۱۴۰۴-۰۹-۰۴

گزارش سالانه، مرکز آمار فعالان حقوق بشر ایران، در مورد خشونت علیه زنان

 

گزارش سالانه،  مرکز آمار فعالان  حقوق بشر ایران،  در مورد خشونت علیه زنان 

 

داده‌های یک‌سال گذشته نشان می‌دهد خشونت علیه زنان در ایران نه‌تنها یک بحران خانوادگی، بلکه بخشی از یک سازوکار گسترده و ساختاری است. از قتل و تجاوز تا احکام قضایی و برخوردهای امنیتی، الگوهای خشونت در همه‌ جای کشور دیده می‌شود و بدن، پوشش، روابط و کنشگری زنان همچنان یکی از نقاط اصلی کنترل حکومتی باقی مانده است. این گزارش خلاصه‌ای از موارد مستند شده میان ٤ آذر ۱٤۰۳ تا ۲۹ آبان ۱٤۰٤ است.

هفته نارنجی، کارزار جهانی سازمان ملل برای مقابله با خشونت علیه زنان است؛ هفت روز نمادین که هر سال از ۲۵ نوامبر آغاز می‌شود تا توجه افکار عمومی را به اشکال مختلف خشونت جنسیتی جلب کند. به همین مناسبت، گزارش حاضر که به کوشش مرکز آمار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران بر پایه ۳۲۰ پرونده مستندشده از ۱۸۱ گزارش در فاصله یک‌ساله میان ٤ آذر ۱٤۰۳ تا ۲۹ آبان ١٤٠٤ آماده شده در ادامه می آید، این گزارش تصویری آماری و تحلیلی از وضعیت خشونت علیه زنان در ایران ارائه می‌دهد؛ از قتل و آزار جنسی تا فشارهای ساختاری و قضایی.

خشونت مستقیم و مرگبار

در یک‌سال گذشته، بیش از ۱۱۰ زن و دختر در بستر خشونت خانگی یا خانوادگی به قتل رسیده‌اند. قربانیان شامل زنان بزرگسال و دختران خردسال (۵، ۹، ۱۳، ۱۸ و ۲۳ ساله) بوده‌اند.

 

عوامل اصلی قتل اختلافات خانوادگی و تنش‌های مزمن. انگیزه‌های موسوم به ناموسی، مخالفت با ازدواج اجباری یا کودک‌همسری  ودرخواست طلاق یا ترک رابطه، سوءظن و کنترل‌گری گزارش شده‌اند.

 

شیوه قتل‌ها عمدتا با چاقو، سلاح گرم، خفه‌کردن، ضرب‌وجرح شدید یا سوزاندن بوده است. در ده‌ها پرونده مرتکب پس از قتل، اقدام به خودکشی کرده است.

دست‌کم ۲۰ پرونده قتل خانوادگی چندقربانیه ثبت شده است. از جمله قتل زنان همراه با فرزندان خردسال یا بستگان در گلستان، آمل، بروجرد، ماهیدشت کرمانشاه، ارومیه، ماکو، خرم‌آباد، مهاباد، لاهیجان و تهران.

همچنین دست‌کم ۲۵ قتل ناموسی در این بازه زمانی گزارش شده است.  قربانیان شامل دختران نوجوان ۱۷–۱۸ ساله و زنان جوان بوده‌اند و در چند مورد، مرتکب پسر نوجوان خانواده بوده است.

در این دوره ۹ اسیدپاشی علیه زنان مستند شده است: از تهران و کرج تا خمام، سنندج و گلستان.
در برخی موارد قربانی بینایی هر دو چشم را از دست داده است.

به علاوه، دست‌کم ٦ زن توسط همسر یا بستگان با آتش‌سوزی عمدی در سنندج، رضوانشهر، بندرعباس، تهران، مهاباد، سقز به قتل رسیده‌اند.

 تجاوز و آزار جنسی

پرونده‌ها شامل موارد بی‌سابقه و تکان‌دهنده است: مثلا تجاوز در آمبولانس (در یک پرونده قربانی جان باخت) یا آزار جنسی ۱۲ زن جویای کار در تهران.

یک مورد تجاوز گروهی در یاسوج رخ داد  که به خودکشی قربانی منجر شد. آزارهای خیابانی سریالی در سنندج و صحنه‌سازی برای آزار جنسی با پوشش «کارفرما»، «صاحب‌خانه» یا «راننده اینترنتی» در میان اخبار و گزارش‌ها بودند. 

خبر تکان دهنده دیگر زندانی‌کردن یک زن و دختر خردسالش در قفس پرندگان و تجاوز طی ٦ سال بود.

 خودکشی و خودسوزی مرتبط با خشونت

دست‌کم ۲ زن پس از آزار شدید خانوادگی یا فروپاشی رابطه خودکشی کرده‌اند و یک زن جوان در مهاباد پس از خودسوزی جان باخته است.

خشونت ساختاری و حکومتی

خشونت علیه زنان در عرصه عمومی نیز به صورت نظارت امنیتی، برخورد قضایی و محدودیت‌های فرهنگی اعمال می‌شود.

 بازداشت، احضار و بازجویی

در این دوره دست‌کم ٤۵ زن بازداشت شده‌اند و بیش از ۳۰ زن به نهادهای امنیتی احضار شده‌اند.
این برخوردها  فعالان حقوق زنان، هنرمندان، خوانندگان زن، تولیدکنندگان محتوا، زنان حاضر در ویدیوهای رقص، شرکت‌کنندگان در تجمعات، و زنانی که بدون حجاب اجباری در اماکن عمومی حضور داشتند را در برگرفته است.

پلمپ اماکن و واحدهای صنفی

حداقل ۱۲ واحد صنفی شامل کافه، گالری، مطب و مراکز فرهنگی به دلیل «حجاب» یا «شئونات» پلمب شده‌اند؛ از جمله یک مطب متخصص زنان در یزد.

محدودیت‌های فرهنگی و هنری

لغو کنسرت‌ها به دلیل حضور نوازنده یا خواننده زن، پرونده‌سازی برای شرکت‌کنندگان زن در همایش‌ها واحضار هفت خواننده زن در بهبهان از مواردی بوده‌ند که در گزارش‌ها آمده‌اند.

برخورد امنیتی با پوشش

بازداشت زنان به دلیل «نیمه‌برهنگی» یا «رقص»، تشکیل پرونده برای برگزارکنندگان مراسم فرهنگی،  ممانعت از حضور زنان در جلسات بازپرسی به دلیل پوشش یکی از موارد پررنگ در گزارش های یک سال اخیر در حوزه زنان بوده است.

 احکام کیفری و قضایی علیه زنان

طی این یک سال بیش از ۲۰۰ ماه حبس تعزیری ۷٤ تا ۱۷۸ ضربه شلاق، ممنوعیت فعالیت و خروج از کشور. پابند الکترونیکی و اقامت اجباری برای زنان گزارش شده است.

نمونه‌هایی از این احکام عبارتند از حمیده زراعی که به ۱۸ ماه حبس و ۱۷۸ ضربه شلاق محکوم شد و
هستی امیری که ۳ سال حبس و مجازات‌های تکمیلی دریافت کرد. مریم کریمی به حبس با پابند الکترونیکی، نینا گلستانی و رزیتا رجایی به  یک سال حبس محکوم شدند و فریبا حسینی و الهام صالحی احکام ترکیبی حبس و منع فعالیت دریافت کردند.

این روند نشان می‌دهد زنان معترض یا فعال مدنی در معرض خشونت قضایی سازمان‌یافته قرار دارند.

جغرافیای خشونت

خشونت علیه زنان در اکثر استان‌های ایران ثبت شده است اما مهم‌ترین نقاط پرخطر  تهران، خراسان رضوی، البرز، کردستان، فارس، آذربایجان غربی، ایلام، کرمانشاه بوده‌اند.
در این استان‌ها ترکیبی از قتل‌های خانوادگی، اسیدپاشی، آزار جنسی و برخورد امنیتی گزارش شده است.

روندها

بررسی داده‌های یک‌سال گذشته نشان می‌دهد خشونت علیه زنان در ایران در چند مقطع و الگوی مشخص شدت یافته است. زمستان و بهار اوج قتل‌های خانگی و ناموسی بوده و اردیبهشت با ۱۹ قتل، مرگبارترین ماه سال ثبت شده است. در تابستان، برخوردهای امنیتی، احضار زنان و پلمب واحدهای صنفی افزایش یافته و هم‌زمان، در روزهای نزدیک به هشتم مارس موجی از بازداشت و احضار فعالان زنان شکل گرفته است. قتل‌های چندقربانیه شامل همسر و چند فرزند یا بستگان نیز در ماه‌های پایانی سال رو‌به‌افزایش بوده‌اند. آزار جنسی با شیوه‌های فریبنده مانند وعده کار، خانه یا اجاره و نیز در محیط‌های رسمی مانند اورژانس و آمبولانس روندی صعودی داشته است. در کنار این موارد، ساختار قدرت نیز با پلمب اماکن، تشکیل پرونده قضایی، بازداشت زنان هنرمند و صدور احکام سنگین به دلیل پوشش یا تولید محتوا نقش مستقیم در بازتولید خشونت داشته است.

خشونت به معنای جنایت علیه بشریت

خشونتی که در این گزارش مستند شده است، بدون در نظر گرفتن زمینه‌ گسترده‌تر آزار و اذیت بر مبنای جنسیت به عنوان جنایت علیه بشریت قابل درک نیست. در سال ۲۰۲۳، پس از نه ماه تحقیق، مجموعه فعالان به یافته‌های مشخصی دست یافت که نشان می‌دهد زنان و دختران در ایران به دلیل جنسیت‌شان، به‌طور عمدی و شدید از حقوق بنیادین خود محروم می‌شوند. این یافته‌ها بعدا در تصمیم‌گیری‌های سازمان ملل به عنوان شواهدی مبنی بر وقوع آزار جنسیتی در ایران مورد استفاده قرار گرفت. 

یافته‌های اولیه تنها نخستین گام بودند. پرونده‌هایی که در اینجا ارائه شده‌اند – از قتل و خشونت جنسی گرفته تا احکام تنبیهی و آزار سیستماتیک – نشان‌دهنده الگوهایی هستند که نه منفردند و نه تصادفی. این موارد بخشی از سیاست سرکوب گسترده‌تری هستند که در قانون و در عمل، زنان و دختران را کمتر از دیگران تلقی می‌کند. شناسایی این واقعیت ضروری است، چرا که ابعاد و تداوم این نقض‌ها نیازمند پاسخی مبتنی بر حقوق بین‌الملل، عدالت و پاسخگویی است.

............................

تداوم تجمع اعتراضی و مطالباتی کارکنان شرکت نفت فلات قاره ایران در منطقه لاوان و اعتصاب کارگران معدن مس جانجا نیمروز

 

تداوم تجمع اعتراضی و مطالباتی کارکنان شرکت نفت فلات قاره ایران در منطقه لاوان

روز دوشنبه ۳ آذرماه، جمعی از کارکنان شرکت نفت فلات قاره ایران در منطقه لاوان تجمع اعتراضی برگزار کردند. براساس این گزارش اهم خواست و مطالبات این کارکنان :

پرداخت کامل حقوق، حذف سقف بازنشستگی و پرداخت کامل سنوات، اصلاح کف حقوق و عدم ادغام صندوق بازنشستگی با سایر صندوق‌های ورشکسته از جمله مطالبات این کارکنان معترض است. همچنین، روز یکشنبه دوم آذرماە، نیز گروهی از کارکنان پذیرفته شده در آزمون استخدامی سال ۱٤۰۲ شرکت پالایش نفت آبادان در مقابل درب ورودی این شرکت دست به تجمع اعتراضی زدند. معترضین در این تجمع، خواستار افزایش حداقل حقوق و اجرای عدالت در پرداخت‌ها شدند.

اعتصاب کارگران معدن مس جانجا نیمروز

به گزارش حال‌وش، روز یکشنبه ۲ آذرماه، تعدادی از کارگران معدن مس جانجا نیمروز دست از کار کشیده و اعتصاب کردند. این اعتصاب در اعتراض به عدم پرداخت چندماهه حقوق و معوقات کارگران صورت گرفته است.

براساس این گزارش، کارگران معترض که بعضی‌ها چهار ماه و بعضی‌هایشان شش ماه حقوق معوقه دارند از عدم پاسخگویی مسئولان در خصوص مطالباتشان خبر دادند.

.............................

 

بلاتکلیفی شغلی کارگران منطقە ٢ شهرداری اهواز و کارگران ایستگاه تقویت فشار گاز وراوی در شهرستان مهر 

 

کارگران پروژه کمربند سبز اهواز،  بلاتکلیفی وضعیت شغلی‌شان را رسانەای کردند 

بر اساس این گزارش، از حدود یک ماه پیش با استناد به اسناد در خصوص مالکیت اراضی کمربند سبز اهواز، از ادامه فعالیت ٤۰ کارگر فضای سبز منطقه دو شهرداری اهواز که در این پروژه شاغل هستند، جلوگیری شده است. کارگران نگران امنیت شغلی خود هستند و در بلاتکلیفی به‌سر می‌برند. آنان علیرغم حضور فیزیکی در محدوده محل کار خود، اجازه انجام هیچ کاری را ندارند.

این کارگران می‌گویند: « مالکیت اراضی کمربند سبز اهواز به هر ارگان یا نهادی تعلق داشته باشد، کارگران شاغل در آن نباید در دعوای حقوقی دخالت داده شوند. باتوجه به اینکه حدود ۱۲ سال از ساخت پروژه کمربند سبز اهواز می‌گذرد و ما کارگران برای آبادانی این طبیعت سبز از جان مایه گذاشته‌ایم، نباید اجازه دهند بیکار شویم و آینده خود را از دست بدهیم.» به گفته این کارگران، با وجود تغییر شهردار و وعده‌های برخی مسئولان، همچنان بلاتکلیفی آنها ادامه دارد و مقامات مسئول در شهرداری و شورای شهر پاسخگو نیستند.

 

نارضایتی کارگران ایستگاه تقویت فشار گاز «وراوی» از روند استخدام خود

شماری از کارگران ایستگاه تقویت فشار «وراوی» واقع در شهرستان مهر استان فارس که در آزمون استخدامی شرکت نفت و گاز پذیرفته نشده‌اند، به نتیجه آزمون معترض بوده و خواهان رسیدگی به روند جذب خود هستند.

این کارگران گفته‌اند: « از حدود ٦۰ کارگر شاغل در این واحد، بعد از پذیرفته نشدن در آزمون شرکت نفت و گاز وضعیت شغلی ۵۲ نفر مشخص نیست و بلاتکلیف شده ایم؛ همگی در آزمون استخدام مهرماه شرکت کردیم و فقط هشت نفرمان پذیرفته شدند؛ مابقی شرایط نامشخصی دارند.

این کارگران که عملکرد خود را دلیل کافی بر توانایی و تخصص‌شان می‌دانند، در ادامه گفتند: کارگرانی که ایستگاه را در سخت‌ترین شرایط فعال نگه داشته‌اند و حتی در شرایط دشوار، جان خود را برای حفظ چرخه تولید به خطر انداخته‌اند، باید در فرآیند جذب از اولویت قطعی برخوردار باشند و تجربه میدانی آنان بر آزمون رسمی ارجحیت داشته باشد.

در این گزارش آمده است که به دنبال اعتراض چند روزه کارگران ایستگاه تقویت فشار گاز وراوی، شورای تأمین شهرستان مهر تشکیل جلسه داد. در این جلسه، مقرر شده ۲۰ امتیاز ویژه به نمره این کارگران در برگه آزمون استخدامی اضافه شود تا امکان ورود آن‌ها به مرحله مصاحبه افزایش یابد. همچنین برای تعداد محدودی از افرادی که شانس استخدام را از دست می‌دهند، شرایط اشتغال در سایر پروژه‌ها فراهم می‌شود. با این حال، این امتیازات نتوانسته کارگران را کاملاً راضی کند و آنها همچنان خواهان رسیدگی ویژه و بازنگری در روند جذب هستند.

...........................

پخش ویدیوی اعترافات ١٤ شهروند ازطرف پلیس وبازداشت به‌دلیل فعالیت‌های اعتراضی 

 

چهارده جوان به‌دلیل شعارنویسی و نصب نوشته‌های انتقادی توسط نیروهای انتظامی بازداشت شدند. سن این افراد بین ۲۲ تا ۳۰ سال اعلام شده است. خبرگزاری پلیس با انتشار ویدیویی این شهروندان را به (ارتباط‌ گیری با خارج از کشور) متهم کرده است. آنها در این ویدیو به بیان اعترافاتی علیه خود پرداخته‌اند.

براساس این گزارش، خبرگزاری وابسته به پلیس، با انتشار ویدیویی این شهروندان را به (ارتباط‌گیری با خارج از کشور) متهم کرده است. افراد بازداشت‌ شده در مقابل دوربین اظهاراتی بیان می‌کنند که نشانه‌هایی از اجبار در آن دیده می‌شود. تجربه‌های مشابه نشان می‌دهد این‌گونه اعترافات معمولا از اعتبار حقوقی برخوردار نیست.

در بخش‌هایی از این ویدیو، بازداشت‌ شدگان جملاتی با مضمون (پشیمانی) و (فریب‌خوردگی) بر زبان می‌آورند. محتوای ارائه‌ شده با الگوی رایج اعترافات اجباری مطابقت دارد. شرایط ضبط ویدیو نیز شفاف نیست.

گوینده گزارش، سن این جوانان را بین ۲۲ تا ۳۰ سال اعلام کرده و مدعی "هدایت آنان از خارج کشور" شده است. با این حال، هیچ اطلاعاتی درباره هویت این افراد، زمان و محل بازداشت آنها ارائه نشده است.

لازم به یادآوری است، علاوه بر نقض کرامت انسانی که در سایه ضبط و پخش اعترافات اجباری صورت می گیرد، اساسا تا زمانی که فردی در محکمه محکومیت نهایی دریافت نکند، از منظر قانون بی گناه محسوب می شود و هرگونه اعمال مجازاتی پیش از محکومیت نقض حقوق شهروندی و انسانی او محسوب می شود.

............................

بیانیەی کانون نویسندکان ایران، در مورد،  ازادی بیان در هفته‌ای که گذشت (۲٤ تا ۳۰ آبان) 

 

شنبه ۲٤ آبان

ــ اکبر دانش‌سرارودی، فعال سیاسی ساکن اصفهان، در پی یورش ماموران امنیتی به خانه‌اش بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شد.

ــ به گفته‌ی خبرگزاری‌ها، طاهر نقوی (وکیل دادگستری) و ودود اسدی (فعال مدنی ترک) محبوس در زندان اوین که در اعتصاب غذا به سر می برند در پی وخامت وضعیت سلامتی به بهداری زندان منتقل شده‌اند.

ــ محمد بنازاده امیرخیزی به اتهام «عضویت در گروه مخالف نظام» و «تبلیغ علیه نظام» در دادگاه انقلاب به ۵ سال و ۸ ماه حبس محکوم شد.

ــ هیرش ناوگران‌زاده، شهروند سنندجی، که به اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به ٦ ماه حبس تعزیری محکوم شده است برای اجرای حکم حبس بازداشت و به زندان منتقل شد.

یکشنبه ۲۵ آبان

ــ شش شهروند بهایی (مونا ذکایی، نغمه میرزاآقا، مهین سعادتمند، مهشید سفیدی، ثمر مسعودی و ناصر رجب) برای اجرای حکم پنج ماه حبس بازداشت و به زندان کچوئی کرج منتقل شدند.

ــ آروین عوض‌پور، شهروند بهایی ساکن گنبدکاووس، به دست ماموران امنیتی بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شد.

ــ حسین میربهاری، بنیان‌گذار جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان، در تماسی تلفنی به خانواده‌اش خبر داد که به زندان اوین منتقل شده است.

ــ حسین سپهری، برادر فاطمه سپهری (زندانی سیاسی)، برای تحمل دوران حبس خود بازداشت و به زندان وکیل‌آباد مشهد منتقل شد. او به اتهام‌های «اجتماع و تبانی» به ۳ سال و ۷ ماه حبس، «توهین به رهبر جمهوری اسلامی» به یک سال و ۴ ماه حبس و «تبلیغ علیه نظام» به ۷ ماه حبس محکوم شده که ۳ سال از این حکم تعلیقی است.

ــ مرتضی دولت‌پور، شهروند ساکن قم، به اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به یک سال حبس تعزیری محکوم شد.

ــ رئیس قوه قضاییه‌ی اعلام کرد: «طی ایام اخیر مجددا دستوراتی را در راستای مقابله قانونی و قاطعانه با جریانات سازمان‌یافته‌ی مروج ناهنجاری‌های اجتماعی و مظاهر این ناهنجاری‌ها، از جمله بی‌حجابی و نیمه‌برهنگی، صادر کرده‌ایم».

ــ اجرای «رویداد هفته‌ی دیزاین تهران» به دلیل «انتشار ویدیوی مبتذل و موسیقی با محتوای سیاسی و حضور افراد بدون حجاب» متوقف شد.

ــ حسین محمدی و زهرا غلامی، دو نوکیش مسیحی، پس از احضار به شعبه‌ی اجرای احکام کیفری دادسرای عمومی و انقلاب ملارد بازداشت و برای تحمل دوران محکومیت به ۲ سال حبس به اتهام «تشکیل یا اداره گروه با هدف برهم‌زدن امنیت کشور» به زندان منتقل شدند.

دوشنبه ۲٦ آبان

ــ جلسه‌ی دادگاه نیروانا تربتی‌‌نژاد، شهروند ساکن گرگان، به اتهام «تبلیغ علیه نظام» در دادگاه انقلاب این شهر برگزار شد.

ــ جواد لعل‌ محمدی، زندانی سیاسی محبوس در زندان وکیل‌آباد مشهد، برای انجام عمل جراحی با پابند به بیمارستان اعزام شد.

سه‌شنبه ۲۷ آبان

ــ کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در نودوپنجمین هفته‌ در ۵٤ زندان کشور با اعتصاب غذا و صدور بیانیه ادامه یافت. در بخشی از بیانیه‌ آمده است: «بار دیگر بر عهد خود برای ایستادگی در برابر ماشین سرکوب و قتل دولتی تأکید می‌کنیم و با یادآوری جان‌باختگان قیام آبان ـ بیش از ۱۵۰۰ زن و مرد و نوجوانی که فدای راه آزادی شدند ـ ستمدیدگانی که تن به ذلت ندادند و علیه ظلم و استبداد قیام کردند بر ادامه راه آنان تا برچیده‌شدن کامل بساط اعدام و تحقق آزادی و برابری پافشاری می‌نماییم. تا ظلم و بیداد هست آبان ادامه دارد».

ــ محکومیت دنیا حسینی به ۳ سال و ٦ ماه حبس تعزیری به اتهام «تبلیغ علیه نظام در راستای تحکیم و تقویت رژیم اسرائیل» در دادگاه تجدیدنظر استان تهران عینا تایید شد.

چهارشنبه ۲۸ آبان

ــ زینب جلالیان، تنها زن زندانی سیاسی محکوم به حبس ابد در ایران، به‌رغم گذشت قریب به سه هفته از انجام عمل جراحی از دریافت رسیدگی‌های ضروری پزشکی خارج از زندان محروم مانده است.

ــ به گفته‌ی خبرگزاری‌ها، مریم اکبری منفرد (زندانی سیاسی محبوس در زندان قرچک ورامین) «به‌رغم موافقت دستگاه قضایی با اعزام او برای دریافت خدمات پزشکی» همچنان از حق درمان محروم مانده است.

ــ «پایگاه خبری و تحلیلی شرق» با انتشار گزارشی اعلام کرد که «حسین میربهاری فعال حقوق کودکان که در تاریخ ۲۳ مهر برای دومین‌بار بازداشت شده بود حالا در انتظار تامین وثیقه‌ی ۵ میلیارد تومانی است». در این گزارش به نقل از خانواده‌ی او آمده است: «حسین در حالی بازداشت شده که به بیماری‌هایی مانند دیابت، سنگ صفرا، مشکلات کلیوی، تیروئید و سابقه جراحی معده مبتلاست و نیاز مداوم به پیگیری پزشکی و رژیم غذایی دارد… اعتراض جدی خانواده به میزان وثیقه‌ی‌ صادرشده است. ۵ میلیارد تومان برای انسانی که هیچ کاری جز فعالیت انسان‌دوستانه ندارد آیا منصفانه است؟».

ــ سه زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین (مرتضی صیدی، بهنام مهاجر و میلاد خورشیدطلب) از روز دوشنبه ۲۶ آبان به‌ صورت تنبیهی به سلول‌ انفرادی منتقل شده‌اند. به گفته‌ی خبرگزاری‌ها «این اقدام در پی اعتراض این زندانیان نسبت به انتقال احسان افرشته، زندانی محکوم به اعدام، به خارج از بند هفت صورت گرفته است».

ــ دادستان عمومی و انقلاب تهران در نشست «بررسی وضعیت حجاب و عفاف و راهکار‌های مقابله با ناهنجاری‌های اجتماعی» بر «ضرورت هماهنگی و هم‌افزایی دستگاه‌های اجرایی، فرهنگی و نظارتی در صیانت از ارزش‌های دینی و اخلاقی» تأکید کرد.

ــ ماموران امنیتی و نیروهای حراست شرکت ذوب‌آهن اصفهان مانع برگزاری تجمع صنفی کارگران این شرکت شدند.

ــ دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان بویراحمد برای شهاب محمدیان، شهروند ساکن یاسوج، «قرار جلب» صادر کرد. اتهام او «فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی» اعلام شده است.

ــ پارسا سروشیان و روزبه ناصری، شهروندان بهائی ساکن کرج، پس از حضور در شعبه‌ی اجرای احکام دادگاه انقلاب کرج بازداشت و برای تحمل ۱۰ ماه حبس به زندان منتقل شدند.

ــ امید فراغت، روزنامه‌نگار، به اتهام «تبلیغ علیه نظام» در دادگاه تجدیدنظر تهران به پرداخت جزای نقدی بدل از ۳ ماه حبس محکوم شد.

ــ سه شهروند اهوازی (سجاد غرباوی، حسین جلال و علی حمدی) به دست نیروهای امنیتی بازداشت شدند. به گفته‌ی خبرگزاری‌ها، حسین جلال و علی حمدی پس از «اخذ تعهد کتبی» آزاد شدند اما سجاد غرباوی کماکان در بازداشت به سر می‌برد. دلیل این بازداشت‌ها «انتشار یک موزیک‌ویدئو» اعلام شده است.

پنج‌شنبه ۲۹ آبان

ــ آرمان اسکویی، زندانی سیاسی محبوس در زندان وکیل‌آباد مشهد، به اتهام «توهین به رهبری» و «تبلیغ علیه نظام» در دادگاه انقلاب این شهر به ۲۳ ماه حبس محکوم شد.

ــ کوروش جلیل، شهروند ساکن یاسوج، برای تحمل ۱۵ ماه حبس به اتهام‌ «تبلیغ علیه نظام» و «توهین به رهبر و بنیانگذار جمهوری اسلامی» بازداشت و به زندان این شهر منتقل شد.

ــ رحمان حسینی و احمد مام‌شریفی، شهروندان کرد ساکن پیرانشهر، به اتهام «تبلیغ علیه نظام» در دادگاه انقلاب این شهر به ۶ سال و ٦ ماه حبس تعزیری محکوم شدند.

...............................

بیانیه مشترک سازمان‌های فعال در حوزه حقوق کودک به مناسبت سالروز تصویب کنوانسیون حقوق کودک

 

ما، جمعی از سازمان‌های مردم‌نهاد ایرانی فعال در حوزه حقوق کودک، هم‌زمان با سالروز تصویب کنوانسیون حقوق کودک، نگرانی عمیق خود را از تداوم نقض حقوق بنیادین کودکان در کشور اعلام می‌کنیم. با وجود پیوستن ایران به کنوانسیون از سال ۱۳۷۲، اجرای کامل مفاد آن همچنان با چالش‌های جدی روبه‌روست.

مهم‌ترین نگرانی‌ها:

۱. تهدید حق بقا و سلامت: فقر، سوء‌تغذیه، کمبود خدمات درمانی و بحران‌های زیست‌محیطی، سلامت و رشد کودکان را به خطر انداخته است.

۲. محرومیت از هویت قانونی: بسیاری از کودکان فاقد اوراق هویتی از حقوق اساسی خود مانند آموزش و خدمات درمانی محروم‌اند.

۳. نابرابری در دسترسی به آموزش: تبعیض، فقر، ترک تحصیل و اختلاف شدید میان مناطق مختلف، حق آموزش برابر و باکیفیت را نقض می‌کند.

٤. گسترش خشونت و کودک‌همسری: انواع خشونت علیه کودکان همچنان رایج است و کودک‌همسری به‌عنوان نقض جدی منافع عالیه کودک ادامه دارد.

۵. نادیده‌گرفتن منافع عالیه کودک: تصمیمات مهم درباره کودکان اغلب بدون توجه کافی به شرایط و منافع واقعی آنها اتخاذ می‌شود.

٦. استثمار کودکان : کودکان کار در معرض شدیدترین اشکال بهره‌کشی و خشونت قرار دارند و حمایت کافی از آنها وجود ندارد.

مطالبات ما: 

۱-اجرای کامل و شفاف مفاد کنوانسیون و گزارش‌دهی منظم به نهادهای بین‌المللی

۲-تضمین آموزش برابر و رایگان و با کیفیت برای همه کودکان بدون تبعیض

۳- ارائه شناسنامه به کودکان بدون شناسنامه بلوچ و کودکان متولد از مادر ایرانی و اعطای تابعیت به کودکان مهاجر متولد در ایران

٤-ایجاد نظام حمایتی مؤثر برای مقابله با خشونت علیه کودکان و حذف کودک‌همسری

۵-رعایت منافع عالیه کودک در تمام تصمیمات و فرایندها

٦-تدوین برنامه ملی برای کاهش و حذف کار کودک با مشارکت جامعه مدنی

۷-کودکان حق زندگی و رفاه و آرامش دارند و تضمین حقوق آنان یک وظیفه قانونی، اخلاقی و انسانی است.

۱- موسسه شکوفایی استعدادهای کودکان مهر
۲- موسسه ندای ماندگار دروازه غار
۳- گروه تلاشگران یاری همدل
٤- انجمن یاری کودکان در معرض خطر
۵- موسسه یاریگران کودکان کار پویا
٦- انجمن حمایت از حقوق کودکان
۷- موسسه مهروماه
۸- گروه فرهنگی اجتماعی کیانا
۹- انجمن درخت کوچک زندگی
۱۰- انجمن پرنده درخت کوچک
۱۱- انجمن حمایت از کودکان کار
۱۲- انجمن دوستداران کودک پویش
۱۳- انسان دشواری وظیفه
۱٤- موسسه نوید زندگی کوشا
۱۵- انجمن پژوهش های آموزشی پویا

..........................

مسعود فرهیخته معلم زندانی به سه‌شنبه‌های نه به اعدام پیوست

 

مسعود فرهیخته معلم زندانی محبوس در زندان مرکزی کرج در یک فایل صوتی اعلام کرده که از زمان حضور در این زندان به کارزار( سه‌شنبه‌های‌ اعتراضی‌ نه به اعدام ) پیوسته است او ضمن انتشار نامه ای سرگشاده به ریاست زندان مرکزی کرج با اعلام حمایت خود از اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در سه شنبه های نه به اعدام از او خواسته که سهمیه غذای او را در این روز به منظور جلوگیری از. حیف و میل قطع کند.

متن نامه مسعود فرهیخته چنین است: ریاست محترم اندرزگاه ۱٦ موضوع: اعتصاب غذا در روزهای سه شنبه و پیوستن به کارزار (اعتراضی نه به اعدام)

با احترام؛ به استحضار می رساند اینجانب مسعود فرهیخته زندانی اندرزگاه شماره ۱٦ سالن ۱۲ نسبت به احکام ناعادلانه و غیر بازگشت اعدام زندانیان که ناقض منشور حقوق بشر می باشد،اعتراض داشته و از زمان حضور در زندان به کارزار (اعتراضی نه به اعدام ) پیوسته و در روزهای سه شنبه همراه با تمام زندانیان عضو کارزار نه به اعدام به اعتصاب غذا می پردازم. شایسته است به منظور جلوگیری از حیف و میل، سهمیه غذای اینجانب را در روزهای سه‌شنبه قطع نمایید.

.......................

بیانیەی مادران پارک لاله، به مناسبت  ۲۵ نوامبر، روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان،

 

 

 ۲۵ نوامبر، روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان، فریادی علیه ساختار سلطه‌گر و مرد-پدرسالاری است!   

 

نظام مرد-پدرسالار و زن‌ستیز جمهوری اسلامی ایران، بلافاصله پس از تصرف قدرت، علیرغم مبارزه و مقاومت‌های جانانه‌ی زنان از همان آغاز  تاکنون، هر چه در توان داشته گذاشته است تا ساختارهای تبعیض‌آمیزش را به وحشیانه‌ترین شکل ممکن به قانون تبدیل کند و خشونت و تبعیض جنسی –جنسیتی را به شکل سیستماتیک در تمام عرصه‌های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و حتی اقتصادی بر زنان تحمیل کند. از خشونت خانگی و بردگی زنان به عنوان تولید کننده‌ی نیروی کار خانگی و پرستاری از کودکان و سالمندان تا عدم پرداخت حقوق برابر در محیط‌های کاری خارج از خانه و دیگر عرصه‌های اجتماعی، از حجاب اجباری و نداشتن حق کنترل بر بدن خود تا نداشتن اختیار در سفر و حضانت فرزندان و انتخاب شریک زندگی و سایر حقوق فردی و اجتماعی، زنان همواره به‌عنوان جنس دوم تلقی شده و مورد تبعیض، ستم، تعرض و محرومیت شدید بوده‌اند. خودکشی و خودسوزی زنان ناشی از فشارهای جامعه‌ی مردسالار نیز از موارد بسیار مهم خشونت علیه زنان است که در بسیاری از موارد خبرش در رسانه‌ها منتشر نمی‌شود. زنان به دلیل جنسیت‌شان در خیابان و در زندان نیز به شدت و مدام مورد تحقیر و توهین و تعرض قرار می‌گیرند و برای دستیابی به برابری نسبی در هر موقعیتی که هستند، باید چندین برابر مردان فعالیت کنند و بجنگند.  

زنان به عنوان نیمی از جمعیت جهان در نظام‌‌های سودمحور، سلطه‌گر و مرد-پدرسالار، به‌ویژه در سایه‌ی ساختارهایی مبتنی بر سلطه‌ی دین مانند جمهوری اسلامی ایران و افغانستان، همواره از طرف حاکمیت و هم از طرف جامعه‌ی مرد-پدرسالار مورد خشونت و تبعیض‌های فاحش و سیستماتیک و مضاعف بوده‌اند. در کشورهای به اصطلاح دموکراتیک نیز در زمان تشدید بحران‌ها و قدرت گرفتن نیروهای راست و در شرایط جنگی، تبعیض و خشونت بر زنان شدیدتر می‌شود و برماست که برای رهایی از این همه ستم، خشونت، تبعیض، نابرابری، جنگ، تخریب محیط زیست و جنایت بایستیم و مستمر و پیگیر مبارزه کنیم تا بتوانیم دنیایی انسانی، عادلانه و بدون خشونت و تبعیض بسازیم.    

روزنامه شرق مطلبی را در هفدهم آبان امسال منتشر کرده است: «از ابتدای سال ١٤٠٤ ، هر سه روز دست‌کم یک زن کشته شد. آن‌طور که در اخبار و منابع خبری منتشر شده، بین ٤۵ تا حدود ٦۲ زن، طی ٤ تا ٦ ماه ابتدای سال ١٤٠٤، به دست مردان خانواده کشته شدند و انجمن جامعه شناسان ایران هم، چهارم آبان ١٤٠٤، « از ثبت ٦۳ مورد همسرکشی در ایران از ابتدای سال» خبر داده است. هولناک‌تر این‌که به گفته‌ی فعالان اجتماعی، آمار منتشر شده از قتل‌ها و خشونت‌ها، نمونه‌ی کوچکی از واقعیتی است که زنان با آن مواجهند.       

در نظام‌های مرد-پدرسالار ، بسیاری از زنانِ فرودست و محروم جامعه نیز مجبورند که زود و ناخواسته ازدواج کنند و حق کار و تحصیل با شرایط برابر را ندارند، که به نظر می‌رسد با افزایش آگاهی زنان و مقاومت در برابر این تبعیض‌ها و خشونت‌ها، زن‌کُشی شدت گرفته است زیرا جامعه‌ی مردسالار که خود را مالک و زنان را ناموس خود می‌داند، توان تحمل سرپیچی زنان و دختران جوان را ندارد. در کشورهایی مانند ایران که قوانین بر مبنای ساختارهای ارتجاعی و زن ستیزانه تدوین شده است یا فرهنگ مرد-پدرسالاری از طریق قدرت مذاهب رواج زیادی دارد، مردان برای «حفظ آبرو» یعنی حفظ قدرت مردسالارانه‌ی خود، به خودشان اجازه می‌دهند که حتی عزیزترین فرزند خود را بکُشند. اما زنان دیگر حاضر نیستند به این ساختارهای تبعیض آمیز، چه از طرف حاکمیت، چه از طرف جامعه‌ی بیمار مردسالار تن دهند و به شدت مبارزه جو شده‌اند. نمودهای بارز مبارزه‌جویی و سرسختی زنان و جوانان آزادی‌خواه و برابری‌طلب را در قیام غرورآفرین زن، زندگی، آزادی در سراسر ایران دیدیم. این مبارزات علیه تحمیل حجاب اجباری و دیگر ارکان تبعیض هم‌چنان بی وقفه ادامه دارد و زنان و جامعه‌ی کوئیر مصمم ایستاده‌اند و حاضر نیستند به عقب بازگردند و تن به تسلیم در برابر این همه خشونت و نابرابری بدهند.      

حاکمیت نیز از این همه مقاومت وحشت زده شده و به صدور احکام اعدام‌ افزوده است تا شاید با ایجاد رعب و وحشت، بتواند جلوی عصیان زنان و مردان برابری‌خواه و دگرباشان را بگیرد، اما موفق نخواهند شد. هم اکنون دو زن مبارز کُرد به نام‌های وریشه مرادی و پخشان عزیزی و نیز زهرا شهناز طبری محکوم به اعدام هستند. زینب جلالیان زن مبارز کُرد نیز بیش از هیجده سال است که بدون یک روز مرخصی با حکم حبس ابد در زندان است و هر روز شاهدیم که تعداد زیادی از فعالان سیاسی و مدنی را بازداشت و به حکم‌های سنگین یا اعدام محکوم می‌کنند و خودشان و خانواده‌های‌شان را زیر فشارهای شدید همراه با تهدید قرار می‌دهند تا شاید به این طریق بتوانند زنان و جوانان مبارز را به سکوت یا مدارا با حاکمیت بکشانند.   

ما مادران پارک لاله ایران که خود زن و برخی مادر هستیم و خشونت و تبعیض و سرکوب علیه زنان را در عرصه‌های مختلف زندگی فردی و اجتماعی خود در ایران زیر سلطه‌ی حاکمیت اسلامی تجربه کرده و سال‌ها نیز در جنبش‌های دادخواهی و زنان جنگیده‌ایم، ۲۵ نوامبر (چهارم آذر) روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان را گرامی می‌داریم و به تمامی زنان مقاوم و مبارز و دادخواه در ایران و جهان درود می‌فرستیم. ما زنان مبارز و مستقل، حجاب اجباری و تبعیض جنسی – جنسیتی و چرخه‌ی آزادی کُشی، سرکوب، قساوت، بازداشت، شکنجه، اعدام، تبعیض، بی‌عدالتی، زن ستیزی و مرد-پدرسالاری در ایران و جهان را به شدت محکوم می‌کنیم و اعتقاد عمیق داریم که این زنجیرها را باید به دست خودمان همراه با سایر جنبش‌های مستقل و مردمی پاره کنیم و به رهایی، آزادی، برابری، و دنیایی عادلانه، انسانی و شاد دست یابیم.

از شما زنان و دادخواهان می‌خواهیم که برای دستیابی به مطالبات زیر با ما همراه شوید:

۱) آزادی بدون قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی، ۲) لغو مجازات اعدام و پایان دادن به هرگونه حذف فیزیکی و شکنجه شامل؛ اعدام، ترور، کشتار خیابانی، شلاق، شکنجه، سنگسار و قصاص، ۳) محاکمه و مجازات آمران و عاملان تمامی جنایت‌های صورت گرفته توسط مسئولان جمهوری اسلامی ایران از ابتدا تا به امروز در دادگاه‌هایی علنی، عادلانه و مردمی (مجازاتی به جز اعدام)، ٤) برخورداری از آزادی بیان، اندیشه، قلم بدون قید و شرط، ۵) برخورداری از آزادی پوشش و حق کنترل بر بدن بدون قید و شرط، ٦) برخورداری از حق اعتراض، اعتصاب، تجمع، تشکل، سازمان‌ و احزاب مستقل، ۷) برخورداری از برابری حقوق شهروندی و رفع هرگونه تبعیض و ۸) جدایی دین از حکومت. ما اعتقاد عمیق داریم که ساختار سراپا فاسد، تمامیت‌خواه و دیکتاتوری مذهبی – ارتجاعی و غیر دموکراتیک حکومت اسلامی ایران باید در هم شکسته شود و طرحی نو در اندازیم.

زنان ناموس هیچ‌کس نیستند!

رهایی زنان، رهایی جامعه است!

زنده و پیروز باد جنبش مستقل زنان!

زنده و پیروز باد جنبش مستقل دادخواهی!

زنده و پیروز باد قیام رادیکال «زن، زندگی، آزادی – ژن، ژیان، ئازادی»!

مادران پارک لاله ایران

سوم آذر ١٤٠٤ برابر با ۲٤ نوامبر ۲۰۲۵

..............................

تعطیلی شماری از استان‌های ایران به‌دلیل آلودگی هوا و شیوع آنفولانزا

 

رسانه‌های ایران روز دوشنبه٣ آذرماە،  خبر دادند که با تصمیم کارگروه اضطرار آلودگی هوا، مدارس و دانشگاه‌های استان تهران در روزهای سه‌شنبه ٤ آذر و چهارشنبه ٥ آذر غیرحضوری شدند. در همین رابطە، بانک‌های استان تهران بجز فیروزکوه نیز قرار است به صورت کشیک فعالیت کنند.

این گزارش حاکی است که کارمندان اداره‌های دولتی و غیردولتی با نظر مدیران در این بازه زمانی دورکار شدند. از سوی دیگر، مدارس و دانشگاه‌ها در استان‌های یزد، آذربایجان غربی، سیستان‌وبلوچستان و البرز نیز غیرحضوری شدند. مدارس در استان قزوین تعطیل هستند.شیوع آنفولانزا و آلودگی هوا از دلایل این تصمیم اعلام شده است.

ادارهٔ هواشناسی در روزهای اخیر برای بسیاری از شهرهای ایران وضعیت هشدار صادر کرده و هوای آن‌ها را برای همه «ناسالم» یا «بسیار ناسالم»‌ دانسته است.

 

.............................

بنا به اعلام وزارت خارجه فرانسه،  وزیر خارجه ایران سه‌شنبه با همتای فرانسوی‌اش دیدار می‌کند

 

وزارت خارجه فرانسه اعلام کرد ژان نوئل بارو، وزیر خارجه این کشور، قرار است چهارشنبه پنجم آذر در پاریس با همتای ایرانی خود دیدار و دربارهٔ مسائل دوجانبه و منطقه‌ای و همچنین برنامهٔ هسته‌ای ایران گفت‌وگو کند.

وزارت خارجه فرانسه پیش از سفر عباس عراقچی به این کشور اعلام کرد: «این فرصتی برای ما خواهد بود تا از ایران بخواهیم به تعهداتش در قبال آژانس بین‌المللی انرژی اتمی عمل کند و همکاری با این نهاد را به سرعت از سر بگیرد».

بر اساس این خبر، وزیران خارجه دو کشور همچنین دربارهٔ سرنوشت دو شهروند فرانسوی که پس از آزادی اجازه خروج از ایران را ندارند و در سفارت فرانسه در تهران اقامت دارند، گفت‌وگو خواهند کرد.

 

..........................

 

 

 

 

 

 

 

 

 

یک نظر بنویسید

 

نظرات شما

بدون نظر