دستاندازی به سفره خالی مستمریبگیران تامین اجتماعی تحت عنوان سرانه درمان
شنبه 7 شهریور
.....................
دستاندازی به سفره خالی مستمریبگیران تامین اجتماعی تحت عنوان سرانه درمان
مطابق قانون الزام سازمان تأمین اجتماعی در ارائه خدمات درمانی به بیمهشدگان مصوب سال ۱۳۶۸، این سازمان موظف و مکلف است کلیه خدمات درمانی، دارویی و بستری را به صورت صددرصد رایگان و بدون دریافت هیچگونه وجهی در مراکز ملکی خود به مستمریبگیران و بازنشستگان ارائه دهد. ماده ۳ این قانون بهروشنی صراحت دارد که دریافت هرگونه فرانشیز یا هزینه جانبی از بیمهشدگان در مراکز درمانی سازمان غیرقانونی است.
با این حال، آنچه امروز در جریان اجرایی تأمین اجتماعی مشاهده میشود، انحراف آشکار از تکالیف قانونی است. سازمان تأمین اجتماعی بهجای تقویت زیرساختهای درمان رایگان و پایبندی به منشور تاسیسی خود، با ابداع عناوین مجزا نظیر کسر حق سرانه درمان، دریافت فرانشیز از بازنشستگان خویشفرما و رها کردن بازنشستگان در برابر هزینههای کمرشکن دندانپزشکی و پاراکلینیکی، عملاً درمان رایگان را به یک سراب تبدیل کرده است.
روایت یک بازنشسته حداقلبگیر:
افزایش حقوق به تعویق افتاد، اما کسورات درمانی فوری کسر شد!
یک بازنشسته حداقلبگیر و دارنده بیمه خویشفرما، در شرح مشکلات معیشتی و ناعدالتیهای درجشده در فیش حقوقی خود میگوید:
من بازنشستهای هستم که سالها راننده ماشین سنگین بودم و بیمه خود را به صورت خویشفرما پرداختهام و اکنون در زمره حداقلبگیران قرار دارم. دریافتی ما پیش از این حدود ۱۵ میلیون تومان بود که با اعمال افزایش سال جدید به حدود ۲۰ میلیون تومان میرسد اما هنوز معوقات دو ماه اول سال برای ما واریز نشده.
عمق این بیعدالتی در فیش مستمری تیرماه مشخص شد. هنگامی که فیش حقوقی را دریافت کردم، با کمال تعجب دیدم دو فقره کسر حق سرانه درمان ثبت شده است؛ یک عنوان تحت کسر ۴۹۵ هزار تومان برای تیرماه و بند دیگری تحت کسر ۱ میلیون و ۲۹۶ هزار تومان! وقتی برای پیگیری موضوع به شعبه تأمین اجتماعی مراجعه کردم و علت را جویا شدم، مسئولان مربوطه پاسخ دادند که رقم ۱ میلیون و ۲۹۶ هزار تومان بابت مابهالتفاوت سرانه درمان فروردین و اردیبهشتماه است که بهصورت یکجا از حقوق تیرماه کسر شده است.
این رفتار مسئولان نهایت بیانصافی است؛ چطور ممکن است سازمان تأمین اجتماعی مابهالتفاوت افزایش حقوق فروردین و اردیبهشت ما را هنوز نپرداخته باشد، اما کسورات سرانه درمان مربوط به همان دو ماه را با سرعت و بیدرنگ از فیش حقوقی تیرماه کسر کند؟ علاوه بر این، در فیش حقوقی درصدی هم تحت عنوان کمکهزینه مسکن کسر شده که واقعاً دلیل آن را درک نمیکنم.
در خصوص بیمه تکمیلی نیز به دلیل آنکه بیمه تکمیلی سازمان هزینههای اساسی مثل دندانپزشکی، عینک و آزمایشهای تخصصی را پوشش نمیداد، ناچار به انصراف شدیم و حال ماهانه ۲ میلیون تومان به صورت آزاد برای بیمه تکمیلی خصوصی میپردازیم. دردآورتر اینکه وقتی به بیمارستانهای تأمین اجتماعی مراجعه میکنیم، از ما فرانشیز دریافت میشود؛ چراکه میگویند بیمه شما خویشفرما است. وقتی در شعبه به این اجحاف اعتراض کردیم، مسئولان صرفاً شماره تلفنی روی برگه نوشتند و گفتند تماس بگیرید. همان شماره را بارها گرفتیم اما مدام اشغال بود و در نهایت دستمان به هیچجا بند نشد.
خبرنگار ایلنا برای واکاوی ابعاد حقوقی این ماجرا، به سراغ نصرالله دریابیگی، نایب رئیس کانون بازنشستگان تامین اجتماعی کشور رفته است.
وی در ابتدای این مصاحبه با تشریح ماهیت سرانه درمان و ریشههای تکوین این نابرابری اظهار داشت: موضوع کسر سرانه درمان و دریافت فرانشیز از بازنشستگانی که دارای بیمه خویشفرما یا اختیاری بودهاند، یکی از چالشهای حقوقی و ساختاری جدی در بدنه سازمان تأمین اجتماعی است که متأسفانه موجبات نارضایتی عمیق مستمریبگیران را فراهم آورده است. سرانه درمان در تعریف قانونی خود، مجموع هزینههایی است که برای ارائهی خدمات پایه درمانی به هر فرد تحت پوشش در یک دوره مشخص محاسبه میشود. اما مسئله اساسی این است که طبق مفاد صریح قانون الزام، هر فردی که به افتخار بازنشستگی نائل میشود صرفنظر از اینکه در دوران اشتغال، بیمهپردازی او اجباری بوده یا خویشفرما، از نظر حقوقی یک مستمریبگیر قانونی سازمان تلقی میشود و باید بدون هیچ شرطی از درمان کاملاً رایگان بهرهمند گردد.
عضو هیئت مدیره کانون بازنشستگان در ادامه افزود: اقدام سازمان تأمین اجتماعی در دریافت فرانشیز از بازنشستگان خویشفرما در مراکز درمانی و بیمارستانهای ملکی و همزمان کسر دوبارهی حق سرانه درمان از فیش حقوقی آنان، نمونهی بارز دریافت دوگانه وجه و خروج از ریل قانون الزام است. سازمان تأمین اجتماعی نمیتواند با تفکیک ساختاری بیمهشدگان به اجباری و خویشفرما، گروهی از بازنشستگان حداقلبگیر را از درمان رایگان محروم سازد و در عین حال، کسورات سرانه درمان را با دقت ریاضی و بهصورت پیشدستانه از حقوق ناچیز آنان برداشت نماید.
دریا بیگی همچنین با اشاره به نقصهای جدی در پوشش بیمههای تکمیلی و تمایل بازنشستگان به بیمههای آزادِ بخش خصوصی خاطرنشان ساخت: هنگامی که بیمه تکمیلی اولیه سازمان، خدمات ضروری و حیاتی نظیر دندانپزشکی، عینک، آزمایشگاههای تخصصی و امور پاراکلینیکی را به شکل شایسته پوشش نمیدهد، بازنشسته حداقلبگیر مجبور میشود برای حفظ سلامت خود از سفره غذاییاش بزند و ماهانه هزینههای سنگین چند میلیون تومانی، صرف بیمههای تکمیلی آزاد و خصوصی کند. اینکه بازنشسته هم سرانه درمان بپردازد، هم از خدمات ملکی محروم شود و هم هزینه بیمه آزاد بدهد، نقض غرض درمان اجتماعی است.
...........................................
لغو پروازهای شرکت فرنچ بی فرانسه با شروع اعتصاب ۵ روزۀ خدمۀ پرواز
خدمه پرواز شرکت هواپیمایی فرنچ بی در اعتراض به عدم جبران قدرت خرید، خستگی مزمن ناشی از ساعات کاری فشرده و امتناع مدیریت از انعقاد پیمان دستهجمعی، دست به اعتصاب سراسری ۵ روزه زدند.
به گزارش منابع سندیکایی فرانسه، این رویداد پس از ماهها گفتوگو و مذاکره بینتیجه میان نمایندگان کارگری و مدیریت این شرکت هواپیمایی ارزانقیمت رخ داد. به دنبال بنبست کامل در مذاکرات دستمزد و بیتوجهی کارفرمایان به افزایش ساعات کاری و فرسودگی شغلی نیروها، تشکلهای کارگری تصمیم به برگزاری اعتصاب گرفتند. این اقدام اعتراضی رسماً از روز پنجشنبه ۲۷ اوت ۲۰۲۶ آغاز شد و تا ۳۱ اوت ادامه خواهد داشت. فراخوان این حرکت با همکاری دو تشکل عمده کارگری فرانسه، یعنی اتحادیه کشوری خدمه پروازو اتحادیه UNACصادر شد و تمامی مهمانداران و سرمهمانداران شاغل در پروازهای بینالمللی و بلندمدت را در بر میگیرد.
اتحادیههای کارگری برگزارکننده اعتصاب، دلایل اصلی این اقدام را در سه محور کلی طبقهبندی کردهاند:
افت شدید قدرت خرید: بیتوجهی مدیریت به ترمیم دستمزدها متناسب با نرخ تورم فزاینده و عدم ارائه پیشنهادهای منصفانه در مذاکرات مزدی اخیر.
فشار کاری و خستگی مزمن: اعتراض به جدول برنامهریزی فشرده در خطوط پروازی دوربُرد از جمله: مسیرهای پاریس به جزیره رئونیون، تاهیتی و ایالات متحده و کم بودن زمان استراحت قانونی میان شیفتها که ایمنی و سلامت نیروها را به خطر انداخته است.
امتناع از انعقاد پیمان دستهجمعی: خودداری کارفرما از امضای پیمان دستهجمعی کارآمد برای ساماندهی ارتقای شغلی و تثبیت حقوق قانونی کارگران.
نمایندگان اتحادیه SNPNC-FO با اعلام پیوستن بیش از ۸۰ درصد از خدمه پرواز به این اعتصاب تأکید کردند که این تصمیم پس از بیجواب ماندن هشدارهای متعدد اتخاذ شده است. تشکلهای کارگری هشدار دادهاند که در صورت عدم پاسخگویی شفاف کارفرما و نادیده گرفتن مطالبات، احتمال تمدید اعتصاب یا برگزاری دورهای جدید اعتراض وجود دارد.
همزمانی این اقدام اعتراضی با روزهای پایانی تعطیلات تابستانی، موجی از لغو پروازها، تاخیرهای طولانیمدت و سردرگمی مسافران را در فرودگاه اورلی پاریس به همراه داشته است.
..........................................
زندگی سخت زنان کارگر سقزی در مزارع کشاورزی بدون بیمه و دستمزد مناسب
تشدید فشار معیشتی در سالهای اخیر، موج جدیدی از حضور زنان سقزی در مزارع کشاورزی منطقه را رقم زده است؛ نیروی کاری که در غیاب بازرسی کار، بدون انعقاد قرارداد، پوشش بیمه تامین اجتماعی و رعایت قانون حداقل دستمزد، سختترین کارهای فصلی را به دوش میکشد.
تصاویر و گزارشهای میدانی اخیر در شبکههای اجتماعی، راوی افزایش چشمگیر حضور زنان کارگر سقزی در مزارع کشاورزی است؛ زنانی که تابستان امسال، دوشادوش مردان بار سنگین کارهای فصلی همچون وجین و برداشت نخود را در زمینهای حدفاصل بوکان و میاندوآب به دوش میکشند.
نکته قابل تامل در این زمینه، فعالیت این نیروی کار در تاریکخانهی روابط کار و خارج از شمول قانون کار است. در این مزارع، کارگران از بدیهیترین حقوق حمایتی محرومند و به هیچوجه، خبری از انعقاد قرارداد، پوشش بیمه تامین اجتماعی، رعایت مصوباتِ حداقل دستمزد و سقف مجاز ساعات کاری نیست.
این زنها می گویند: دستمزد روزانه ما بسیار ناچیز است و از بیمه و دستمزد حداقلی خبری نیست. حتی قرارداد هم نداریم. به معنای واقعی کلمه استثمار می شویم.
شواهد نشان میدهد که تشدید تنگناهای معیشتی و اقتصادی در سالهای اخیر، ترکیب جنسیتی این مشاغل سخت را تغییر داده و زنانی را که تا پیش از این حضور کمرنگتری در این عرصهها داشتند، برای تامین معاش، روانه مزارع کرده است.
براساس گزارش ایلنا:این کارگران فصلی ناچارند هر روز از ساعت ۴ بامداد خانه را ترک کنند و تا غروب، کار طاقتفرسا زیر تیغ آفتاب را تاب بیاورند؛ آنهم در ازای دستمزد ناچیزِ توافقی که بخش قابلتوجهی از آن نیز توسط هزینههای بالای ایاب و ذهاب بلعیده میشود.
..............................................
سرگردانی ۲۰۵ کارگر نساجی بروجرد محروم از بیمه بیکاری برای بازگشت به کار
با گذشت پنج ماه از بیکاری حدود ۲۰۵ کارگر شاغل در نساجی بروجرد، هنوز این کارگران پیگیر بازگشت به شغل سابق خود هستند.
از روز یکم فروردین ماه سال ۱۴۰۵، از ورود حدود ۶۰۰ کارگر نساجی بروجرد واقع در استان لرستان به بهانه آغاز جنگ و مشکلات مالی ناشی از کاهش مواد اولیه، جلوگیری شد و همه کارگران برای دریافت مقرری بیمه بیکاری به اداره کار معرفی شدند.
به گفته منابع کارگری؛ با رفع مشکلات کارخانه، قرار شد کارفرما کارگران را به کار سابق خود بازگرداند. هر چند کارگران میگویند حدودا ۴۰۰ کارگر به کار خود بازگشتند و شماری از همکاران خودخواسته محل کار خودرا ترک کردند اما حدود ۲۰۵ کارگر همچنان بازگشت به کار نشدهاند و وضعیتشان مشخص نیست.
در این زمینه یکی از کارگران تعدیلی مجموعه نساجی بروجرد گفت: در حدود ۵ ماهی که بیکار شدم در جستجوی کار به واحدهای صنعتی و خدماتی زیادی مراجعه کردهام اما تا این لحظه هیچ کاری برای من و سایر همکارانم پیدا نشده و مقرری بیمه بیکاری نیز به شماری از همکارانی که سوابق کمتری دارند، تعلق نگرفته است.
او گفت: درحالی من و سایر همکارانم به دنبال ایجاد شرایط برای بازگشت به کار هستیم که بیکاری ناشی از جنگ که جزو حوادث غیرمترقبه است در واقع "تعلیق" محسوب میشود و طبق قانون، کارفرما پس از رفع مشکلات کارگاه مکلف است از همان نیروها استفاده و آنها را مجددا به کار بازگرداند.
او با بیان اینکه شرایط معیشتی خوبی ندارد، گفت: از چند سال قبل به امید اشتغال پایدار در نساجی بروجرد، مشغول به کار شدهایم و در طول این مدت آنچه دریافت کردهایم فقط حداقلهای مزدی بوده است.
طبق اظهارات وی؛ خواسته کارگران تعدیل شده مجموعه نساجی بروجرد با سوابق کاری مختلف، بازگشت به کار سابق است.
......................................
در پی امواج سنگین اخراجها؛ ۲۰ هزار کارگر در استان هرمزگان بیکار شده اند
حدود ۲۰ هزار کارگر در استان هرمزگان، خواستار اقدام عاجل دولت برای بهبود معیشت و صیانت از امنیت شغلی نیروی کار شدند.
اسماعیل حاجیزاده، در گفتگو با ایلنا با تشریح کاهش شدید قدرت خرید و ریزش گسترده نیروی کار در این استان گفت: افزایش دستمزد در شرایط فعلی نیازی حیاتی است، اما ترمیم مزد زمانی به بهبود زندگی کارگران میانجامد که دولت همزمان برای حفظ اشتغال و توان پرداخت کارفرمایان چارهاندیشی کند؛ زیرا در شرایط کنونی، هم قدرت خرید کارگران بهشدت افت کرده و هم بسیاری از واحدهای اقتصادی توان ادامه فعالیت و پرداخت هزینههای نیروی کار را از دست دادهاند.
حاجیزاده با تشریح ابعاد رکود اقتصادی در بندرعباس اظهار داشت: طی ماههای اخیر، هتل پنجستارۀ خلیج فارس بندرعباس پس از چهار ماه تعطیلی، تمام نیروهای خود را کنار گذاشته است.
وی افزود: این مسئله صرفاً محدود به یک هتل نیست و بسیاری از شرکتهای مستقر در اسکله شهید رجایی، نظیر شرکت سینا، دست به تعدیل نیرو زدهاند.
دبیر اجرایی خانۀ کارگر هرمزگان تصریح کرد: برخی شرکتها کارگران را فقط برای ۱۰ روز کار در ماه نگه داشتهاند و برخی دیگر، نیروی کار را برای دریافت بیمۀ بیکاری به اداره کار معرفی کردهاند؛ برآوردها نشان از بیکاری حدود ۲۰ هزار کارگر در سطح استان هرمزگان دارد.
وی با تاکید بر اینکه تعدیل نزدیک به هزار نفر در یک شرکت نشاندهندۀ بحرانی عمیق است، بیان کرد: بسیاری از این کارگران آموزشدیده و متخصص پس از بیکاری، ناچاراً به مشاغل کاذب و غیررسمی مانند مسافرکشی، بنزینفروشی یا حتی قاچاق سوخت روی آوردهاند.
وی ادامه داد: مسافرکشی هم به دلیل صفهای کیلومتری سوخت در گرمای هرمزگان و بنزین آزاد ۵۰ هزار تومانی، دشواریهای فراوانی دارد؛ پیشتر نیز شاهد تعدیل ۲۵۰ کارگر شرکت فولاد مادکوش در منطقۀ ویژه اقتصادی صنایع معدنی و فلزی خلیجفارس بودیم.
حاجیزاده با اشاره به تصمیم اخیر شورای عالی کار برای بازنگری در دستمزد گفت: با توجه به تورم فعلی و نوسانات اقتصادی، جبران کاهش قدرت خرید کارگران نیازمند تصمیمی عملی است. وی افزود: هزینه واقعی سبد معیشت به حدود ۹۰ میلیون تومان رسیده است، در حالی که کارگر با حداقل حقوق ۱۷ تا ۱۸ میلیون تومانی روزگار میگذراند. حتی اضافه کردن ۱۰ یا ۲۰ میلیون تومان به دستمزد هم شکاف درآمد و هزینه یک خانوار چهار نفره را پر نمیکند.
او تصریح کرد: کارگر امروز علاوه بر مسکن و خوراک، با هزینههای کمرشکن درمان و انرژی دستوپنجه نرم میکند. برای نمونه، قبض برق یک خانوار کارگری طی ماههای گذشته از سه چهار میلیون تومان ناگهان به ۲۶ میلیون تومان رسیده است. این افزایش هزینه، ناشی از گران شدن انرژی است و فشار آن مستقیماً بر دوش اقشار فرودست میافتد؛ بنابراین دولت باید برنامهای اساسی برای نجات معیشت کارگران تدوین کند.
حاجیزاده یادآور شد: امروز مسئلۀ کارگران هرمزگان، علاوه بر دریافت دستمزد متناسب با هزینۀ واقعی زندگی، حفظ کرامت، امنیت شغلی و برخورداری از حمایتهای مؤثر در زمان بیکاری است.
.........................................
تازه ترین بازداشتیهای مرتبط با اعتراضات دیماه ۱۴۰۴؛ بازداشت ۳۰ شهروند در شهرهای محلات و نیم ور
به گزارش صدا و سیما وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران در اطلاعیهای از بازداشت ۳۰ شهروند در شهرستانهای محلات و نیمور واقع در استان مرکزی خبر داد. این نهاد مدعی شده است که این افراد به دلیل مشارکت در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ بازداشت شدهاند.
وزارت اطلاعات مدعی شده که این افراد در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در تخریب و آتشزدن شماری از منازل، فروشگاهها، بانکها، خودروهای امدادی و شخصی، اماکن دولتی از جمله مسجد جامع علیا و مسجد مهدیه بازار محلات نقش داشتهاند.
در این اطلاعیه همچنین ادعا شده که از بازداشتشدگان شماری سلاح سرد و مقادیری مشروبات الکلی و مواد مخدر کشف شده است.
در گزارش منتشرشده، به هویت این ۳۰ شهروند، زمان و نحوه بازداشت، محل نگهداری، اتهامات مطروحه علیه آنان اشارهای نشده است.
لازم به ذکر است، در جریان اعتراضات سراسری ۱۴۰۴ شمار زیادی از شهروندان در استان مرکزی بازداشت شدند. هرانا پیشتر در گزارشی از بازداشت 70 شهرروند در استان مرکزی خبر داده بود.
پیشینه اعتراضات دیماه ۱۴۰۴
تجمعات و اعتصابات کسبه و بازاریان از روز یکشنبه ۷ دیماه ۱۴۰۴ در تهران آغاز شد و پس از دو روز، دامنه آن از بازارها و مراکز تجاری فراتر رفت. با پیوستن دانشجویان، شهروندان و اقشار مختلف اجتماعی، این تجمعات به یکی از گستردهترین اعتراضات سالهای اخیر در ایران تبدیل شد. در جریان سرکوب این اعتراضات توسط نیروهای انتظامی و امنیتی، هزاران نفر کشته یا مجروح شدند و دهها هزار تن نیز توسط نهادهای امنیتی بازداشت یا احضار شدند.
........................................
مقام بسیجی: 6 ماه غیبت مجتبی خامنهای؛ حتی نبود یک تصویر از او به روحیه نیروها آسیب زده است
شش ماه پس از حملات هوایی آمریکا و اسرائیل که جنگ را آغازشد و مجتبی خامنهای را پس از زخمیشدن شدید به مقام رهبری ایران رساند، سومین رهبر جمهوری اسلامی همچنان برای مردم ایران چهرهای کاملا ناپیدا و صدایی خاموش دارد.
مقامهای ایرانی و چند منبع ارشد در داخل کشور به رویترز گفتند که مجتبی خامنهای همچنان کنترل امور را در دست دارد و به دلایل امنیتی، در حالی که از جراحات شدیدی که چهرهاش را دچار آسیب کرده بهبود مییابد، از پشت پرده رهبری میکند. به گفته این منابع، او بخش قابلتوجهی از امور روزمره را نیز به گروهی از مقامهای ارشد واگذار کرده است.
با این حال، از زمان انتصاب او، که یک هفته پس از آغاز جنگ صورت گرفت، هیچ تصویر، ویدئو یا پیام صوتی از او منتشر نشده است. همین موضوع باعث شده تردیدها درباره جایگاه او در جمهوری اسلامی افزایش یابد؛ نظامی که در آن سخن رهبر باید فصلالخطاب باشد.
با این حال، حتی در میان سرسختترین حامیان جمهوری اسلامی نیز تردیدها در حال افزایش است.
یکی از اعضای نیروهای بسیج در قم، که به دلیل حساسیت موضوع نخواست نامش فاش شود، به رویترز گفت: ما باید صدای رهبرمان را بشنویم یا دستکم نشانهای ببینیم که او در رأس امور حضور دارد و کشور را هدایت میکند تا اعتماد بیشتری پیدا کنیم.
این عضو بسیج گفت همچنان باور دارد مجتبی خامنهای تصمیمهای مهم را اتخاذ میکند، اما نبود حتی یک تصویر از او به روحیه نیروها آسیب زده و به نفع ایران نیست.
در میان مخالفان ساختار حاکم یا کسانی که خواهان اصلاحات گسترده هستند، تردیدها صریحتر بیان میشود.
شاهرخ، یک فعال اقتصادی طرفدار اصلاحات در تهران که او نیز به دلیل حساسیت موضوع خواست نام خانوادگیاش منتشر نشود، به رویترز گفت: از کجا بدانیم مجتبی کشته نشده است؟
او افزود: منطقی نیست که حتی یک نشانه برای اثبات زنده بودن او وجود نداشته باشد، چه رسد به اینکه مدرکی داشته باشیم که نشان دهد او در تصمیمگیریها مشارکت دارد.
منابع آگاه میگویند سپاه پاسداران که از گذشته نیز یکی از قدرتمندترین نیروهای سیاسی و نظامی ایران بوده، از ابتدای جنگ بر نفوذ خود افزوده و همچنان نقشی محوری در تصمیمگیریهای راهبردی در رأس ساختار بازآراییشده قدرت دارد؛ ساختاری که شورای عالی امنیت ملی در مرکز آن قرار گرفته است.
به گفته منابع ارشد، جراحاتی که در نخستین ساعات روز ۲۸ فوریه، همزمان با حملات هوایی اسرائیل و آمریکا که به کشتهشدن پدرش انجامید، متحمل شد، چهره او را دچار آسیب جدی کرده است.
اما اکنون که او به جایگاهی رسیده که در جمهوری اسلامی با هدایت دینی و مشروعیت مذهبی گره خورده و در حساسترین بحران کشور از زمان انقلاب ۱۳۵۷ قرار گرفته است، چنین توضیحاتی برای بسیاری قانعکننده به نظر نمیرسد.
کارشناسان سیاسی میگویند:غیبت طولانیمدت او وضعیت خطرناکی ایجاد کرده است؛ وضعیتی که در آن جناحهای رقیب میتوانند هر کدام مدعی شوند که از خواسته واقعی رهبر اطلاع دارند.
.....................................
بیانیه سازمان اطلاعات سپاه ؛ نگرانی حکومت از بیثباتی داخلی و بروز ناآرامیها
بیانیه سازمان اطلاعات سپاه و اظهارات مشاور قالیباف و حسین طائب از افزایش نگرانیها درباره فشار اقتصادی آمریکا، التهاب بازارها و گسترش نارضایتی حکایت دارد. حاکمیت از اوضاع اقتصادی و بیثباتی داخلی به شدت نگران است.
سازمان اطلاعات سپاه روز پنجشنبه ۵ شهریور (۲۷ اوت) در بیانیهای، راهبرد کنونی آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی را ترکیبی از "فشار اقتصادی، التهاب بازارهای مالی، جنگ روانی، عملیات امنیتی و تحریک نارضایتیهای اجتماعی" توصیف کرد.
در بیانیه این نهاد امنیتی آمده است که پس از ناکامی حملات نظامی در سرنگونی جمهوری اسلامی، تمرکز بر تضعیف انسجام ملی، گسترش نارضایتی و کشاندن اعتراضها به خیابانها تغییر کرده است.
در این بیانیه، "مقابله با اقدامات برهمزننده آرامش و انسجام داخلی، جلوگیری از فعالیت شبکههای اطلاعاتی خارجی و حفظ آمادگی نظامی"، از اولویتهای اطلاعات سپاه اعلام شده است.
سازمان اطلاعات سپاه در بیانیه خود تاکید کرده است که جمهوری اسلامی از مرحله حفظ بقا و موجودیت عبور کرده است.
لحن و محتوای بیانیه سازمان اطلاعات سپاه نشاندهنده نگرانی شدید این نهاد از پیامدهای داخلی فشار اقتصادی آمریکاست؛ بهویژه اکنون که واشنگتن از آغاز عملیات تازهای برای قطع شریانهای اقتصادی جمهوری اسلامی خبر داده است.
تمرکز این نهاد بر موضوعاتی چون نارضایتی عمومی، التهاب اقتصادی و احتمال گسترش اعتراضهای خیابانی، نشان میدهد که سازمان اطلاعات سپاه از بیثباتی داخلی و ایجاد یک خیزش مردمی دیگر در کشور نگران است.
مشاور قالیباف: آمریکا در پی ایجاد بیثباتی داخلی است
مهدی محمدی، مشاور راهبردی محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس هم در این راستا گفته است آمریکا با تشدید تحریمها، ایجاد التهاب روانی و وخیمترکردن شرایط، در پی ایجاد بیثباتی در داخل ایران است.
او معتقد است تحریمهای تازه بهتنهایی اثر تعیینکنندهای ندارند و واشنگتن بیش از هر چیز روی "واکنشهای هیجانی جامعه و تصمیمهای اشتباه مسئولان" حساب کرده است. به گفته محمدی، اگر در داخل ایران اتفاقی رخ ندهد، فشارهای جدید آمریکا نیز نتیجهای نخواهد داشت.
مشاور رئیس مجلس همچنین گفت پاکستان، عمان و قطر برای احیای مذاکرات تلاش میکنند، زیرا نگراناند ادامه وضعیت کنونی به شرایط ناخواسته و پرهزینه منجر شود. بااینحال، او تاکید کرد هیچ نشانه مثبتی از آمادگی آمریکا برای اجرای تعهدات پیشین دیده نمیشود.
این اظهارات در کنار بیانیه اطلاعات سپاه نشان میدهد نگرانی از نارضایتی عمومی، فشار اقتصادی و بیثباتی داخلی، هم در بخش نظامی و امنیتی و هم در بخش سیاسی و غیرنظامی حاکمیت افزایش یافته است.
نگرانی طائب از نارضایتی اقتصادی و افزایش بهای بنزین
حسین طائب، رئیس سازمان بسیج مستضعفین سپاه پاسداران و از چهرههای امنیتی نزدیک به مجتبی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی نیز درباره پیامدهای فشار اقتصادی و افزایش نارضایتی هشدار داده است.
طائب نیز ادعای سازمان اطلاعات سپاه را تکرار کرده و گفته است که آمریکا پس از ناکامی در جنگ نظامی، با ایجاد اختلال اقتصادی، تعطیلی کسبوکارها و افزایش نارضایتی میکوشد جامعه را دچار شکاف کند و "امید را به ناامیدی و امنیت را به ناامنی" تبدیل کند. به گفته طائب گسترش این وضعیت میتواند زمینه حمله نظامی دوباره را فراهم کند.
رئیس سازمان بسیج مستضعفین از اصناف، بازاریان و تولیدکنندگان خواست با حفظ تجارت، افزایش تولید، کنترل قیمتها و جلوگیری از دوقطبیشدن جامعه وارد "جنگ اقتصادی" شوند.
طائب همچنین خواستار کاهش مصرف بنزین، برق و گاز شد و گفت کاهش ۱۰ درصدی مصرف بنزین میتواند نیاز ایران به واردات روزانه حدود ۱۴ میلیون لیتر بنزین را برطرف کند.
رئیس سازمان بسیج درباره تاثیر اخبار بر نرخ ارز و افزایش "تورم انتظاری" نیز هشدار داد و خواستار گسترش فعالیت رسانهای بسیج شد تا جامعه، به گفته او، تحت تأثیر "جنگ ادراکی دشمن" قرار نگیرد. این سخنان نشان میدهد نگرانی او فقط به نارضایتی اقتصادی محدود نیست و واکنش افکار عمومی، بازار ارز و فضای رسانهای را نیز دربرمیگیرد.
....................................
مصدومیت و جانباختن 33 کارگر؛ ناشی از حوادث کار در لاهیجان، جوانرود، تهران، سمنان، آق قلا و فولاد بوتیا
مدفون شدن یک کارگر حفار براثر ریزش دیواره چاه در لاهیجان
در لاهیجان، یک کارگر ۳۷ ساله هنگام حفر چاه در یکی از روستاهای این شهرستان بر اثر ریزش دیواره محل حفاری زیر خاک مدفون شد. نیروهای امدادی پس از چند ساعت تلاش پیکر بیجان او را از چاه خارج کردند. هویت این کارگر اعلام نشده است.
جانباختن بیستون زارعی، کارگر ساختمانی براثر سقوط از ساختمان در جوانرود
در جوانرود نیز بیستون زارعی، کارگر ساختمانی ۴۰ ساله، هنگام کار در یک ساختمان از طبقه سوم سقوط کرد و جان باخت. بیستون زارعی اهل روستای زیران و ساکن جوانرود بود.
مصدومیت 6 کارگر در کارخانه فولاد بوتیای کرمان
در کارخانه فولاد بوتیای کرمان، طی حوادث اخیر شش کارگر آسیب دیدند. سه نفر هنگام عملیات داربستبندی از ارتفاع سقوط کردند و سه نفر دیگر بر اثر قرار گرفتن در معرض گاز دیاکسیدکربن دچار مسمومیت شدند. از سه کارگر مسموم، دو نفر در محل مداوا شدند و کارگر سوم به بیمارستان شهید باهنر کرمان منتقل شد و یک روز بعد از بیمارستان مرخص شد. درباره وضعیت سه کارگری که از داربست سقوط کردهاند جزئیات بیشتری منتشر نشده است.
این نخستین حادثه مرگبار اخیر در فولاد بوتیا نیست. علیرضا ابراهیمی، مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان کرمان، تأیید کرده است در مردادماه نیز یک کارگر این کارخانه بر اثر سقوط از ارتفاع جان باخته است. به گفته او، بازرسان اداره کار پس از حادثه وارد کارخانه شدهاند و بررسی علت حادثه و وضعیت ایمنی مجموعه ادامه دارد. تکرار چند حادثه در فاصلهای کوتاه، حتی در گزارش خبرگزاری تسنیم نیز با عنوان وضعیت نابسامان ایمنی در کارخانه فولاد بوتیا مورد توجه قرار گرفته است.
. گیر کردن دست کارگر ۱۸ ساله تبعه افغانستان در دستگاه چرخگوشت
به گزارش خبرگزاری مهر، روز جمعه، یک کارگر در تهران، حین انجام کار مصدوم شد.
به گفتۀ سخنگوی سازمان آتشنشانی استان تهران دست یک کارگر ۱۸ ساله تبعه افغانستان در دستگاه چرخگوشت گیرکرد و دست راست وی آسیب جدی دید و روانه بیمارستان گردید.
مصدومیت ۲۲ آتش نشان در شهرک صنعتی آققلا
به گزارش ایرنا، مدیرعامل جمعیت هلالاحمر گلستان از مصدومیت ۲۲ نیروی آتش نشانی، حین انجام کار در شهرک صنعتی آققلا خبر داد.
در پی وقوع آتشسوزی در یکی از کارخانههای شهرک صنعتی آققلا،
این حادثه منجر به مصدومیت ۲۲ آتش نشان در پی اطفا حریق شد که ۱۱ نفر در محل حادثه بهصورت سرپایی تحت اقدامات امدادی از جمله اکسیژنتراپی، کنترل خونریزی و پانسمان قرار گرفتند. دو مصدوم توسط تیمهای جمعیت هلالاحمر و ۹ مصدوم نیز توسط عوامل اورژانس به مراکز درمانی منتقل شدند.
مصدومیت یک کارگر در سمنان
به گزارش صداوسیما، یک کارگر ۴۰ ساله در سمنان حین انجام کار، طی حادثهای مصدوم شد.
بر اساس این گزارش، این کارگر حین انجام کار طی حادثهای از طبقه سوم یک ساختمان به پایین سقوط کرد و مصدوم شد.
وی پس از حضور نیروهای امدادی جهت سیر مراحل درمانی به بیمارستان منتقل شد.
حوادث اخیر بخشی از روند گستردهتر مرگ و آسیب کارگران در محیطهای کاری ایران است. بر اساس آمار گردآوریشده از سوی مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، در فاصله اردیبهشت ۱۴۰۴ تا اردیبهشت ۱۴۰۵ دستکم ۵۸۶ کارگر در حوادث کار جان باخته و ۴۴۲۴ کارگر مصدوم شدهاند. حدود یکپنجم حوادث ثبتشده مربوط به فعالیتهای ساختمانی بوده و سقوط از ارتفاع نیز با نزدیک به ۱۶ درصد، از مهمترین عوامل حوادث کار گزارش شده است.
..........................................
تجمع اعتراضی پرسنل راه آهن و تراورس مشهد و مالباختگان شرکت سرمایه گذاری در تالش
تجمع اعتراضی پرسنل رسمی راه آهن و تراورس در مشهد
روز جمعه، کارکنان رسمی راه آهن و تراورس در میدان راه آهن مشهد تجمع اعتراضی برگزار کردند.
به گزارش خبرگزاری هرانا، این کارکنان معترض با در دست داشتن پلاکاردی، خواهان تجدیدنظر در میزان حکم کارگزینی خود شدند.
تجمع مالباختگان یک شرکت سرمایهگذاری آنلاین در تالش
روز پنجشنبه ۵ شهریورماه، شماری از مالباختگان یک مجموعه سرمایهگذاری آنلاین موسوم به «افاندیکی» در مقابل یک داروخانه منسوب به این مجموعه واقع دریکی از خیابانهای شهر تالش دست به تجمع زدند. این تجمع در اعتراض به استرداد نشدن وجوه سرمایهگذاران و صورت گرفته است.
تعداد مالباختگان این شرکت که از یک سال پیش رمزارزهایی را به فروش رسانده و تا سه ماه پیش به سرمایهگذاران مبالغی نیز پرداخت کرده است.عده سرمایه گذارن چندین هزار نفر، و مبالغ از دسترفته نیز تا چند صد میلیارد تومان برآورد شده است.
دادستان شهرستان تالش در اطلاعیهای اعلام کرده است موضوع فعالیت این مجموعه در دستگاه قضایی در حال رسیدگی است.
.............................................