اعدام، ابزار سرکوب است؛ با کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» همراه شویم
تداوم کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در هفته صد و چهل و یکم در ۶۶ زندان
اعدام، ابزار سرکوب است؛ با کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» همراه شویم
- چهارمین روز اعتصاب غذای #مسعود_فرهیخته فعال صنفی معلمان و مدافع حقوق بشر به همراه #زرتشت_احمدی_راغب در سلول انفرادی زندان مرکزی کرج در اعتراض به اعدام ها
- ادامه اعتراضات کارگران کارخانه ریسندگی خاورگیلان نسبت به بلاتکلیفی شغلی و معیشتی وبی خیالی مسئولان بابرپایی تجمع مقابل اداره کل کاراستان گیلان
- بیانیه سندیکای کارگران شرکت واحد درباره اجبار کارگران فنی سامانه یک به کار خارج از شیفت
- نیبرها؛ روایت رنج و استثمار
- حفاری شمال؛ پشت درهای بسته چه میگذرد؟
- اعتراض دانشجویان دانشگاه جندی شاپور دزفول به کیفیت غذای سلف این دانشگاه
- تجمع اعتراضی جمعی از حواله داران فرداموتور نسبت به تحمیل توافق و تراضی غیرموجه در روند اجرای پرونده مقابل دادگستری کل استان سمنان
- دلتنگی مادر زنده یاد نازنین زهرا صالحی در آغاز سال تحصیلی برای دخترش
- روایت کنید؛ نگذارید سرکوب دانشجویان در سکوت بماند
- تشدید فضای امنیتی در پردیس سیدخندان دانشگاه خواجهنصیر همزمان با فراخوان تحصن دانشجویان!
- سرکوب دانشجویان، تشدید اتهامات و افزایش وثیقهها در کنار فشار امنیتی؛
روایت بازداشت و سرکوب جمعی از دانشجویان
- هشدار یونسکو درباره کمبود 50 میلیون معلم در جهان تا سال 2030؛ تأکید بر دستمزد و شرایط کار
- راهپیمایی صدها هزاردانشآموزان، معلمان و دانشجویان در فرانسه؛ گسترش اعتراضها به کمبود معلم و وضعیت نامناسب مدارس
- بیانیه سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه: در پشتیبانی از مبارزات دانشآموزان، دانشجویان و اعتراضات اجتماعی در فرانسه
- اعتصاب کارکنان سازمان مهاجرت پرتغال در اعتراض به وضعیت شغلی و دستمزد؛ اختلاف بر سر میزان مشارکت
- تشدید بحران مسکن و سرپناه در افغانستان با بازگشت بیش از 6 میلیون مهاجر؛ هشدار سازمان ملل درباره فشار بر زیرساختها
- بازهم جان باختن کارگران شهرداری حین کاربراثرتصادف؛اینباریک کارگرشهرداری جوانرود
- تعدادکارگران جان باخته حادثه سقوط بالابر در شهر رویان به 5 نفررسید
*******
*تداوم کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در هفته صد و چهل و یکم در ۶۶ زندان
اعدام، ابزار سرکوب است؛ با کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» همراه شویم
در آستانه روز جهانی علیه مجازات اعدام، بار دیگر تأکید میکنیم که مجازات اعدام، نقض بنیادین حق حیات و مصداق قتل حکومتی است. این مجازات نهتنها حقی را برای قربانیان احیا نمیکند، بلکه در حکومتهای استبدادی نظیر ایران، به ابزاری برای ایجاد وحشت، خاموش کردن اعتراضات و سرکوب مخالفان تبدیل شده است.
ایران رکورددار اعدام در جهان است. بر اساس گزارش عفو بینالملل، حکومت ایران در سال ۲۰۲۵ دستکم ۲۱۵۹ نفر را اعدام کرده و بالاترین آمار ثبتشده اعدام در جهان را به خود اختصاص داده است. امروز نیز دستگاه اعدام در ایران، در کنار بازداشت، شکنجه، ناپدیدسازی قهری و اعترافات اجباری، رکن جداییناپذیری از ماشین سرکوب حاکمیت است.
در روزهای اخیر و در شصتوسومین اجلاس شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد، بیانیهای مشترک از سوی ۴۶ کشور در محکومیت استفاده فزاینده حکومت ایران از مجازات اعدام، بهویژه علیه معترضان، صادر شد. این کشورها نسبت به اعدام معترضان و صدور احکام اعدام برای شمار دیگری از بازداشتشدگان، از جمله زنان و جوانان، ابراز نگرانی شدید کردند. خانم مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران، با استقبال از این بیانیه مشترک، در ماههای اخیر بارها ابعاد مختلف ماشین سرکوب و اعدام در ایران را برجسته کرده است؛ از ابراز نگرانی درباره اعدام کسانی که در کودکی محکوم شدند تا استفاده از شکنجه و اعترافات اجباری، فقدان دادرسی عادلانه و استفاده از اتهامات امنیتی علیه معترضان.
بر اساس آمار و گزارشهای رسیده به کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»، طی هفته گذشته (از سهشنبه ۷ مهر تا دوشنبه ۱۳ مهر)، دستکم ۲۲ نفر اعدام شدهاند. در میان اعدامشدگان، پنج تن از بازداشتشدگان اعتراضات به نامهای علی همتی و مجید نیکاندیش از مشهد، سیاوش جمشیدی خیرآبادی از شهرکرد، و علیرضا سپاهی و علیرضا رئیسی از اصفهان قرار داشتهاند. اعدام این افراد در شرایطی که اعتراضات و نارضایتی عمومی در جامعه گسترش یافته، بار دیگر نشان میدهد که دستگاه سرکوبِ ولایت فقیه تلاش میکند با ایجاد رعب و وحشت و برپا کردن چوبههای دار، سدّی در برابر خیزش و اعتراضات مردم ایجاد کند؛ اما تجربه سالهای گذشته ثابت کرده است که اعدام نمیتواند خشم و خواست آزادیخواهی مردم را خاموش کند.
همزمان، روند صدور احکام اعدام برای بازداشتشدگان اعتراضات همچنان ادامه دارد. از جمله گزارش شده است که برای محمدامین ماندنی، از بازداشتشدگان اعتراضات در زندان تهران بزرگ و نیز برای سیروان شعبانی و همپروندههای او، مهدی نامی، مسعود توشمالانی و خسرو محمدینیا در زندان قزلحصار، احکام اعدام صادر شده است. این احکام باید فوراً لغو شوند و جان همه محکومان به اعدام، به ویژه زندانیان سیاسی و معترضان بازداشتی، در برابر خطر اجرای حکم حفظ شود.
ما بر این باوریم که دیکتاتوری حاکم بر ایران با تشدید اعدامها میکوشد فضای جامعه را امنیتی و مردم را مرعوب کند؛ اما در برابر این سیاست، مقاومت و همبستگی اجتماعی روزبهروز در حال گسترش است. کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» صدای زندانیانی است که پشت دیوارهای بلند زندان، در برابر ماشین مرگ ایستادهاند؛ صدای خانوادههایی است که عزیزانشان را در آستانه نابودی میبینند و صدای مردمی است که حق زندگی، آزادی، برابری و کرامت انسانی را فریاد میزنند.
از تمامی مردم ایران، خانوادههای دادخواه، زندانیان، فعالان مدنی و حقوق بشری و همه مخالفان مجازات اعدام در داخل و خارج کشور میخواهیم از کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» حمایت کنند تا همگی علیه اعدام متحد شویم. اجازه ندهیم چوبههای دار، ابزاری برای خاموش کردن صدای جامعه شوند.
اعضای کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در روز سهشنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵، در هفته صد و چهل و یکم این کارزار، در ۶۶ زندان زیر در اعتصاب غذا به سر میبرند:
زندان اوین (بندهای زنان و مردان)، زندان قزلحصار(واحدهای ۲ و ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بندهای زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادلآباد شیراز (بندهای زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بندهای زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد (بندهای زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس،
زندان قائمشهر، زندان رشت (بندهای مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزلآباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران، زندان ایلام، زندان کرمان، زندان بروجن، زندان نیشابور، زندان گچساران، زندان نور، زندان ایرانشهر، زندان بندرعباس، زندان ضیابر صومعهسرا، زندان درهشهر ایلام و زندان مشکینشهر.
هفته صدوچهلویکم
سهشنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
*چهارمین روز اعتصاب غذای #مسعود_فرهیخته فعال صنفی معلمان و مدافع حقوق بشر به همراه #زرتشت_احمدی_راغب در سلول انفرادی زندان مرکزی کرج در اعتراض به اعدام ها
سه شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵
/سه شنبه۱۴ مهر چهارمین روز اعتصاب غذای #مسعود_فرهیخته معلم زندانی و مدافع حقوق بشر در سلول انفرادی زندان مرکزی کرج در اعتراض به اعدام هاست او از ۲۸ شهریور ۴۰۴ در حال گذراندن حکم سه سال و شش ماه و یک روز است اما هفت بار از بند عمومی به سلول انفرادی منتقل شده و آخرین بار از ۹ تیر، نزدیک صد روز است او به بند عمومی باز نگشته.جمهوری اسلامی درب هر نقد را به خود بست و رویه های نادرست و نقد اشخاص را نقد نظام دانست تا در نهایت این دو یکی شدند،اکنون این مسیری است که برخی کنشگران صنفی باز تولید کرده اند.چهار روز است معلمی از صبح تا شام لب از غذا فرو بسته اما دریغ از نشر این خبر در کانالی که باید اولین مرجع نشر آن و حمایت جدی از معلم باشد.عده ای فرصت را غنیمت شمرده تا ابتدا انحراف در مسیر صنفی ایجاد کنند و سپس به خیال خام خود با تبلیغ برای ایده های انحرافی و ضد کنشی خود و به حاشیه بردن مبارزات صادقانه معلمان شریف و آزاده که بر سر پیمان خود مانده اند،از این نمد کلاهی برای خویش بدوزند چه نیکو گفت استاد ولی حق شناس که با تغییر شرایط، مرز هدف و هوس گاه از نیم میلی متر کمتر است.
#عزیز_قاسم_زاده
#کانال_فرهنگیان_البرز
/مسعود فرهیخته معلم زندانی وارد چهارمین روز اعتصاب غذای خود شد .
مسعود فرهیخته در روزهای گذشته اعلام نمود در اعتراض به اعدام های گسترده و نقض حقوق بشر همراه با همراه زرتشت احمدی راغب از ۱۱ مهر ماه اعتصاب غذا خواهد کرد .
#مسعود_فرهیخته در حال حاضر به همراه #زرتشت_احمدی_راغب در سالنی جدا از سایر زندانیان در زندان مرکزی کرج نگهداری میشود .
شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران ضمن تبریک ۵ اکتبر روزجهانی معلم به آقای فرهیخته و سایر معلمان زندانی ، تداوم حبس ایشان و سایر همکاران زندانی را محکوم نموده و خواستار آزادی همه زندانیان سیاسی و عقیدتی از جمله معلمان زندانی می باشد .
*ادامه اعتراضات کارگران کارخانه ریسندگی خاورگیلان نسبت به بلاتکلیفی شغلی و معیشتی وبی خیالی مسئولان بابرپایی تجمع مقابل اداره کل کاراستان گیلان
روز سه شنبه 14 مهر، کارخانه ریسندگی خاورگیلان درادامه اعتراضشان نسبت به بلاتکلیفی شغلی و معیشتی وبی خیالی مسئولان+ دست به تجمع مقابل اداره کل کاراستان گیلان در شهرستان رشت زدند.
+ادامه کنش های کارگران کارخانه ریسندگی خاورگیلان برای پایان دادن به بلاتکلیفی شغلی و معیشتی وبی خیالی مسئولان
روزیکشنبه 12 مهر،کارگران کارخانه ریسندگی خاورگیلان ازادامه کنش های خود برای پایان دادن به بلاتکلیفی شغلی و معیشتی منجمله مراجعه به اداره صمت استان گیلان و اداره کار،و فرمانداری شهرستان رشت وبی خیالی مسئولان،خبردادند.
یک منبع کارگری در رشت از تعطیلی حدوداً سه ماهه کارخانه ریسندگی خاور با 107 کارگر شاغل و بیکار شده این واحد تولیدی، همراه با سه ماه حقوق معوقه و 6 ماه حق بیمه، خبر داد.
یک منبع کارگری در رشت با بیان اینکه این واحد تولید کننده نخ پنبهای ، توسط یک کارفرمای بخش خصوصی اداره میشود،به خبرنگار رسانه ای گفت: به دنبال توقف فعالیت از حدوداً سه ماه پیش (14تیر ماه)، حدود 107 کارگر این کارخانه بلاتکلیف شدهاند و وضعیت شغلی 55 نفر از آنها نامشخص است.
بر پایه اظهارات کارگران، کارفرما به بهانه نوسازی کارخانه، تولید را متوقف کرده و فقط 40 نفر را به کار گرفته و مابقی را با حقوق معوقه و قطع بیمه تأمین اجتماعی، در وضعیت بلاتکلیفی رها کرده است.
گفته میشود کارگران در جریان پیگیری وضعیت کارخانه طی دو ماه گذشته، چندین بار مشکلات خود را به نهادهای مربوطه از جمله اداره کار، اداره صمت و فرمانداری اعلام کردهاند اما تا این لحظه اتفاق خاصی نیفتاده است.
یکی از کارگران این مجموعه در این باره گفت: فعالیت کارخانه ریسندگی خاور رشت، که از تولیدکنندگان انواع نخ پنبهای است، از 9 اسفندماه سال گذشته با شرایط اضطراری متوقف شد و حدود 107 کارگر که عمدتاً نیروهای متخصص با سابقه 15 تا 20 سال بودند، از کار بیکار شدند.
او افزود که پس از تلاشهایی برای بازگشت به کار، در ماههای اردیبهشت و خرداد تنها حدود 40 نفر فراخوانده شدند و بیش از 55 کارگر دیگر بدون اعلام وضعیت مشخص، همچنان بلاتکلیف هستند.
این کارگر اظهار داشت: حقوقها تنها تا خردادماه پرداخت شده و پرداخت حق بیمه تأمین اجتماعی نیز تا شش ماه به تأخیر افتاده است. در شرایطی که کارفرما برای بخشی از نیروها حکم بازگشت به کار صادر نکرده، حدود 20 نفر تا 55 کارگر تعدیلی در آستانه بازنشستگی قرار دارند.
یکی دیگر از کارگران بیکار شده با اشاره به پیشینه کارخانه گفت: این کارخانه پیش از این تحت تملک شرکت «آتیهسازان دماوند» قرار داشت که در مردادماه سال ۱۴۰۲ به بخش خصوصی واگذار شد. متأسفانه به دلیل عملکرد ضعیف کارفرمای جدید، این واحد تولیدی از همان بدو واگذاری، با بحرانهای جدی روبرو شد.
او افزود: در حال حاضر حدود 107 کارگر این کارخانه، علاوه بر 3 ماه حقوق و دستکم 6 ماه حق بیمه معوقه، حدود 12 سال سنوات طلبکارند. با اینکه پرداخت به موقع دستمزدها و تضمین امنیت شغلی از اصلیترین تعهدات کارفرما در زمان واگذاری بود، اما به هیچکدام تا کنون عمل نشده است.
یکی از کارگران درباره وضعیت فعلی گفت: ما 55 نفر در حالی از مهرماه جاری بلاتکلیف شدهایم که آخرین قرارداد کاری ما از 14 تیرماه تا پایان شهریور بود و این قرارداد، از اول مهرماه تمدید نشد. از جمله این افراد، 15 کارگر خانم هستند که تا پایان سال جاری شرایط بازنشستگی پیدا میکنند.
به گفته وی: متاسفانه علیرغم اطلاع مسئولان گیلان از همه مشکلات و مراجعات متعدد کارگران به نهادهای مربوطه، هیچ مسئولی در شهرستان رشت پیگیر وضعیت کارخانه نیست و بعد از گذشت چندین ماه از تعطیلی، هنوز هیچ اقدام مشخصی برای از سرگیری مجدد فعالیت تولیدی کارخانه و بازگشت به کار کارگران تعدیلی صورت ندادهاند.
در حال حاضر، بازگشت به کار نیروهای تعدیلی، پرداخت حقوقهای معوق، اصلاح وضعیت بیمهای و برخورداری از حمایتهای قانونی، مهمترین مطالبات بیش از 55کارگر تعدیلی است که پس از سالها فعالیت تخصصی، اکنون با آیندهای نامعلوم روبهرو شدهاند.
*بیانیه سندیکای کارگران شرکت واحد درباره اجبار کارگران فنی سامانه یک به کار خارج از شیفت
به دنبال گزارشهای متعدد و مستند کارگران فنی سامانه یک، سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه نسبت به بهکارگیری اجباری کارگران در خارج از شیفت کاری توسط برخی مسئولین و معاونان این سامانه هشدار جدی میدهد.
سندیکا بارها به مدیریت شرکت و مسئولین سامانهها تأکید کرده است که اجرای دقیق قانون کار نه یک لطف، بلکه یک وظیفهی قانونی و انسانی است. با این حال، متأسفانه برخی مسئولین ناکارآمد سامانه یک همچنان با ذهنیتهای عقبمانده و غیرکارگری، کارگران را نه بهعنوان نیروی متخصص و زحمتکش، بلکه با نگاه بردهدارانه و تحقیرآمیز تحت فشار قرار میدهند؛ رفتاری که ریشه در مناسبات ناعادلانهی سرمایهداری دارد.
طبق گزارش های رسیده این افراد در بخش فنی کارگران را به شبکاری اجباری وادار میکنند ودر صورت مخالفت کارگر اقدام به قطع مزایا از جمله اضافه کاری روزانه و تعطیل کاری مینمایند. این در حالی است که طبق قانون کار:
- شبکاری فقط با رضایت کارگر مجاز است؛
- هرگونه اجبار، تهدید، یا محرومسازی از مزایا غیرقانونی و قابل پیگرد است.
اما در سامانه یک، کارگران فنی گزارش دادهاند که گاهی چهار شیفت متوالی بدون استراحت، بدون غذای کافی و بدون پرداخت مزایای قانونی مجبور به کار شدهاند. این رفتار نه فقط تخلف اداری، بلکه ظلم آشکار و نقض صریح حقوق کارگران است.
سندیکا به مدیریت شرکت واحد هشدار میدهد:
بهکارگیری افراد بیتجربه، غیرمتخصص و ناآشنا با قانون کار در مسئولیتهای مدیریتی، مستقیماً امنیت شغلی و سلامت کارگران را تهدید میکند. مدیریت موظف است فوراً نسبت به اصلاح ساختار مدیریتی سامانه یک، برخورد با متخلفان و تضمین اجرای کامل قانون کار اقدام کند.
چاره کارگران و زحمتکشان وحدت و تشکیلات است
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
۱۴ مهر ۱۴۰۵
*نیبرها؛ روایت رنج و استثمار
صاحبان سرمایه، بر شانههای خسته و رنجور این کارگران، سودهای نجومی به دست میآوردند؛ کارگرانی که در سختترین و غیرقابلتصورترین شرایط، جان و سلامت خود را به خطر میانداختند تا شاید بتوانند برای خود و خانوادهشان حداقلهای یک زندگی بخورونمیر را فراهم کنند.
قطار، کارگرانی را از روستاهای اطراف خرمآباد و دیگر مناطق استان لرستان به سوی مزارع نیشکر میآورد. شمار آنان حدود ۱۶۰۰ تا ۱۸۰۰ نفر بود؛ مردانی که برای یافتن لقمهای نان، راهی دیار دیگری میشدند و پس از رسیدن، میان مزارع نیشکر تقسیم میشدند.
کار سخت بود و دستمزد ناچیز. فاصله میان میزان کار و مزدی که در برابر آن پرداخت میشد، چنان زیاد بود که کارگران چندین بار دست به اعتصاب زدند. اعتراض آنان اما با برخورد نیروهای انتظامی مواجه شد و در جریان یکی از این درگیریها، یکی از کارگران معترض جان خود را از دست داد.
نیبرها به دو گروه «نیبر یک» و «نیبر دو» تقسیم میشدند و در دستههای چندنفره به کار گرفته میشدند. مزارع بر اساس تقسیمبندی مشخصی میان آنان توزیع میشد و میزان دستمزد نیز بر مبنای تناژ محصول برداشتشده و تحویل آن تعیین میگردید. هرچه بیشتر میبریدند، بیشتر میکوشیدند و بیشتر جان میکندند؛ اما سهم آنان از حاصل این همه رنج، همچنان ناچیز بود.
محل اسکان کارگران، کمپ نیبرها بود؛ کمپ بزرگی با بیش از دویست اتاق که مساحت هر اتاق حدود ۲۵ مترمربع بود و تخت و تشک داشت. زندگی در این اتاقها ساده و سخت میگذشت. کار از روز شنبه آغاز میشد و تا ظهر پنجشنبه ادامه داشت. سپس کارگران با همان خودروها به ایستگاه راهآهن منتقل میشدند و از آنجا راهی روستاهای خود در استان لرستان میشدند.
در کنار این کارگران مهاجر، حدود ۱۵۰۰ نیبر محلی نیز از مناطق اطراف اندیمشک در مزارع مشغول به کار بودند. آنان نیز سهم خود را از سختی و مشقت این کار میپرداختند.
غذاخوری در محوطه شرکت قرار داشت. کارگران در آنجا غذای کوپنی دریافت میکردند و برای آنان جیره غذایی ماهانه در نظر گرفته میشد. زندگی کارگر، از محل خواب تا غذا و دستمزد، در چارچوبی محدود و تعیینشده میگذشت؛ گویی همهچیز برای ادامه کار طراحی شده بود، نه برای برخورداری از یک زندگی انسانی.
اما سختترین بخش ماجرا، خودِ کار بود.
نیبری، بهخصوص در سرمای زمستان، کاری طاقتفرسا و خطرناک بود. کارگران با قمههای تیز به جان ساقههای نیشکر میافتادند و ساعتها در میان مزارع کار میکردند. کوچکترین لغزش یا اشتباه میتوانست حادثهای جبرانناپذیر رقم بزند. گاهی در جریان کار، دست، پا یا پنجه کارگران بر اثر برخورد با قمهها بهشدت زخمی و حتی قطع میشد.
با این همه، دستمزدی که در برابر چنین کار سنگین و خطرناکی پرداخت میشد، هیچ تناسبی با میزان زحمت و خطری که کارگران تحمل میکردند نداشت.
این کارگران نه تنها نیروی بازوی خود، بلکه زمان، سلامت و گاه جان خود را میفروختند؛ اما آنچه دریافت میکردند، حتی پاسخگوی ابتداییترین نیازهای زندگیشان نبود.
داستان نیبرها فقط داستان بریدن نیشکر نیست؛ داستان انسانهایی است که برای زنده ماندن، ناچار بودند نیروی کار و توان جسمی خود را در اختیار صاحبان سرمایه بگذارند؛ انسانهایی که حاصل دسترنجشان به سودهای کلان تبدیل میشد، اما خودشان سهمی جز دستمزدی ناچیز، خستگی، آسیب و اضطراب بازگشت به خانه نداشتند.
در این روایت، نیشکر تنها محصول زمین نیست؛ نشانهای است از سالها رنج کارگرانی که در میان مزارع، زیر آفتاب و در سرمای زمستان، با تیغههای تیز قمه کار میکردند و بهای سنگین نان را با جان و سلامت خود میپرداختند.
روایت نیبرها، روایت غارت نیروی کار است؛ روایت انسانهایی که برای صاحبان سرمایه سود آفریدند، اما خودشان برای داشتن حداقلهای یک زندگی انسانی، همچنان درگیر فقر و محرومیت باقی ماندند.
منبع:کانال کارگران سندیکای نیشکر هفت تپه
*حفاری شمال؛ پشت درهای بسته چه میگذرد؟
وقتی کارکنان برای دریافت حقوق و مطالبات خود باید ماهها منتظر بمانند، اما درباره هزینههای سنگین مدیریتی، خریدهای میلیاردی و مأموریتهای متعدد مدیران پاسخ روشنی ارائه نمیشود، سکوت دیگر قابل قبول نیست.
شرکت حفاری شمال امروز با مجموعهای از پرسشهای جدی درباره عملکرد مدیریتی، نحوه هزینهکرد منابع، قراردادها، خریدها و مدیریت منابع انسانی مواجه است؛ پرسشهایی که پاسخ آنها نمیتواند صرفاً با سکوت یا بخشنامههای داخلی داده شود.
مدیرعامل؛ پاسخگویی درباره عملکرد و انتصابات
انتقادات جدی نسبت به عملکرد مدیریت ارشد شرکت و نحوه اداره آن مطرح است. کارکنان و سهامداران حق دارند بدانند:
معیار انتخاب مدیران چیست؟
شاخص ارزیابی عملکرد مدیران چیست؟
چه میزان از منابع شرکت صرف تصمیمات مدیریتی و چه میزان صرف توسعه و عملیات واقعی شده است؟
اگر عملکرد مدیران قابل دفاع است، چرا گزارش شفاف و قابل سنجشی از عملکرد مالی و عملیاتی شرکت منتشر نمیشود؟
معاونت پروژهها؛ ابهاماتی که نیازمند حسابرسی فوری است
درخصوص عملکرد معاونت پروژهها نیز گزارشها و ادعاهای بسیار سنگینی مطرح شده است؛ از جمله ادعاهایی درباره تخلفات مالی، سندسازی، خریدهای غیرضروری و تحمیل هزینههای بسیار سنگین به شرکت.
از جمله، ادعای خرید حدود ۲ همت اقلام و تجهیزات کماستفاده یا بلااستفاده مطرح شده است.
همچنین ادعاهایی درباره تحصیل املاک با ارزش بسیار بالا توسط برخی مدیران یا افراد مرتبط با این حوزه مطرح شده که از جمله آن، رقم حدود ۱۷۰ میلیارد تومان برای ملکی در شهرک غرب عنوان شده است.
اینها اتهامات کوچکی نیستند که بتوان با یک تکذیبیه ساده از کنارشان گذشت.
اگر این ادعاها کذب است، اسناد خرید، قراردادها، گردش مالی، صورتوضعیتها و گزارشهای حسابرسی منتشر شود.
و اگر حتی بخشی از این ادعاها صحت دارد، باید مشخص شود:
منبع تأمین مالی چه بوده است؟
چه کسانی تصمیمگیر و ذینفع بودهاند؟
چه کسی این خریدها را تأیید کرده است؟
و چرا تجهیزات و اقلامی با چنین ارزش هنگفتی خریداری شده که بنا بر ادعا، بخش قابل توجهی از آنها بلااستفاده ماندهاند؟
منابع انسانی؛ چرا کارکنان دیده نمیشوند؟
در شرایطی که کارکنان شرکت با مشکلات جدی در زمینه پرداخت حقوق، مطالبات، بیمه و مسائل معیشتی مواجهاند، عملکرد مدیریت منابع انسانی نیز با انتقادات فراوان روبهروست.
این پرسش مطرح است که چرا به جای تمرکز مستمر بر حل مشکلات کارکنان در ستاد و ایجاد سازوکار پاسخگویی مؤثر، بخش قابل توجهی از زمان مدیریت منابع انسانی صرف مأموریتهای متعدد به دکلهای حفاری میشود؟
اگر این مأموریتها ضرورت عملیاتی دارند، گزارش هزینهها، تعداد مأموریتها، افراد همراه، اهداف مأموریت و خروجی واقعی آنها باید شفاف شود.
همچنین درباره پرداخت پاداشها و مزایای مرتبط با این مأموریتها نیز باید شفافسازی صورت گیرد.
کارکنان حق دارند بدانند در شرایطی که برای پرداخت مطالبات آنها کمبود منابع مطرح میشود، هزینه مأموریتها و پرداختهای مدیریتی دقیقاً چگونه و بر اساس چه ضابطهای انجام میشود.
اما مسئولیت فقط متوجه مدیران شرکت حفاری شمال نیست.
یک سؤال مهمتر نیز وجود دارد:
نهاد بالادستی کجاست؟
شرکت حفاری شمال در ساختار مالکیتی خود با هلدینگ انرژی سینا و در نهایت بنیاد مستضعفان ارتباط دارد. بنابراین مطالبه شفافیت نباید صرفاً متوجه مدیرعامل و مدیران فعلی شرکت حفاری شمال باشد.
اگر گزارشها و ابهامات مطرحشده درباره عملکرد مالی و مدیریتی شرکت نیازمند بررسی است، هلدینگ انرژی سینا و مجموعه بالادستی آن نیز باید درباره سازوکارهای نظارت، ارزیابی عملکرد مدیران، کنترل قراردادها، خریدهای عمده و صیانت از منابع شرکت پاسخگو باشند.
این سؤال جدی مطرح است:
هلدینگ انرژی سینا طی این مدت چه نظارتی بر عملکرد شرکت حفاری شمال داشته است؟
چه سازوکاری برای کنترل خریدهای کلان وجود داشته؟
آیا عملکرد مدیران ارشد شرکت بهصورت واقعی و مبتنی بر شاخصهای قابل اندازهگیری ارزیابی شده است؟
در برابر گزارشهای مربوط به مشکلات کارکنان، پرداختها، قراردادها و خریدهای سنگین، چه اقدام نظارتی انجام شده است؟
و مهمتر از همه:
اگر تخلفی رخ داده، چه کسی باید پاسخگو باشد؛ فقط مدیر متخلف یا مجموعه مدیریتی و نظارتیای که وظیفه کنترل و پیشگیری از چنین تخلفاتی را داشته است؟
سؤال اصلی
مسئله فقط یک مدیر یا یک معاونت نیست.
مسئله این است که چه سازوکار نظارتی بر عملکرد شرکت حفاری شمال و مدیران آن وجود دارد و هلدینگ انرژی سینا و مجموعه بالادستی آن چگونه بر این شرکت نظارت میکنند؟
اگر همه چیز شفاف و قانونی است، چرا صورتهای مالی، قراردادهای عمده، خریدهای بزرگ، مناقصات، مأموریتهای پرهزینه و پرداختهای مدیریتی برای ذینفعان بهصورت شفاف قابل بررسی نیست؟
امروز مطالبه کارکنان و سهامداران روشن است:
حسابرسی مستقل.
شفافیت قراردادها.
بررسی خریدهای بزرگ.
بررسی تعارض منافع.
بررسی مأموریتها و پرداختهای مرتبط.
بررسی انتصابات.
بررسی ادعاهای مربوط به داراییها و معاملات اشخاص ذیربط، در صورت وجود مستندات.
و اعلام عمومی نتیجه بررسیها.
اگر عملکرد مدیران قابل دفاع است، اسناد باید سخن بگویند.
اگر تخلفی وجود ندارد، حسابرسی مستقل میتواند آن را اثبات کند.
و اگر تخلفی رخ داده است، هیچ مقام و مدیری نباید حاشیه امن داشته باشد.
شرکت حفاری شمال ملک شخصی مدیران نیست.
این شرکت متعلق به سهامداران و کارکنانی است که سالها برای آن کار کردهاند.
و در ساختار مالکیتی و مدیریتی بالادستی نیز، مسئولیت نظارت و صیانت از منافع شرکت نمیتواند نادیده گرفته شود.
کارکنان حق دارند بدانند منابع شرکت کجا هزینه میشود.
سهامداران حق دارند بدانند چه کسی درباره سرمایه آنها تصمیم میگیرد.
و افکار عمومی حق دارد بداند:
در حفاری شمال، پشت درهای بسته چه میگذرد؟
1405.07.14
منبع:پایگاه اطلاع رسانی مطالبات کارکنان رسمی صنعت نفت ایران
*اعتراض دانشجویان دانشگاه جندی شاپور دزفول به کیفیت غذای سلف این دانشگاه
بر اساس گزارشهای دریافتی دانشجویان متحد، دانشجویان دانشگاه جندیشاپور دزفول، در اعتراض به کیفیت غذای سلف، با چیدن سینیهای غذای خود در کنار یکدیگر روی زمین، نارضایتی خود را از وضعیت غذای ارائهشده در این دانشگاه به نمایش گذاشتند.
*تجمع اعتراضی جمعی از حواله داران فرداموتور نسبت به تحمیل توافق و تراضی غیرموجه در روند اجرای پرونده مقابل دادگستری کل استان سمنان
روزسه شنبه 14 مهر، جمعی از حواله داران فرداموتوربرای اعتراض به تحمیل توافق و تراضی غیرموجه در روند اجرای پرونده مقابل دادگستری کل استان سمنان،تجمع کردند.
*دلتنگی مادر زنده یاد نازنین زهرا صالحی در آغاز سال تحصیلی برای دخترش
مهین شمس، مادر دادخواه زنده یاد نازنین زهرا صالحی، در آغاز سال تحصیلی با انتشار فیلمی در صفحه اینستاگرام خود از روزهای تحصیل فرزندش می گوید .
...