خبرگزاری رویترز، به نقل از یک مقام جمهوری اسلامی نوشت : « حدود ۲ هزار نفر در ناآرامیها کشته شدهاند»
خبرگزاری رویترز، به نقل از یک مقام جمهوری اسلامی نوشت : « حدود ۲ هزار نفر در ناآرامیها کشته شدهاند»
سازمان جهانی آموزش (Education International) سرکوب مسلحانه، خشونتبار و بیرحمانه غیرنظامیان و معترضان مسالمتجو در ایران را بهشدت محکوم میکند
خبرگزاری رویترز، به نقل از یک مقام جمهوری اسلامی نوشت : « حدود ۲ هزار نفر در ناآرامیها
کشته شدهاند»
خبرگزاری رویترز گزارش داد یک مقام ایرانی روز سهشنبه ۱۳ ژانویه ۲۰۲٦ ( ٢٣ دیماه ١٤٠٤ ) به این خبرگزارگفته است حدود ۲ هزار نفر، از جمله نیروهای امنیتی، در جریان دو هفته ناآرامی و اعتراضات سراسری در ایران کشته شدهاند. به نوشته رویترز، نخستین بار است مقامهای جمهوری اسلامی بهطور ضمنی از چنین سطح بالایی ازتلفات در سرکوب اعتراضات اذعان میکنند. این مقام که نامش را اعلام نکرده، مسئولیت حکومت در این کشتارها رانپذیرفته و بدون ارائه تفکیک قربانیان، مدعی شده افرادی که او آنان را «تروریست» خوانده، عامل مرگ هم معترضان و هم نیروهای امنیتی بودهاند.
این اعتراضات از ۲۸ دسامبر ۲۰۲۵ و در واکنش به شرایط وخیم اقتصادی و سقوط ارزش پول ملی آغاز شد، اما به سرعت از مطالبات معیشتی فراتر رفت و به تظاهرات گستردهتری تبدیل شد که در آن شعارهای صریح علیه کل ساختار حاکمیت مذهبی شنیده میشود. رویترز این موج را «بزرگترین چالش داخلی» برای حاکمان جمهوری اسلامی دستکم در سه سال گذشته توصیف کرده و نوشته است این بحران در زمانی رخ داده که فشارهای بینالمللی نیز پس از حملات اسرائیل و آمریکا در سال گذشته افزایش یافته است. همزمان با تشدید بحران داخلی، فشارهای خارجی نیز وارد مرحله تازهای شده است. رویترز یادآوری میکند دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، دوشنبهشب اعلام کرد هر کشوری با ایران تجارت کند، با تعرفه ۲۵ درصدی برواردات به آمریکا مواجه خواهد شد؛ اقدامی که میتواند بهطور مستقیم شرکای اصلی تجاری ایران را هدف قرار دهد. ترامپ همچنین گفته است «اقدام نظامی بیشتر» نیز از گزینههایی است که برای «مجازات ایران» به دلیل برخورد با اعتراضات بررسی میکند. او اوایل ماه جاری نیز با لحنی تهدیدآمیز گفته بود «آمادهایم». تهران تا زمان انتشارگزارش، واکنش رسمی علنی به تهدید تعرفهای ترامپ نشان نداده، اما چین سریعاً این رویکرد را نکوهش کرده است.رویترز مینویسد ایران که سالها زیر تحریمهای سنگین آمریکا قرار داشته، بخش بزرگی از نفت خود را به چین صادر میکند و در کنار آن، ترکیه، عراق، امارات متحده عربی و هند نیز در میان شرکای مهم تجاری ایران قراردارند.
در اروپا نیز اظهارنظرهای سیاسی تندتری مطرح شده است. فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، در بحبوحه گسترشاعتراضات گفت تصور میکند «روزها و هفتههای پایانی» این حکومت در جریان است و افزود اگر رژیمی فقط باخشونت بتواند در قدرت بماند، «عملاً به پایان خود رسیده است». مرتس توضیح نداده این ارزیابی بر چه داده یاارزیابیهایی تکیه دارد. عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، اظهارات مرتس را رد کرد و با متهم کردن برلین بهاستانداردهای دوگانه» گفت او «هر ذرهای از اعتبار» خود را از میان برده است. با این حال، رویترز تأکید میکند که با وجود اعتراضات سراسری و فشار خارجی چندساله، هنوز نشانهای از شکاف در میان هسته سخت امنیتی جمهوری اسلامی دیده نمیشود؛ شکافی که بتواند به پایان نظامی منجر شود که از انقلاب ۱۹۷۹ بر سر کار است.رویکرد حکومت در مواجهه با اعتراضات، طبق روایت رویترز، دوگانه بوده است: از یک سو اعتراضات ناشی ازمشکلات اقتصادی «مشروع» خوانده میشود و از سوی دیگر سرکوب امنیتی شدید ادامه دارد. فاطمه مهاجرانی،سخنگوی دولت، روز سهشنبه گفت دولت نیروهای امنیتی و معترضان را «فرزندان خود» میبیند و «تا حد توان»تلاش کرده و خواهد کرد «صدای آنان را بشنود»، حتی اگر به گفته او برخی بخواهند این اعتراضات را «ربایش» کنند.
در همین چارچوب، مقامها آمریکا و اسرائیل را نیز به «شعلهور کردن ناآرامیها» متهم کردهاند و گفتهاند افرادناشناسِ «تروریست» اعتراضات را به دست گرفتهاند.یکی از محورهای اصلی این بحران، تاریک شدن فضای اطلاعرسانی است. محدودیتهای ارتباطی و قطع اینترنت در روزهای اخیر، جریان خبر و امکان راستیآزمایی مستقل را بهشدت دشوار کرده است. دفتر حقوق بشر سازمان ملل روز سهشنبه اعلام کرد خدمات تلفنی دوباره برقرار شده، اما ارتباط اینترنتی ایران همچنان «ناهموار و تکهتکه»است. رویترز میگوید ویدئوهای درگیریهای شبانه در یک هفته گذشته ـ که برخی از آنها را راستیآزمایی کرده ـصحنههایی از مواجهه خشونتبار با تیراندازی و آتشسوزی خودروها و ساختمانها را نشان میدهد.در نبود آمار رسمی و شفاف، ارقام نهادهای حقوق بشری همچنان مبنای اصلی گزارشهاست، اما خود رویترز تأکید میکند امکان تأیید مستقل این ارقام را ندارد. به نوشته این خبرگزاری، «هرانا» (خبرگزاری فعالان حقوق بشر) اعلام کرده است تا اواخر دوشنبه ۱۰ هزار و ۷۲۱ نفر بازداشت شدهاند. گروههای حقوق بشری میگویند صدها نفر ازکشتهشدگان را با نام شناسایی کردهاند و در مقابل، گروههای مخالفِ خارج از کشور ادعا کردهاند تلفات واقعی بسیاربالاتر از رقم ۲ هزار نفری است که مقام ایرانی به رویترز گفته است. هرانا همچنین گزارش داده روز دوشنبه ازگورستان «بهشت زهرا» در تهران گزارشها و ویدئوهایی دریافت کرده که نشان میدهد خانوادههای قربانیان بر سرمزارها گرد آمده و شعارهای اعتراضی سر دادهاند.در کنار تهدید و فشار، کانالهای گفتوگو نیز ـ دستکم در سطح اعلامی ـ باز نگه داشته شده است. مقامهای ایرانی روز دوشنبه گفته بودند ارتباط با واشنگتن را قطع نکردهاند و مهاجرانی نیز سهشنبه گفت «وظیفه گفتوگو» دارند وحتماً» آن را دنبال خواهند کرد. در واشنگتن، کارولاین لیویت، سخنگوی کاخ سفید، دوشنبه گفته بود حملات هوایی یکی از گزینههای متعدد پیشِ روست، اما «دیپلماسی همیشه گزینه اول رئیسجمهور» است و افزوده بود پیامهایخصوصیِ دریافتی دولت آمریکا با مواضع علنی تهران «متفاوت» است و ترامپ علاقه دارد آن پیامها را بررسی کند.
عباس عراقچی هم گفته تهران در حال بررسی پیشنهادهای واشنگتن است، اما این ایدهها را «ناسازگار» با تهدیدهای آمریکا دانسته و افزوده است ارتباط میان او و استیو ویتکاف، نماینده ویژه آمریکا، پیش و پس از آغاز اعتراضات ادامهداشته و همچنان برقرار است؛ موضوعی که او در گفتوگو با الجزیره مطرح کرده است.
اعلام «حدود ۲ هزار کشته» از سوی یک مقام ایرانی، در صورتی که به موضع رسمی تبدیل شود، میتواند نقطه عطفی در روایت رسمی جمهوری اسلامی از بحران باشد؛ بحرانی که اکنون هم در خیابانهای ایران جریان دارد و هم در سطح بینالمللی به میدان فشار اقتصادی، تهدید نظامی و سناریوهای دیپلماتیک کشیده شده است.
.............................
شمار بازداشتشدگان سیستانوبلوچستان دستکم به، ۵۵۰ تن افزایش یافت
به نقل از حال وش، در جریان اعتراضات سراسری ١٤٠٤، دستکم ۳۵۰ شهروند از جمله زن، کودک و دانشجو توسط نیروهای امنیتی در زاهدان، چابهار و ایرانشهر بازداشت شدند. با احتساب این شهروندان، شمار بازداشتشدگان در استان سیستان و بلوچستان به دستکم ۵۵۰ تن افزایش یافت.
هویت ۱٦ تن از افراد بازداشتشده در شهرستان چابهار:
رویا صدیقی، حدوداً ۲٦ ساله،
پریسا رئیسی، حدوداً ۲٦ ساله،
مارال شیرانی،
فاطمه شیرانی،
ایوب جدگال، حدوداً ۲۷ ساله،
عبدالخلیل بلوچی،
ساجد رئیسی،
نادر نارویی،
عظیم جدگال،
عارف آهورانی،
ماجد کدخدایی،
حلیم سلیمانی،
نواب بلوچی،
محمود شاهوزهی،
حفیظ غلامی، حدوداً ۱۹ ساله
و سامر درزاده، حدوداً ۳۰ ساله،
گزارش شده است.
این رسانه هویت ۱۲ شهروند دستگیر شده در ایرانشهر را نیز:
حامد کلکی، حدوداً ۲۸ ساله،
جواد ریگی،
گلمحمد ارباب،
ناصر نارویی، حدوداً ۳۵ ساله،
جاوید زینالدینی،
علی صلاحزهی،
یوسف آسکانی،
اعجاز بامری،
جمال بامری، حدوداً ۲۱ ساله،
محمدعلی بیجارزهی،
فرهاد شیهکی
و اکبر لشکرزهی،
عنوان کرده است.
پیشتر بازداشت ۲۰۰ شهروند با احراز هویت ۱۱ تن از افراد بازداشت شده توسط حال وش اطلاعرسانی شده بود.
بر اساس این گزارش، از این تعداد، بازداشت ۳۲۰ تن در زاهدان و ۲۳۰ در شهرهای چابهار و ایرانشهر صورت گرفته است. در این گزارش به نقل از منابع مطلع آمده است که این بازداشتها به صورت فلهای و خشونتآمیز انجام شده و بسیاری از افراد بر اثر ضرب و شتم با باتوم، مشت و لگد دچار جراحات جسمی شدهاند.
...............................
تجمع خانوادههای جانباختگان در شانزدهمین روز اعتراضات در بهشت زهرا و قطع کامل ارتباطات
در شانزدهمین روز اعتراضات سراسری ایران (دوشنبه ۲۲ دیماه)، در حالی که قطع کامل اینترنت و تمامی مسیرهای ارتباطی کشور همچنان ادامه دارد و عملاً امکان دسترسی مستقل به اطلاعات را از بین برده، دادهها و مستندات تجمیعی نهادهای حقوق بشری از افزایش چشمگیر تلفات و بازداشتها حکایت دارد.بر اساس آخرین آمار تأییدشده تا این تاریخ ٦٤٦ نفر در جریان اعتراضات جان باختهاند که شامل ۵۰۵ معترض (از جمله ۹ کودک)، ۱۳۳ مأمور نظامی و انتظامی، یک دادستان و هفت شهروند غیرنظامیِ غیرمعترض میشود. افزون بر این، ۵۷۹ گزارش دیگر از مرگ افراد همچنان در دست بررسی قرار دارد. همزمان، گزارشهایی از تجمع و شعاردهی خانوادههای جانباختگان در بهشتزهرای تهران منتشر شده که نشانهای از تداوم اعتراضات حتی در بستر سوگواری است؛ امری که در شرایط انسداد کامل ارتباطات، بر نگرانیها درباره ابعاد واقعی سرکوب میافزاید.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، پس از ٦٠٦ تجمع در ۱۸۷ شهر ایران، اعتراضات در شانزدهمین روز علیرغم قطع کامل ارتباطات ادامه دارد.
در روز شانزدهم اعتراضات، قطع اینترنت و تمامی مسیرهای ارتباطی وارد مرحلهای کمسابقه شده است. بنا بر گزارشهای منتشرشده، خاموشی اینترنت از مرز ۱۰۰ ساعت عبور کرده و علاوه بر اینترنت ثابت و همراه، تماسهای تلفنی و سایر ابزارهای ارتباطی نیز بهشدت مختل یا عملاً قطع شدهاند.
این وضعیت نهتنها اطلاعرسانی عمومی را متوقف کرده، بلکه فرآیند راستیآزمایی مستقل نهادهای حقوق بشری را نیز با محدودیتهای جدی مواجه ساخته است. در چنین شرایطی، بخش قابلتوجهی از اطلاعات موجود با تأخیر، از مسیرهای محدود و با ریسک بالا دریافت میشود و امکان ترسیم تصویری کامل و بهروز از وضعیت میدانی به حداقل رسیده است.
بر اساس آخرین دادههای تجمیعی و راستیآزماییشده هرانا تا پایان روز شانزدهم اعتراضات:
۵۰۵ نفر از معترضان جان باختهاند.
در میان آنان ۹ کودک (زیر ۱۸ سال) شناسایی شدهاند.
۱۳۳ نفر از نیروهای نظامی و انتظامی کشته شدهاند.
۱ نفر از وابستگان حکومتیِ غیرنظامی (دادستان) جان باخته است.
۷ نفر از جانباختگان شهروندان غیرنظامیِ غیرمعترض بودهاند.
بر این اساس، مجموع تلفات تأییدشده تا این تاریخ به ٦٤٦نفر رسیده است.
همچنین هرانا ۵۷۹ گزارش دیگر از موارد مرگ دریافت کرده که همچنان در دست بررسی و راستیآزمایی قرار دارد.
در حوزه بازداشتها نیز، با اتکا به دادههای تکمیلی، شمار بازداشتشدگان تا این تاریخ به ۱۰٬۷۲۱ نفر رسیده است.
افزون بر این، تاکنون ۹۷ مورد اعتراف اجباری از بازداشتشدگان از سوی رسانههای رسمی یا نزدیک به حکومت منتشر شده است؛ روندی که از تداوم فشارهای امنیتی و قضایی بر بازداشتشدگان حکایت دارد.
از مهمترین تحولات روز شانزدهم، انتشار گزارشها و ویدئوهایی از بهشتزهرای تهران است. این گزارشها نشان میدهد خانوادههایی که پیکر جانباختگان اعتراضات را تحویل گرفته یا عزیزان خود را به خاک سپردهاند، در محل دفن دست به تجمع و سر دادن شعارهای اعتراضی زدهاند.
برگزاری چنین تجمعهایی در فضای امنیتی و در شرایطی که اینترنت و مسیرهای ارتباطی بهطور کامل قطع است، نشاندهنده تداوم نارضایتی و اعتراض حتی در فضاهای مرتبط با سوگواری و مراسم تدفین است؛ امری که میتواند بیانگر پیوند عمیق میان اعتراضات خیابانی و دادخواهی خانوادههای قربانیان باشد.
همزمان با افزایش آمار تلفات، مقامهای جمهوری اسلامی و رسانههای حکومتی همچنان بر روایت «روایت جعلی» از سوی رسانهها و نهادهای بینالمللی تأکید دارند و مسئولیت خشونتها را متوجه «عوامل خارجی»، «تروریستها» و «اغتشاشگران» میدانند.
در همین راستا، تظاهرات حکومتی در برخی شهرها برگزار و از سوی عالیترین مقامات نظام مورد تمجید قرار گرفته است. این در حالی است که همزمان تهدیدها درباره برخورد «بدون ارفاق» با معترضان، فعالان، و حتی افرادی که بهزعم مقامات «محرک» اعتراضات بودهاند، تشدید شده است.
در سطح بینالمللی، روز شانزدهم اعتراضات با موج تازهای از واکنشها همراه بوده است:
رهبران و مقامهای اروپایی از شدت خشونت اعمالشده علیه معترضان ابراز «شوک» کرده و حکومت ایران را به ارائه «روایت جعلی» از وقایع متهم کردهاند.
رئیس پارلمان اروپا از اعمال محدودیت بر ورود کارکنان دیپلماتیک و نمایندگان جمهوری اسلامی به ساختمانهای این نهاد خبر داده است؛ اقدامی که نشانهای از تشدید تنش دیپلماتیک میان اتحادیه اروپا و ایران تلقی میشود.
برخی دولتهای اروپایی از جمله فرانسه و سوئد، در پی وخامت اوضاع امنیتی، اقدام به تخلیه کارکنان غیرضروری سفارتخانههای خود در تهران کرده یا به شهروندانشان توصیه کردهاند خاک ایران را ترک کنند.
دولت آلمان، فرانسه و ایرلند سرکوب «بیرحمانه و نامتناسب» معترضان را محکوم کرده و بر لزوم توقف فوری خشونت و بازگرداندن دسترسی به اینترنت تأکید کردهاند.
در ایالات متحده، مقامهای ارشد بار دیگر اعلام کردهاند که «گزینههای مختلف» در واکنش به تحولات ایران در حال بررسی است، هرچند همزمان از تمایل به مسیر دیپلماتیک نیز سخن گفته شده است.
قطع کامل اینترنت و انسداد ارتباطات، علاوه بر کاهش جریان اطلاعات، خطرات امنیتی جدی برای شهروندان، خبرنگاران و فعالان داخل کشور ایجاد کرده است. در چنین شرایطی، انتقال دادهها، تصاویر و ویدئوها با ریسک بالا انجام میشود و بسیاری از وقایع ممکن است هرگز بهصورت مستند ثبت نشوند.
هرانا تأکید میکند که تمامی آمارهای منتشرشده، حداقلی و مبتنی بر دادههای راستیآزماییشده است و با توجه به شرایط موجود، احتمال افزایش قابلتوجه این ارقام وجود دارد.
اعتراضات سراسری ایران از ۲۸ دسامبر آغاز شده و امروز (۲۲ دیماه) شانزدهمین روز خود را سپری میکند. از روز سیزدهم اعتراضات، حکومت ایران با اعمال قطع گسترده اینترنت و ارتباطات، عملاً کشور را در وضعیت خاموشی اطلاعاتی قرار داده است.
در این بستر، افزایش محسوس آمار جانباختگان، تداوم بازداشتهای گسترده، انتشار اعترافات اجباری و اکنون تجمع خانوادههای جانباختگان در بهشتزهرای تهران، تصویری نگرانکننده از تشدید سرکوب و همزمان تداوم مقاومت مدنی و دادخواهی ترسیم میکند.
............................
خبرگزاری رویترز، به نقل از یک مقام جمهوری اسلامی نوشت : « حدود ۲ هزار نفر در ناآرامیها کشته شدهاند»
خبرگزاری رویترز گزارش داد یک مقام ایرانی روز سهشنبه ۱۳ ژانویه ۲۰۲٦ ( ٢٣ دیماه ١٤٠٤ ) به این خبرگزاری گفته است حدود ۲ هزار نفر، از جمله نیروهای امنیتی، در جریان دو هفته ناآرامی و اعتراضات سراسری در ایران کشته شدهاند. به نوشته رویترز، نخستین بار است مقامهای جمهوری اسلامی بهطور ضمنی از چنین سطح بالایی از تلفات در سرکوب اعتراضات اذعان میکنند. این مقام که نامش را اعلام نکرده، مسئولیت حکومت در این کشتارها را نپذیرفته و بدون ارائه تفکیک قربانیان، مدعی شده افرادی که او آنان را «تروریست» خوانده، عامل مرگ هم معترضان و هم نیروهای امنیتی بودهاند.
این اعتراضات از ۲۸ دسامبر ۲۰۲۵ و در واکنش به شرایط وخیم اقتصادی و سقوط ارزش پول ملی آغاز شد، اما به سرعت از مطالبات معیشتی فراتر رفت و به تظاهرات گستردهتری تبدیل شد که در آن شعارهای صریح علیه کل ساختار حاکمیت مذهبی شنیده میشود. رویترز این موج را «بزرگترین چالش داخلی» برای حاکمان جمهوری اسلامی دستکم در سه سال گذشته توصیف کرده و نوشته است این بحران در زمانی رخ داده که فشارهای بینالمللی نیز پس از حملات اسرائیل و آمریکا در سال گذشته افزایش یافته است.
همزمان با تشدید بحران داخلی، فشارهای خارجی نیز وارد مرحله تازهای شده است. رویترز یادآوری میکند دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، دوشنبهشب اعلام کرد هر کشوری با ایران تجارت کند، با تعرفه ۲۵ درصدی بر واردات به آمریکا مواجه خواهد شد؛ اقدامی که میتواند بهطور مستقیم شرکای اصلی تجاری ایران را هدف قرار دهد. ترامپ همچنین گفته است «اقدام نظامی بیشتر» نیز از گزینههایی است که برای «مجازات ایران» به دلیل برخورد با اعتراضات بررسی میکند. او اوایل ماه جاری نیز با لحنی تهدیدآمیز گفته بود «آمادهایم». تهران تا زمان انتشار گزارش، واکنش رسمی علنی به تهدید تعرفهای ترامپ نشان نداده، اما چین سریعاً این رویکرد را نکوهش کرده است. رویترز مینویسد ایران که سالها زیر تحریمهای سنگین آمریکا قرار داشته، بخش بزرگی از نفت خود را به چین صادر میکند و در کنار آن، ترکیه، عراق، امارات متحده عربی و هند نیز در میان شرکای مهم تجاری ایران قرار دارند.
در اروپا نیز اظهارنظرهای سیاسی تندتری مطرح شده است. فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، در بحبوحه گسترش اعتراضات گفت تصور میکند «روزها و هفتههای پایانی» این حکومت در جریان است و افزود اگر رژیمی فقط با خشونت بتواند در قدرت بماند، «عملاً به پایان خود رسیده است». مرتس توضیح نداده این ارزیابی بر چه داده یا ارزیابیهایی تکیه دارد. عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، اظهارات مرتس را رد کرد و با متهم کردن برلین به «استانداردهای دوگانه» گفت او «هر ذرهای از اعتبار» خود را از میان برده است. با این حال، رویترز تأکید میکند که با وجود اعتراضات سراسری و فشار خارجی چندساله، هنوز نشانهای از شکاف در میان هسته سخت امنیتی جمهوری اسلامی دیده نمیشود؛ شکافی که بتواند به پایان نظامی منجر شود که از انقلاب ۱۹۷۹ بر سر کار است.
رویکرد حکومت در مواجهه با اعتراضات، طبق روایت رویترز، دوگانه بوده است: از یک سو اعتراضات ناشی از مشکلات اقتصادی «مشروع» خوانده میشود و از سوی دیگر سرکوب امنیتی شدید ادامه دارد. فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، روز سهشنبه گفت دولت نیروهای امنیتی و معترضان را «فرزندان خود» میبیند و «تا حد توان» تلاش کرده و خواهد کرد «صدای آنان را بشنود»، حتی اگر به گفته او برخی بخواهند این اعتراضات را «ربایش» کنند. در همین چارچوب، مقامها آمریکا و اسرائیل را نیز به «شعلهور کردن ناآرامیها» متهم کردهاند و گفتهاند افراد ناشناسِ «تروریست» اعتراضات را به دست گرفتهاند.
یکی از محورهای اصلی این بحران، تاریک شدن فضای اطلاعرسانی است. محدودیتهای ارتباطی و قطع اینترنت در روزهای اخیر، جریان خبر و امکان راستیآزمایی مستقل را بهشدت دشوار کرده است. دفتر حقوق بشر سازمان ملل روز سهشنبه اعلام کرد خدمات تلفنی دوباره برقرار شده، اما ارتباط اینترنتی ایران همچنان «ناهموار و تکهتکه» است. رویترز میگوید ویدئوهای درگیریهای شبانه در یک هفته گذشته ـ که برخی از آنها را راستیآزمایی کرده ـ صحنههایی از مواجهه خشونتبار با تیراندازی و آتشسوزی خودروها و ساختمانها را نشان میدهد.
در نبود آمار رسمی و شفاف، ارقام نهادهای حقوق بشری همچنان مبنای اصلی گزارشهاست، اما خود رویترز تأکید میکند امکان تأیید مستقل این ارقام را ندارد. به نوشته این خبرگزاری، «هرانا» (خبرگزاری فعالان حقوق بشر) اعلام کرده است تا اواخر دوشنبه ۱۰ هزار و ۷۲۱ نفر بازداشت شدهاند. گروههای حقوق بشری میگویند صدها نفر از کشتهشدگان را با نام شناسایی کردهاند و در مقابل، گروههای مخالفِ خارج از کشور ادعا کردهاند تلفات واقعی بسیار بالاتر از رقم ۲ هزار نفری است که مقام ایرانی به رویترز گفته است. هرانا همچنین گزارش داده روز دوشنبه از گورستان «بهشت زهرا» در تهران گزارشها و ویدئوهایی دریافت کرده که نشان میدهد خانوادههای قربانیان بر سر مزارها گرد آمده و شعارهای اعتراضی سر دادهاند.
در کنار تهدید و فشار، کانالهای گفتوگو نیز ـ دستکم در سطح اعلامی ـ باز نگه داشته شده است. مقامهای ایرانی روز دوشنبه گفته بودند ارتباط با واشنگتن را قطع نکردهاند و مهاجرانی نیز سهشنبه گفت «وظیفه گفتوگو» دارند و «حتماً» آن را دنبال خواهند کرد. در واشنگتن، کارولاین لیویت، سخنگوی کاخ سفید، دوشنبه گفته بود حملات هوایی یکی از گزینههای متعدد پیشِ روست، اما «دیپلماسی همیشه گزینه اول رئیسجمهور» است و افزوده بود پیامهای خصوصیِ دریافتی دولت آمریکا با مواضع علنی تهران «متفاوت» است و ترامپ علاقه دارد آن پیامها را بررسی کند. عباس عراقچی هم گفته تهران در حال بررسی پیشنهادهای واشنگتن است، اما این ایدهها را «ناسازگار» با تهدیدهای آمریکا دانسته و افزوده است ارتباط میان او و استیو ویتکاف، نماینده ویژه آمریکا، پیش و پس از آغاز اعتراضات ادامه داشته و همچنان برقرار است؛ موضوعی که او در گفتوگو با الجزیره مطرح کرده است.
اعلام «حدود ۲ هزار کشته» از سوی یک مقام ایرانی، در صورتی که به موضع رسمی تبدیل شود، میتواند نقطه عطفی در روایت رسمی جمهوری اسلامی از بحران باشد؛ بحرانی که اکنون هم در خیابانهای ایران جریان دارد و هم در سطح بینالمللی به میدان فشار اقتصادی، تهدید نظامی و سناریوهای دیپلماتیک کشیده شده است.
.............................
اومانیته نوشت : « زیر سایه سرکوب خونین؛ مردم چیزی برای از دست دادن ندارند»
روزنامه اومانیته در گزارشی از ایران مینویسد اعتراضاتی که از ۲۸ دسامبر ۲۰۲۵ با تجمعها و اعتصابهایی در بازار تهران و در اعتراض به فروپاشی وضعیت اقتصادی آغاز شد، پس از دو هفته نهتنها فروکش نکرده، بلکه به جنبشی فراگیرتر و سراسریتر بدل شده است؛ جنبشی که این بار همزمان «ورشکستگی اقتصادی» و «بنبست سیاسی» را نشانه گرفته و در برابر آن، حاکمیت به جای پاسخگویی، مسیر سرکوب را با شدت بیشتری در پیش گرفته است. اومانیته تأکید میکند روزهای پیشِ رو برای سرنوشت این حرکت و برای خودِ ایران «تعیینکننده» خواهد بود.
در روایت این گزارش، جرقه اولیه اعتراضها با سقوط ارزش پول ملی در برابر دلار و جهش تورم همراه بوده است؛ تورمی که به نوشته اومانیته به حدود ۴۰ درصد رسیده و همزمان «آستانه فقر» نیز تا همین حدود بالا آمده است. اما آنچه در خیابان رخ داده، به سرعت از اعتراض صرفاً اقتصادی عبور کرده و لایههای تازهای یافته است: دامنه جمعیت معترض گستردهتر شده، جغرافیای اعتراضها به سراسر کشور کشیده شده و خواستها نیز از مطالبههای معیشتی به پرسشهای بنیادی درباره مناسبات قدرت، مسئولیت حکومت و امکان تغییر سیاسی رسیده است.
اومانیته مینویسد در روزهای نخست، مقامها کوشیدند لحن آرامتری نشان دهند. مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، ۳۰ دسامبر گفته بود از وزیر کشور خواسته «مطالبات مشروع معترضان» را با گفتوگو و از مسیر نمایندگان آنان بشنود تا دولت بتواند «مسئولانه» برای حل مشکلات اقدام کند. اما به فاصله کوتاهی، آنگونه که اومانیته شرح میدهد، «ماشین سرکوب» که از پیش به حرکت افتاده بود، با تمام توان وارد میدان شد و جای هر پاسخ مثبت به خواستهای عمومی را «اجبار خونین» گرفت.
گزارش با نقلقولهایی از داخل کشور، تصویری از هراس و خشونت شبانه ارائه میدهد. یک شهروند ایرانی که اومانیته با او تماس تلفنی گرفته و نامش را برای امنیتش فاش نمیکند، از «وضعیتی وحشتناک» سخن میگوید: «کشتارهایی در جریان است. با تاریک شدن هوا صدای تیراندازیهای ممتد شنیده میشود. نیروهای مسلح همهجا هستند. از ترس اینکه هدف قرار بگیریم، جرأت خروج یا تجمع نداریم.» او همچنین از بیمارستانی میگوید که «خلوت نمیشود» و «کشتهها و مجروحان مدام میرسند». اومانیته در همین چارچوب اشاره میکند که در برخی مناطق، از جمله استان کرمانشاه که در گزارش به عنوان استانی با اکثریت کُردِ شیعه توصیف شده، سازماندهی تجمعها دشوارتر شده و حضور نیروهای مسلح پررنگتر است.
در بخش آماری، اومانیته به برآورد خبرگزاری هرانا استناد میکند و مینویسد شمار کشتهشدگان در دو هفته اعتراضات دستکم به ۵۷۲ نفر رسیده است؛ شامل ۵۰۳ معترض و ۶۹ نفر از نیروهای امنیتی. طبق همین منبع، بیش از ۱۰ هزار و ۶۰۰ نفر نیز بازداشت شدهاند. با این حال، گزارش یادآوری میکند که این ارقام ممکن است کمتر از واقعیت باشد. اومانیته در این زمینه به ویدئویی اشاره میکند که در اینترنت دستبهدست میشود و «دهها جسد» را در سردخانهای در حاشیه تهران نشان میدهد. به نوشته این روزنامه، منابع نزدیک به محل و نیز هرانا گفتهاند تصاویر احتمالاً در «مرکز پزشکی قانونی کهریزک» ضبط شده است؛ جایی که افراد در میان کیسههای جسد در یک سالن بزرگ حرکت میکنند و میکوشند پیکرها را شناسایی کنند.
اومانیته سپس این پرسش را طرح میکند که این حرکت تازه را باید در تداوم کدام مسیر اعتراضی در ایران فهمید: آیا بازگشتِ نوعی «جنبش سبز» ۲۰۰۹ است که در اعتراض به نتایج انتخابات شکل گرفت؟ یا ادامه اعتراضات ۲۰۱۷–۲۰۱۸ و ۲۰۱۸–۲۰۱۹ که بخشهایی از طبقات فرودست با مطالبات عدالت اجتماعی به میدان آمدند؟ یا امتداد خیزش «زن، زندگی، آزادی» در پاییز ۲۰۲۲ که با نقش پررنگ نسل جوان، بهویژه زنان، علیه کنترل اجتماعی و حکمرانی مداخلهگرانه شکل گرفت؟ پاسخ گزارش، تکیه بر ویژگیهای «ترکیبی» و «همگرا»ی وضعیت امروز است.
دیوید ریگووله-روز، پژوهشگر یک نهاد تحلیل راهبردی در فرانسه، به اومانیته میگوید آنچه اکنون رخ میدهد «در شکل و شیوهها بیسابقه» است، زیرا عناصر پراکنده گذشته این بار در نقطهای واحد به هم رسیدهاند: گسترش جغرافیایی جنبش، حضور همزمان نسلهای مختلف و نیز پیوند خوردن گروههای اجتماعی متفاوت. آزاده کیان، جامعهشناس فرانسوی-ایرانی و مدیر مرکز مطالعات زنان در دانشگاه پاریس-سیته، این ویژگی را چنین توضیح میدهد که جنبش فعلی هم مطالبات اقتصادی دارد و هم سیاسی؛ یعنی از تغییر ساختار اقتصادی سخن میگوید، اما این تغییر را بدون تغییر سیاسی ممکن نمیبیند و همین، به نظر او «وجه بیسابقه» حرکت را میسازد. سمیه رستمپور، جامعهشناس حوزه جنبشهای اجتماعی که بر کردستان، ترکیه و ایران نیز کار کرده، میگوید این جنبش از یک سو تداوم اعتراضات قبلی است و از سوی دیگر گسست؛ زیرا سطح خشم عمومی و میزان مدارا با حکومت تغییر کرده و «امروز مردم چیزی برای از دست دادن ندارند». او نشانه این تغییر را در پیوستن گروههایی میبیند که در ۲۰۲۲ کمتر در خیابان بودند؛ از جمله زنانی محجبه و سالمندان که کنار جوانانی میایستند که شعار «مرگ بر خامنهای» سر میدهند.
به نوشته اومانیته، هشدارهای امنیتی نیز اثر بازدارنده قطعی نداشته است. پلیس در تهران پیامکی برای شهروندان فرستاده و با اشاره به «گروههای تروریستی و افراد مسلح» در برخی تجمعها، از خانوادهها خواسته مراقب فرزندان و نوجوانان باشند و همزمان بر «عدمِ تحملِ هرگونه امتیازدهی» و برخورد با «آشوبگران» تأکید کرده است. ریگووله-روز در واکنش به چنین رویکردی میگوید وقتی دولتی نتواند نیازهای ابتدایی مردم، از جمله «غذا» را تأمین کند، بقای خود را در خطر میبیند و همین، «خشونتِ سرکوب» را توضیح میدهد.
اومانیته در ادامه به مسئلهای میپردازد که میتواند مسیر آینده جنبش را تعیین کند: سازمانیافتگی و رهبری. این گزارش مینویسد برخلاف انقلاب ۱۹۷۹، حرکت امروز فاقد سازمان و رهبری مشخص است؛ نیروهای مترقی در اقلیتاند، چهرههای پرطرفدار در زنداناند و هیچ شخصیت واحدی که بتواند طیفهای مختلف را نمایندگی کند، برجسته نشده است. در چنین خلأیی، سلطنتطلبان میکوشند رضا پهلوی، پسر آخرین شاه ایران، را بهعنوان «وارث» و چهره اصلی معرفی کنند؛ اما به گفته کارشناسانی که اومانیته با آنان گفتوگو کرده، او «اجماعساز» نیست و در ایران اکثریت ندارد. آزاده کیان نیز تأکید میکند در کشوری که بخش بزرگی از جمعیت را اقلیتهای قومی و مذهبی تشکیل میدهند، باید در سنجش «نمایندگی» بسیار محتاط بود. رستمپور یادآوری میکند بسیاری از این اقلیتها نهتنها نام رضا پهلوی را صدا نمیزنند، بلکه بازگشت سلطنت را هم نمیخواهند، زیرا در دوره شاه بهشدت سرکوب میشدند. او همچنین میگوید پهلوی در نگاه بخشی از جامعه، چهرهای است که میخواهد با کمک ترامپ و نتانیاهو بازگردد؛ و در شرایطی که حکومت تقریباً همه اشکال اپوزیسیون داخلی را منهدم کرده، برخی پس از چندین خیزش پرهزینه و خونین به این جمعبندی میرسند که «تغییر باید از بیرون» و با یک نیروی سازمانیافته رخ دهد و در این زمین خالی، فقط سلطنتطلبان را بهعنوان نیروی آماده میبینند.
گزارش اومانیته سپس به «مانعِ نفوذ خارجی» میپردازد؛ موضوعی که هم در روایت رسمی حکومت بهعنوان ابزار بیاعتبارسازی اعتراضها مطرح میشود و هم در میدان واقعی سیاست بینالملل، میتواند آینده بحران را پیچیدهتر کند. این روزنامه اشاره میکند دونالد ترامپ گفته ایران پس از آنکه به دلیل سرکوب معترضان تهدید به حمله کرده بود، خواهان مذاکره با واشینگتن شده است. آزاده کیان یکی از سناریوهای محتمل را این میداند که ترامپ برای کمهزینهتر جلوه دادن مسیر خود، بکوشد با «جناحهای میانهروتر» درون حکومت به توافق برسد. ریگووله-روز در عین حال معتقد است «رژیم در شکل فعلی محکوم است»، اما هشدار میدهد ترامپ با وجود لحن جنگی، تصمیم را به تعویق میاندازد چون میداند هر اقدام عملی میتواند پیامدهای سنگین و پیشبینیناپذیر داشته باشد و «ایران، ونزوئلا نیست» و شرایط با آن قابل قیاس نیست.
اومانیته اعتراضات جاری را نقطهای میبیند که در آن خشم اقتصادی و مطالبه سیاسی به هم گره خورده، دامنه اجتماعی جنبش گسترده شده، سرکوب به ابزار اصلی حکومت بدل شده و در عین حال، نبودِ رهبری و خطرِ مصادره یا اثرگذاری خارجی، آینده را مبهم کرده است. به همین دلیل، این روزنامه نتیجه میگیرد که روزهای پیش رو—هم از نظر تداوم حضور خیابانی و هم از نظر شدت سرکوب و شکلگیری یا عدم شکلگیری یک افق سیاسی—برای ایران «سرنوشتساز» خواهد بود.
...........................
ترامپ اعلام کرد : « میهنپرستان ایرانی ! به اعتراض ادامه دهید، کمک در راه است !»
دونالد ترامپ با خطاب قرار دادن معترضان ایرانی از آنها خواست که به اعتراضشان ادامه دهند.
او در پیامی که عصر سهشنبه در شبکه اجتماعی خود، تروثسوشیال همرسان کرد نوشت: «میهنپرستان ایرانی، به اعتراض ادامه دهید، نهادهای (کشور) خود را در دست بگیرید!!! نام قاتلان و آزاردهندگان را ثبت کنید. آنها بهای سنگینی خواهند پرداخت.»
وی همچنین نوشته است: «من همه دیدارها با مقامات ایرانی را لغو کردهام تا زمانی که کشتار بیمعنای معترضان متوقف شود. کمک در راه است.»
ترامپ در پایان پیام کوتاه خود نوشته است MIGA، یعنی «عظمت را به ایران بازگردانیم»، جملهای انگلیسی که معادل شعار دونالد ترامپ MAGA به معنی « عظمت را به آمریکا بازگردانیم» است.
............................
ترامپ هشدار داد : « کشورهایی که با ایران معامله کنند با تعرفه ۲۵ درصدی در تجارت با آمریکا روبهرو میشوند»
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، اعلام کرده هر کشوری که «با جمهوری اسلامی ایران کسبوکار کند»، از این پس باید بابت «هرگونه تجارت با ایالات متحده» تعرفه ۲۵ درصدی بپردازد. ترامپ این تصمیم را در پیامی در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» اعلام کرد و نوشت این دستور «نهایی و قطعی» است، بیآنکه جزئیات بیشتری درباره دامنه دقیق اجرا ارائه کند. این تهدید اقتصادی در حالی مطرح میشود که دولت آمریکا همزمان در حال بررسی واکنشهای سختگیرانهتر به وضعیت ایران و اعتراضات سراسری جاری است.
طبق توضیح خبرگزاری رویترز، تعرفهها در عمل توسط واردکنندگان آمریکاییِ کالا از کشورِ هدف پرداخت میشود؛ یعنی اگر این سیاست اجرا شود، شرکتهای آمریکایی که از کشورهایی با روابط تجاری با ایران واردات دارند، باید هزینه تعرفه را بپردازند و این میتواند به افزایش قیمتها در زنجیره واردات بینجامد. با این حال، تا زمان انتشار گزارشها، هیچ سند رسمی یا دستور اجرایی مرتبط در وبسایت کاخ سفید منتشر نشده و مشخص نیست ترامپ برای اعمال چنین تعرفهای از چه مبنای حقوقی استفاده خواهد کرد یا آیا این اقدام همه شرکای تجاری ایران را در بر میگیرد یا فقط بخشی از آنها را هدف میگیرد.
در واکنش به این موضعگیری، سفارت چین در واشنگتن اعلام کرد با «تحریمهای یکجانبه غیرقانونی» و «صلاحیتخواهی فرامرزی» مخالف است و تأکید کرد «جنگ تعرفهای و جنگ تجاری برندهای ندارد» و فشار و اجبار راهحل مشکلات نیست. همزمان ژاپن و کرهجنوبی نیز گفتهاند تحولات را از نزدیک رصد میکنند و منتظر روشن شدن جزئیات اقدام آمریکا خواهند ماند. در گزارش دیگری، رویترز به این نکته اشاره کرده که ایران در سال ۲۰۲۲ با ۱٤۷ شریک تجاری دادوستد داشته و شرکای مهمی مانند چین، امارات متحده عربی، ترکیه، عراق، هند و حتی آلمان در میان طرفهای تجاری آن دیده میشوند؛ موضوعی که میتواند دامنه اثرگذاری تهدید تعرفهای آمریکا را فراتر از منطقه خاورمیانه ببرد.
این فشار تازه واشنگتن در بستری شکل میگیرد که ایران با بزرگترین موج اعتراضات ضدحکومتی سالهای اخیر روبهروست. بنا بر گزارشها، اعتراضات از شکایتهای اقتصادی و بحران معیشت آغاز شد و سپس به شعارهای صریح علیه ساختار حاکم گسترش یافت. در همین حال، ارزیابی شمار قربانیان و بازداشتشدگان بهدلیل قطع گسترده اینترنت و اختلال ارتباطات دشوارتر شده است. خبرگزاری آسوشیتدپرس گزارش داده که پس از روزها محدودیت، از صبح سهشنبه امکان برقراری تماس خارجی با تلفن همراه برای برخی در ایران فراهم شده، اما اینترنت و پیامک همچنان بهشدت محدود است.
درباره تلفات، روایتها و برآوردهای نهادهای مختلف حقوق بشری متفاوت است: گزارش گاردین به نقل از سازمان «حقوق بشر ایران» مستقر در نروژ از دستکم ٦٤۸ کشته در جریان اعتراضات خبر داده، در حالی که رویترز از قول «هرانا» (خبرگزاری فعالان حقوق بشر) از حدود ۵۹۹ کشتهِ تأییدشده سخن گفته و نیز در گزارشی جداگانه، رقم بازداشتها را «بیش از ۱۰٬۶۰۰ نفر» ذکر کرده است؛ دولت ایران هنوز آمار کلی تلفات را اعلام نکرده است.
کاخ سفید همزمان با تشدید فشار اقتصادی، گزینههای دیگر را نیز «روی میز» نگه داشته است. کارولین لیویت، سخنگوی کاخ سفید، گفته حملات هوایی میتواند یکی از «گزینههای متعدد» باشد، اما «دیپلماسی همواره گزینه اول رئیسجمهور» است و همچنین مدعی شده پیامهای خصوصی تهران با مواضع علنی آن تفاوت دارد. در همین چارچوب، مقامهای ایرانی نیز گفتهاند کانالهای ارتباطی با واشنگتن را باز نگه میدارند. در داخل آمریکا نیز سیاست تعرفهای ترامپ زیر فشار حقوقی قرار دارد و همزمان بحثها درباره حدود اختیار دولت برای اعمال تعرفههای گسترده در دیوان عالی آمریکا جریان دارد.
در کنار این تحولات، منابع خبری از کاهش بخشی از کارکنان سفارت فرانسه در تهران خبر دادهاند؛ اقدامی که نشانهای از بالا رفتن نگرانیهای امنیتی در فضای دیپلماتیک ارزیابی میشود.
.............................
تهدید ترامپ تغییر کرد و گفت : « اگر جمهوری اسلامی معترضان را اعدام کند، آمریکا دست به اقدامی بسیار جدی خواهد زد»
دونالد ترامپ میگوید اگر جمهوری اسلامی، اعدام (دار زدن) معترضان را آغاز کند، آمریکا «دست به اقدام بسیار جدیای» خواهد زد.
رئیسجمهور ایالات متحده در حاشیه سفر خود به دیترویت و در گفتوگویی کوتاه با شبکه سیبیاِس، بدون اشاره به جزئیات این موضوع را اعلام کرد.
دونالد ترامپ تأکید کرد که : «هنوز چیزی از دار زدن معترضان نشنیده است؛ اما اگر کسی را اعدام کنند، خواهید دید چه میشود....در چنین شرایطی اقدام بسیار جدیای خواهیم کرد».
از سوی دیگر رئیسجمهور آمریکا در سخنرانیاش در مجمع اقتصاد دیترویت، در اشارهای کوتاه به اعتراضات ایران گفت «آمارهای متفاوتی از تعداد کشتهها دریافت کرده ام، اما ارقام اهمیتی ندارد؛ چراکه حتی کشتهشدن یک نفر هم، غیر قابل قبول است».
.............................
بلومبرگ از مجانیشدن سرویس اینترنت استارلینک برای ایران و به درخواست ترامپ خبر داد
در پی گفتوگوی دونالد ترامپ با ایلان ماسک، پوشش اینترنت ماهوارهای استارلینک برای ایران مجانی شد.
طی روزهای اخیر و بهدنبال قطع کامل اینترنت در ایران از سوی جمهوری اسلامی، اینترنت استارلینک یکی از معدود راههای ارتباطی ایرانیان با خارج از کشور بوده است.
بهرغم وجود دهها هزار ترمینال و دیش استارلینک در ایران، نحوه پرداخت هزینه اشتراک این سرویس از مشکلات جدی کاربران بوده؛ هرچند طی روزهای اخیر، گزارشهایی از ایجاد اختلال جدی در سیگنالهای استارلینک منتشر شده است.
..............................
رایزنی مقامهای قطر و ترکیه با وزیر خارجه جمهوری اسلامی
نخستوزیر قطر در تماسی تلفنی با یک مقام ارشد ایرانی، حمایت دوحه از «کاهش تنشها» را اعلام کرد. در بیانیه نخستوزیری قطر به نام یا عنوان این مقام ایرانی اشاره نشده است.
هاکان فیدان وزیر خارجه ترکیه هم در تماس با عباس عراقچی همتای ایرانیاش، درباره تازهترین تحولات مربوط به ایران رایزنی کرد.
طی روزهای گذشته، وزیر خارجه عمان هم در سفری کوتاه به تهران، با عباس عراقچی دیدار و گفتوگو کرده بود.
عمان در طول دهههای اخیر بارها بهعنوان میانجی سنتی میان تهران و واشینگتن عمل کرده بوده است؛ نقشی که در چند سال گذشته از سوی دوحه هم ایفا شده است.
.............................
استیو ویتکاف محرمانه با شاهزاده رضا پهلوی دیدار و گفتوگوکرد
باراک راوید، خبرنگار اکسیوس، بعدازظهر سهشنبه ۲۳ دی خبر داد که استیو ویتکاف، نمایندهٔ ویژهٔ دونالد ترامپ، با شاهزاده رضا پهلوی، ولیعهد پیشین ایران، «محرمانه» دیدار و گفتوگو کرده است.
او به نقل از یک «مقام ارشد آمریکایی» که نامش فاش نشده است، نوشته که محور این دیدار و گفتوگو، اعتراضات گسترده در ایران بوده است.
مقامات آمریکا هنوز بهطور رسمی این خبر را تأیید نکردهاند.
اکسیوس میگوید این نخستین دیدار در سطح بالا میان اپوزیسیون ایران و دولت ترامپ از زمان آغاز اعتراضات ایران در روز هفتم دی است.
به نوشته این سایت، شاهزاده رضا پهلوی در تلاش است خود را در موقعیتی قرار دهد که اگر رژیم سقوط کرد، بهعنوان رهبر «دوران گذار» وارد عمل شود.
آقای ویتکاف پیشتر نمایندهٔ ترامپ در مذاکرات هستهای با نمایندگان جمهوری اسلامی بود.
کارولین لیویت، سخنگوی مطبوعاتی کاخ سفید، به خبرنگاران گفت تیم امنیت ملی کاخ سفید صبح سهشنبه جلسهای دربارهٔ گزینههای پاسخ به اعتراضات برگزار کرد. رئیسجمهور ترامپ در این جلسه حضور نداشت.
شاهزاده رضا پهلوی سرشناسترین چهره مخالف جمهوری اسلامی است که پنجشنبه و جمعهٔ گذشته فراخوانهایی برای تجمع معترضان در ایران داده بود که بر اساس گزارشها و ویدئوهای منتشر شده، جمعیت زیادی در آنها شرکت کردند و علیه مقامهای جمهوری اسلامی و سیاستهای آنها شعار دادند.
در همین تجمعات بود که نیروهای نظامی و انتظامی جمهوری اسلامی دست به کشتار گسترده معترضان زدند که به گفتهٔ سازمانهای حقوق بشری، صدها نفر را شامل میشود. با این حال، آمار واقعی بسیار بیشتر از این ارزیابی میشود.
..................................