت اعتراضات اخیر دانست، و ناآرامی‌ها نیز محدود به این چند استان با شاخص فلاکت بالا نبوده است، اما این ارقام می‌تواند علت بخشی از نارضایتی را در سطح شهرهای کشور توضیح دهد.

 

گزارش رسانه ای شده

*قتل حکومتی یلدا محمد خانی  دانش اموز هفده ساله در فردیس کرج

بنا بر اطلاعات موثق  رسیده به شورای هماهنگی یکی دیگر از دانش اموزان جانباخته در جنبش دی ماه ۱۴۰۴ یلدا محمد خانی   است .

این دانش آموز که در زمان مرگ فقط ۱۷ سال داشته است ،در فردیس کرج با شلیک مستقیم نیروهای امنیتی / انتظامی در روز ۱۸ دی  ماه به قتل می رسد .

شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران ضمن عرض تسلیت به خانواده این جانباخته راه آزادی ،تاکید می کند که مسئولیت قتل این نوجوانان مظلوم ،به صورت مستقیم متوجه حاکمیتی است که با گلوله  پاسخ هر اعتراضی را می دهد .

*#نیمکت‌های_خالی

کودکان از دست رفته؛ خاطره‌ای که خاموش نمی‌شود

خون کودکان بی‌گناه، محصول مستقیم سرکوب بی‌رحمانه است. هر نیمکت خالی، فریاد خاموش نسلی است که با تیر و وحشت از حق زندگی، امنیت و آموزش محروم شده و یادآور نسلی است که با خشونت، آینده‌اش ربوده شد.

110- نام کودک: ابوالفضل موسوی

محل کشته شدن: فولادشهر

تاریخ: _ دی‌ماه ۱۴۰۴

111- نام کودک: رضا امیری

محل کشته شدن: شوشتر

 تاریخ: _ دی‌ماه ۱۴۰۴

112- نام کودک: امیر‌علی ذاکری

محل کشته شدن: قرچک

تاریخ: _ دی‌ماه ۱۴۰۴

113- نام کودک: یلدا محمدخانی

محل کشته شدن: کرج

تاریخ: ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴

114- نام کودک: ستایش صمدی

محل کشته شدن: مشهد

تاریخ: _ دی‌ماه ۱۴۰۴

115- نام کودک: عرفان حسن‌نژاد

 محل کشته شدن: مشهد

تاریخ: _ دی‌ماه ۱۴۰۴

116-  نام کودک: احمد رعنایی

محل کشته شدن: مشهد

تاریخ: _ دی‌ماه ۱۴۰۴

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران، ضمن ابراز تأسف عمیق و همدردی با خانواده‌های داغدار، خواستار پایان فوری خشونت، تضمین امنیت جانی کودکان و آزادی تمامی بازداشت‌شدگان است.

توجه: شورا اسامی این کودکان را بر اساس اخبار منتشرشده در شبکه‌های قابل اعتماد و منابع معتبر منتشر می‌کند. اگر اطلاعاتی موثقی دارید، لطفاً با ما به اشتراک بگذارید تا گزارش‌ها دقیق‌تر و مستندتر شوند.

(برای مشاهده تصاویربه کانال شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران مراجعه شود)

*محسن خدایی معلم اراکی بازداشت شد

بنا بر خبرهای موثقی که با شورای هماهنگی رسیده است  #محسن_خدایی ، اهل جاورسیان(توابع اراک) و معلم تربیت بدنی در مدرسه رجایی جاورسیان در تاریخ  ۱۸ دی ماه در اراک، مقابل درِ منزلش توسط نیروهای  امنیتی بازداشت شده است .

از علت بازداشت و محل نگهداری وی خبری در دست نیست .

شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران با محکومیت بازداشت محسن خدایی ،خواهان آزادی وی و سایر معلمان و دانش اموزان زندانی است .

*دانشجویان متحد:

1- سحر فلاح به قتل رسید

بر اساس گزارش‌های رسیده به دانشجویان متحد، جاویدنام سحر فلاح دانشجوی ورودی ۹۸ مدیریت بیمه دانشگاه خوارزمی، در اعتراضات دی ماه به دست نیروهای سرکوب به قتل رسید.

2- امیرحسین گودرزی به قتل رسید

 جاویدنام امیرحسین گودرزی، دانشجو رشته برق دانشگاه آزاد اراک به دست سرکوبگران جمهوری‌اسلامی به قتل رسید.

3- کامران علیزاده به قتل رسید

بر اساس گزارش‌های رسیده به دانشجویان متحد، جاویدنام کامران علیزاده، ۱۸ ساله و دانشجوی ترم اول مهندسی مکانیک، اهل قوچان و ساکن مشهد، بر اثر اصابت تیر جنگی، در بلوار هفت‌تیر مشهد کشته شد.

4- محمد امین عبدی به قتل رسید

بر اساس گزارش‌های رسیده به دانشجویان متحد، جاویدنام محمد امین عبدی فوتبالیست ۲۱ ساله و دانشجوی ترم آخر تربیت بدنی شامگاه جمعه ۱۹ دی ۱۴۰۴ در محدوده امامت شهر مشهد به قتل رسید.

 محمد امین عبدی سابقه بازی در لیگ‌ دسته دو فوتبال ساحلی را داشت و به تازگی برای حضور در لیگ دسته یک کرج پذیرفته شده بود.

5-  آرشان قاسمی به قتل رسید

 جاویدنام آرشان قاسمی، دانشجوی مهندسی پلیمر دانشگاه علوم و تحقیقات، روز پنج‌شنبه ۱۸ دی به دست سرکوب‌گران جمهوری اسلامی کشته شد.

6- یزدان تمنا به قتل رسید

بنا بر گزارش‌های رسیده به دانشجویان متحد، جاویدنام یزدان تمنا، دانشجوی ۱۹ ساله مهندسی برق در مشهد، روز ۱۸ دی ماه به دست سرکوب‌گران جمهوری اسلامی کشته شد.

آن‌طور که نزدیکان او خبر داده‌اند او بسیار اهل ورزش بود و کمربند مشکی تکواندو داشت.

او در روز ۱۸ دی با شلیک مستقیم به سر مجروح می‌شود و پس از انتقال به بیمارستان جان خود را از دست می‌دهد. خانواده او تلاش‌های بسیاری کردند و با تهدیدهای بسیاری مواجه شدند تا بتوانند پیکر عزیزشان را پس بگیرند.

 گفته می‌شود جمهوری اسلامی تلاش بسیاری برای معرفی یزدان به عنوان شهید حکومتی داشته، اما خانواده به هیچ‌عنوان زیر بار نرفته‌اند.

7- حسین فرهی به قتل رسید

جاویدنام حسین فرهی ۳۲ ساله و دانشجوی کارشناسی ارشد، روز پنج‌شنبه ۱۸ دی‌ماه، در خیابان پیروزی تهران با هفت گلوله کشته شد که یکی از آن‌ها مستقیما به قلب او شلیک شده بود.

8- امیر فولادی به قتل رسید

 بر اساس گزارش‌های رسیده به دانشجویان متحد، جاویدنام امیر فولادی، دانشجوی رشته حقوق دانشگاه آزاد تهران غرب در اعتراضات دی ماه به دست نیروهای سرکوب کشته شد.

9- حمایت بیش از ۱۰۰۰ دانشجو از مهدی کوهساری

بیش از هزار نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی تبریز ، با امضای طوماری خواستار  تسریع فوری روند دادرسی، رعایت کامل حقوق قانونی این دانشجو و خاتمه‌ی هرچه سریعتر  بازداشت وی شدند.

10- سکوت نکنید، نام‌ها سپر جان دانشجویانند!

با توجه به گزارش‌های رسیده به دانشجویان متحد، تعداد دانشجویان بازداشتی در بسیاری از شهرهای کشور ازجمله یزد، مشهد، تهران و... بسیار بالاست. این در حالی است که خبررسانی در مورد بسیاری از دانشجویان بازداشتی صورت نگرفته است و این عدم همکاری در راستی‌آزمایی تعداد بازداشت‌شدگان نیز اخلال ایجاد کرده است.

یکی از مهم‌ترین دلایل عدم اطلاع‌رسانی و رسانه‌ای شدن نام دانشجویان بازداشتی، تهدیدهای بازجوست‌. بازجو پرونده تلاش می‌کند تا متهم و خانواده او را تهدید کند که اگر اسمی از فرد بازداشتی و جریان پرونده منتشر شود، ممکن است فرایند قضایی دیرتر طی شود و پرونده فرد بازداشتی سنگین‌تر شود.

حتی در مواردی تلاش می‌شود که با دادن وعده آزادی فرد بازداشتی در صورت عدم اطلاع‌رسانی، خانواده را از هرگونه اطلاع‌رسانی منع کنند. تجربه نشان می‌دهد عمده این وعده‌ها و تهدیدها دروغ هستند و بازجو فرد قابل اعتمادی نیست که خانواده‌ها بتوانند به وعده‌های او اهمیت بدهند و اعتماد کنند.

پخش خبر بازداشت و توجه رسانه‌ها بازجو را می‌تواند محتاط‌تر کند. اگر خبری از بازداشت کسی منتشر نشود، هرچیزی می‌تواند در انتظارش باشد.

 در شرایطی که آمار بازداشتی‌ها بالاست و گزارش‌هایی از بالا بودن آمار دانشجویان بازداشتی به گوش می‌رسد، لازم است که خانواده‌ها، دوستان، هم‌کلاسی‌ها، اساتید و... نسبت به اطلاع‌رسانی در مورد دانشجویان بازداشتی هرچه سریع‌تر عمل کنند تا زمان مناسب برای اقدام موثر و فشار رسانه‌ای از دست نرود.

11- تداوم بازداشت محمد مصلحی

به گزارش کارگروه دفاع از حقوق دانشجویان دانشگاه علم و صنعت، علی مصلحی، دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی عمران ورودی ۱۴۰۲ که در جریان اعتراضات دی ماه توسط نیروهای سرکوب در منزل خود بازداشت شده بود، همچنان در بازداشت موقت به سر میبرد.

12- تداوم بازداشت و پرونده‌سازی برای امیرحسین زیوداری

به گزارش صنف مستقل دانشجویان بهشتی، امیرحسین زیوداری دانشجوی ارشد علوم ورزشی دانشگاه بهشتی، در تاریخ ۱۸ دی توسط نیروهای حکومتی بازداشت شده و ۲۲ روز است که در زندان به سر می‌برد.

به این دانشجو اتهامات سنگینی از جمله «اجتماع و تبانی بر ضد امنیت ملی» وارد شده است و همچنین تاکنون قرار وثیقه‌ای برای آزادی مشروط ایشان تعیین نشده است.

13- تداوم بازداشت علی طاهری کیا پس از ۲۸ روز

بنا بر گزارش‌های رسیده به دانشجویان متحد، علی طاهری کیا، دانشجوی کارشناسی ارشد رشته کارگردانی دانشگاه تهران که ۱۳ دی ماه بازداشت شده بود، در زندان تهران بزرگ است.

گفته می‌شود تاکنون هیچ اطلاعاتی در مورد روند پرونده به خانواده داده نشده است و پس از ۲۸ روز همچنان وضعیت پرونده این دانشجو مشخص نیست.

*دانشجویان دانشگاه بهشتی در بازداشت به سر می‌برند؛ صدای آن‌ها باشیم.

طبق اعلام شورای صنفی دانشگاه بهشتی پنج دانشجوی این دانشگاه اکنون در بازداشت به سر می‌برند.

متاسفانه گویا نهاد‌های امنیتی با فشار بر خانواده‌ها مانع از انتشار اسامی این دانشجویان شده‌اند. با توجه به تجربه سال‌های گذشته، یکی از مکررترین نکاتی که همواره همه فعالین بر آن تاکید دارند لزوم و ضرورت انتشار اسامی بازداشت شدگان و هزینه‌سازی برای سرکوب است. سابقه داشته که خانواده‌ها برای همکاری و تلاش برای جلب نظر مثبت نهادهای امنیتی از انتشار اسامی خودداری کنند و تنها پس از انتشار احکام سنگین ظالمانه برای فرزندان‌شان متوجه این اشتباه شوند.

وضعیت کنونی و زمانی که عده‌ای از هم‌کلاسی‌هایمان توسط نیروی‌های جمهوری اعدامی کشته شده‌اند، ایجاب می‌کند که حتما در چنین مواردی اقدام به انتشار اسامی کنیم.

صنف مستقل دانشجویان بهشتی بدین وسیله درخواست می‌کند در صورتی که از کشته شدن، بازداشت و احضار هم‌کلاسی‌های خود مطلع هستید مسئولانه اقدام به انتشار آن‌ها نمایید.

همچنین با توجه به حجم بالای سرکوب و اهمیت حفظ نیروی‌مان برای بازگشایی دانشگاه‌ها و ادای دین به خون عزیزان از میان رفته‌مان، تمامی امکانات و توجهاتمان را معطوف مراقبت از خود و آزادی دانشجویان بازداشتی کنیم. پیشنهاد می‌شود که جزوه فعالیت امن (https://t.me/motalebe_shorayesenfi/918) را بخوانید؛ به سایرین معرفی کنید و نکات آن را (علی الخصوص بخش امنیت دیجیتال) یک به یک اجرا کنید.

گزارش وضعیت دانشجویان بازداشتی

بر اساس گزارشات واصله و استعلامات انجام شده، به اطلاع می‌رساند ۵ نفر (۲ دختر و ۳ پسر) از دانشجویان دانشگاه در وقایع اخیر دستگیر شده‌اند و هم‌اکنون در زندان هستند.

یک نظر بنویسید

 

نظرات شما

بدون نظر