تجمعات اعتراضی کارکنان شرکت نفت فلات قاره درمنطقە لاوان
معوقات مزدی کارگران شاغل در سد گلال شهرستان چوار و کارگران فولاد مکران رسانەای شد
کارگران شاغل در سد گلال شهرستان چوار معوقات مزدی دارند
براساس این گزارش، کارگران این واحد عمرانی از طریق یک شرکت پیمانکاری در سد گلال شهرستان چوار استان ایلام مشغول به کارند. شرکت پیمانکاری به دلیل کمبود نقدینگی توان پرداخت به موقع مزد کارگران و سایر هزینههای جانبی را ندارد و کارگران با مشکل مالی و معیشتی مواجه هستند.
در این گزارش همچنین آمده است، دلیل پرداخت نشدن به موقع طلب مزدی این کارگران، تاخیرهایی است که شرکت آب منطقهای استان ایلام در مقام کارفرمای اصلی در پرداخت صورت وضعیتهای پیمانکار انجام میدهد.
روابط عمومی آب منطقهای استان ایلام درباره مطالبات کارگران سد گلال در این خصوص اعلام کرده است که حقوق آبان ماه کارگران به دلیل قطع بودن سامانه پرداخت بانک مرکزی با چند روز تاخیر به حساب پیمانکار واریز و حداکثر تا دو الی سه روز آینده به حساب کارگران واریز خواهد شد.
معوقات مزدی کارگران فولاد مکران چابهار
به گزارش کمپین فعالین بلوچ، شماری از کارگران شاغل در پروژه فولاد مکران چابهار از نقض جدی و مستمر حقوق انسانی و صنفی خود خبر دادند. براساس این گزارش، این کارگران که تحت پوشش شرکت پیمانکاری ساوان صنعت و در بخش برق و ابزار دقیق فعالیت دارند، از ماه پنجم سال جاری تاکنون حقوق خود را دریافت نکرده اند. این شرکت پیمانکاری، تنها بخشی از دستمزد برخی نیروها را پرداخت کرده و از پرداخت کامل حقوق تعدادی دیگر خودداری میکند؛ رویکردی که به گفته آنان آگاهانه برای ایجاد دودستگی، تضعیف همبستگی کارگری و جلوگیری از مطالبهگری جمعی صورت میگیرد.
در مجموع حدود ۱۵ کارگر در این شرکت مشغول به کار هستند که دستکم سه نفر از آنان طی ماههای اخیر هیچگونه حقوقی دریافت نکردهاند. یکی از این کارگران گفت: « از مرداد ماه تا امروزسە شنبه ٢٥ آذرماه، حتی یک ریال حقوق نگرفتهام. هر کارگری که بخواهد تسویه حساب کند یا اعتراض کند، با فشار، بیاحترامی و امتناع از پرداخت مطالباتش روبهرو میشود.مسئولان این شرکت، در اقدامی تهدیدآمیز، ما را به شکایت به اداره کار حواله دادند و همزمان هشدار دادند که در صورت پیگیری قانونی، پرداخت حقوقشان عمداً با تأخیر بیشتری مواجه خواهد شد.»
............................
تجمع اعتراضی خانوادههای زندانیان سیاسی محکوم به اعدام و همچنین تجمع معترضین به قوانین مهریە درتهران
تجمع اعتراضی خانوادههای زندانیان سیاسی محکوم به اعدام
روز سهشنبه ۲۵ آذر ماە، تعدادی از خانوادههای زندانیان سیاسی محکوم به اعدام، دست به اقدام اعتراضی زدند.براساس این گزارش، اعضای خانوادههای زندانیان سیاسی محکوم به اعدام، از جمله خانواده وحید بنی عامریان و پویا قبادی با در دست داشتن تصاویر فرزندانشان و پلاکاردهای اعتراضی، خواستار لغو احکام اعدام شدند. آنها همچنین خواستار آزادی زندانیان سیاسی هستند.
لازم بە ذکراست، در آذرماه ۱٤۰۳، حکم وحید بنی عامریان و پویا قبادی به همراه چهار زندانی دیگر توسط شعبه ۲٦ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری صادر شد. بر اساس حکم صادره هر یک از آنها از بابت اتهام بغی از طریق عضویت در گروههای مخالف نظام به اعدام محکوم شدند. آنها همچنین به اتهاماتی همچون اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت کشور، تخریب اموال، تشکیل دستجات غیرقانونی و خروج غیرقانونی از مرز به حبس و تبعید محکوم شدند. اواخر آبان ماه سال جاری، این افراد مجددا محاکمه شدند و مورخ ۱٦ آذرماه، حکم اعدام این زندانیان سیاسی توسط شعبه مذکور صادر و به وکلای آنها ابلاغ شد.
تجمع شهروندان معترض به قوانین مهریه در تهران
روزسە شنبه ٢٥ آذرماە، جمعی از شهروندان معترض به قوانین مهریه در مقابل ساختمان مجلس شورای اسلامی در تهران، تجمع کردند.براساس این گزارش، معترضان در این تجمع با در دست داشتن پلاکاردهای اعتراضی و سر دادن شعارهایی، خواستار اصلاح قانون مهریه و بهویژه حذف مجازات حبس برای افراد ناتوان از پرداخت مهریه شدند.
.............................
تجمع اعتراضی جمعی از درمانگران معتاد به کمبود دارو در مقابل ساختمان وزارت بهداشت
اعتراض جمعی از درمانگران اعتیاد به کمبود دارو
جمعی از درمانگران و فعالان حوزه درمان اعتیاد، روز سه شنبه ۲۵ آذر، با تجمع در مقابل ساختمان وزارت بهداشت در تهران، نسبت به کمبود «شربت تریاک» در مراکز ترک اعتیاد انتقاد کردند.
علی احمدی، نایبرئیس صنف درمانگران اعتیاد استان تهران، در این باره گفت: در حال حاضر نزدیک به یک میلیون بیمار وابسته به درمان نگهدارنده با شربت اپیوم در کشور تحت پوشش مراکز درمان اعتیاد قرار دارند، اما در بیش از ۱۵ استان مراکز درمانی با کمبود یا قطع سهمیه دارویی مواجه شدهاند. در استانهایی مانند همدان، هرمزگان و مازندران، برخی مراکز طی یکی تا دو ماه اخیر هیچگونه شربت اپیومی دریافت نکردهاند و در تهران نیز سهمیهها بهطور بیسابقهای کاهش یافته، بهگونهای که برخی مراکز با ظرفیت ماهانه بیش از ۱۰۰ واحد، تنها حدود ۱۵ واحد دارو دریافت کردهاند.
نایبرئیس کانون درمانگران اعتیاد تهران هشدار داد: کاهش یا قطع ناگهانی داروی بیماران، عملاً امنیت جانی پزشکان و پرسنل مراکز درمانی را به خطر میاندازد و فشار روانی فراوانی به آنها وارد می آورد، زیرا بیماران دچار وابستگی شدید در صورت عدم دریافت دارو ممکن است دچار بیقراری، رفتارهای پرخطر و تنشهای جدی شوند که کنترل آن از توان مراکز خارج است. وی در پایان از وزارت بهداشت، سازمان غذا و دارو و ستاد مبارزه با مواد مخدر خواستار حل این مشکل شد.
...............................
تجمعات اعتراضی کارکنان شرکت نفت فلات قاره درمنطقە لاوان
روز دوشنبه ٢٤ آذر، شماری از کارکنان شرکت نفت فلات قاره ایران در منطقه لاوان تجمع اعتراضی برگزار کردند. جمعی از کارکنان این شرکت نیز روز یکشنبه، در منطقه خارک و سکوی فروزان دست به تجمع زدند.مطالبات این کارکنان معترض، شامل :
پرداخت کامل حقوق و مزایا،
حذف سقف حقوق و پاداش،
حذف سقف بازنشستگی و پرداخت کامل سنوات،
شفافسازی نحوه محاسبه مالیات،
پرداخت مالیاتهای اضافی کسرشده،
توجه به معیشت و منزلت کارکنان صنعت نفت،
اجرای کامل ماده ۱۰ و پرداخت بک پی آن،
حذف تفکیک مشاغل به تخصصی و پشتیبانی و استقلال کامل صندوق بازنشستگی میشود.
...............................
مرگ و مصدومیت ٤ کارگر حین کاردر نتیجه ناامنی محیط کار در اراک، لاهیجان و مهاباد
مرگ و مصدومیت دو کارگر نصاب کولر در شهرستان لاهیجان
براساس این گزارش، ظهر روز دوشنبه ٢٤ آذر، دو کارگر حین انجام کار نصب کولر اسپیلت از ارتفاع طبقه ششم یک ساختمان در شهر لاهیجان، ناگهان به پایین سقوط کردند. در این حادثه، یکی از کارگران که حدودا ۲۹ ساله بود بر اثر برخورد به کف خیابان جان خود را از دست داد و کارگر دیگر که ٤۷ سال سن دارد با سقوط به طبقه پنجم مصدوم شد.
نیروهای امدادی مستقر در محل حادثه اعلام کردند که تنها کارگر مصدوم این حادثه با ترومای شدید از ناحیه پای چپ به بیمارستان پیروز لاهیجان انتقال داده شده و تحت درمان است.
مصدومیت یک کارگر کاشی کار در اراک
یک کارگر کاشی کار در شهرستان اراک حین انجام کار، طی حادثهای دچار مصدومیت شد. رئیس بیمارستان ولیعصر اراک در این خصوص گفت: « کارگری که بهتنهایی مشغول کاشیکاری در طبقهای از ساختمان بود، هنگام کار با دستگاه سنگفرز دچار سانحه شد و تیغه دستگاه به شکم او اصابت کرد. نبود هیچ فرد دیگری در محل باعث شد وی در شرایطی دشوار و با درد شدید، خود را به محوطه ساختمان برساند و ساعتها بیکمک روی زمین باقی بماند.این کارگر حدود دو تا سه ساعت در همان وضعیت مانده بود و تا همسایگان متوجه حضور او شدند، پس از تماس اهالی با اورژانس ۱۱۵، نیروهای امدادی در محل حاضر شدند و بیمار را در حالی که تیغه همچنان در بدنش قرار داشت، به بیمارستان ولیعصر اراک منتقل کردند. بیمار هنگام ورود به اورژانس فاقد علائم حیاتی بود و تیم احیا بلافاصله عملیات نجات را آغاز کرد و به فوریت، بیمار به اتاق عمل منتقل شد و گروه جراحی و بیهوشی با انجام عملیاتی فشرده و پیچیده، تلاش برای نجات جان او را ادامه دادند.این کارگر که تنها دو هفته پیش همسر خود را از دست داده و سرپرستی چند فرزند را برعهده دارد، اکنون در بخش مراقبتهای ویژه تحت نظر است و بنا بر اعلام پزشک او، روند بهبودی او رضایتبخش گزارش شده است.» در این گزارش به هویت این کارگر اشارهای نشده است.
یک کارگر معدن در مهاباد طی حادثهای جان باخت
روز سە شنبه ٢٥ آذرماه، یک کارگر شاغل در یکی از معادن شهرستان مهاباد حین انجام کار دچار حادثه شد و جان خود را از دست داد. هویت وی، ابوبکر برائی، ۵۲ ساله، متاهل پدر دو فرزند و اهل گوکتپه واقع در شهرستان مهاباد، گزارش شده است. بر اساس این گزارش، آقای برائی حین انجام کار در یکی از معادن شهرستان مهاباد بر اثر ریزش سنگ از ناحیه سر دچار مصدومیت شد و جهت مداوا به بیمارستان انتقال یافت. این کارگر پس از چند روز بستری در بخش ایسییو بیمارستان مهاباد به دلیل شدت جراحات وارده جان خود را از دست داد.
.........................
بیانیەی نود و نهمین هفته کارزار (سهشنبههای نه به اعدام) در ۵۵ زندان مختلف
این هفته کارزار (سهشنبههای نه به اعدام) همزمان با روز جهانی (آشتی) برگزار میشود؛ روزی که در جهان برای پایان خشونت معنا دارد. اما در ایران حکومت مستبد همچنان با شتابی وحشتناک طناب دار را جایگزین عدالت و گفت و گو کرده است.
آشتی بدون حقیقت و عدالت ممکن نیست و اعدام نفی عدالت و نفی مطلق هر امکان آشتی اجتماعی است.
این کارزار اکنون در نودونه هفته خستگی ناپذیر در ۵۵ زندان کشور ادامه دارد؛ تلاشی جمعی از درون زندان ها برای دفاع از «حق حیات» و مقابله با سیاست مرگ.
حکومت ستمگر حاکم بر ایران در یک هفته گذشته روند اعدامها را با شدت ادامه داده و دست کم ٦۷ تن را اعدام کرده است و از ابتدای آذر ماه تا کنون قریب به ۲۷۱ تن را به پای چوبههای دار فرستاده است.
این اعدامها بدون دادرسی عادلانه، بدون دسترسی موثر به وکیل مستقل و در سکوت خبری اجرا میشوند؛ روندی که نشاندهنده نهادینه شدن اعدام به عنوان ابزار سرکوب سیاسی و اجتماعی است.
در این هفته رامین زله، زندانی سیاسی محبوس در زندان نقده با حکم شعبه یک دادگاه انقلاب مهاباد و به اتهام (بغی) به اعدام محکوم شدهاست.
همچنین در هفته ای که گذشت، احکام اعدام شش زندانی سیاسی محبوس در زندان قزلحصار و از اعضای کارزار (سهشنبههای نه به اعدام) شامل بابک علیپور، پویا قبادی، وحید بنی عامریان، اکبر(شاهرخ) دانشورکار، محمد تقوی و ابوالحسن منتظر بار دیگر در شعبه ۲٦ بیدادگاه انقلاب تهران صادر شد.
احسان رستمی، فعال شناخته شده حوزه کتاب و نشر در ۲۰ آذر ١٤٠٤ با اتهام (بغی) مواجه و به سلول انفرادی زندان اوین منتقل شدهاست؛ اقدامی که خطر تشدید فشار و صدور حکم اعدام را افزایش میدهد.
در ادامه این سرکوبها، حکومت در مراسم زندهیاد خسرو علیکردی تعدادی از شرکت کنندگان را بازداشت کرد. این اقدام در ادامه همان سیاست حذف و ارعاب جامعه است.
کارزار (سهشنبههای نه به اعدام) ضمن محکوم کردن این سرکوبها و اعدامهای پرشتاب توسط حاکمیت اعدامی، از مردم شریف ایران، وجدانهای بیدار و نهادهای حقوق بشری بینالمللی میخواهد صدای زندانیان محکوم به اعدام باشند، پروندهها را باز نشر و پیگیری کنند و از خانوادههای آنها حمایت عملی و رسانهای به عمل آورند.
کارزار(سهشنبههای نه به اعدام) در هفته نودونهم ،روز سهشنبه ۲۵ آذر ١٤٠٤ در ۵۵ زندان زیر در اعتصاب غذا میباشند:
زندان اوین(بند زنان و مردان)، زندان قزلحصار(واحد ۲و۳و ٤)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج ، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز(بند زنان و مردان)،زندان نظام شیراز، زندان عادل آباد شیراز (بند زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بند زنان و مردان) ،زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بند مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزل آباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران و زندان ایلام
هفته نودونهم
سهشنبه ۲۵ آذر ١٤٠٤
کارزار سهشنبههای نه به اعدام
.............................
پلاتفرم سندیکاهای کارگری سوئد- ایران از اعتراضات کارگران پیمانی، گاز و برق حمایت و پشتیبانی میکند
تجمع هزاران کارگر از مناطق مختلف نشان میدهد که اعتراضهای کارگری در ایران اکنون وارد مرحله فشار علنی و سراسری شدهاند. کارگران نفت در تاریخ سیاسی ایران همواره نقشی کلیدی داشتهاند (برای نمونه در سالهای ۱۳۵۷–۱۳۵۸). از اینرو، اعتراضات کنونی آنان از اهمیت ویژه ای برخوردار میباشد.
کارگران پیمانی توانستهاند نوعی هماهنگی فرامنطقهای ایجاد کنند؛ این امر برای جنبش کارگری ایران بسیار مهم است. نظام پیمانکاری در صنعت نفت، برق و گاز، یکی از مهمترین ابزارهای دولت و شبکههای اقتصادی قدرت برای کنترل، بیثباتسازی در ارزانسازی نیروی کار است.
کارگران پیمانی امنیت شغلی ندارند، دستمزد و مزایا نصف کارگران رسمی است، فاقد استخدام دائمی،پراکند گی حقوق کار، خلاء امکان دریافت حمایت در برابر اخراج و تضمین های اجتماعی وممانعت درایجاد تشکلات مستقل سندیکاهی وتشکلیابی و اعتراض هستند.
پیمانکاری بخش نفت و برق دقیقاً، ابزار کنترل سیاسی بر کارگران ، سود کلان از اختلاف دستمزدها ، بخشی از اقتصاد غیرشفاف و فساد سازمانیافته سیستم فاسد این رژیم را تشکیل میدهند.
بنابراین اعتراض علیه پیمانکاری، فقط یک مطالبه صنفی نیست؛ بلکه چالشی مستقیم علیه یکی از ستونهای اقتصادی–سیاسی حاکمیت است. لذا حذف پیمانکاری، به معنی ضربه به منافع اقتصادی نهادهای قدرت است؛ چیزی که حاکمیت طبیعتاً در برابر آن مقاومت میکند.
ساختار قدرت در ایران مبتنی بر شبکههای رانت، مالکیت شبهدولتی و پیوند دولت–سپاه–بخش خصوصی رانتی است.
اعتراضات اکنون از سطح مطالبه «اصلاح مزایا» عبور کرده و تبدیل شده به مطالبهای ساختاری: حذف پیمانکاری ودر نهایت تضعیف قدرت کنترل سیستم ضد کارگری رژیم جمهوری اسلامی در ایران شده است..
فقدان تشکلهای مستقل کارگری
در ایران، تشکلهای آزاد و مستقل کارگری ممنوع یا بهشدت محدود شدهاند. این وضعیت بهویژه کارگران قراردادی را تحت فشار قرار میدهد، چرا که شکل اشتغال آنان از پیش نیز ضعیف و ناامن بوده. در نبود ابزارهای قانونی برای چانهزنی جمعی و اعتراض، سازمانیابی غیررسمی تنها گزینههای موجود در کسب مطلبات کارگران میباشد. اما با وجود محدودیتهای دولتی،این کارگران قراردادی اشکال دیگری راجایگزین سازمانیابی کرده اند، از جمله ایجادشبکههای منطقهای، برگزاری اعتصابهای هماهنگ، انتشار بیانیههای مشترک ، ارتباطات دیجیتال و کارزارهایی مانند «جنبش ۲۰–۱۰»؛ به معنای ۲۰ روز کار و ۱۰ روز مرخصی برای دیدار با خانواده و رسیدگی به امور شخصی.
این نوع سازمانیابی را میتوان «نظامی سندیکایی بدون سندیکاهای رسمی» توصیف کرد که خلأ ناشی از ممنوعیت تشکلیابی مستقل را جایگزین کرده است.
اهمیت نمادین بالا میتواند در جنبش کارگری قدرت چانهزنی و پتانسیل الهامبخشی به سایر بخشها را تقویت کند.
چشماندازهای آینده و سناریوهای محتمل
خطر تشدید سرکوب ، بازداشتها، تهدید به اخراج ، محدودیت در رفتوآمد یا ارتباطات بسیار محتمل است، زیرا مطالبات مطرحشده منافع اقتصادیِ مرتبط با بازیگران درون ساختار دولت را به چالش میکشد.
تقویت همبستگی بین المللی و افزایش همکاری میان کارگران نفت ،کارگران برق و گاز، معلمان، بخش حملونقل , پرستاران ،بازنشستگان، دانشجویان و تلاش جهت هماهنگی و اتحاد عمل حرکت های اعتراضی میتواند جایگاه جنبش های کارگری را در سطح ملی تقویت کند. اما اگر سندیکای مستقل وجود میداشت قدرت چانه زنی درکسب مطالبات پایه ای و حقوق این گارگران میتوانست یا در قالب مذاکره رسمی و یا با اعتصابت سراسری تحقق و پیگیری شوند.
کارگران با خواستههایی خود از جمله شفافسازی کامل قراردادها، حق برگزاری تجمع و اعتصاب، اجرای کامل مادهی ۱۰ قانون کار، حذف شرکتهای پیمانکاری، بهکارگیری قرارداد مستقیم، پرداخت حقوق معوقه، بازگشت به کارهمکاران تعلیقشده و نیز مبارزهی زنان علیه حجاب اجباری، در صف نخست مبارزات اجتماعی قرار دارند.
این روند، نمونهای روشن از رشد جنبشهای مردمی و کارگری در ایران است
رژیم جمهوری اسلامی در ایران بطور مداوم از تصیوب و اجرای مقاوله نامه های پایه ای سازمان جهانی کار- ۸۷ حق تشکیل سندیکاهای آزاد و مستقل ، مقاوله نامه ۹۸، حق مذاکره در تعین سطح دستمزد و شرایط کاری و بویژه در رعایت اصل ۲۳ در کنواسیون جهانی حقوق بشر خوداری میکند. همزمان در سازمان جهانی کار درتصمیم گیری ها نقش ایفا میکند.
پلاتفرم سندیکاهای کارگری سوئد- ایران قبلا نیز و بکرات تاکید کرده بودیم که ایزله کردن و محدود کردن نقش رژیم در سازمان جهانی کار تنها از طریق تشکیلات آزاد و مستقل خود کارگران و با کمک و همبستگی با سایر سندیکاهای کارگری کشورهای عضو در این نهاد میتواند انجام بگیرد. ما در این رابطه حاضر به همه گونه حمایت و همکاری هستیم.
این ظلم و ستم پایا ن پذیر است و پایان آن هم بستگی به اتحاد، همبسگی منسحم و سراسری کارگران و اتحاد ملی دارد.. اتحاد میتواند بر هر قدرتی پیروز شود.
حق تشکیل سندیکاهای آزاد و مستقل،اعتصاب و اعتراض حق مسلم کارگران است
حقوق سندیکاهی = حقوق بشر است
اتحاد مبازه پیروزی
پلاتفرم سندیکاهای کارگری سوئد- ایران
استکهلم ۱٦دسامبر ۲۰۲۵(سەشنبه ٢٥ آذر١٤٠٤ )
..............................
کشته شدن چهار نفر در درگیری بین افراد مسلح و نیروهای انتظامی در استان کرمان
مقامهای امنیتی جمهوری اسلامی از کشته شدن سه مأمور نیروی انتظامی و یک شهروند عادی در درگیری با افراد مسلح در ایستبازرسی شهرستان فهرج در استان کرمان خبر دادهاند.
سازمان حقوق بشری حالوش هم با تأیید این درگیری گزارش داده است که دو مأمور وزارت اطلاعات و دو مأمور نیروی انتظامی کشته و شماری از مأموران نیروهای امنیتی هم مجروح شدهاند.
در ایرانشهر هم بر اساس اطلاعیه پلیس سیستان و بلوچستان بامداد سهشنبه ٢٥ آذرماە، سرنشینان دو خودرو که قصد حمله به مأموران نیروی انتظامی را داشتند با واکنش مأموران روبهرو شده و متواری شدند.
تا کنون هیچ گروهی مسئولیت حملههای کرمان و سیستان و بلوچستان را بر عهده نگرفته است.
...............................
ترامپ شهروندان هفت کشور دیگر را به فهرست "منع کامل سفر به آمریکا" افزود
بر اساس فرمانی که دونالد ترامپ روز سهشنبه ۲۵ آذر امضا کرد، شهروندان سوریه، سودان جنوبی، نیجر، مالی، سیرالئون، لائوس و بورکینافاسو، به همراه کسانی که مدارک سفرشان از سوی تشکیلات خودگردان فلسطینی صادر شده، به طور کامل از ورود به خاک ایالات متحده منع میشوند.
این فرمان که کاخ سفید هدف از صدور آن را، "حفاظت از امنیت ایالات متحده" ذکر کرده، از روز پنجشنبه اول ژانویه ۲۰۲٦، (۱۱ دیماه ١٤٠٤) اجرایی خواهد شد.
بر اساس فرمان جدید، پانزده کشور عمدتاً آفریقایی هم به فهرست کشورهایی با محدودیت ورود به آمریکا افزوده شدهاند. شهروندان این کشورها، میتوانند برای دریافت روادید سفر عادی و توریستی به ایالات متحده اقدام کنند؛ اما مجاز به اقدام برای دریافت ویزای مهاجرتی نیستند.
دونالد ترامپ شش ماه پیش هم با صدور یک فرمان اجرایی دیگر، شهروندان ۱۲ کشور از جمله ایران و افغانستان را بهطور کامل از ورود به آمریکا منع کرده بود؛ فرمانی که از نیمهشب ۱۹ خرداد امسال به اجرا گذاشته شد.
بر اساس فرمان اولیه، شهروندان هفت کشور از جمله کوبا و ترکمنستان هم با محدودیتهای بسیار زیادی برای ورود به آمریکا مواجه شدند.
در فرمان جدید اما، برخی از محدودیتها برای شهروندان ترکمنستان برداشته شده و ترکمنستانیها میتوانند برای دریافت روادید توریستی آمریکا اقدام کنند؛ هرچند همچنان مجاز به اقدام برای روادید مهاجرتی نیستند.
..........................
قوه قضائیه ایران مدعی شد: « حکم یک "جاسوس دو تابعیتی" بهزودی صادر میشود»
اصغر جهانگیر، سخنگوی قوه قضائیه جمهوری اسلامی میگوید : « اخیراً پروندهٔ یک جاسوس دوتابعیتی در استان البرز بررسی شده و حکم او بهزودی صادر میشود.»
وی تابعیت مضاعف فرد بازداشتشده را «سوئدی» عنوان کرده و گفته که او به «جاسوسی» برای اسرائیل متهم شده است.
به ادعای سخنگوی قوه قضائیه ایران، : « این شهروند دوتابعیتی در سال ۱٤۰۲ جذب سرویسهای اسرائیل شد و چندین سفر به سرزمینهای اشغالی داشته و آخرین بار دو هفته پیش از ورود به ایران در آنجا بوده است».
جهانگیر بدون اشاره به هویت این فرد، در تضاد با اطلاعات بالا تصریح کرده که : « متهم یاد شده یک ماه قبل از آغاز جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل، وارد ایران شده و در ویلایی در اطراف کرج مستقر شده بود».
او گفته که این شهروند دوتابعیتی "تجهیزات الکترونیکی جاسوسی" بههمراه داشته و «به جاسوسی برای رژیم صهیونیستی اعتراف کرده است».
دستگاه قضایی جمهوری اسلامی در جریان جنگ ۱۲ روزه و پس از آن، شمار زیادی از شهروندان را به اتهام (جاسوسی) و (همکاری) با اسرائیل بازداشت کرد. برخی از متهمان که پیش از جنگ بازداشت شده بودند، در ماههای گذشته اعدام شدند.
گروههای حقوق بشری و کشورهای غربی تهران را متهم میکنند که از اتباع خارجی به عنوان گروگان و ابزار چانهزنی سیاسی استفاده میکند. جمهوری اسلامی این اتهام را رد کرده، اما بارها اتباع خارجی زندانی را پس از دریافت میلیونها دلار پول یا آزادی متقابل عوامل خود در خارج از کشور آزاد کرده است.
............................