سند شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست منشور سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی و حاکمیت شورایی در ایران
سند شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست
منشور سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی و حاکمیت شورایی در ایران
ژانویه ۲۰۲۶
دیماه ۱۴۰۴
موج تازهی خیزش سراسری که از هفتم دیماه ۱۴۰۴ و در پی سقوط ارزش پول داخلی و افزایش سرسامآور قیمت کالاهای مورد نیاز روزانهی مردم آغاز شد، بهسرعت به دانشگاهها و دهها شهر ایران گسترش پیدا کرد. مردم بهپاخاسته همهجا و در کف خیابان با شعار "مرگ بر دیکتاتور"، کل رژیم جمهوری اسلامی را هدف گرفتند. سران و فرماندهان حکومت اسلامی که از گسترش آتش خشم و اعتراض تودههای مردم هراسناک بودند، از همان لحظات و روزهای اول با حربهی سرکوب خونین وارد عمل شدند و در روزهای دوازدههم و سیزدههم اعتراضات با دستاویز قراردادن فراخوانهای رضا پهلوی و فرمانهای ترامپ، قساوت و وحشیگری را بهاوج رسانده و ابعاد هولناکی به جنایات خود بخشیدند. سران جمهوری اسلامی در این روزها با قطع اینترنت و ارتباطات تلفنی هزاران نفر را کشتار کرده و با انبارکردن اجساد قربانیان در سولههای بزرگ کهریزک تهران و نقاط دیگر و نمایش این صحنههای دلخراش، در اوج استیصال و درماندگی نعرهی پیروزی سر دادند.
این موج نیرومند جنبش اعتراضی در ادامهی جنبش انقلابی ۱۴۰۱ و خیزشهای تودهای و طوفانهای سیاسی عظیمی بهحرکت درآمد که طی هشت سال گذشته صحنهی سیاسی ایران را تغییر داده و تحول بزرگی در ذهنیت و آگاهی کارگران و مردم ایران ایجاد کردند. موتور حرکت این جنبشهای اجتماعی، کارگران، تهیدستان شهری، زنان، معلمان، بازنشستگان، دانشجویان و جوانان فرودستی هستند که اعتراض به گرانی و تورم سرسامآور، بیکاری و فقر و فلاکت کمسابقهی اقتصادی، تبعیضهای جنسیتی، ملی، مذهبی و محرومیت از حقوق اجتماعی، سیاسی و فردی و سیاستهای ویرانگر زيستمحیطی آنها را بهمیدان رویارویی با حکومت اسلامی سرمایهداران کشانده است. جنبش کارگری ایران که با اعتصابات و اعتراضات شکوهمند خود طی نزدیک به دودهه الهامبخش دیگر جنبشهای اعتراضی رادیکال بوده، نهتنها زمین سیاسی را برای عروج این خیزشهای تودهای شخم زده، بلکه خود نیز از این جنبشها نیرو گرفته است. زنان عاصی از تبعیضات جنسیتی که با نقش پیشتاز خود در این تحولات ارکان ایدئولوژیک نظام اسلامی را درهم کوبیدند، در اوضاع کنونی نیز با عقبراندن قانون حجاب اسلامی چهرهی خیابانها و شهرهای ایران را دگرگون کردهاند. جنبش دانشجویی که بارها نشان داده در تندپیچ این رویاروییها در صف فرودستان جامعه قرار دارد، همچنان سنگر مقاومت و دفاع از آزادی و برابری است. جنبش انقلابی کارگران و مردم آزادیخواه در کردستان در ابعاد تودهای نشان داد که برای رهایی از شر جمهوری اسلامی و دستیابی به مطالبات خود راهبرد اتحاد و همبستگی با جنبش سراسری را در پیش گرفته است. دیگر گروههای اجتماعی نظیر نویسندگان و شاعران و هنرمندان انقلابی و سینماگران پیشرو با همراهی و با بهتصویرکشیدن حماسهها و جانفشانیهای اردوی اعتراض و رنج و کار، عملاً رسالت هنر پیشرو را در تجربهی زندهی مبارزهی تودهها رونمایی کردند.
این جنبشهای عظیم اجتماعی و اعتراضی که از همدلی اکثریت مردم ایران برخوردار هستند، عدم مشروعیت سیاسی رژیم جمهوری اسلامی را بهروشنی برملا کردند. در این شرایط، تعمیق بحران مشروعیت، بنبست ایدئولوژیک، ژرفای بحران اقتصادی و ویرانی زیرساختهای تولید و انتقال انرژی، فساد نهادینهشده و رشد باندهای مافیایی در درون ساختار حاکم، پیامد تشدید تحریمهای بینالمللی، افسارگسیختگی تورم، گرانی بیسابقه و سونامی بیکاری، بحران خارج از کنترل محیطزیست و دهها موارد دیگر، حکومت اسلامی سرمایهداران را حتی از تأمین نان و آب، برق و هوای سالم مستآصل و درمانده کرده است. این درماندگی بر متن شکست سیاست استراتژیک منطقهای و فروپاشی نیروهای "محور مقاومت" و شکست در جنگ دوازده روزه، نزاع و بحران حکومتی را تشدید کرده است. در اوضاع کنونی حکومت اسلامی در همانحال که برای خارجشدن از زیر فشار قدرتهای امپریالیستی آمریکا و غرب و برونرفت از انزوای بینالمللی به مذاکره و سازش، گرایش پیدا کرده، اما رو به مردم و برای مقابله با روند رو به گسترش جنبش کارگری و اعتراضات تودهای بر استراتژی تشدید سرکوب و دستردن به جنایات هولناک بهعنوان رمز بقای خود تکیه زده است.
با اينهمه و بر بستر واقعیات موجود اقتصادی، عمیقشدن شکاف بین فقر و ثروت، تبعیضها، نابرابریها، و چشماندانداز تعمیق گرانی و فقر و فلاکت بیشتر درحالیکه رژیم اسلامی از پاسخگویی به مطالبات جنبشهای اجتماعی مستأصل و درمانده است و حربهی کشتار و سرکوب هم کارائی گذشته را برای مرعوبکردن جامعه از دست داده، رشد و گسترش جنبش کارگری و دیگر جنبشهای پیشرو اجتماعی و اعتراضی را اجتنابناپذیر و همانگونه که اعتراضات سراسری جاری نشان داد، خیزشها و طغیانهای عظيمتری را در چشمانداز قرار داده است.
در چنین شرایطی نهفقط جناحهای حکومتی، بلکه هیچکدام از بخشهای اپوزیسیون بورژوازیی ایران نیز پاسخ و راهحلی برای پایاندادن به این همه فقر و فلاکت اقتصادی و مصائب اجتماعی را ندارند. بخشهایی از اپوزیسیون بورژوایی ایران مانند جریانهای جمهوریخواه که از اعتلای جنبش کارگری و انقلابی بیش از جمهوری اسلامی میترسند، با تکیه بر استراتژی خشونتپرهیز، از قبل مهر خشونتطلبی را به انقلاب و ابتکار عمل تودهها کوبیده و ضدیت خود را با هرگونه تحول انقلابی اعلام کردهاند. راهحل این نیروها برای کنترل بحران اقتصادی سرمایهداری ایران، چیزی جز ادامهی بیکارسازیها، ادامهی ارزانسازی نیروی کار، عادیسازی مناسبات با دولتهای غربی، پیگیری برنامەهای اقتصادی متکی بر بازار آزاد نیست. این نیروها در بهترین حالت میخواهند با حفظ مناسبات سرمایهداری، یک حکومت استثمارگر غیرمذهبی را جایگزین استبداد مذهبی حاکم کنند.
گروهی دیگر از نیروهای اپوزیسیون بورژوایی مانند سلطنتطلبان، سازمان مجاهدین خلق، جمهوریخواهان پروغرب و احزاب ناسیونالیست در کردستان و دیگر مناطق برای براندازی رژیم جمهوری اسلامی به فشارهای حداکثری دولت ترامپ ازجمله دخالت نظامی و اقدامات جنگی دولت فاشیست اسرائیل امید بستهاند و چشماندازی جز دست به دست شدن قدرت از بالای سر تودههای مردم و درهمریختن شیرازهی جامعه ندارند.
پوشیده نیست در چنین شرایطی مداخلهی نظامی آمریکا نهفقط بهضرر جنبش تودهای مردم ایران خواهد بود، بلکه میتواند اقدامی درخدمت بقاء و دست بالا پیداکردن جناحی از حکومت اسلامی قرار گیرد که هم ظرفیت سازش با آمریکا و هم توانایی سرکوب خونین اعتراضات جاری را داشته باشد.
در این میان سوسیالیسم تنها بدیلی است که میتواند افق رهایی را بهروی کارگران و مردم ستمدیدهی ایران که از ابعاد فقر و بیحقوقیهای سیاسی و اجتماعی بهجان آمدهاند، بگشاید. سوسیالیسم و استقرار حاکمیت شورایی کارگران و زحمتکشان و مردم ستمدیدهی ایران تنها بدیلی است که میتواند به تمام معضلات اقتصادی، مصائب اجتماعی و بیحقوقیها، تبعیضها و نابرابریهایی که فرودستان را در چنگال خود میفشارند، پایان دهد. بدیل سوسیالیستی بر پایههای عینی و عملی واقعبینانه استوار است. بدیل سوسیالیستی به نیروی واقعی طبقهی کارگر و جنبش اجتماعی این طبقه و به هژمونی سیاسی آن بر تحولات جامعه و دیگر جنبشهای انقلابی در جامعه تکیه دارد، به جنبش رهایی زنان، به جنبش رادیکال دانشجویی، به جنبش انقلابی کارگران و مردم آزادیخواه در کردستان و مبارزات دیگر ملیتهای تحت ستم، به جنبش انسانی نه به اعدام و مبارزات میدانی آنان تکیه دارد. این جنبشهای اجتماعی که حی و حاضر در صحنه هستند، زیر تیغ سرکوب رژیم جمهوری اسلامی در زمينهی سازمانیابی و شکلدادن به رهبری نیز پیشروی کردهاند. رهبران و فعالین سوسیالیست جنبش کارگری و دیگر جنبشهای پیشرو اجتماعی با متحدشدن حول یک استراتژی سوسیالیستی در زمينهی سازمانیابی، شکلدادن به رهبری سراسری و کسب هژمونی سیاسی بر این جنبشها میتوانند به رسالت خود در این دوره عمل کنند. جنبش کارگری با تکیه بر نیروی سازمانیافتهی خود و در اتحاد و همبستگی با این جنبشهای پیشرو اجتماعی است که میتواند جمهوری اسلامی را بهشیوهی انقلابی سرنگون کند، سپاه و ارتش و دستگاه سرکوب و بوروکراتیک و قانونگذاری آنرا درهم کوبد، بر ویرانههای آن حاکمیت شورایی کارگران و زحمتکشان و مردم ستمدیدهی ایران را پایهریزی کند و با تحول بنیادی در اقتصاد، افق رهایی از کليهی مصائب نظام سرمایهداری و چشمانداز آزادی و برابری و رفاه را بهروی جامعه بگشاید.
نظر به این واقعیت که مبارزهی انقلابی برای سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی وارد دورهی تعیینکنندهای شده است، شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست بر ضرورت حیاتی گسترش مبارزهی متحدانه و سراسری برای سرنگونی جمهوری اسلامی و حاکمیت شورایی کارگران و مردم ستمدیدهی ایران تاکید میکند. از آنجا که بر خلاف سیستم پارلمانی در نظام سرمایهداری که دخالت در سیاست و ادارهی امور و مدیریت جامعه را به یک تخصص دور از دسترس کارگران و مردم تبدیل کرده است، حاکمیت شورایی که بر دخالت مستقیم شهروندان از سطح محلی تا سراسری متکی است، دخالت کارگران و مردم را در تصمیمگیریهای سیاسی و اقتصادی و اداره و مدیریت جامعه؛ تأمین و تضمین میکند. لذا ما در مقابل طرحهای اپوزیسیون بورژوایی در دورهی گذار و سیستم پارلمانی" نظام شورایی را بهترین و در دسترسترین وسیلهی دخالت کليهی آحاد مردم بهمثابه قانونگذار و مجری قانون در ادارهی جامعه میدانیم.
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست بر این باور است در شرایطی که پیشرفتهای تکنولوژیک، گسترش شبکههای اجتماعی، بیش از هر از زمان دیگری ارتباطات را توسعه داده و امکان دسترسی به اطلاعات را در همهی زمینهها برای عموم فراهم کرده است، نظام شورایی امر دخالت مستقیم کارگران و تودههای مردم در ادارهی امور جامعه را بیشازپیش تسهیل و به یک امکان عملی تبدیل کرده است. ادارهی شورایی جامعه میتواند از برقراری یک سیستم بوروکراتیک که مجدداً بر فراز مردم قرار گیرد و آنان را تبدیل به تماشاچیان ناتوان صحنهی سیاست کند، جلوگیری نماید. کارگران و مردمی که در نظام شورایی متشکل میشوند خود هم قانونگذار و هم مجری قانون خواهند بود. در این نظام حکومتی کليهی مقامات اداری و سیاسی و قضایی توسط مردم انتخاب میشوند و هرگاه اکثریت انتخابکنندگان اراده کنند، در هر زمانی قابل عزل هستند. حاکمیت شورایی دارای یک ساختار هرمی و کنگرهی سراسری شوراها بهعنوان عالیترین ارگان حاکمیت مردم در ایران است. کنگرهی سراسری شوراها قانونگذار، سازماندهی بالاترین نهادهای دولتی و امور اجرایی است و نظارت بر کار آنها را برعهده دارد. در حکومت شورایی، احزاب سیاسی فقط ازطریق مشارکت در انتخابات شوراها در سطوح مختلف میتوانند در ارگانهای اداره و مدیریت جامعه و قدرت سیاسی حضور داشته باشند.
حاکمیت شورایی برآمده از قیام تودهها میتواند اقدامات سیاسی و مفاد برنامهی زیر را که ریشه در زندگی و مبارزات روزانهی کارگران و زحمتکشان و مردم ستمدیدهی ایران دارد اعلام و سریعاً بهاجراء بگذارد :
۱- برقراری حاکمیتِ کارگران و زحمتکشان ازطریق ارگانهای اعمال ارادهی مستقیم مردم. گسترش شوراها در محل کار و زیست تا سطوح شهری و منطقهای و سراسری بهجای حاکمیت جمهوری اسلامی با تضمین حق رأی عمومی، همگانی، آزاد، مخفی و برابر همهی شهروندان با بهکارگیری همهی اشکالِ مشارکتِ مستقیم تودهای. حق هر فرد بالاتر از ۱۸ سال برای کانديدشدن و احراز هر مقام انتخابی. حقِ عزلِ نمایندگان توسط انتخابکنندگان، در تمام سطوح، هر زمان که اکثریت آنها اراده کنند.
٢- دستگیری، محاکمه و مجازاتِ سران جمهوری اسلامی در دادگاههای علنی.
٣ -آزادی کلیهی زندانیان سیاسی. لغو "جرم" سیاسی و برچیدن زندان سیاسی. لغو مجازاتِ اعدام. لغو شکنجه.
۴- اعلام و اجرای بیقیدوشرط آزادی سیاسی، عقیده، بیان، مطبوعات، اجتماعات، تشکل، تحزب، اعتصاب و ممنوعیت هرگونه تفتیش عقاید. آزادی و امکان دسترسی به اینترنت برای همگان، حق دسترسی به اطلاعات بدون سانسور و آزادی همگان برای استفاده از برنامهها و شبکههای گوناگون اینترنتی جهت ابرازنظر و لغو هرگونه سانسور.
۵- جدایی کامل دین از دولت و آموزش و پرورش. آزادی مذهب و بیمذهبی. لغو تمامی قوانین مذهبی، برچیدن و انحلال بنیادها و مؤسسات مذهبی حکومتی. مصادرهی اموال و دارائیهای این مؤسسات تولید جهل و خرافه و کليهی موقوفات و تخصیص آن به نیازهای فوری مردم.
۶- برقراری کنترل کارگری بر تولید و توزیع.
۷- تضمین تأمین معیشت و رفاه همهی شهروندان متناسب با استانداردهای دنیای امروز، توسط شوراها و نهادهای منتخب کارگران و مردم. تأمین بیمهی بیکاری مکفی برای همهی افراد آماده بهکار بالای ۱۸ سال و کلیهی کسانی که به علل جسمی یا روانی توان اشتغال به کار ندارند. تضمین آموزش و بهداشت و سلامتی رایگان شهروندان.
۸- رفع کامل هرگونه تبعیض و ستم جنسیتی ازطریق لغو نظام آپارتاید جنسی، لغو کليهی قوانین ضدزن و تبعیضآمیز، اعلام و اجرای برابری کامل و بیقیدوشرط بین زنان و مردان در همهی شئون زندگی فردی و اجتماعی و ایجاد فرصتهای برابر در همهی عرصهها میان آنان.
۹- بهرسمیتشناختن کامل حق گرایش جنسی ازجمله حق ازدواج همجنسگرایان و برچیدن همهی اشکال تبعیض و ستم علیه جامعهی ال.جی.بی تی.کیو
۱۰- ممنوعیت کار حرفهای برای کودکان زیر ۱۸ سال. تأمین و تضمین برخورداری همهی کودکان از آموزش و بهداشت و سلامت و شادی و ایجاد شرایط مناسب برای رشد و شکوفائی آنان. جُرم جنائی دانستن هرگونه تعرض و سوءاستفادهی جنسی از کودکان و محافظتِ کودکان توسط دولت.
١١- نفی هرگونه ستم و تبعیض و نابرابری در جامعه ازطریق اعلام و اجرای برابری کامل حقوق همهی شهروندان، صرفنظر از جنسیت، مذهب، ملیت، نژاد، و تابعیت. نفی ستم ملی و حل مسئلهی ملی با بهرسمیتشناختن حقِ جدائی ازطریق مراجعه به آراء خود آنها. ما در عينحال خواهان اتحاد آزادانه و داوطلبانهی همهی ساکنین ایران هستیم و بر این باوریم که این اتحاد بهسود طبقهی کارگر و تودههای زحمتکش است.
۱۲- لغو اسرار بازرگانی. لغو دیپلماسی سری.
۱۳- اقدامات فوری و برنامهریزی درازمدت برای حفظ محیطزیست و منابع حیاتی آب، خاک و هوای سالم، ازطریق کاهش و سپس خاتمهدادن به استفاده از سوختهای فسیلی و جایگزینی آنها با انرژیهای تجدپذیر.
۱۴- برقراری مالکیت اجتماعی بر بخشهای کلیدی صنعتی، بانکی، خدماتی، تجاری و شرکتهای بزرگ کشاورزی و دامداری.
۱۵- دراختيارگرفتن کليهی مؤسسات صنعتی و تجاری و أموال و املاک و داریی نهادها و بنیادهای مختلف وابسته به رژیم جمهوری اسلامی، دراختیارگرفتن موقوفات و بهکارگرفتن آنها در خدمت تأمین رفاه عمومی.
۱۶- حاکمیت شورایی مردم ایران پشتیبانی از جنبشهای کارگری، سوسیالیستی، رهاییبخش و آزادیخواهانه در سراسر جهان و منطقه را وظیفهی مهم خود میداند.
کنفرانس استکهلم، کارگران و مردم زحمتکش و آزادیخواهان و زنان پیشرو و کمونیستها را به پیوستن به آلترناتیو شورایی، به ایفای نقش در شکلدادن و پیروزیکردن آن، به برافراشتن این افق در مبارزهی جاری فرامیخواند. ما وارد دورانی تعیینکننده شدهایم که سرنوشت نسلهای آینده را نیز رقم میزند. تصمیم و اراده و پراتیک انقلابی امروز ما میتواند و باید به این دوره و آینده شکل دهد. آلترناتیو شورایی و سوسیالیستی مُبرم و ممکن است و باید در روند مبارزه برای سرنگونی جمهوری اسلامی و فردای آن به کليهی مشقات و مصائب تاکنونی سرمایهداری پایان دهد.
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در راستای انجام رسالت فوق برای اتحاد و بهمیدانآوردن اردوی چپ و انقلابی تلاش میکند. شورای همکاری بهمنظور پیشبرد این امر گسترش سازمانی، گسترش همکاری و بهکارگرفتن ابتکارات و اقدامات ضروری در این زمینه را بخشی از دستور کار و وظایف تعطیلناپذیر خود میداند.
سرنگون باد رژیم سرمایهداری جمهوری اسلامی !
زندهباد آزادی، زندهباد سوسیالیسم !
زندهباد اتحاد صفوف اردوی آلترناتیو سوسیالیستی
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست
ژانویه ۲۰۲۶
دیماه ۱۴۰۴