در مراسم سالگرد بکتاش آبتین، یک تن از اعضای کانون نویسندگان ایران و یکی از حاضران بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شدن
جمعه 19 دیماه
...................
در مراسم سالگرد بکتاش آبتین، یک تن از اعضای کانون نویسندگان ایران و یکی از حاضران بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شدند.
نیروهای امنیتی یوسف انصاری، نویسنده و عضو هیئت دبیران کانون نویسندگان ایران را که در بخشی از این مراسم بیانیهی کانون را خوانده بود، دقایقی پس از اتمام مراسم و هنگام خروج از امامزاده عبدالله بازداشت کردند. دقایقی پس از آن مصطفی خسروی بابادی نیز که شعری از بکتاش آبتین را خوانده بود، در امامزاده عبدالله بازداشت شد.
تا این لحظه از نهاد بازداشتکننده و محل نگهداری انصاری و خسروی اطلاعی در دست نیست.
شورای هماهنگی فرهنگیان: دستگیری 113 دانش آموز کودک در استانهای مختلف کشور
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان در گزارشی اسامی ۱۱۳ دانشآموز بازداشتی تا تاریخ ۱۶ دی، در استانهای مختلف را منتشر کرده است.
طبق این گزارش بیشترین بازداشتها به ترتیب در استان کهگیلویه و بویراحمد، ایلام، خراسان، خوزستان، کردستان، لرستان و تهران بوده است. بیشترین بازداشتها به تفکیک سنی شامل کودکان ۱۶ و ۱۷ ساله بوده است.
این نهاد صنفی تأکید کرده است که به دلیل قطعی یا اختلال گسترده اینترنت در برخی مناطق، فشارهای امنیتی بر خانوادهها برای سکوت، تهدید به عدم اطلاعرسانی و فقدان شفافیت نهادهای رسمی، شمار واقعی دانشآموزان بازداشتشده بهمراتب بیش از آمارهای ثبتشده است.
گفتگو با ایلان برمن؛ گروههای مخالف حکومت نتوانستهاند نشان دهند که حمایت کافی در داخل ایران دارند
در حالیکه اعتراضات در شهرهای مختلف ایران رو به گسترش است، پرسشهایی درباره رویکرد آمریکا در قبال تحولات کشور مطرح است.
برای یافتن پاسخ این پرسشها و درک بهتر رویکرد دولت آمریکا درباره اتفاقات ایران؛ یورو نیوز گفتگویی با ایلان برمن، نایب رئيس انجمن سیاست خارجی آمریکایی انجام داده است، که به بخشی از آن اشاره می کنیم.
آقای برمن که از منتقدان جدی جمهوری اسلامی بوده و همواره بر لزوم حمایت از مخالفان حکومت ایران تاکید دارد میگوید که آمریکا طرح مشخصی برای حمایت از معترضان در ایران ندارد.
او همچنین نبود اتحاد میان گروههای مخالف حکومت ایران را یکی از دلایل سردرگمی ایالات متحده میداند و میگوید هیچیک از گروههای مخالف حکومت ایران نتوانستهاند نشان دهند که به میزان حمایت کافی در داخل ایران برای مقابله با جمهوری اسلامی برخوردارند.
آقای برمن همچنین اضافه میکند که هرچند معترضان در ایران میدانند که چه نمیخواهند اما طرح مشخصی برای آینده خود بعد از جمهوری اسلامی ندارند؛ اتفاقی که به گفته او بخت پیروزی در مقابل جمهوری اسلامی را کاهش میدهد.
= آیا دولت ترامپ اصلا برنامهای برای برخورد با آنچه در ایران میگذرد دارد؟ به نظر شما اساسا استراتژی مشخصی در کار است؟
فکر نمیکنم، دستکم نه در حال حاضر. به نظر من کاملا روشن است که رئیسجمهور ترامپ ذاتا طرفدار تغییر رژیم نیست، هرچند توییتهای اخیر او اینطور القا میکند که شاید این موضوع در حال تغییر باشد. اما برداشت کلی این است که رئیسجمهور در حال تلاش برای کاهش تنش است. یعنی او خطوط قرمزی تعیین میکند که اگر از آنها عبور شود، احساس میکند مجبور به اقدام خواهد بود، اما این با اینکه صرفا بگوید رژیم باید تغییر کند، تفاوت زیادی دارد.
اگر جای مقامات ایرانی در تهران باشید، قطعا نگران میشوید، اما همزمان به احتمال زیاد مسیری هم برای عبور از این وضعیت میبینید؛ به شرطی که رفتار خود را تنظیم کنند، به شرطی که بتوانند سازوکارهای اعمال زور خود را کنترل کنند و سرکوب اعتراضات را به شکلی انجام دهند که واکنش آمریکا را تحریک نکند. در حال حاضر، هیچ استراتژی مشخصی برای تغییر رژیم در واشینگتن وجود ندارد و اساسا تمایلی هم به آن دیده نمیشود.
= اما توییتهای ترامپ را چطور باید فهمید؟ مثلا اگر جمهوری اسلامی دوباره معترضان را بکشد، آیا ترامپ به حمله نظامی علیه ایران فکر میکند؟ و اگر چنین باشد، چه نوع حملهای؟ چیزی شبیه ونزوئلا یا اعزام نیرو مانند افغانستان و عراق؟ آیا چیزی درباره این سناریوها میدانیم؟
واقعیت این است که ما خیلی کمتر از آنچه باید، میدانیم. اما تجربه ونزوئلا در روزهای اخیر بسیار آموزنده است. این تجربه مهم است، چون یکی از پایههای حمایت بینالمللی از جمهوری اسلامی را تضعیف کرده است. در عین حال، میتواند الگویی باشد برای اینکه دولت آمریکا ممکن است در قبال ایران چگونه عمل کند. با این حال، ایران ونزوئلا نیست.هرچند آنچه در ونزوئلا اتفاق افتاد، میتواند الگویی باشد برای اینکه دولت آمریکا ممکن است در قبال ایران چگونه عمل کند. با این حال، ایران ونزوئلا نیست. ایران بسیار دورتر، بسیار بزرگتر است و بسیار پیچیدهتر است. علاوه بر این، ایران چیزی بسیار مستحکمتر از آنچه اکنون در ونزوئلا میبینیم، در اختیار دارد. در ونزوئلا، مرحله بعدی دخالت آمریکا تمرکز بر "دولت پنهان" است؛ ساختاری که مادورو و پیش از او چاوز بنا کردند و هنوز پابرجاست و اینکه آیا این ساختار حاضر است همراهی کند یا نه.
چنین ساختاری در ایران به شکل بسیار قویتری وجود دارد. بنابراین مسئله فقط مداخله نظامی آمریکا نیست. ایالات متحده باید برنامهای داشته باشد که نه فقط با نخبگان روحانی، بلکه با سپاه پاسداران هم چگونه برخورد کند. و این دقیقا انگیزهای ایجاد میکند برای رئیسجمهور که کاری را که الان انجام میدهد ادامه دهد؛ یعنی تهدید رژیم، به امید اینکه رژیم رفتار خود را تعدیل کند تا آمریکا مجبور به اقدام نشود
= اما آیا اسرائیل نمیتواند طرحی شبیه جنگ دوازدهروزه ارائه دهد و آمریکا را قانع کند که نقش فعالتری در تحولات ایران ایفا کند؟
نه، نه، نه. فکر میکنم این برداشت درست نیست. تجربه جنگ دوازدهروزه کاملا نشان داد که تغییر رژیم نه در دستور کار واشینگتن بود و نه در دستور کار اورشلیم. تمرکز اسرائیل بر برنامه هستهای ایران و برنامه موشکهای بالستیک ایران بود.
کاری که انجام دادند این بود که با هدف قرار دادن ابزارهای سرکوب، در را کمی برای اپوزیسیون باز کردند. اسرائیلیها از ابتدا گفتهاند که خواهان تغییر در ایران هستند و معتقدند این تغییر اجتنابناپذیر است، اما قرار نیست خودشان محرک اصلی این تغییر باشند. و فکر نمیکنم بخواهند آمریکا را هم به این سمت سوق دهند که چنین نقشی را بپذیرد.
= در داخل ساختار قدرت آمریکا، دیدگاههای متفاوتی درباره نحوه برخورد با اعتراضات ایران وجود دارد. آیا میدانیم کدام گروههای مخالف ایران از نظر دولت آمریکا محبوبتر هستند؟ مثلا برخی انتصابها در رسانههای وابسته به دولت آمریکا باعث شده تا برخی از احتمال در دست داشتن طرحی برای تجزیه ایران سخن بگویند. در مقابل گروهی طرفدار احیای سلطنت و بازگشت پهلوی به قدرت هستند. ضمن اینکه گروه مجاهدین خلق که همه در ایران بر سر محبوب نبودن آنها اتفاق نظر دارند هم تلاش میکنند خود را طرح کنند. در آمریکا درباره این گروههای مختلف اپوزیسیون چه تفکری وجود دارد؟
این موضوعی است که سالها روی آن کار کردهام و پاسخ صادقانه این است که متاسفانه ما خیلی کمتر از آنچه باید، درباره اپوزیسیون ایران میدانیم. در اینجا باید توضیح داد که اساسا با یک اپوزیسیون واحد روبهرو نیستیم؛ بلکه با دو بال مواجهیم.
متاسفانه ما خیلی کمتر از آنچه باید، درباره اپوزیسیون ایران میدانیم. در اینجا باید توضیح داد که اساسا با یک اپوزیسیون واحد روبهرو نیستیم. یک بال، خود ایرانیان داخل کشور هستند؛ همانهایی که به خیابان میآیند. اینها به دلیل سرکوب حکومت، سازمانیافتگی کمتری دارند و خودجوشتر هستند، اما در خط مقدم مبارزه قرار دارند و در نهایت همینها هستند که تغییر را رقم میزنند.
در مقابل، در میان ایرانیان خارج از کشور، چه در آمریکا و چه در اروپا، گروههایی بسیار منسجمتر وجود دارند؛ چه طرفدار بازگشت سلطنت باشند و چه طرفدار اشکال دیگر حکومت. این گروهها سازمانیافتهتر، پرصداتر و در ارتباط مستقیمتری با دولتهای آمریکا و اروپا هستند.
مسئلهای که دولت آمریکا هنوز پاسخ روشنی برای آن ندارد، میزان محبوبیت واقعی گروههای اپوزیسیون ایرانی و توان آنها برای تاثیرگذاری بر تحولات داخل است. به همین دلیل است که هم دولت ترامپ و هم دولتهای اروپایی از معترضان حمایت لفظی میکنند، اما چشمانداز روشنی از اینکه این مسیر به کجا باید ختم شود، ارائه نمیدهند. چون واقعیت این است که نمیدانیم کدام گروهها در حال صعود هستند، کدامها در حال افولاند و مرکز ثقل افکار عمومی ایران دقیقا کجاست.
= اما آیا تصمیمگیران و نهادهای امنیتی آمریکا اعتراضات ایران را جدی میگیرند؟ یا فکر میکنند هنوز فاصله زیادی با فروپاشی حکومت وجود دارد؟
در اینباره تنوع دیدگاه وجود دارد. شخصا امیدوار هستم، اما واقعبین هم هستم. از نظر من، اعتراضات هنوز چند عنصر کلیدی را کم دارند. یکی از آنها چشمانداز است؛ معترضان میدانند با چه چیزی مخالفاند، اما هنوز بهطور کامل نمیدانند طرفدار چه چیزی هستند. همچنین سازماندهی، ارتباطات، زیرساختهای مخابراتی، اتصال به اینترنت و پیامرسانی به جهان بیرون بسیار مهم است. همه اینها برای جلب حمایتی که اعتراضات برای موفقیت نیاز دارد، ضروری است. این به آن معنا نیست که اعتراضات رشد نخواهد کرد یا فروپاشی حکومت الزاما رخ نخواهد داد؛ گاهی این اتفاقات بهصورت خودجوش رخ میدهد.
= اما آنچه کاملا روشن است، نارضایتی گسترده و عمیق از جمهوری اسلامی است. نمیدانم اکنون همان لحظه تعیینکننده است یا نه، اما مسیر کلی کاملا مشخص است: ایران به سمت تغییر حرکت میکند. اگر نه حالا، در آیندهای نزدیک. آیا ممکن است ترامپ به سمت سناریویی شبیه ونزوئلا در ایران برود؟ مثلا با فردی در داخل حکومت، مانند حسن روحانی، به توافق برسد و قدرت را به او منتقل کند؟
به نظر من محتملترین سناریوی گذار سیاسی در ایران همیشه همین بوده است؛ یعنی انتقال قدرت از یک حلقه محدود تصمیمگیر به حلقهای دیگر، از روحانیون به فرد یا گروهی دیگر، احتمالا سپاه پاسداران یا ترکیبی از نظامیان و غیرنظامیان.
فکر میکنم این سناریو حتما در ذهن دولت آمریکا وجود دارد. چون روشن است که دولت آمریکا نمیخواهد مستقیما دست به تغییر رژیم بزند، بنابراین وظیفهاش این است که مسیری برای گذار فراهم کند. اگر حکومت زیادهروی کند، اگر دست به اعدام گسترده معترضان بزند و احساس کند قدرتش در خطر است، واشینگتن باید آماده باشد؛ هم برای اعمال فشار بر لایههای بالای حکومت و هم برای انتقال قدرت به ساختاری دیگر.
مطمئنم در کاخ سفید روی این موضوع کار میشود، اما هنوز چارچوبهای روشن آن را نمیبینیم.
= شما به حمایت آمریکا از معترضان در داخل کشور اشاره کردید. اما اساسا واشنگتن چه میتواند انجام دهد؟ اگر شما در این زمینه قرار بود به آنها مشورت بدهید، چه توصیهای میکردید؟
پیشنهادهای زیادی وجود دارد، اما به نظر من چند حوزه مشخص هست که آمریکا و اروپا میتوانستند خیلی زودتر وارد آن شوند و هنوز هم میتوانند تاثیر واقعی بگذارند. یکی از آنها اتصال اینترنتی است.
تقریبا قطعی اینترنت در ایران حتمی است، چون حکومت برای مهار اعتراضات باید ارتباط میان شهرها را قطع کند. نمیدانیم این قطع اینترنت چقدر گسترده یا طولانی خواهد بود، اما ابزارهایی مثل استارلینک که متعلق به ایلان ماسک است، میتواند اتصال میان معترضان را حتی در شرایط قطع اینترنت حفظ کند. متاسفانه فکر میکنم بیشتر دولت آمریکا تصمیم گرفته نظارهگر اتفاقات در ایران باشد. در یک سال گذشته، دولت آمریکا عملا سازوکارهای ارتباطی خود با مردم ایران را تضعیف کرده؛ از جمله کاهش حمایت از ویپیانها و ابزارهای مشابه. همچنین حمایت مالی از معترضان از مسیرهای مختلف اهمیت دارد، بهویژه زمانی که حکومت به محلهای کار فشار میآورد، افراد را اخراج میکند یا محلهای کار را تعطیل میکند. در نهایت، مردم باید بتوانند خانوادههای خود را تامین کنند. اینها جزئیات فنی و عملی گذار سیاسی است، بسیار مهمتر از بیانیههای پرطمطراق، هرچند آنها هم میتوانند مفید باشند.
در پرسش پایانی، آیا نشانهای میبینید که آمریکا واقعا تصمیم گرفته از این ابزارها استفاده کند؟ یا فکر میکنید فقط نظارهگر اتفاقات خواهد بود؟
متاسفانه فکر میکنم بیشتر حالت دوم صادق است. بخشی از مشکل این است که بسیاری از این فناوریهای تحولآفرین در اختیار افراد خصوصی مانند ایلان ماسک است. از سوی دیگر، در یک سال گذشته، دولت آمریکا عملا سازوکارهای ارتباطی خود با مردم ایران را تضعیف کرده؛ از جمله کاهش حمایت از ویپیانها و ابزارهای مشابه. به همین دلیل، آمریکا امروز نسبت به یک سال پیش در موقعیت ضعیفتری برای تاثیرگذاری مستقیم بر تحولات داخل ایران قرار دارد. این موضوع واقعا تأسفبار است و اگر من مشاور کاخ سفید بودم، تاکید میکردم که این مسئله باید همین حالا در اولویت قرار گیرد؛ چون یکی از معدود راههایی است که میتواند روند تحولات در ایران را تغییر دهد.
...............................................
رئیس جمهوری آلمان: نظم جهانی توسط آمریکا در حال نابودی است
فرانک-والتر اشتاینمایر، رئیس جمهوری آلمان با لحنی تند و کمسابقه از سیاست خارجی ایالات متحده در دوران ریاس تجمهوری دونالد ترامپ انتقاد کرد و هشدار داد که جهان نباید اجازه دهد نظم بینالمللی به "لانه راهزنان" تبدیل شود.
آقای اشتاینمایر در اظهاراتی که بهنظر میرسد به اقداماتی مانند ربودن رئیس جمهوری ونزوئلا، نیکلاس مادورو، در روزهای اخیر اشاره دارد، گفت که دموکراسی جهانی بیش از هر زمان دیگری مورد حمله قرار گرفته است.
هرچند نقش رئیس جمهوری آلمان عمدتا تشریفاتی است، اما سخنان او وزن سیاسی دارد و به دلیل جایگاهش از آزادی بیشتری برای بیان دیدگاهها نسبت به سیاستمداران اجرایی برخوردار است.
وی با اشاره به الحاق کریمه توسط روسیه و تهاجم تمامعیار این کشور به اوکراین بهعنوان نقطه عطفی تاریخی، گفت رفتار آمریکا اکنون دومین گسست بزرگ در نظم جهانی به شمار میرود.
رئیس جمهوری آلمان در سخنرانی خود در یک نشست تخصصی در شامگاه چهارشنبه گفت: پس از آن، شاهد فروپاشی ارزشها از سوی مهمترین شریک خود، ایالات متحده هستیم؛ کشوری که خود در ساختن این نظم جهانی نقش اساسی داشت.
وی افزود: مسئله این است که مانع شویم جهان به لانه راهزنان تبدیل شود؛ جایی که بیملاحظهترین بازیگران هر آنچه بخواهند تصاحب میکنند و مناطق یا حتی کشورهای کامل بهمثابه اموال چند قدرت بزرگ تلقی میشوند.
آقای اشتاینمایر تأکید کرد در شرایط تهدیدآمیز، مداخله فعال ضروری است و کشورهایی مانند برزیل و هند باید متقاعد شوند که در حفاظت از نظم جهانی نقش ایفا کنند.
................................................
ترامپ در باره رضا پهلوی: بگذاریم همه به میدان بیایند و ببینیم چه کسی سر بر میآورد
دونالد ترامپ در واکنش به اعتراضات مردم در ایران و درباره موضوع دیدار با رضا پهلوی گفت: او را دیدهام ، اما مطمئن نیستم که در این مقطع، انجام چنین کاری در مقام رئیسجمهور مناسب باشد.
او افزود: فکر میکنم باید بگذاریم همه به میدان بیایند و ببینیم چه کسی سر برمیآورد. لزوماً مطمئن نیستم که انجام چنین کاری مناسب باشد.
.........................................
فاکسنیوز: جمهوری اسلامی برای سرکوب مردم ایران به نیروهای نیابتی متوسل شد
رسانه آمریکایی فاکسنیوز خبر داد که با گسترش اعتراضات ضدحکومتی در ایران، جمهوری اسلامی برای مهار ناآرامیها به استفاده از نیروهای نیابتی خارجی خود روی آورده است.
گزارشاتی از اعزام نیروهای شبهنظامیان شیعه عراقی وابسته به حکومت ایران به داخل کشور منتشر شده است. بر اساس این گزارشات، تا ۱۷ دی حدود ۸۰۰ نفر از اعضای گروههایی مانند کتائب حزبالله، حرکةالنجباء، سیدالشهدا و بدر به ایران منتقل شدند.
بر اساس این گزارش انتقال این نیروها از گذرگاههای مرزی شلمچه، چذابه و خسروی انجام شده و پوشش رسمی آن سفر زیارتی به مشهد عنوان شده است. با این حال، این نیروها پس از ورود، در پایگاهی موسوم به «پایگاه خامنهای» در اهواز تجمع کرده و سپس به مناطق مختلف برای مشارکت در سرکوب اعتراضات اعزام شدند.
فاکسنیوز پنجشنبه ۱۸ دی در گزارش خود به نقل از دو منبع مستقل نوشت، حدود ۸۵۰ نفر از نیروهای حزبالله، شبهنظامیان عراقی و عناصر مرتبط با نیروی قدس سپاه پاسداران، بهطور مخفیانه از مرز عبور کردهاند تا در سرکوب اعتراضات سراسری مردم در ایران به نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی کمک کنند.
فاکسنیوز این اقدام را نشانه افزایش قابل توجه سطح واکنش حکومت توصیف کرد؛ اقدامی که به گفته این رسانه، بیانگر آمادگی تهران برای تکیه بر نیروهای خارجی دارای تجربه جنگی برای سرکوب مخالفان داخلی است.
لیزا دفتری، کارشناس مسائل ایران، در این خصوص به فاکسنیوز گفت استفاده از نیروهای نیابتی «بخشی از الگوی قدیمی حکومت» است؛ الگویی که به گفته او از سال ۱۳۵۷ با برونسپاری سرکوب به نیروهای ایدئولوژیک آغاز شد و سپس در ساختارهای رسمی قدرت ادغام شد.
دفتری افزود حکومت ایران با این رویکرد، نشان داد حاضر است برای حفظ قدرت، مرز میان «کنترل داخلی» و «نظامیگری فراملی» را از میان بردارد.
....................................................
سینماگران و مستندسازان: شلیک به مردمی که با دست خالی به خیابان آمده اند جنایت است
پنجشنبه ۱۸ دی سینماگران ایران در بیانیهای سرکوب اعتراضهای جاری در ایران را محکوم و اعلام کردند که اعتراض، حق طبیعی و مدنی هر انسانی است و هیچ قدرتی حق ندارد خود را مافوق مردم بداند. همزمان جمعی از مستندسازان ایرانی نیز بیانیهای صادر کردند.
در این بیانیه تاکید شده است: فساد سازمانیافته و چپاول ثروت عمومی و ایدئولوژی هراسآفرین، زندگی مردم را به ورطه فقر، خفقان و ناامیدی کشانده و سرمایههای ملی در چالشهای منطقهای نابود شده است.
جعفر پناهی، مجید برزگر، رخشان بیناعتماد، مصطفی آلاحمد، پگاه آهنگرانی، ویشکا آسایش، ستاره اسکندری، کتایون ریاحی، روحالله حجازی، لیلی رشیدی، محمد رسولاف، کیانوش عیاری، اصغر فرهادی، باران کوثری، حسن فتحی، سهیلا گلستانی، علی مصفا، حمید نعمتالله، مرضیه وفامهر، مهناز افشار، خسرو معصومی، بهتاش صناعی، مریم مقدم، مژده شمسایی، رضا درمیشیان، فرید دغاغله، شاهرخ دولکو، طاها ذاکر، آرش رئیسیان، مهدی رحمانی، جمیل رستمی، سامان سالور، سیاوش شهابی، کتایون شهابی، وحید صداقت، ناهید صدیق، هایده صفییاری، سالم صلواتی، فرنوش صمدی، بهتاش صناعیها، حجت طاهری، بهنام عابدی، محمد عاقبتی و لیلی فرهادپور از جمله امضاکنندگان این بیانیه هستند.
سینماگران در بیانیه خود همچنین تاکید کردند: این روزها و این زخمها را تصویر خواهیم کرد و با تمام توان از حق آزادی بیان دفاع کرده، سرکوب و کشتار مردم معترض را محکوم میکنیم و در کنار مردم ایران ایستادهایم.
بیانیه جمعی از مستندسازان
همزمان جمعی از مستندسازان ایرانی در بیانیهای با اتکا به مسئولیت حرفهای و اخلاقی خود، حمایت روشن و قاطع خود را از جنبش مردم ایران علیه نظام سرکوبگر اعلام کردند.
آنان در بیانیه خود نوشتند: آنچه امروز در شهرهای مختلف ایران جریان دارد، نتیجه دههها سرکوب سیستماتیک، فساد ساختاری، فروپاشی اقتصادی و نقض گسترده حقوق انسانی است. مردمی که به خیابان آمدهاند، نه برای اغتشاش و آشوب، بلکه برای بازپسگیری حق زیستن، حق انتخاب و حق دیدهشدن برخاستهاند.
این مستندسازان افزودند: خشونت، بازداشت و سرکوب، پاسخی به این خواستها نیست. ممکن است صدای اعتراض را بتوان موقتاً خاموش کرد، اما واقعیت را نمیتوان حذف کرد. واقعیت ثبت میشود و باقی میماند. بهعنوان مستندساز، وظیفهی ما ثبت و انتقال واقعیت است؛ واقعیتی که زیر سانسور، تحریف و سرکوب پنهان میشود.
رخشان بنیاعتماد، رضا علامهزاده، پگاه آهنگری، نیما سروستانی، احمد نیکآذر، سپیده فارسی، مرجان ایراندوست، ناصر ضمیری، ناهید پرسون سروستانی، امین پوربرقی، مریم ابراهیمی، منیره حکمت، وحید زارعزاده، گلاره کاوند، مهدی رازی، مینا اکبری، اشکان احمدی، سحر مصیبی، آرمین نادری، سمیه چایچی و شهرزاد ارشدی امضاکنندگان این بیانیه هستند.
آنان تاکید کردند: «حافظه جمعی جامعه با حذف آن، بهمعنای حذف تاریخ است. اعتراض، حق مردم است و تعیین سرنوشت و انتخاب نوع حکومت را نمیتوان با گلوله، ارعاب یا سرکوب از مردم گرفت.
این مستندسازان در پایان بیانیه خود گفتند: «هرگونه سرکوب این خیزش همگانی و هر تلاشی برای به خشونت کشاندن آن، محکوم است. ما در کنار مردم ایران میایستیم و با روایت آنچه میگذرد، مبارزات آنها را ثبت میکنیم و به وظیفه تاریخی خود در برابر فراموشی و خاموشسازی فریاد حقطلبانه مردم وفادار میمانیم.
........................................
پایین آوردن نمادهای حکومتی همزمان با تداوم اعتراضات در ایران
شامگاه چهارشنبه ۱۷ دی نیز شهرهای مختلف ایران صحنه اعتراضات ضد حکومتی، شعارهای معترضان و پایین آوردن نمادهای حکومت جمهوری اسلامی بود.
ویدئویی در شبکههای اجتماعی منتشر شده است که نشان میدهد معترضان در مشهد پرچم جمهوری اسلامی را پایین کشیده و آن را پاره میکنند.
در ویدئوهایی از کاشان دیده میشود که معترضان مجسمه قاسم سلیمانی، فرمانده پیشین سپاه قدس، را به آتش کشیدهاند.
در ویدئویی منتسب به اعتراضات در چنارشاهیجان واقع در استان فارس نیز، مشاهده می شود که شماری از معترضان مجسمه سلیمانی را خرد کرده و آن را سرنگون میکنند.
در لومار از توابع شهرستان سیروان در استان ایلام نیز ضمن اعتصاب بازاریان و کسبه، مردم معترض بە خیابانها آمده و فروشگاه افق (وابسته به سپاه پاسداران) و بانک کشاورزی لومار را به آتش کشیدهاند.
..........................................
شورای هماهنگی فرهنگیان: دستگیری 113 دانش آموز کودک در استانهای مختلف کشور
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان در گزارشی اسامی ۱۱۳ دانشآموز بازداشتی تا تاریخ ۱۶ دی، در استانهای مختلف را منتشر کرده است.
طبق این گزارش بیشترین بازداشتها به ترتیب در استان کهگیلویه و بویراحمد، ایلام، خراسان، خوزستان، کردستان، لرستان و تهران بوده است. بیشترین بازداشتها به تفکیک سنی شامل کودکان ۱۶ و ۱۷ ساله بوده است.
این نهاد صنفی تأکید کرده است که به دلیل قطعی یا اختلال گسترده اینترنت در برخی مناطق، فشارهای امنیتی بر خانوادهها برای سکوت، تهدید به عدم اطلاعرسانی و فقدان شفافیت نهادهای رسمی، شمار واقعی دانشآموزان بازداشتشده بهمراتب بیش از آمارهای ثبتشده است.
.....................................
ارتش لبنان: در جنوب هدف انحصار دولتی سلاح را محقق کردیم
ارتش لبنان در بیانیهای اعلام کرده که به صورت "مؤثر و ملموس" به هدف خود برای انحصار دولتی سلاحها در جنوب کشور دست یافته است.
بنا بر گزارش خبرگزاری رویترز، ارتش این کشور در عین حال تأکید کرده که اما هنوز کار پاکسازی مهمات منفجرنشده و تونلها در این منطقه به اتمام نرسیده است.
ارتش لبنان پیشتر برای پاکسازی جنوب این کشور از تسلیحات غیردولتی که اشارهای به سلاح های در دست حزبالله، گروه تروریستی مورد حمایت ایران است تا پایان سال مهلت تعیین کرده بود.
ارتش همچنین اعلام کرده بود که بعد از این منطقه، نوبت به عاری شدن از تسلیحات غیردولتی در سایر مناطق لبنان خواهد رسید.
ارتش لبنان در عین حال میگوید، کنترل عملیاتی خود بر جنوب را به غیر از مناطقی که هنوز در دست نیروهای اسرائيلی است گسترش داده است.
در این بیانیه به حزبالله اشاره نشده، گروهی که به مدت یک سال جنگی علیه اسرائيل را پیش برد که در نوامبر ۲۰۲۴ با قرار آتشبس پایان یافت.
در قرارداد آتشبس مقرر شده بود که از این پس تنها نیروهای امنیتی دولتی مجاز به حمل سلاح خواهند بود.
رویترز در ادامه مینویسد، ارتش لبنان تلاش کرده که حزبالله را خلع سلاح کند اما این گروه تا کنون در برابر تحویل سلاح مقاومت نشان داده است.
............................................
آمریکا از ۶۶ سازمان و نهاد بینالمللی خارج میشود
ایالات متحده اعلام کرده است که از دهها نهاد، سازمان و کمیسیون بینالمللی خارج میشود.
به گفته کاخ سفید، دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، روز چهار شنبه فرمانی را امضا کرده که خروج این کشور از مجموعا ۶۶ نهاد بینالمللی را اجرایی میکند. در توضیحات دولت آمریکا گفته شده این نهادها دیگر در خدمت منافع ایالات متحده نیستند.
طبق گزارش مقامات دولتی، برخی از این نهادها از جمله صندوق جمعیت سازمان ملل متحد و مجموعهای از ساختارهای مرتبط با موضوعاتی چون اقلیم، کار و توسعه اجتماعی، در فهرست خروج قرار دارند.
وزارت خارجه آمریکا در بیانیهای اعلام کرده است که دولت ترامپ به این نتیجه رسیده که بسیاری از این نهادها "در حوزه مأموریت خود زائد، بد ادارهشده و پرهزینه" هستند و بهتدریج توسط بازیگرانی "با منافع متضاد با ایالات متحده" شکل داده شدهاند.
در این بیانیه آمده است که چنین نهادهایی میتوانند تهدیدی برای حاکمیت، آزادیها و رفاه ملی تلقی شوند.
این تصمیم تازه به بخشی از سیاست کلان دولت ترامپ برای بازنگری در مشارکتهای بینالمللی تعبیر شده؛ اقدامی که بهگفته منتقدان میتواند نقش آمریکا در نهادهای چندجانبه را بیش از پیش کاهش دهد و پیامدهایی برای هماهنگی جهانی در حوزههایی مانند توسعه، اقلیم و سلامت بههمراه داشته باشد.
.....................................
اعتراضات سراسری؛ اعتراض و اعتصاب با فراخوان نیروهای چپ و کمونیست در کردستان
در تاریخ 14 دیماه کمیته مرکزی کومهله – سازمان کردستان حزب کمونیست ایران در محکومیت کشتار، دستگیری و احضار فعالان سیاسی در کردستان اطلاعیه ای انتشار داد. که درآن ضمن حمایت از موج تازه اعتراضات مردم ایران علیه گرانی و بالا رفتن هر روزه قیمت کالاهای اساسی مورد نیاز روزانه، و ابراز همدردی با خانوادۀ جانباختگان ایلام، ملکشاهی و کرمانشاه از کارگران، جنبش های اجتماعی و مردم کردستان خواست؛ با اعتراض و تظاهرات خیابانی گسترده و اعتصاب عمومی، ماشین سرکوب رژیم را زمین گیر کنند! تا بدینوسیله مسیر سرنگونی حکومت بر بستر انقلابی هموار گردد.
متعاقب این اطلاعیه؛ نیروها چپ و کمونیست فعال در کردستان از جمله: شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در کردستان،تشکیلات کردستان اتحاد سوسیالیستی کارگری،کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری – حکمتیست و کومه له – سازمان کردستان حزب کمونیست ایران با صدور بیانیه ای مشترک در پشتیبانی از اعتراضات سراسری و جاری در بخشهایی از کردستان، از توده های مردم درخواست کردند: که با اعمال هر گونه ابتکار و خلاقیت مختص به سنت و سوابق مبارزاتی در کردستان، اعمم از تظاهرات و یا اعتصاب از مبارزات جاری سراسری در ایران فاصله نگیرند وتلاشهای خود را نه بطور موقت و یک روزه، در جهت تداوم اعتراض جهت سرنگونی حکومت بکار گیرند.
احزاب ناسیونالیست کردستان نیز پس از برگزاری جلسات متعدد در چارچوب " مرکز دیالوگ" سرانجام متقاعد شدند که به اتکاء به استحکام پایـۀ سنت اعتصاب در کردستان، اعتصاب یک روزۀ متکی به موقعیت زمانی بازار را اعلام کنند.
اخبار روز پنجشنبه در مناطق کُردنشین ایران حاکی است؛ که اعتراض و تظاهرات خیابانی در شهرهای کرمانشاه، سنندج، سرپل ذهاب، مهاباد، سقز، بوکان، کامیاران و سرابلۀ ایلام برگزار شده است. ویدئوهای دریافتی نشان میدهند؛ که نیروهای امنیتی، با خشونت هر چه بیشتربا معترضین کرمانشاه برخورد کرده اند. تظاهر کنندگان در سقز، کنترل برخی از محلات شهر را به دست گرفته و برای تردد نیروهای امنیتی در این محلات موانع ایجاد کرده اند. به علت کثرت تظاهر کنندگان در سرابله ایلام، مردم موفق شده اند شهر را به کنترل خود درآورند و نیروی های سرکوب را وادار به عقب نشینی به پناهگاههای خود نمایند.
از ایلام گزارش میرسد که به دستورمقامات امنیتی ایلام؛ از صبح روز پنجشنبه آب، برق، گاز و آنتن دهی تلفون شهر ملکشاهی قطع شده است.
گزارشها حاکی است بازارها و کسبوکارها در شماری از شهرها از جمله اصفهان، تبریز، همدان و کرمان در روز پنجشنبه ۱۸ دیماه تعطیل بودند.
ویدئوها و تصاویر منتشرشده از شهرهای اراک، بوشهر، کرج و فردیس، شهرکرد، شهرضا، نورآباد ممسنی، گناباد و اردبیل نیز حاکی از پیوستن بازاریان و مغازهدارها به اعتصاب است.
تعطیلی گستردۀ مغازهها و توقف فعالیتهای تجاری در بخشهای مختلف بازار تبریز و ارومیه در شماری کانالهای خبری گزارش شده است. همزمان با تعطیلی بازار در این شهرها اعتصاباتی نیز در استان کُردستان صورت گرفته است.
در شماری از شهرها از جمله مشهد، کرمان، همدان و شیراز علاوه بر اعتصاب بازاریان، شماری از شهروندان هم برای اعتراض به خیابانها آمدهاند.
سازمان حقوق بشر ایران، مستقر در نروژ، روز پنجشنبه ۱۸ دی، در گزارشی خبر دادهاست که از آغاز اعتراضات مردم ایران تا اکنون، دست کم ۴۵ نفر از جمله ۸ کودک کشته شدهاست. این سازمان همچنین گفتهاست که شمار زخمیها به صدها تن و تعداد بازداشتشدگان به بیش از ۲ هزار نفر میرسد.
بر اساس این گزارش، معترضان در ۱۱ استان کشته شدهاند که مرگ ۱۳ تن آنان تنها در روز، ۱۷ دی رخ دادهاست.
این گزارش مینویسد که 17 دی یکی از خونینترین روزهای اعتراضات اخیر بوده که دست کم ۸ نفر در مناطق غربی ایران و ۵ نفر دیگر در شیراز، ملارد، چناران و گیلان کشته شدهاند.
............................................
شورای هماهنگی فرهنگیان: دستگیری 113 دانش آموز کودک در استانهای مختلف کشور