تظاهرات 450 هزاردانش آموز در فرانسه: مجروح شدن ۷۱۵ پلیس و ۲۱۵ دانشآموز
پنجشنبه 16 مهر
.......................
اعتراض کارگری: نیشکر هفتتپه به طرح بازنشستگی اجباری؛ میدان نفتی یادآوران به تغییر عنوان شغلی
اعتراض کارگران رسمی نیشکر هفتتپه به طرح بازنشستگی اجباری
حدود ۶۰ کارگر رسمی شاغل در بخشهای کشاورزی و صنعتی مجتمع کشت و صنعت نیشکر هفتتپه که دارای سوابق کاری بین ۲۰ تا ۲۵ سال هستند، از سوی مدیریت شرکت برای بازنشستگی اجباری به اداره تأمین اجتماعی هفت تپه ارجاع داده شدهاند. کارگران به بازنشستگی اجباری، معترض هستند.
کارگران در گفتگو با ایلنا اعلام کردند که این اقدام با هماهنگی قبلی اداره تأمین اجتماعی هفت تپه و بدون اطلاعرسانی به آنها صورت گرفته است.
آنها با اشاره به اینکه سن اکثر کارگران تحت این طرح زیر ۵۲ سال است، تأکید کردند که طبق قوانین جاری، این افراد مشمول بازنشستگی نمیشوند و طبق قانون جدید، سن بازنشستگی مردان به ۶۲ سال افزایش یافته است و تا رسیدن سن قانونی، در صورت تمایل، کارگر میتواند به کار در واحد مربوطه ادامه دهد.
یکی از چالشهای اصلی مطرح شده توسط کارگران، تفاوت در محاسبه سنوات خدمت است. بر اساس روال جاری در مجتمع نیشکر هفتتپه، کارگران مشمول سنوات ارفاقی (۲ ماه به ازای هر سال سابقه) هستند، اما کارفرما قصد دارد بازنشستگی را بهصورت عادی (۴۵ روز به ازای هر سال) محاسبه کند که این امر موجب ضرر مالی گسترده به کارگران میشود.
این کارگران با تاکید بر اینکه حداقل ۱۰ سال دیگر توانایی خدمت در این مجتمع را دارند، خواستار بازنگری در این تصمیم و رعایت حقوق قانونی و سنوات ارفاقی هستند.
اعتراض کارگران شرکتی میدان نفتی یادآوران به خاطر تغییر عمدی عنوان شغلی
کارگران شرکتی حراست میدان نفتی یادآوران، به ثبت عنوان شغلی اشتباه در سامانه ثبت اطلاعات کارگران شرکتی اعتراض کردند و گفتند: طبق قرارداد رسمی پرسنل حراست میدان نفتی یادآوران، عنوان شغلی "مأمور انتظامات و نگهبانی" است اما در سامانه سایر یا پاکنا، به جای ثبت صحیح، عنوان پرسنل حراست به صورت "مشاوره" ثبت شده است. این اقدام، تلاشی برای تغییر ماهیت حقوقی از تأمین نیروی انسانی به خدمات مشاورهای است تا با تغییر ماهیت شغلی، از الزام به ثبت در سامانه ساپنا و اجرای ساماندهی نظام پرداخت طفره روند.
آن ها در گفتگو با ایلنا تاکید کردند: در سامانه سایر یا پاکنا، شرکت مهندسی و توسعه نفت، با عنوان مشاور ثبت شده است. این شرکت، به عنوان نهاد ناظر و رابط میان پیمانکار و دولت، وظیفه دارد صحت اطلاعات نیروهای مستقر را تایید کند، اما با ثبت اشتباه نقش خود در سامانه، عملاً باعث شده است که ماهیت پروژه از حالت اجرایی/خدماتی به حالت مشاورهای تغییر یابد تا از ثبت سوابق پرسنل حراست میدان جلوگیری شود، و از ساماندهی جا بمانیم.
...........................................
تجمع کارگران در اعتراض به تأخیر پرداخت حقوق و مطالبات: پتروشیمی چابهار؛ ایرانبرک رشت
تأخیر چندماهه در پرداخت دستمزدها و اعمال کسورات کارگران پروژه پتروشیمی چابهار
به گزارش شبکه اسناد حقوق بشر بلوچستان، کارگران پروژه پتروشیمی چابهار که برای شرکت کیان گوهر نویان، پیمانکار شرکت فکور، کار کردهاند، از تأخیر چندماهه در پرداخت دستمزدها و اعمال کسورات از حقوق خود خبر دادند.
این کارگران در ماههای اردیبهشت، خرداد و تیر ۱۴۰۵ در پروژه مشغول بودند. به گفته آنان، تأخیر در پرداخت حقوق باعث شد از ۲۰ تیرماه به مدت ۹ روز دست از کار بکشند و سرانجام بدون دریافت مطالبات خود محل کار را ترک کنند.
آخرین بخش از دستمزدهای معوق روز ۱۳ مهرماه پرداخت شد، اما کارگران میگویند حدود ۱۷ میلیون تومان بابت هزینه غذا در روزهای اعتصاب از حقوق آنان کسر شده است. آنان همچنین از کسر پیشین چهار میلیون و ۵۰۰ هزار تومان بابت کفش و لباس کار خبر دادند.
کارگران در بخش خاکبرداری و تسطیح زمین نیز مدعی شدند خاکی که باید از محوطه خارج میشد، با مصالح زیرسازی واردشده به پروژه مخلوط و دوباره استفاده شده است. آنان از مسئولان پتروشیمی چابهار و شرکت نگین مکران خواستند تأخیر در پرداخت حقوق، کسورات مزدی، وضعیت بیمه و عملکرد شرکت کیان گوهر نویان را بررسی کنند.
کارگران ایرانبرک در اعتراض به معوقات مزدی دست به اعتصاب زدند
روز سه شنبه 14 مهرماه کارگران ایرانبرک رشت که گروهی از آنها از ابتدای سال از کار کنار گذاشته شده و طی حدود دو ماه گذشته برای تعیین تکلیف وضعیت خود و دریافت مطالباتشان تجمع و پیگیری کردهاند، روز گذشته (چهاردهم شهریور) بار دیگر مقابل کارخانه تجمع کردند؛ همزمان کارگران شاغل در داخل کارخانه نیز در اعتراض به معوقات مزدی و پرداخت نشدن حق بیمه از ابتدای سال دست از کار کشیدند و این اعتصاب روز چهارشنبه نیز ادامه یافت.
کارگرانی که از ابتدای سال در کارخانه حضور ندارند، طی این مدت به نهادهایی از جمله اداره تعاون، کار و رفاه اجتماعی، سازمان تأمین اجتماعی، فرمانداری و استانداری مراجعه کردهاند، اما به گفته آنها، این پیگیریها هنوز به نتیجه مشخصی نرسیده است.
این کارگران در گفتوگو با خبرنگار ایلنا میگویند: نزدیک دو ماه است که تجمع میکنیم. به همهجا رفتیم؛ اداره کار، تأمین اجتماعی، استانداری و فرمانداری. همه جا سر زدیم و صدایمان را رساندیم، اما هنوز کسی جواب مشخصی به ما نداده است.
آنها ادامه میگویند: ما که بیرون هستیم، بلاتکلیف ماندهایم. از نظر مالی هم هیچ حمایتی از ما نشده است.
آنها با اشاره به وضعیت بیمه کارگران میگویند: حق بیمه از ابتدای سال پرداخت نشده است. ما حتی رفتیم تأمین اجتماعی و گفتیم چطور ممکن است بیمه کارگران پرداخت نشده باشد و شما پیگیری نکنید؟
به گفته کارگرها کارفرما به استانداری، فرمانداری و اداره کار استان تعهداتی داده بودند، ولی بعد از آن هیچ حقوقی و هیچ بیمهای برای پرسنل پرداخت نشد.
در کنار معوقات حقوق و بیمه، حالا موضوع دیگری نیز نگرانی کارگران را بیشتر کرده است؛ نگرانی بابت فروش برخی اموال کارخانه.
یک کارگر میگوید: چند روزی است که نگرانیم که نکند دست به فروش اموال باارزش کارخانه بزنند.
این کارگر درباره میزان مطالبات کارگران میگوید: ما همکارانی داریم که هر کدام بابت سنوات و سایر مطالبات، ۲۰۰ میلیون، ۲۵۰ میلیون و حتی ۳۰۰ میلیون تومان طلب دارند.
وی درباره وضعیت فعلی کارگران داخل کارخانه نیز میگوید: «الان همکاران ما داخل کارخانه هستند و دارند کار میکنند، ولی الان ماه هفتم سال است و معوقات بیمه پرداخت نشده و معوقات حقوق هم دارند.
..........................................
وقتی "حقوق خوب" ۱۴۸ دلار است سفرههای کارگران، معلمان و پرستاران خالی می شود!
در یک ماه و پانزده روزِ سپری شده از ابتدای شهریور، چیزی جز قایم موشک بازی از شورای عالی کار ندیدیم. گویا بهبود معیشت کارگران و نجات آنها از زیر خط گرسنگی، اهمیتی برای نمایندگان ارشد سه گروه اجتماعی در این شورا ندارد. به نظر میرسد نشست ۲۸ مرداد نیز صرفاً یک رفع تکلیف بوده است و بس. قصد جدی برای افزایش حقوق مزدبگیران بخشهای مختلف نمیبینیم.
به گزارش خبرنگار ایلنا، این شکاف دستمزدی در ۵۰ سال اخیر بیسابقه است؛ محمد حبیبی، سخنگوی شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان، در مصاحبهای در مورد وضعیت بغرنج معاش معلمان بخش دولتی و کلیپهای استعفای دستهجمعی آنها، با اشاره به اینکه اگر کف ارقام خط فقر را ۷۵ میلیون تومان در نظر بگیریم، تاکید کرد که حقوق فعلی معلمان یکسوم خط فقر است و این شکاف در تاریخ معاصر سابقه نداشته است.
ما همینجا یک پرانتز باز میکنیم. این شکاف عمیقِ سه برابری، مربوط به معلمان شاغل در بخش دولتی و مشمول قانون مدیریت خدمات کشوریست؛ در بخش خصوصی و مدارس غیرانتفاعی که در سالهای اخیر تبدیل به هژمونی مسلط در فضای آموزشی کشور شدهاند، معلمان معمولاً زیر ۲۰ میلیون تومان حقوق میگیرند و بیمهی پارهوقت صندوق تامین اجتماعی هستند. یکی از این معلمان که با مدرک کارشناسی ارشد در زاهدان سالها به عنوان معلم غیررسمی در مدارس غیرانتفاعی کار کرده، از حقوق ماهانه ۱۰ میلیون تومانی خبر میدهد؛ حقوقی که برای این خانم که در چند مدرسه در سطح شهر تدریس میکند، فقط پول رفتوآمد با اسنپ است.
این خانم تحصیلکرده که چهار برابر زیر خط فقر حقوق میگیرد، قصد دارد شغل معلمی را برای هیمشه رها کند:
قبلاً امیدی به استخدام شدن و جذب در آموزش و پرورش داشتیم، حالا آن امید هم بر باد رفته. کار ما تبدیل شده به استثمار همیشگی؛ دیگر ادامه نمیدهم، نمیخواهم به خودم بیش از این ظلم کنم….
در سوی دیگر، پرستاران را میبینیم که به نشانهی اعتراض، پلاکارد استعفا دست میگیرند و ادامه کار با حقوق ۲۰ تا ۳۰ میلیون تومانی را بهرهکشی و بیگاری میدانند. این گروه نیز شوقی برای ماندن در سیستمِ پول-محور و طبقاتی درمان کشور ندارند.
محمد شریفی مقدم، دبیرکل خانه پرستار، در گفتگویی، با انتقاد از نظام غیرشفاف سلامت که مشخص نیست اعتبارات کجا خرج میشود، دلایل استعفای پرستاران را بهصورت خلاصه برمیشمارد: پایینبودن دریافتیها نسبت به حجم و مسئولیت کار، فشار کاری و اضافهکاری، کمبود نیروی انسانی، تبعیض در پرداختها، نبود امنیت شغلی، بیاعتمادی به وعدههای مسئولان، نبود شفافیت و پاسخگویی و در نهایت، ازبینرفتن امید به اصلاح شرایط. ما از مدتها قبل درباره احتمال ترک حرفه از سوی پرستاران هشدار دادهایم. حتی به مسئولان گفتهایم اگر میخواهید هزینههای سیستم سلامت را افزایش ندهید، باید بپذیرید که ادامه این وضعیت به خروج پرستاران منجر خواهد شد. این مسئله جدیدی نیست و بارها درباره آن هشدار داده شده است.
کارکنان سایر ارگانها، از جهاد کشاورزی گرفته تا وزارت نیرو نیز در وضعیت مشابهی هستند؛ یکی از کارمندان جهاد کشاورزی، وضعیت معیشتی کارمندان را «حاد» و در آستانهی رسیدن به سفرههای خالی توصیف میکند و میگوید:
متوسط حقوق همکاران ما حدود ۳۰ میلیون یا حتی کمتر است؛ وقتی هزینهی خوراکیهای خانواده از این مبلغ بیشتر است، آیا هیچ انگیزهای برای کار باقی میماند؟
و البته کارگران؛ کارگران حتی نیروهای متخصص و یقهسفید که در همهی نظامهای مترقی جهان، جزو لایههای برخوردار طبقهی متوسط هستند، به طور میانگین بین ۳۰ تا ۴۰ میلیون تومان حقوق ماهانه دارند. اکنون در شرایطی که نرخ دلار ۲۷۰ میلیون تومان را پشت سر گذاشته، حقوق نسبتاً خوبِ ۴۰ میلیون تومانی، فقط ۱۴۸ دلار است و این یعنی، یک کارگر متخصص مثلاً یک مهندس باسابقه، در ماه فقط ۱۴۸ دلار حقوق میگیرد.
این در حالیست که متوسط حقوق ماهانه در لوکزامبورگ حدود ۹۳۰۷ دلار است؛ پس از لوکزامبورگ، بلژیک با حدود ۸۲۹۷ دلار و هلند با حدود ۷۲۳۴ دلار در رتبههای بعدی قرار دارند. نزدیکتر بیاییم؛ متوسط حقوق ماهانه در قطر ۳۲۷۵ دلار، در کره جنوبی، ۲۲۸۷ دلار و در کویت ۱۹۶۱ دلار است.
اگر ۴۰ میلیون تومان را حقوق خوب ایرانیها در نظر بگیریم، ارزش دلاری این دستمزد، از یکدهم حقوق متوسط کارگران کشورهای منطقه هم کمتر است. با این معادلهی نابرابر، صحبت از انگیزه و اشتیاق برای کار مولد، بیشتر به یک شوخی شبیه است.
در چنین اوضاع و احوالی که متوسط حقوق ۱۴۸ دلار و حداقل دستمزد و مزایای ۲۵ میلیون تومانی فقط ۹۲ دلار است، شورای عالی کار، نهادی فرادستی و اصطلاحاً سهجانبه، برای عمل به وعدهی کتبی و امضاشدهی ترمیم دستمزد برای نیمهی دوم سال قایمموشک بازی درمیآورد.
علیرضا خرمی فعال کارگری میپرسد: در شرایطی که سبد معیشت حداقلی، نرخ ۹۰ میلیون تومان را پشت سر گذاشته و حقوق کارگران یکسوم این رقم است، چقدر میشود به ترمیم عادلانهی دستمزد در شورای عالی کار امید بست؟ چقدر ارادهی جدی برای بهبود معیشت مزدبگیران وجود دارد؟ و آیا واقعاً دستمزد به میزانی معنادار و ملموس افزایش مییابد؟
پاسخ این سوال در عملکرد دولت و وزارت کار نهفته است؛ در یک ماه و پانزده روزِ سپری شده از ابتدای شهریور، چیزی جز قایم موشک بازی از شورای عالی کار ندیدیم. گویا بهبود معیشت کارگران و نجات آنها از زیر خط گرسنگی، اهمیتی برای نمایندگان ارشد سه گروه اجتماعی در این شورا ندارد.
.......................................
تجمع اعتراضی: بورسیههای خواستار تعیین تکلیف وضعیت استخدامی؛ حوالهداران فرداموتورز سمنان
متقاضیان بورسیه و تبدیل وضعیت به پیمانی، روز سهشنبه ۱۴ مهرماه، در اعتراض به طولانیشدن روند صدور کدهای استخدامی خود مقابل وزارت علوم، تحقیقات و فناوری تجمع کردند و خواستار تعیین تکلیف فوری وضعیت استخدامیشان شدند.
تجمعکنندگان در تشریح مطالبات خود به ایلنا گفتند: در سالهای اخیر صدور ردیفهای استخدامی برای اعضای هیأت علمی با مشکلاتی مواجه شده و وضعیت بورسیهها نیز به دلیل بلاتکلیفی میان دستگاههای مختلف، پیچیدهتر شده است.
آنها با اشاره به هزینههای انجامشده برای بورسیههای خارج از کشور اظهار کرد: دولت برای برخی از بورسیهها هزینههای قابل توجهی - در برخی موارد و با دلار امروز حدود ۳۰۰ میلیارد - از جمله شهریه، مقرری و هزینه بلیت رفتوبرگشت پرداخت کرده است؛ با این حال، پس از پایان دوره تحصیل و بازگشت این افراد به کشور، آنان همچنان درگیر فرایند صدور ردیف و کد استخدامی هستند.
تجمعکنندگان با بیان اینکه برخی از این افراد پس از بازگشت به کشور در میان وزارت علوم، سازمان اداری و استخدامی و سازمان برنامه و بودجه بلاتکلیف ماندهاند، گفتند: ما برگشتیم و در یک مثلث بین این سه دستگاه گیر افتادیم و هر کدام توپ را به زمین دیگری میاندازند.
به گفته آنها، برخی از متقاضیان بیش از دو سال است که در دانشگاه محل تعهد خود، بدون برخورداری از وضعیت استخدامی رسمی، مشغول به کار هستند.
یکی از تجمعکنندگان در توضیح وضعیت شخصی خود نیز گفت: بیش از دو سال است در یکی از دانشگاههای دولتی بهصورت غیررسمی فعالیت میکنم و با وجود عضویت در بنیاد ملی نخبگان و پیگیری این بنیاد برای دریافت ردیف استخدامی، تاکنون این موضوع به نتیجه نرسیده است.
تجمعکنندگان میگویند: اختلاف نظر میان دستگاههای مسئول، از جمله درباره مدارک مورد نیاز، مجوزهای استخدامی و تأمین اعتبار، موجب طولانیشدن روند تعیین تکلیف این افراد شده است.
آنها میگویند: سازمان اداری و استخدامی بر ارسال ردیفها و مدارک در قالب مشخص تأکید دارد، وزارت علوم اعلام میکند درخواستها را ارسال کرده و ایرادهایی که مطرح میشود بهانهتراشی است. سازمان برنامه و بودجه نیز موضوع تأمین اعتبار را مطرح میکند.
تجمعکنندگان با اشاره به روند جذب هیأت علمی گفتند: مشکلات برخی از افرادی که از مسیر فراخوانهای جذب هیأت علمی اقدام کرده بودند، بهتدریج حل شده، اما نوبت تعیین تکلیف بورسیهها که رسیده، روند صدور ردیفهای استخدامی همچنان متوقف مانده است.
آنها گفتند: وعده داده شده بود که پس از طی فرایندهای مربوط، حداکثر تا پیش از آغاز سال تحصیلی و در آستانه مهرماه، ردیفهای استخدامی صادر شود، اما این اتفاق نیفتاده است.
تجمع حوالهداران فرداموتورز مقابل دادگستری سمنان
حوالهداران شرکت فرداموتورز روز سهشنبه ۱۴ مهرماه مقابل دادگستری کل استان سمنان تجمع کردند. آنان به روند رسیدگی قضایی پرونده این شرکت و آنچه تحمیل توافق غیرموجه میخوانند، اعتراض داشتند.
به گزارش خبرگزاری هرانا، حاضران نسبت به آنچه تحمیل توافق و تراضی غیرموجه در روند اجرای پرونده عنوان کردند، اعتراض داشتند و خواستار بررسی این موضوع و اخذ تأمین مناسب شدند.
پیگیری اخذ نیابت قضایی و رفع ناهماهنگی میان دستگاه قضایی سمنان و سایر استانها، از دیگر مطالبات آنان بود. معترضان گفتند تأخیر در اقدام میتواند به تضییع حقوق شکات سمنان منجر شود.
آنان همچنین هماهنگی دستگاه قضایی سمنان با سازمان حمایت مصرفکنندگان و تولیدکنندگان درباره قیمت خودروی ZS و موضوع تبدیل خودرو را خواستار شدند.
......................................
تشدید فشار امنیتی: بازداشت و پیگرد هنرمندان، نویسندگان، شاعران، موسیقیدانان و دیگر چهرههای فرهنگی
مرکز حقوق بشری در ایران، سهشنبه ۱۴ مهر، در گزارشی اعلام کرد که شماری از هنرمندان و چهرههای فرهنگی بهصورت غیرقانونی بازداشت و در بیخبری نگه داشته شده یا تحت تعقیب و محاکمه قرار گرفتهاند و در نظامی قضایی گرفتار شدهاند که در آن اتهامهای امنیتی، بازداشتهای طولانیمدت، اعترافات اجباری و محاکمههای نمایشی میتواند پیامدهای فاجعهباری برای آنان داشته باشد.
این گزارش تأکید کرده است که فشارها بهویژه بر هنرمندان و فعالان فرهنگی متعلق به اقوام مختلف ایران، از جمله عربهای اهواز، کردها و لرها شدیدتر است.
بازداشت هنرمندان در شهرهای مختلف ایران
مرکز حقوق بشر در ایران میگوید در هفتههای اخیر چندین فعال فرهنگی در شهرهای مختلف استان خوزستان از سوی سازمان اطلاعات سپاه پاسداران بازداشت شدهاند و شماری دیگر نیز از سوی مقامهای قضایی احضار شدهاند؛ محل نگهداری و وضعیت برخی از آنان همچنان نامعلوم است.
یافتههای این مرکز نشان میدهد چند تن از این فعالان فرهنگی و هنرمندان در ارتباط با پروندهای مشترک دربارهٔ تولید و اجرای یک ترانه و انتشار آن در یوتیوب بازداشت شدهاند؛ این در حالی است که این اثر مجوز رسمی داشته است.
مهدی ناصری، رئیس انجمن شعر عربی شهرستان شوش، و عارف ناصری، فعال فرهنگی، در ارتباط با ترانهٔ از کارون تا درخت زیتون بازداشت شدند؛ ترانهای که با مجوز اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی اهواز تولید شده بود.
حسین اهوازی و مهدی زائری، خوانندگان این اثر، نیز احضار و تهدید شدند و محمد کعبی، معروف به "ابوادریس"، و مهدی خالدی، فیلمساز و فعال فرهنگی عرب اهل شوشتر، نیز در ارتباط با همین پرونده بازداشت شدند.
این گزارش همچنین به بازداشت اسد حلفی، فعال فرهنگی عرب ۳۷ ساله، اشاره کرده است که پس از یورش نیروهای امنیتی به خانهاش در محله گلدشت اهواز به مکانی نامعلوم منتقل شد.
از دیگر موارد ذکرشده در گزارش، محکومیت غیابی نیما صفار، شاعر و نویسنده اهل گرگان، به چهار سال و هشت ماه زندان از سوی شعبه یک دادگاه انقلاب بندرعباس است.
همچنین وحید علیزاده رزازی، شاعر و مترجم، برای اجرای حکم ۷۵ روز حبس تعزیری به زندان تهران بزرگ احضار شده و روزبه گیلاسیان، نویسنده اهل گرگان، نیز از سوی همان شعبه دادگاه انقلاب بندرعباس به چهار سال و هشت ماه زندان محکوم شده است.
این گزارش همچنین به بازداشت یوسف رحیمی، فعال ادبی و فرهنگی و رئیس انجمن فرهنگی و ادبی «ههژە» در بانه، اشاره کرده است. او بهگفتهٔ این مرکز بدون حکم قضایی در خیابان توسط مأموران وزارت اطلاعات بازداشت شده و تا زمان انتشار گزارش اطلاعاتی دربارهٔ اتهام یا محل نگهداری او منتشر نشده است.
رحیم مولائیان، نقاش و مجسمهساز ۶۶ ساله اهل بابل، نیز به شش ماه زندان محکوم شده است. بهگفتهٔ مرکز حقوق بشر در ایران، نقاشیهای او و پستهای انتقادیاش در اینستاگرام از جمله مستندات پرونده بودهاند.
این گزارش همچنین از تأیید حکم ۷۴ ضربه شلاق برای پرستو احمدی، خواننده، و هشت تن از اعضای گروه تولید و نوازندگان او از سوی دادگاه تجدیدنظر استان قم خبر داده است.
شیدا صابری، هنرمند لر اهل یاسوج و ساکن شیراز، نیز از دیگر افرادی است که نام او در این گزارش آمده است. او ۲۹ شهریور بازداشت و به زندان عادلآباد شیراز منتقل شده است و تا زمان انتشار گزارش، دلیل بازداشت یا اتهام او اعلام نشده بود.
مرکز حقوق بشر در ایران در پایان تأکید کرده است که در بسیاری از این پروندهها دلیل بازداشت یا اتهام افراد اعلام نشده و در مواردی نیز آثار هنری، نوشتهها یا فعالیت آنان در شبکههای اجتماعی مستقیماً مبنای پرونده قضایی قرار گرفته است.
..........................................
توزیع پلاکهای شناسایی بین دانشآموزان؛ نگرانیها از تبدیل کودکان به سپر انسانی
پیامهای منتشر شده در رسانه های اجتماعی از شهرهای مختلف نشان میدهد در برخی مدارس، پلاکهایی مشابه پلاکهای شناسایی نظامی برای دانشآموزان تهیه یا از آنها خواسته شده چنین پلاکهایی به همراه داشته باشند.
این اقدام همزمان با تداوم فضای امنیتی و حضور نیروهای نظامی در مدارس، به نگرانی خانوادهها درباره امنیت فرزندانشان دامن زده است.
برخی والدین در پیامهای خود ابراز نگرانی کردهاند که مدارس در صورت وقوع جنگ به محل استقرار نیروهای امنیتی و نظامی تبدیل شوند و کودکان بهعنوان سپر انسانی مورد استفاده قرار گیرند.
طی دو هفتهای که از آغاز سال تحصیلی میگذرد، حضور نیروهای امنیتی و نظامی به شکل بیسابقهای در مدارس افزایش پیدا کرده و ساعتهای طولانی از زمان حضور دانشآموزان به مراسم ایدئولوژیک و ترویج تبلیغات حکومتی اختصاص مییابد، و فضای جنگی در مدارس ایجاد شده است.
دانشآموزانی از تهران و کرمانشاه خبر میدهند: دستور تهیۀ پلاکهای شناسایی نظامی با درج نام و نام خانوادگی و نام پدراز سوی آموزشوپرورش صادر شده و همزمان دانشآموزان برای عصویت در بسیج تحت فشار قرار می گیرند. افرادی از بسیج وارد مدرسه عفاف 2 شدند و اعلام کردند پلاکهایی که دانشآموزان آنها را پلاک جنگی مینامند، میان آنها توزیع خواهد شد.
حضور این افراد و صحبت درباره پلاکها موجب هراس شماری از دانشآموزان شده و برخی تصور میکنند جنگ آغاز شده است، از همین رو دانشآموزان دبستانها و دبیرستانهای دخترانه و پسرانه ، مدرسه را با نگرانی ترک کردند.
در یک نمونه، یگان ویژه زنان جمهوری اسلامی در دبستان "هانیه" ارومیه رزمایش کار با سلاح برگزار کرد و نحوه استفاده از سلاح را به دانشآموزان آموزش داد.
بر اساس ویدیویی که در صفحه اینستاگرام دبستان هانیه منتشر شده است، در جریان این رزمایش، تصویر دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، روی دیوار مدرسه بهعنوان هدف قرار گرفت و دانشآموزان به شلیک به سوی آن واداشته شدند.
به گفته دانشآموزان، به آنها گفته شده است: کسانی که از انجام کار مورد نظر خودداری کنند، با کسر نمره انضباط روبهرو خواهند شد.
..............................................
تظاهرات 450 هزاردانش آموز در فرانسه: مجروح شدن ۷۱۵ پلیس و ۲۱۵ دانشآموز
امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه، پس از یک روز دیگر از اعتراضات سراسری در خصوص وضعیت مدارس، نشست اضطراری تشکیل داده است.
در روز سه شنبه نیز اگرچه بسیاری از تجمعات به صورت مسالمتآمیز برگزار شد، اما درگیریهای پراکندهای نیز رخ داد و پلیس برای متفرق کردن جمعیت از باتوم و گاز اشکآور استفاده کرد.
سخنگوی یکی از اتحادیهها به بی بی سی گفت که این اعتراضات تا زمان برآورده شدن مطالبات دانشآموزان مبنی بر افزایش سرمایهگذاری در بخش آموزش، ادامه خواهد یافت.
روز سهشنبه گروههایی از نوجوانان با راهپیمایی از میدان جمهوری (پلاس دو لا رپوبلیک) در پاریس، خواستار اختصاص منابع بیشتر به مدارس و کاهش سرکوب پلیس شدند.
پلیس در لیون با تظاهرکنندگان درگیر شد، در پاریس و مارسی از گاز اشکآور و در رن از ماشینهای آبپاش استفاده کرد، اما خبری از ناآرامیهای شدیدی که اعتراضات روزهای پیشین را تحتالشعاع قرار داده بود، نبود.
سباستین لکورنو، نخستوزیر، خشونتهای روزهای پیشین را محکوم کرد و گفت که از زمان آغاز اعتراضات، ۲۱۵ دانشآموز، ۸۵ تن از کارکنان و ۷۱۵ افسر پلیس مجروح شدهاند.
دولت اعلام کرد که روز سهشنبه در ۸۹۱ دبیرستان، یعنی تقریباً یکچهارم کل دبیرستانها، اختلال ایجاد شده و بیش از ۲۵۰ هزار تظاهرکننده در طول روز به خیابانها آمدهاند.
اتحادیههای دانشآموزی این رقم را ۴۵۰ هزار نفر برآورد کردند و اعلام نمودند که در جریان رویدادی که معترضان آن را «پرده سوم» جنبش خود نامیدهاند، ۱۸۰۰ دبیرستان مسدود شده است.
گروهی از معترضانِ نقابدار با استفاده از موانع خیابانی و سطلهای زباله، تلاش کردند برای محافظت در برابر پلیس، سد یا سنگری ایجاد کنند. مأموران ضدشورش گاز اشکآور شلیک کردند و معترضان متفرق شدند.
در جریان اعتراضات طی هفته گذشته، بیش از ۶۰۰۰ نفر بازداشت شدند.
ادوارد ژفری، وزیر آموزش ملی فرانسه، روز سهشنبه به شبکه فرانساینفو گفت: میخواهم مراتب همدردی خود را با جوانی که از ناحیه دست دچار قطع عضو شده ابراز کنم. اولویت مطلق ما حفاظت از دانشآموزانمان است. این بدون شک یک فاجعه است.
با این حال، آقای ژفری افزود که خشونت شدیدی در این جنبشها وجود دارد.
او گفت: من از همان ابتدا درخواست گفتگو کردم، نه تشویق به انسداد [مدارس]. از همان روزهای نخست، عناصر بهشدت خشن به جنبشهای دانشآموزی دبیرستانها نفوذ کردند... و رفتاری ناموجه از خود نشان دادند.
نایبرئیس اتحادیه دانشآموزان دبیرستانی لوئی لوتوبلون در واکنش به سخنان آقای ژفری در شبکه فرانساینفو گفت که او [درخواستها] را شنیده است و اکنون باید دست به اقدام بزند.
ائتلافی از اتحادیههای ملی، از جمله بزرگترین اتحادیه فرانسه یعنی «کنفدراسیون دموکراتیک کار فرانسه»، از دانشآموزان خواستهاند تا در پاریس، لیون، مارسی و حدود ۳۰ شهر دیگر به خیابانها بیایند.
سباستین لکورنو، نخستوزیر فرانسه، روز دوشنبه اعلام کرد که دولت تدابیری را برای پاسخگویی به مطالبات دانشآموزان در نظر گرفته است؛ اما اتحادیه دانشآموزان دبیرستانی که از برگزارکنندگان اصلی اعتراضات است، گفت که دولت «هیچ پیشنهاد ملموسی» ارائه نکرده است.
این تشکل از مردم خواست تا در واکنش به این بنبست سیاسی و آنچه ما سرکوب بیسابقه این جنبش مینامیم، به فراخوان تجمع روز سهشنبه بپیوندند.
برخی دیگر از تشکلها نیز حمایت خود را از دانشآموزان اعلام کردهاند؛ از جمله اتحادیه معلمان اتحادیه ملی کارکنان آموزش متوسطه که از اعضای خود خواسته است در اعتراضات روز سهشنبه شرکت کنند.
ژان-لوک ملانشون، رهبر حزب چپگرای رادیکال «فرانسه تسلیمناپذیر»، این اعتراضات را قدرتمندترین جنبش جوانان دانشآموز و دانشجو از سال ۱۹۶۸ تاکنون توصیف کرد؛ سالی که شاهد ناآرامیهای گسترده و اعتصاب میلیونها کارگر بود.
موج تظاهرات در اواخر ماه سپتامبر از پاریس آغاز شد و به سراسر کشور گسترش یافت؛ دانشآموزان نسبت به مسائل گوناگونی از جمله تراکم بیش از حد جمعیت در کلاسها، فرسودگی ساختمانهای آموزشی، و کمبود معلم اعتراض دارند.
این اعتراضات از سوی دانشآموزان دبیرستانی آغاز شد و سپس دانشجویان دانشگاه هم به آنها پیوستند.
روز یکشنبه، سباستین لکورنو، نخستوزیر فرانسه، مجموعهای از اقدامات را برای رسیدگی به مشکلات دانشآموزان مقطع متوسطه و کارکنان آموزشی اعلام کرد و وعده تغییراتی ملموس در مدارس را داد.
.......................................
اخراج: چندین دانشجو در دانشگاه شریف؛ دهها کارگر در شرکت راه آهن به دلیل نپذیرفتن قرارداد غیرمنصفانه
رئیس دانشگاه صنعتی شریف گفت شمار دانشجویان اخراجی مرتبط با اعتراضهای دیماه سال گذشته به پنج یا شش نفر رسیده است.
به گزارش خبرگزاری مهر، مسعود تجریشی مدعی شد از میان بیش از ۲۰۰ پروندهای که به این دانشگاه معرفی شده بود، موارد منجر به حکم انضباطی قطعی به زیر ۴۰ مورد رسیده است.
او گفت کمیتههای انضباطی با "نگاه رأفت" رفتار کردهاند و کسانی که اظهار ندامت کردند و گفتند میخواهند به درسشان برسند پشتیبانی شدند. به گفته او، شماری از اخراجیها به دلیل پافشاری بر مواضع قبلی و عدم ابراز ندامت مشمول تغییر حکم نشدهاند.
روایت رئیس دانشگاه با آماری که معاون دانشجویی همین دانشگاه پیشتر داده بود همخوان نیست.
محمود بهمنآبادی، معاون دانشجویی دانشگاه شریف، شهریورماه گفت در آغاز ۲۳۶ دانشجو به مراجع انضباطی معرفی شدند و در نهایت برای ۱۱۵ نفر پرونده رسمی تشکیل شد. او در همان مقطع شمار اخراجیها را شش نفر اعلام کرد.
روزنامه شرق نیز ۲۴ شهریور گزارش داد در دانشگاه شریف برای ۴۰ دانشجو حکم انضباطی صادر شده که دستکم ۱۰ نفرشان حکم اخراج گرفتهاند.
چهلوچهار استاد دانشگاه شریف در نامهای سرگشاده به صدور احکام اخراج و تعلیق اعتراض کردند.
این اعتراض در حالی مطرح شد که مصطفی رستمی، رئیس نهاد نمایندگی رهبر جمهوری اسلامی در دانشگاهها، گفته بود تخلفات دانشجویان نباید بیپاسخ بماند. بسیج دانشگاه تهران نیز خواستار برخورد قضایی با دانشجویان معترض شده بود.
کمیته انضباطی دانشگاه فردوسی مشهد ۱۲ مهر برای ۱۰ دانشجو حکم صادر کرد: یک اخراج، ۱۶ نیمسال محرومیت موقت برای هشت دانشجو و یک توبیخ کتبی.
کمیته انضباطی بدوی دانشگاه صنعتی امیرکبیر برای ۱۸ دانشجو حکم صادر کرد که دو نفرشان حکم اخراج گرفتند. این احکام هنوز در کمیته تجدیدنظر تأیید نشدهاند.
بر پایه گزارش روزنامه شرق، در دانشگاه شهید بهشتی سه دانشجو حکم اخراج و سه نفر حکم تعلیق گرفتند و در دانشگاه تهران بیش از ۱۰ پرونده در آستانه ابلاغ حکم نهایی بود.
کمیته مرکزی وزارت علوم روز دوشنبه نیز احکام محرومیت از تحصیل سه دانشجوی دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی را قطعی کرد. شماری از دانشجویان پس از ابلاغ این احکام در لابی دانشکده ریاضی تحصن کردند.
وزارت علوم نیمه شهریورماه حکم اخراج سه دانشجو را قطعی کرد: پرنیان خدابخشی و فریبرز کهنزاد از دانشگاه شریف و علیرضا جعفرزاده از دانشگاه بهشتی.
اعتراضهای سراسری دانشجویی از دوم اسفند ۱۴۰۴ در دانشگاههای تهران، امیرکبیر، شریف، علم و صنعت، بهشتی، الزهرا، خواجه نصیر و تربیت مدرس برگزار شد و پنجم اسفند به اوج رسید. این اعتراضها در ادامه اعتراضات و کشتار دیماه ۱۴۰۴ شکل گرفت.
اخراج دهها نیروی شرکت راهآهن به دلیل نپذیرفتن قرارداد غیرمنصفانه
بر اساس اطلاعات رسیده از یک منبع مطلع از وضعیت شرکت راهآهن جمهوری اسلامی، دهها نیروی واحد "سیر و حرکت" شرکت رجا، که قطارهای مسافری را اداره میکند، بهدلیل امضا نکردن قرارداد جدید با شرایط غیرمنصفانه، اخراج شدهاند.
این منبع مطلع گفت قرارداد غیرقانونی است و شرکت میخواهد با آن مزایایی مانند سختی کار، پایه سنوات، تعطیلی کاری و حق مأموریت را حذف کند.
بر اساس اطلاعات همین منبع ، نیروهای اخراجی در تهران، مشهد، تبریز و اصفهان مشغول به کار بودند و سمتهایشان مهماندار، خدمات سیر، سرمهماندار و آشپز بوده است.
.......................................
رویترز: حزبالله از رژیم ایران ۲۰۰ میلیون دلار برای کمک به هواداران آواره خود دریافت کرد
دو منبع آگاه به رویترز گفتند حزبالله ماه پیش ۲۰۰ میلیون دلار از جمهوری اسلامی دریافت کرده تا میان هواداران آوارهشده خود در جریان جنگ امسال با اسرائیل توزیع کند. این نخستین کمک مالی قابل توجه حزبالله به حامیان خود از زمان آغاز جنگ است.
به گفته این منابع، انتقال پول در شرایط تشدید فشار اقتصادی آمریکا بر جمهوری اسلامی و افزایش دشواری انتقال منابع مالی به حزبالله انجام شده است. واسطههای انتقال پول ۲۰ درصد از مبلغ را به عنوان کارمزد دریافت کردهاند؛ رقمی که به گفته یکی از منابع چهار برابر نرخ معمول است و بازتابدهنده خطرات فزاینده همکاری مالی با حزبالله است.
یک مقام حزبالله در پاسخ به رویترز تایید کرد مبلغی برای کمکرسانی تامین شده است، و گفت برنامه توزیع آن در روزهای آینده اعلام خواهد شد، اما درباره منبع پول توضیحی نداد.
بر اساس این گزارش، حزبالله قصد دارد در مرحله نخست به هر خانواده ۳ هزار دلار پرداخت کند، و خانوادههایی که روستاهایشان تخریب شده یا به دلیل حضور نیروهای اسرائیلی امکان بازگشت به آنها وجود ندارد در اولویت قرار خواهند گرفت. یکی از منابع شمار این خانوادهها را حدود ۵۰ هزار اعلام کرد.
حزبالله پس از آغاز جنگ در ۱۱ اسفند ۱۴۰۴ در حمایت از جمهوری اسلامی وارد درگیری با اسرائیل شد. حملات اسرائیل و عملیات زمینی در لبنان صدها هزار نفر از ساکنان مناطق شیعهنشین و پایگاه اجتماعی حزبالله را آواره کرده است. وزارت بهداشت لبنان میگوید از آغاز جنگ بیش از ۴۳۰۰ نفر در این کشور کشته شدهاند، اما مشخص نکرده چه تعداد از آنها نیروهای حزبالله بودهاند.
جمهوری اسلامی با وجود تحریمهای آمریکا سالها به تامین مالی حزبالله ادامه داده است. وزارت خزانهداری آمریکا میگوید رژیم ایران تنها در ۱۰ ماه نخست سال ۲۰۲۵ یک میلیارد دلار به این گروه منتقل کرده است.
رویترز میگوید مسیرهای انتقال پول نیز محدودتر شدهاند، و شرکتهای مالی در عراق و دبی که پیشتر برای چنین انتقالهایی مورد استفاده قرار میگرفتند دیگر در دسترس نیستند. واسطهها در ترکیه نیز با فشار بیشتری روبهرو هستند. با این حال، به گفته یکی از منابع، حزبالله همچنان حقوق نیروهای خود و خانواده اعضای کشتهشده در جنگ را پرداخت میکند.
نعیم قاسم، دبیرکل حزبالله، ماه پیش گفته بود این گروه با استفاده از منابع موجود و کمکهای مالی به زودی در طرح اسکان هزاران آواره مشارکت خواهد کرد. بر خلاف جنگ سال ۲۰۰۶ که حزبالله بلافاصله پرداختهای نقدی و بازسازی را آغاز کرد، این بار تاکنون نشانه چندانی از بازسازی دیده نشده است.
به گفته رویترز، نواف سلام، نخست وزیر لبنان، هزینه بازسازی خسارات دو جنگ از سال ۲۰۲۴ تاکنون را بیش از ۲۷ میلیارد دلار برآورد کرده است.
..............................................
جیدی ونس: کاهش معنادار غنیسازی را شرط پایان جنگ اعلام کرد
جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، اعلام کرده است برای پایان دادن به جنگ هفتماهه میان آمریکا و ایران، تهران باید ظرفیت غنیسازی اورانیوم خود را بهطور معنادار کاهش دهد. او در گفتوگو با رویترز گفت واشینگتن دیگر به وعدههای کلی بسنده نخواهد کرد و خواهان اقدام عملی در زمینه غنیسازی است. به گفته ونس، اگر ایران قصد ساخت سلاح هستهای ندارد، ادامه غنیسازی در سطح ۶۰ درصد از نظر آمریکا قابل توجیه نیست.
ونس همچنین تأیید کرد که آمریکا در حال گفتوگو با مسعود پزشکیان و عباس عراقچی است، اما مدعی شد در واشینگتن هنوز روشن نیست چه کسانی در تهران اختیار نهایی تصمیمگیری را در دست دارند. دونالد ترامپ نیز روز سهشنبه در اظهارنظری مشابه گفت: هیچکس نمیداند چه کسی ایران را اداره میکند. وزارت خارجه ایران این برداشت را رد کرده و گفته است مقامهای آمریکایی ساختار تصمیمگیری ایران و طرفهای مذاکره را بهخوبی میشناسند و مشکل اصلی، مواضع متناقض و پیامهای دوگانه واشینگتن است.
تهران و واشینگتن طی هفتههای اخیر پیشنهادهایی برای پایان جنگ و بازگشایی پایدار تنگه هرمز مبادله کردهاند. طبق گزارش رویترز، ترامپ آخرین پیشنهاد ایران را نپذیرفته است و کاخ سفید میگوید هر توافق تازه باید شامل محدودیت واقعی در برنامه هستهای ایران باشد. در مقابل، سخنگوی وزارت خارجه ایران گفته بود پاسخ آمریکا به پیشنهاد تهران در دست بررسی است و به دلیل آنچه مطالبات نامعقول و زیادهخواهانه واشینگتن خوانده، بررسی آن آسان نیست. او همچنین گفته بود در مرحله فعلی محور رسمی مذاکرات، پایان کامل جنگ است و گزارشها درباره ورود قطعی مسئله هستهای و غنیسازی به متن توافق را گمانهزنی رسانهای دانسته بود.
صادرات نفت منطقه بالا رفته، صادرات ایران تقریباً متوقف شده است
با وجود ادامه ناامنی در خلیج فارس و دریای سرخ، کشورهای عربی منطقه توانستهاند بخش مهمی از صادرات نفت خود را بازیابی کنند. دادههای ورتکسا نشان میدهد صادرات نفت و فرآوردههای کشورهای خلیج فارس ــ به استثنای ایران ــ در ماه سپتامبر به بیش از ۸۱ درصد سطح پیش از جنگ رسیده است. صادرات نفت خام و میعانات حتی به حدود ۹۱ درصد سطح پیش از جنگ بازگشته است.
عربستان در این بازگشت نقش اصلی را داشته است. ریاض بخشی از نفت خود را از طریق خط لوله شرق ـ غرب به بندر ینبع در دریای سرخ منتقل میکند. وزیر انرژی عربستان گفته میزان نفت منتقلشده از این مسیر به ۵.۸ میلیون بشکه رسیده است. این خط لوله اکنون یکی از مهمترین مسیرهای جایگزین تنگه هرمز برای عربستان محسوب میشود.
در مقابل، دادههای ردیابی نفتکشها نشان میدهد صادرات نفت ایران زیر فشار محاصره دریایی آمریکا به شدت کاهش یافته و در سپتامبر عملاً به صفر رسیده است. این تفاوت اکنون یکی از مهمترین تحولات اقتصادی جنگ است: در حالی که دیگر تولیدکنندگان منطقه مسیرهای جایگزین پیدا کردهاند، ایران همچنان با محدودیت شدید در بارگیری و انتقال نفت روبهرو است.
قیمت نفت نیز روز چهارشنبه دوباره افزایش یافت. نفت برنت به حدود ۱۰۱.۵۸ دلار در هر بشکه رسید؛ افزایشی که بازار آن را به تشدید تنش میان عربستان و انصارالله، نگرانی از حملات به زیرساختهای انرژی و محدودیتهای عرضه مرتبط میداند.
تنگه هرمز؛ واشینگتن میگوید ایران نتوانسته جریان انرژی را متوقف کند.
ونس در گفتوگو با رویترز گفت نیروهای ایران همچنان قادرند به برخی کشتیهای تجاری در تنگه هرمز حمله کنند، اما به ارزیابی واشینگتن نتوانستهاند جریان اصلی نفت و گاز منطقه را متوقف کنند. او تلاش ایران برای ایجاد اختلال در کشتیرانی را بخشی از اهرم فشار تهران در جنگ توصیف کرد.
با این حال، خطر برای کشتیرانی همچنان بالاست. در نخستین هفته اکتبر دستکم هفت حمله به نفتکشها در محدوده تنگه هرمز گزارش شده است. افزایش حملات، هزینه بیمه و حملونقل را بالا برده و شرکتهای کشتیرانی همچنان منطقه را پرخطر ارزیابی میکنند.
.......................................