ترامپ تقصير سرنگون نشدن جمهوری اسلامی را به گردن کردها انداخت
کارگران شهرداری ارومیه قطع بیمه درمانی خود را رسانەای کردند
شماری از کارگران شهرداری ارومیه از قطع بیمه درمانی خود خبر دادند. اداره تامین اجتماعی ارومیه به دلیل بدهیهای مالی شهرداری به تامین اجتماعی، از تمدید اعتبار درمان این کارگرانی که نیازمند خدمات هستند، خودداری کرده است.
براساس این گزارش، اداره تامین اجتماعی ارومیه به دلیل بدهیهای مالی شهرداری به تامین اجتماعی، از تمدید اعتبار درمان کارگرانی که نیازمند خدمات هستند، خودداری کرده است.
یکی از کارگران در این رابطه گفت : « اداره تامین اجتماعی با عدم تمدید بیمه کارگران میخواهد به بدهیهای قبلی خود از کارفرما برسد. این عمل اداره تامین اجتماعی ارومیه خلاف قانون است چرا که ما سالهاست که به سازمان تامین اجتماعی حق بیمه پرداخت میکنیم.»
این کارگر ضمن اظهار بی اطلاعی از میزان بدهیهای بیمهای شهرداری به سازمان تامین اجتماعی، افزود: « من و همکارانم درست است که بابت برخی مطالبات پرداخت نشده طلبکاریم اما مطابق با ماده ۳۶ قانون تامین اجتماعی، این وظیفه کارفرماست که حق بیمه را از مزد کسر و به حساب سازمان تامین اجتماعی واریز کند. عدم تمدید اعتبار درمانی، برای تعدادی از کارگران و خانوادههایشان که در بیمارستانهای طرف قرارداد با تامین اجتماعی بستری هستند، مشکلاتی ایجاد کرده است.»
.........................
چهار(٤) شهروند در پی تیراندازی بیضابطه نیروهای امنیتی ادارە اطلاعات ایرانشهر کشته شدند
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از حال وش، روز یکشنبه ٢٠ اردیبهشت در پی تیراندازی بیضابطه نیروهای اداره اطلاعات ایرانشهر به سمت یک خودرو، چهار سرنشین آن جان خود را از دست دادند.
هویت این شهروندان، عبدالحلیم حملی، ۵۰ ساله فرزند عبدالکریم، ناصر حملی (جمالزهی)، ٤۳ ساله و ماجد حملی (جمالزهی)، ٤۱ ساله، فرزندان عبدالرحمن و منصور جمالی، ۳۰ ساله فرزند عبدالخالق، همگی اهل و ساکن روستای آبچکی از توابع شهرستان سرباز، گزارش شده است. بنا بر اطلاعات دریافتی، تمامی این افراد متأهل و پدر فرزندانی هستند.
براساس این گزارش، نیروهای اداره اطلاعات شهرستان ایرانشهر که سرنشین یک دستگاه خودروی پژو پارس بودهاند، بدون ارائه هشدار یا دستور ایست قبلی، خودروی پژو ٤۰۵ حامل این چهار شهروند را بهصورت مستقیم هدف تیراندازی قرار دادند. در پی این تیراندازی، هر چهار سرنشین خودرو بر اثر اصابت گلوله جان خود را از دست دادند.
در ادامه این گزارش آمده است، «شدت تیراندازی به حدی بوده که خودرو پس از متوقف شدن دچار آتشسوزی شده و اجساد قربانیان نیز در میان شعلهها سوختهاند؛ بهگونهای که پیکر دو تن از آنان بهشدت دچار سوختگی و غیرقابل شناسایی شده است.»
.............................
مرگ و مصدومیت ۳ کارگر از جمله یک آتشنشان در سایه فقدان ایمنی محیط کاردر مشهد وملایر
دو کارگر حین انجام کار در مشهد دچار حادثه شدند
براساس این گزارش، طی حادثه ریزش دیواره «کال» در محله کشاورز مشهد، دو کارگر که حین انجام کار بودند، زیر آوار گرفتار شدند.
بعد از حادثه، ماموران امداد و نجات به محل وقوع حادثه اعزام شدند که در بررسیهای اولیه مشخص شد، یکی از کارگران به دلیل حجم سنگین آوار همان دقایق اولیه دچار خفگی شده و جان خود را از دست داده است و کارگر دیگر که به شدت مصدوم شده بود برای ادامه درمان توسط اورژانس مستقر در محل به بیمارستان منتقل شد.
لازم به ذکر است که «کال» به معنی درهای یا مسیری است که به دلیل عبور سیلاب درست شده باشد.
مصدومیت یک آتشنشان در ملایر
به گزارش ایلنا، یک آتشنشان حین انجام کار طی حادثهای مصدوم شد. آتش نشانی شهرداری ملایر در مورد این حادثه اعلام کرد: ماموران آتشنشانی اقدام به نجات یک جوان کردند که از طبقه سوم یک ساختمان پنج طبقه قصد خودکشی داشت. در جریان این اقدام یکی از آتش نشانان بعد از نجات آن جوان، دچار مصدومیت شد و پس از امدادرسانی اولیه، به مرکز درمانی انتقال یافت.
در این گزارشات به جزئیات بیشتر از جمله هویت این افراد اشارهای نشده است.
...........................
عرفان شکورزاده، دانشجوی مهندسی هوافضا به اتهام «جاسوسی» اعدام شد
مرکز رسانه قوه قضاییه از اجرای حکم اعدام عرفان شکورزاده، دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی هوافضا، خبر داد. آقای شکورزاده پیشتر به اتهام «همکاری اطلاعاتی با موساد و سیا» به مجازات مرگ محکوم شده بود.
مرکز رسانه قوه قضاییه صبح روزدوشنبه ٢١ اردیبهشت، با اعلام این خبر مدعی شد؛ عرفان شکورزاده، فرزند جعفر که در یکی از مجموعههای علمی فعال در حوزه ماهواره فعالیت میکرد، متهم شده بود که از طریق بسترهایی چون ایمیل، لینکدین و واتساپ با افرادی مرتبط با موساد و سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA) ارتباط برقرار کرده است.
در این گزارش ادعا شده که وی اطلاعاتی درباره محل فعالیت، پروژههای در حال اجرا و برخی مشخصات مرتبط با مجموعه محل اشتغال خود را در اختیار این نهادها قرار داده و در مقابل، مبالغی به صورت ارز دیجیتال دریافت کرده است. همچنین رسانه قوه قضاییه مدعی شده که او با هدف دریافت ویزا و ادامه تحصیل، برای برقراری ارتباط با سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا اقدام کرده بود.
دستگاه قضایی همچنین ویدیویی از اعترافات اجباری منتسب به عرفان شکورزاده منتشر کرده است. او در این ویدیو که مشخص نیست در چه شرایطی به ضبط رسیده است، میگوید که ماموران سیا و موساد تلاش میکردند با القای «نبود آینده و پیشرفت در ایران» و طرح موضوعاتی مانند «بینتیجه بودن تحصیل و تلاش در کشور»، زمینه جذب افراد را فراهم کنند.
در این گزارش به زندان محل اجرای حکم اعدام آقای شکورزاده اشارهای نشده است. با اینحال، گفته شده بود که وی برای اجرای حکم اعدام از زندان اوین به زندان قزلحصار منتقل شده است.
عرفان شکورزاده، حدودا ۲۹ ساله، دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی هوافضا و فناوری ماهواره در دانشگاه علم و صنعت بود که بهمن سال ۱٤۰۳ بازداشت و حکم اعدام او هفته گذشته در دیوان عالی کشور تأیید شده بود.
............................
ترامپ تقصير سرنگون نشدن جمهوری اسلامی را به گردن کردها انداخت
رئیس جمهور آمریکا روز دوشنبه ٢١ اردیبهشت، در سخنان خود درباره ایران و مخالفان حکومت در داخل کشور به گروههای کرد حمله کرد و به طور غیرمستقیم آنها را مسئول عدم کامیابی معترضان در ایران معرفی کرد.
به گفته او، مردم ایران «میخواستند به خیابانها بریزند، ولی اسلحه نداشتند، ما فکر میکردیم کردها به آنها اسلحه خواهند رساند، اما کردها ما را نومید کردند، کردها فقط دست بگیر دارند.»
ترامپ گفت که آمریکا «مقداری اسلحه با مهمات» برای آنها فرستاده است تا به مردم برسانند، اما کردها از این کار سر باز زده و سلاحها را نگه داشتند».
این نکتهای است که او پیشتر نیز در روز اول ماه مه در کاخ سفید در گفتوگوهایش با خبرنگاران به آن اشاره کرده بود، که «مقدار کمی» اسلحه فرستاده شده، اما کردها اسلحهها را «تحویل ندادند».
در هفته آغازین جنگ اخیر با ایران، گزارشهایی منتشر شد از ورود احتمالی گروههای مسلح کرد به خاک ایران؛ ترامپ ابتدا از این ایده سخت حمایت کرد، اما سپس آن را رد کرد و گفت: «دنبال این نیستیم که کردها وارد شوند. همانطور که میدانید ما با کردها رابطه بسیار دوستانهای داریم، اما نمیخواهیم جنگ از آنچه هست پیچیدهتر شود. من این گزینه را رد کردهام و نمیخواهم کردها وارد صحنه بشوند.»
..............................
سفر قاآنی به عراق برای جلوگیری از خلع سلاح حامیان جمهوری اسلامی
رسانههای عربی به نقل از منابع عراقی گزارش دادهاند که تلاشهایی برای به تعویق انداختن نشست پارلمان عراق، که قرار است به رایگیری درباره ترکیب کابینه علی الزیدی اختصاص یابد، در جریان است. بر اساس این گزارشها، در درون "چارچوب هماهنگی" بر سر توزیع پستهای وزارتی اختلافهای جدی وجود دارد و همین موضوع برگزاری نشست پارلمان را با تاخیر روبهرو کرده است.
همزمان، روزنامه الشرق الاوسط به نقل از دو مقام عراقی گزارش داد که اختلاف بر سر نقش گروههای مسلح نزدیک به ایران، روند تشکیل دولت جدید عراق را با مانع روبهرو کرده است. به گفته این منابع، تهران با تلاشها برای محدود کردن حضور این گروهها در ساختار دولت آینده مخالفت کرده و از جریانهای همسو خواسته است از حمایت هر کابینهای که به تضعیف جایگاه این نیروها منجر شود، خودداری کنند.
این گزارشها همزمان با خبرهایی درباره سفر اسماعیل قاآنی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، به بغداد منتشر شدهاند. العربیه فارسی به نقل از منابع عراقی گزارش داده است که قاآنی در جریان سفر خود از گروههای شبهنظامی خواسته است در برابر درخواستها برای تحویل سلاح تسلیم نشوند.
بر اساس این گزارش، او همچنین درباره مسئله تحویل سلاح این گروهها و جایگاه حشدالشعبی، "خطوط قرمز" تهران را به مقامهای عراقی منتقل کرده است. به نوشته این رسانه، قاآنی همچنین از گروههای مسلح خواسته است با آمریکا وارد رابطه نشوند.
منابعی که الشرق الاوسط به آنها استناد کرده نیز گفتهاند قاآنی در دیدار با رهبران شیعه و طرفهای درگیر در مذاکرات، پیامهای تهران را منتقل کرده است. این منابع همچنین مدعی شدهاند که ایران نسبت به آنچه "نزدیکی بیش از حد بغداد به واشنگتن" توصیف شده، ابراز نگرانی کرده و بر حفظ نقش گروههای مسلح در ساختار قدرت تاکید داشته است. این تحولات در حالی گزارش میشود که گفتوگوها برای تشکیل دولت به رهبری علی الزیدی وارد مرحلهای حساس شده است.
یک مقام عراقی نیز گفته است بنبست سیاسی در بغداد بازتابی از رقابت گستردهتر میان جمهوری اسلامی و آمریکا بر سر نفوذ در عراق است.
..............................
وزیر نفت ایران مدعی شد : « اقداماتی در واکنش به محاصره دریایی آمریکا انجام دادهایم »
محسن پاکنژاد، وزیر نفت جمهوری اسلامی، روز دوشنبه ۱۱ مه (۲۱ اردیبهشت) در گفتوگو با تلویزیون دولتی ایران گفت : « بخش نفت این کشور از زمان آغاز محاصره دریایی آمریکا علیه بنادر ایران با برخی مشکلات روبهرو شده، اما وزارت نفت اقدامهای مقابلهای انجام داده است.»
او بدون اشاره به جزئیات این اقدامها گفت : « این روند همچنان ادامه دارد. در طول ۴۰ روز جنگ، تولید ما کاهش پیدا نکرد و روند صادرات مطلوب بود. طبیعتا در روزهای پس از محاصره آمریکا با چالشهایی روبهرو شدهایم، اما اقدامهایی انجام شده و این روند ادامه دارد. دشمن دچار توهم است.»
در همین حال، خبرگزاری رویترز گزارش داد که پاکنژاد در اظهارات خود جزئیاتی درباره این تدابیر ارائه نکرده است. پیشتر نیز برخی مقامهای آمریکایی گفته بودند جمهوری اسلامی در حال سازگار شدن با محاصره از راههای مختلف است.
به گفته آنها، از جمله این راهها ذخیره نفت در نفتکشهایی است که در غیر این صورت خالی میماندند و همچنین میتوان به کاهش تولید در میدانهای نفتی اشاره کرد.
.............................
تشکیل جلسه امنیتی در کاخ سفید برای تصمیمگیری درباره جنگ ایران و عکس العمل قالیباف
در پی سخنان دونالد ترامپ درباره پیشنهادات تازه ایران، وبسایت خبری اکسیوس روز دوشنبه ٢١ اردیبهشت، به نقل از سه منبع خبر داد که قرار است برای تصمیمگیری درباره گامهای پیشِ رو در مورد ایران در کاخ سفید جلسه امنیتی تشکیل شود.به نوشته اکسیوس، بررسی امکان بازگشت به حمله نظامی از جمله این گامهای احتمالی است.
بر اساس این گزارش، علاوه بر رئیس جمهور آمریکا، جیدی ونس، معاون او، استیو ویتکاف، نماینده ویژه ترامپ، مارکو روبیو، وزیر خارجه، و پیت هگست، وزیر دفاع، نیز در این جلسه حضور خواهند داشت.
اکسیوس از دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا، و جان رتکلیف، رئیس سیآیای، به عنوان دو شرکتکننده دیگر در این جلسه امنیتی نام برده است.
این جلسه پس از آن برگزار میشود که ترامپ در دفتر کار خود در گفتوگو با خبرنگاران پیشنهادات تازه حکومت ایران را «احمقانه» و «آشغال» نامید و چنین نظر داد که آتشبس فعلی بهزور زنده نگه داشته شده است.
ساعتی پس از ابراز ناخشنودی دوباره رئیس جمهور آمریکا از پیشنهادات ایران، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، در پیامی در شبکه ایکس هشدار داد که ایران «برای تمام گزینهها» آماده است.
در این پیام تازه آمده است: «نیروهای مسلح ما آمادهٔ پاسخگویی درسآموز به هر تجاوزی هستند؛ استراتژی اشتباه و تصمیمهای اشتباه، همیشه نتیجهٔ اشتباه خواهد داشت، همهٔ دنیا قبلاً این را فهمیدهاند.»
..............................
۷۳ روز از قطعی اینترنت در ایران میگذرد بدون آن که چشماندازی از بازگشت آن برای مردم وجود داشته باشد
حسین افشین، معاون علمی و فناوری مسعود پزشکیان، روز دوشنبه ٢١ اردیبهشت، در مصاحبهای به طور تلویحی وجود دلایل امنیتی برای قطعی کامل اینترنت در ایران را رد کرد.او در این مصاحبه میگوید که «حتی در شرایط جنگی هم بستن اینترنت راهکار درستی نیست، چرا که دیدیم وقتی اینترنت کامل بسته بود هم ترورها ادامه داشت».
حکومت جمهوری اسلامی در پی آغاز حملات مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران پیش از هر چیز دسترسی مردم عادی به اینترنت در کشور را به طور کامل قطع کرد، محدودیتی که پس از بیش از دو ماه همچنان ادامه دارد.
یکی از دلایلی که مقامهای حکومتی برای این سیاست در رسانهها مطرح میکردند این بود که اینترنت میتواند راه نفوذ «دشمن» به کشور را هموار کند.
حسین افشین به عنوان یکی از مقامهای دولتی در ایران این استدلال را زیر سوال میبرد و با دلیلی ساده آن را بیاعتبار جلوه میدهد. حکومت با وجود قطع کردن سراسری اینترنت هرگز نتوانست جلو ترور شخصیتهای نظام همچون علی لاریجانی را بگیرد.
این نکتهای است که در ویدئویی دیگر که سایت دنیای اقتصاد منتشر کرده تکرار میشود و نشان میدهد که حکومت هرگز نتوانسته است با قطع کردن اینترنت جلو نفوذ گسترده اسرائیل و آمریکا به خود را بگیرد.
دراین ویدیو، علی کیاییفر که متخصص امنیت اطلاعات معرفی میشود تأکید میکند: «در جنگ ۱۲ روزه، نوبیتکس، بانک پاسارگاد، بانک سپه و بانک مرکزی از داخل خود ایران هک شدند. مثلاً نوبیتکس توسط یک سِروِر زامبی تو یک مدرسه علمیه خواهران تو قم هک شد.»
در چند هفته گذشته چند مقام در دولت مسعود پزشکیان صراحتا با قطع دسترسی مردم از اینترنت ابراز مخالفت کرده و آن را حتی برای امنیت کشور مضر دانستهاند. در جناح مقابل اما عدهای از جمله چند نماینده مجلس ضمن دفاع از بسته ماندن اینترنت اشاره کردهاند که دولت پزشکیان خود در این اقدام نقش داشته است.
نتبلاکس که میزان دسترسی به اینترنت در سراسر جهان را رصد میکند روز دوشنبه ٢١ اردیبهشت، یادآوری کرد که ۷۳ روز از قطعی اینترنت در ایران میگذرد بدون آن که چشماندازی از بازگشت آن برای مردم وجود داشته باشد.
........................
گزارشی از گرانی و کمبود دارو، کە مردم ایران را سرگردان و درمانده کرده است !
به گزارش اقتصاد ٢٤ همزمان با شیب تند تورم و افزایش فشارهای اقتصادی به خانوادهها، شاهد بحران جدی در حوزه دارو هستیم. تا همین چند ماه قبل، خرید یک بسته قرص مسکن یا شربت سرماخوردگی ساده، آخرین دغدغه اقتصادی یک خانوار بود. اما امروز طبق آمارهای رسمی و میدانی، با افزایشی بین ۳۰ تا ۳۰۰ درصدی در قیمت انواع داروها مواجه هستیم و این وضعیت سبب شده که بسیاری از مردم به خاطر مسائل مالی رسیدگی به موضوع سلامت را از لیست اولویتهای خود خط بزنند. این جهش قیمتی تنها شامل داروهای وارداتی یا خاص نیست؛ بلکه داروهای تولید داخل که بخش عمده سبد مصرفی مردم را تشکیل میدهند نیز از این تورم افسارگسیخته مصون نماندهاند.
ریشه این گرانی را باید در نوسانات شدید نرخ ارز و حذف تدریجی ارز ترجیحی جستوجو کرد. وقتی دلار در بازار آزاد مرزهای جدیدی را فتح میکند، زنجیره تولید دارو از مواد اولیه گرفته تا بستهبندی و حملونقل، تحت تأثیر قرار میگیرد. نتیجه این فرآیند، فاکتورهای سنگینی است که در داروخانهها به دست مردم داده میشود؛ فاکتورهایی که با حقوقهای ثابت و سفرههای کوچکشده همخوانی ندارند.
برای یک کارگر یا کارمند ساده، افزایش چند برابری قیمت دارو به معنای حذف یک قلم اساسی از سبد معیشت است. گزارشها نشان میدهد که بسیاری از خانوادهها مجبور شدهاند بین خرید اقلام خوراکی و تأمین داروی اعضای خانواده، دست به انتخابهای دردناکی بزنند. این یعنی سلامت جامعه به شکلی ناعادلانه به طبقه اقتصادی افراد گره خورده است. در یک نظام سلامت کارآمد، دارو نباید تابع نوسانات لحظهای ارز باشد، اما در حال حاضر، جان انسانها مستقیماً با نمودارهای صرافیها پیوند خورده است.
در این میان، مهدی زحمتکش نایب رئیس انجمن داروسازان تهران به نکتهای حیاتی اشاره میکند که نباید از آن غافل شد؛ «اقتصاد دارو تافته جدابافته از اقتصاد کلان کشور نیست.» وقتی تورم عمومی در مرز ۵۰ درصد نوسان میکند و هزینههای جانبی تولید از قبیل دستمزد، برق و بستهبندی جهش مییابند، اصرار بر قیمتگذاری دستوری بدون در نظر گرفتن واقعیتهای بازار، تنها به بستن خطوط تولید منجر میشود. به عبارتی، بیمار نه تنها باید هزینه تورم را بدهد، بلکه باید تاوان ناهماهنگی دولت با تولیدکننده را نیز با «کمیاب شدن» دارو بپردازد.
اما گرانی تنها یک روی سکه است؛ روی دیگر و تاریکتر این بحران، «کمبود» است. شنیدن جمله «نداریم، بگردید شاید پیدا کنید» به ترجیعبند تکراری نبرد روزانه مردم در داروخانهها تبدیل شده است. کمبود دارو در ماههای اخیر از سطح داروهای خاص به سمت داروهای عمومی و حتی آنتیبیوتیکهای ساده کشیده شده است.
این وضعیت نه تنها ناشی از مشکلات ارزی، بلکه محصول سوءمدیریت در زنجیره توزیع و ناهماهنگی بین نهادهای متولی است. از یک سو تولیدکنندگان به دلیل عدم صرفه اقتصادی و مشکلات نقدینگی، ظرفیت تولید را کاهش دادهاند و از سوی دیگر، تخصیص قطرهچکانی ارز باعث شده تا ترخیص مواد اولیه از گمرکات با تأخیرهای طولانی مواجه شود. در این میان، انبارها خالی میشوند و بیمارانی که ثانیهها برایشان حکم زندگی را دارد، دربهدر داروخانههای شهر میشوند.
هرجا که کمبود باشد، بازار سیاه جوانه میزند. از همین رو، در حالی که قفسه داروخانههای رسمی خالی است، ناصرخسرو و بازارهای غیررسمی با قیمتهای نجومی و داروهای بعضاً تاریخگذشته یا تقلبی، به تنها امید خانوادههای مستأصل تبدیل شدهاند. این یعنی انتقال سرمایه مردم به جیب سوداگرانی که از خون بیماران ارتزاق میکنند؛ وضعیتی که نتیجه مستقیم ناکارآمدی در تأمین و توزیع عادلانه دارو است.
فاجعه زمانی عمیقتر میشود که بدانیم طبق گزارشهای میدانی، برخی داروهای کمیاب که در داروخانههای دولتی با صفهای طولانی یافت نمیشوند، به راحتی در پیادهروهای ناصرخسرو با قیمت دلار روز معامله میشوند. این یعنی نشتی در زنجیره توزیع و ناتوانی در نظارت سیستمی که باعث شده دارو به جای رسیدن به دست بیمار، به دست دلالان برسد.
اگر برای یک شهروند عادی، نبود دارو به معنای طولانی شدن دوره بیماری است، برای بیماران خاص (مانند مبتلایان به سرطان، تالاسمی، اماس و بیماریهای نادر)، نبود دارو حکم مرگ و زندگی را دارد. این قشر از هموطنان ما در خط مقدم آسیبهای ناشی از تحریمها و نوسانات اقتصادی قرار دارند.
داروهای این بیماران اغلب وارداتی و بسیار گرانقیمت هستند. حتی با وجود پوششهای بیمهای، هزینههای جانبی و مابهتفاوتهای قیمتی به قدری بالاست که بسیاری از خانوادهها را به زیر خط فقر مطلق کشانده است. قطع حتی یک دوره از درمان به دلیل نبود دارو یا ناتوانی مالی در خرید آن، میتواند تمام زحمات چندینساله کادر درمان و بیمار را به باد دهد.
یکی از انتقادات جدی به وضعیت فعلی، عملکرد سازمانهای بیمهگر است. در حالی که قیمت دارو به صورت پلکانی بالا میرود، تعرفههای بیمه و میزان پوشش آنها با سرعتی بسیار کمتر حرکت میکند چنانچه بیمار امروز احساس میکند که در میانه این طوفان اقتصادی تنها رها شده است. طرحهایی مانند «دارویار» که با هدف مدیریت یارانهها اجرا شد، علیرغم اهداف اولیه، نتوانست بار مالی را از دوش بیمار بردارد و در بسیاری از موارد به دلیل عدم انجام تعهدات دولت به داروخانهها، عملاً باعث قفل شدن سیستم توزیع شد.
بنا بر گزارشهای منتشر شده، بدهی انباشته سازمانهای بیمهگر به داروخانهها اکنون به ارقام نجومی رسیده است. وقتی داروخانه پولی برای نوسازی موجودی خود ندارد، عملاً چرخه تأمین قطع میشود. در این شرایط، نه تنها قیمت دارو افزایش یافته، بلکه تعرفه خدمات پزشکی و ویزیتها نیز با جهشی بیسابقه مواجه شده که دسترسی به اولین حلقه زنجیره درمان را برای قشر ضعیف ناممکن کرده است.
اخیرا شاهد دستورات و جلسات متعددی از سوی مقامات عالیرتبه، از جمله رئیسجمهور و وزیر بهداشت، برای ساماندهی به وضعیت دارو بودهایم. دستوراتی مبنی بر تأمین فوری نقدینگی، ترخیص مواد اولیه و کنترل قیمتها. اما واقعیت این است که فاصله زیادی بین مصوبات روی کاغذ و قفسههای داروخانهها وجود دارد.
تا زمانی که مشکل ریشهای نقدینگی شرکتهای دارویی حل نشود، تا زمانی که اولویتبندی ارزی شفاف نباشد و تا زمانی که نظارت دقیق بر شبکه توزیع جایگزین برخوردهای مقطعی نشود، نمیتوان به بهبود پایدار وضعیت امید داشت. مردم تشنه آمارهای امیدوارکننده نیستند؛ آنها میخواهند وقتی با نسخه پزشک به داروخانه مراجعه میکنند، نگران قیمت یا نبود دارو نباشند.
دسترسی به داروی باکیفیت و ارزانقیمت، یکی از ابتداییترین حقوق شهروندی و از وظایف حاکمیتی دولتهاست. بحران دارو در ایران، پیش از آنکه ناشی از تحریمهای ظالمانه باشد، ناشی از گرههای کوری است که در ساختار اجرایی و تصمیمگیریهای اقتصادی ایجاد شده است.
چشمانداز آینده سلامت در کشور، نیازمند یک جراحی عمیق در سیاستهای ارزی و حمایتی است. نباید اجازه داد رنج بیماری با رنج تأمین دارو مضاعف شود. امروز صدای بیماران و خانوادههایشان بیش از هر زمان دیگری بلند است؛ آنها نه وعده میخواهند و نه دستورالعملهای بیپشتوانه؛ آنها تنها حق حیات خود را مطالبه میکنند.
....................................