پیام جمعی از دانشجویان داخل کشور به کنفرانس استکهلم
درودهای رفیقانه،
این پیام را درحالی به کنفرانس استکهلم، که به فراخوان شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در روز شنبه ۱۰ ژانویه برگزار میشود، ارسال میکنیم که هفتمین روز از موج تازهی اعتراضات مردمی در ایران سپری میشود؛ روزهایی که با سرکوب، بازداشت و خشونت سازمانیافته همراه بوده، اما همزمان نشانهای روشن از تداوم مقاومت اجتماعی و بحران عمیق نظم موجود است. برگزاری این کنفرانس در چنین لحظهای را اقدامی ضروری برای هماندیشی و تقویت پیوند میان نیروهای کمونیست و چپ میدانیم و از فراهمشدن این امکان سپاسگزاریم.
اعتراضات جاری برآمده از بحران ساختاری جامعه است؛ بحرانی که ریشه در سرمایهداری، سرکوب سیاسی و پیوند با نظم جهانی سرمایهدارد. آنچه امروز در خیابانها، دانشگاههای و محیطهای کار جریان دارد، نتیجهی سالها فقر، بیثباتی، تبعیض و بیحقوقی است. خصوصیسازی، تخریب خدمات عمومی، نابودی امنیت شغلی و سرکوب هرگونه تشکل مستقل، زندگی اکثریت جامعه را به وضعیتی ناامن و فرساینده کشانده است.
در هفتمین روز این اعتراضات، بیش از پیش روشن شده که مسئله تنها به مطالبات اقتصادی محدود نیست. جامعه با کلیت نظمی روبهروست که امکان یک زندگی انسانی را از اکثریت مردم سلب کرده است. دولت در این ساختار، ابزار حفظ منافع طبقهی مسلط است و خشونت را بهعنوان پاسخ اصلی به اعتراض اجتماعی بهکار میگیرد. ازاینرو، پرسش محوری صرفاً “چه نمیخواهیم”، بلکه “قدرت سیاسی چگونه و بهدست چه نیرویی باید سازمان پیشروی جنبشهای اجتماعی، نه بابد” است.
تحولات ایران را نمیتوان جدا از وضعیت منطقهای و جهانی فهمید. خاورمیانهی امروز صحنهی بازتولید مداوم بحران جنگ و سرکوب است؛ جایی که تودههای مردم بهای رقابت قدرتهای جهانی، دولتهای اقتدارگرا و الیگارشیهای وابسته را میپردازند. در سطح جهانی نیز سرمایهداری وارد مرحلهای از بیثباتی ساختاری شده است؛ رکودهای پیدرپی، تورم، نظامیگری و مهاجرتهای اجباری، همگی نشانههای این بحراناند. در این میان، مردم کشورهای جنوب جهانی به ابزار چانهزنی قدرتهایی بدل شدهاند که هیچیک نمایندهی منافع آنان نیستند.
در چنین شرایطی، وظیفهی جنبش کمونیستی صرفآ تحلیل اوضاع یا همدلی با اعتراضات نیست. مسئلهی اساسی، سازماندهی آگاهانهی نیروی اجتماعی برای تغییر توازن قواست. تجربه نشان داده است که پراکندگی جنبشها _کارگری، دانشجویی، زنان، ملل تحت ستم و دیگر جنبشهای اجتماعی_ امکان تبدیل نارضایتی عمومی به قدرت سیاسی را تضعیف میکند. ازاینرو، ایجاد یک شبکهی سراسری، پیوسته و آگاهانه از جنبشهای اجتماعی ضرورتی تاریخی است؛ شبکههایی که بتواند مبارزات پراکنده را به یک نیروی جمعی، هدفمند و پایدار بدل کند.
در این میان، نقش طبقهی کارگر نقشی محوری و تعیینکننده است. تنها طبقهای که بهواسطهی جایگاه خود در تولید اجتماعی، توان فلجکردن ماشین اقتصادی و سیاسی نظم موجود را دارد، طبقهی کارگر است. بدون حضور مستقل، سازمانیافته و آگاهانهی این طبقه، هیچ جنبش اجتماعیای قادر نخواهد بود از سطح اعتراض فراتر رفته و به مسئلهی قدرت سیاسی پاسخ دهد. رهبری طبقهی کارگر نه به معنای نفی دیگر جنبشها، بلکه بهمعنای ایجاد افقی مشترک برای پیوند مبارزات و هدایت آنها بهسوی دگرگونی ریشهای جامعه است.
نقش زنان در این روند انکارناپذیر است. ستم جنسیتی بخشی جداییناپذیر از نظم طبقاتی موجود است و بدون مبارزهی آگاهانه علیه آن، هیچ پروژهی رهاییبخشی به سرانجام نمیرسد. حضور فعال زنان در اعتراضات، نشاندهندهی پیوند عمیق مبارزه برای رهایی زنان با مبارزه علیه استثمار و پدر/مردسالاری است. بههمینترتیب، دفاع از حقوق اقلیتهای جنسی و جنسیتی، بخشی جداییناپذیر از مبارزه برای رهایی و آزادی است و نمیتواند بهحاشیه رانده شود.
مسئلهی ملل تحت ستم نیز در چارچوب همین مبارزه معنا مییابد. ستم ملی، توسعهی نابرابر و سرکوب سیاسی و فرهنگی واقعیت زیسته میلیونها انسان است. پاسخ رهاییبخش به این وضعیت، نه در ناسیونالیسم، بلکه در مبارزهای علیه سرمایهداری، مبتنی بر عدالت اجتماعی، حق تعیین سرنوشت و همبستگی میان مردمان نهفته است.
در این چارچوب، وضعیت شهروندان افغانی ساکن ایران نمونهای روشن از پیوند ستم طبقاتی و نژادپرستی ساختاری است. این بخش از طبقهی کارگر، سالهاست تحت استثمار شدید و محرومیت از حقوق اولیه قرار دارد. همبستگی طبقاتی فراتر از مرزهای ملی، شرط لازم هر مبارزهی رهاییبخش است.
ما همزمان بر مرزبندی روشن با جریانات راست، لیبرال و ناسیونالیست تأکید میکنیم. این نیروها، با بزککردن سرمایهداری یا ترویج توهم تغییر از بالا، مسیر مبارزه را از مسئلهی قدرت سیاسی و رهایی طبقاتی منحرف میکنند. در
سطح جهانی نیز، ما مخالف هرگونه مداخلهی امپریالیستی هستیم و بر این باوریم که رهایی مردم تنها بهدست خود آنان و از مسیر مبارزهای مستقل و سازمانیافته ممکن است.
در پایان، برای کنفرانس استکهلم آرزوی موفقیت داریم و امیدواریم این گردهمایی بتواند گامی مؤثر در جهت تقویت همگرایی نیروهای کمونیست، تعمیق بحث پیرامون سازماندهی جنبشهای اجتماعی و روشنترشدن مسئلهی قدرت سیاسی و رهبری طبقهی کارگر بردارد. از زمانیکه در اختیار ما قرار دادید سپاسگزاریم و بر تداوم گفتوگو، همبستگی و مبارزهی مشترک تأکید میکنیم.
جمعی از دانشجویان داخل کشور
دی ۱۴۰۴